فهرست کتاب


فضیلتهای اخلاقی

سید محمد رضا غیاثی کرمانی

برخی از رذایل اخلاقی و آثار شوم آنها

در این مبحث به صفات نا پسند و رذایلی که مربوط به سه قوه عاقله و شهویه و غضبیه است اشاره ای نموده و آثار سوء هر کدام را به نحو اختصار شرح می دهیم. این صفات نکوهیده عبارتند از:
1- حسادت: یعنی تمنا و آرزوی زوال نعمت از فرد یا افرادی دیگر، که از بدترین بیماریها و رذایل اخلاقی است.
حسود بیچاره همواره مبتلا به غم و اندوه است؛ زیرا به واسطه هر نعمتی که به دیگران می رسد، اندوهگین می شود و نعمت خدا هم همواره به سوی مردم سرازیر است.
الا تا نخواهی بلا بر حسود - که آن بخت بر گشته خود در بلاست
چه حاجت که با او کنی دشمنی - که او را چنین دشمنی در قفاست
حسود نسبت به کسانی که از نعمت حق بر خوردارند حسادت می ورزد و بنده بی گناه را دشمن می دارد و از این بالاتر در مقام ضدیت با خداوند است؛ زیرا پروردگار عالم طبق مصلحت خویش به افراد بشر نعمت می دهد و حسود ناراحت از این نعمت است.
توانم آنکه نیازارم اندرون کسی - حسود را چه کنم کو ز خود به رنج در است
بمیر تا برهی ای حسود کاین رنجی است - که از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست
حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ایاکم و الحسد فان الحسد یأکل الحسنات کما تأکل النار الحطب . **از حسد بپرهیزید چرا که حسد ایمان را می خورد همانگونه که آتش هیزم را )، (بحار الأنوار 73/255 ح 26).***
همچنین پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: نعمتهای خدا دشمنانی دارند. عرض شد که چه کسانی دشمنان نعمتهای خدایند؟ حضرت فرمودند: کسانی که حسادت نسبت به افرادی دارند که مورد فضل خدایند.
و حضرت صادق علیه السلام فرمود: (اقل الناس لذة الحسود **بحار الأنوار 73/250/ ح 8.***؛ کمترین لذت را حسودان دارند )، حسود قبل از آنکه به محسود ضربه ای بزند، به خودش ضرر رسانده است.
حضرت علی علیه السلام فرموده است: (الحسود لا یسود ). **(و حسود هرگز به آقایی و سیادت نمی رسد )، (شرح غررالحکم 1/255/ ح 1017).***
و بدترین حسادتها حسادت بین دانشمندان و عالمانی است که علم را به خاطر جاه طلبی و کسب مال تحصیل نموده اند، و حسادت از طبیعت نا پاک آنان سرچشمه گرفته است.
علاج حسد: ابتدا اندیشیدن در این معنی است که این دنیای عاریتی چند روزی بیش نیست و ارزش انسان بیش از آن است که عمر شریف خود را به حسادت بگذراند و اعمال خود را تباه سازد؛ و دیگر آنکه بکوشد که بر خلاف مقتضیات حسد عمل کند. مثلاً اگر حسد او را به کبر وا داشته در مقابل محسود تواضع بنماید؛ و اگر به غیبت وا داشته زبان به مدح و ثنای او بگشاید؛ و اگر به ترشرویی کشانده با وی خوشرویی کند. امید است که کم کم حسد ریشه کن گردد.
ضد حسد، (نصح ) یا خیر خواهی است که از صفات عالیه انسانی می باشد.
حضرت صادق علیه السلام می فرماید: (بر مؤمن واجب است که برای برادر مؤمن خویش چه در حضور و چه در غیاب خیر خواهی کند ). **بحار الأنوار 74/357؛ وسایل 11/594 و کافی 2/208.***
خیر خواهی آن است که هر چه را بر خود نمی پسندیم، برای دیگران هم نپسندیم و بالعکس، هر خیری را که برای خود می پسندیم، برای دیگران نیز بخواهیم.

فرق بین غبطه و حسد

غبطه عبارت از میل رسیدن به کمالات دیگران بدون آرزوی سلب آن کمالات از آنهاست. مثلاً کسی که از علم بهره کافی ندارد، وقتی که دانشمندی را می بیند آرزو می کند که علم او را داشته باشد، در حالی که حسود آرزوی سلب و زوال آن کمال را از آن فرد یا افراد دارد. البته غبطه خصوصاً اگر زمینه تحرک و فعالیت برای رسیدن به کمالی باشد، رذیله محسوب نمی شود بلکه پسندیده نیز می باشد. **برخی گفته اند: غبطه نیز بر دو نوع است: اول: پسندیده که در امور معنوی است مثل غبطه به علم دیگران. دوم: ناپسند که در امور دنیوی است مثل غبطه به مال دیگران. ***
2- اهانت به بندگان خدا: یعنی تحقیر کردن آنان.
خداوند می فرماید: من اهان لی ولیا فقد بارزنی بالمحاربة و دعانی الیها ** الجواهر السنیه فی الأحادیث القدسیه / 345.***؛ هر کس اهانت به یکی از دوستان من بنماید به جنگ با من آمده است ). بی شک اهانت به بنده در حقیقت اهانت به مولا، و تحقیر مخلوق در واقع تحقیر خالق است.
ضد اهانت به بندگان خدا(تعظیم ) و احترام آنان است. در حدیث قدسی است که خدای عزوجل می فرماید: (...ولیأ من غضبی من اکرم عبدی المؤمن **اصول کافی 2/350/ باب 145/ح 1.***؛ هر کس بنده مؤمنی را اکرام کند از غضب من در امان است ).
و به تجربه ثابت شده است که انسان با هر چشمی که به مردم نگاه کند، مردم نیز با همان چشم به او می نگرند. پس باید هر کس را به اندازه شایستگی وی احترام و تعظیم نمود.
3- ظلم و ستم: ضرر رساندن و آزار به دیگران ظلم و ستم نامیده می شود که از بزرگترین گناهان است. در روایت است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
...و جور ساعة فی حکم اشد و اعظم عند الله من معاصی ستین سنة **بحار الأنوار 75/352/ باب 81 / ح 61.*** یک ساعت ظلم کردن در نزد خداوند بالاتر از 60 سال گناه کردن است ). و همچنین به سیاستمداران و دولتمردان هشدار داده شده که:
فان الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم **بحار الأنوار 75/331/ ح 65.***. حکومت با کفر باقی می ماند، ولی با ستم، پایدار نخواهد ماند ).
و همان گونه که ظلم به صورت مستقیم از رذایل اخلاقی است اعانت و کمک به ظلم و یا راضی شدن به ظلم نیز از گناهان بسیار بزرگ است. حضرت صادق علیه السلام می فرماید: العامل بالظلم و المعین له و الراضی به شرکاء ثلاثتهم **بحار الأنوار 75/332/ ح 67.***؛ هر کس که ظلم کند یا کمک به ظلم بنماید و یا راضی به ظلم و ستمگری باشد هر سه ظالم محسوب گشته و در ظلم شریکند ).
و همچنین در روایت است که: چون روز قیامت شود ندا می کنند: کجایند ظالمان؟ و کجایند شبه ظالمان؟ حتی آنان که قلمی از برای آنها تراشیده اند یا لیقه در دواتی برای آنان گذارده اند؟ **بحار الأنوار 75/332 ح 67.***
شیخ اجل می فرماید: ظالمی را حکایت کنند که هیزم درویشان خریدی به حیف و توانگران را دادی به طرح؛ صاحبدلی برو گذر کرد و گفت:
ماری تو که هر که را ببینی بزنی - یا بوم که هر کجا نشینی بکنی
زورت ار پیش می رود با ما - با خداوند غیب دان نرود
زور مندی مکن بر اهل زمین - تا دعایی بر آسمان نرود
حاکم از گفتن او برنجید و روی از نصیحت او در هم کشید و بر او التفات نکرد تا شبی که آتش مطبخ در انبار هیزمش افتاد و سایر املاکش بسوخت و از بستر نرمش به خاکستر گرمش نشاند. اتفاقاً همان شخص برو بگذشت و دیدش که با یاران همی گفت: ندانم این آتش از کجا در سرای من افتاد؟ گفت: از دل درویشان.
ضد ظلم (عدالت ) به معنای اخص؛ یعنی خود داری از ظلم بر بندگان و دفاع از آنان در حد امکان است. در روایت است که یک ساعت به عدالت رفتار نمودن بهتر از 70 سال عبادت است.
4- ترک امر به معروف و نهی از منکر: یعنی کوتاهی و مسامحه در امر به معروف و نهی از منکر که علت آن یا ضعف نفس و یا طمعکاری است. روایت است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: (هیچ قوم گناهکاری نیست که در میان آنان کسی باشد که قدرت بر منع آنان داشته باشد و منع نکند مگر آنکه بیم آن است که خداوند تعالی عذاب بر همه آنان نازل گرداند ). ** تنبیه الخواطر 2/198.***
تواریخ و حکایات پیشینیان و بلاهایی که به واسطه ترک امر به معروف و نهی از منکر بر سر آنها آمده است، نشانه اهمیت و عظمت این مسأله است. **امام غزالی می گوید: (در خبر است که حق تعالی وحی فرستاد به یوشع بن نون علیه السلام که صد هزار مرد از قوم تو هلاک خواهم کرد. چهل هزار از نیک مردان و شصت هزار از بد مردان. گفت: با خدایا! نیک مردان را چرا هلاک می کنی؟ گفت: از آنکه با دیگران دشمنی نکردند و از خوردن و خاستن و معاملت کردن با ایشان حذر نکردند )، (کیمیای سعادت 1/501).***
ضد این رذیله اخلاقی، (کوشش در جهت امر به معروف و نهی از منکر) یکی از بزرگترین شعایر دین مقدس اسلام و مقصد کلی از بعثت انبیا علیه السلام می باشد. از حضرت علی علیه السلام روایت است که: (همه اعمال نیکو و جهاد در راه خدا، در مقابل امر به معروف و نهی از منکر همچون قطره ای در برابر دریایی پهناورست ). ** فیض الاسلام / نهج البلاغه / حکمت 366.***
امر به معروف و نهی از منکر بر دو گونه است:
1- واجب و آن عبارت از امر به واجب و نهی از حرام است.
2- مستحب و آن عبارت از امر به مستحب و نهی از مکروه است.

شرایط امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر(یعنی امر به واجب و نهی از حرام) که بر همگان واجب است، دارای چند شرط می باشد:
اول: علم و آگاهی به اینکه علمی که ترک شده واجب و یا علمی که انجام گرفته حرام بوده است تا مورد امر یا نهی قرار گیرد، و به گمان و احتمال اکتفا نشود.
دوم: احتمال تأثیر در امر و نهی.
سوم: نداشتن ضرر و زیان برای خود و یا مسلمانی دیگر.
چهارم: یقین به ترک واجب و یا انجام حرام از سوی کسی که مورد امر و نهی قرار گرفته است.
پنجم: ندیدن آثار پشیمانی و ندامت در شخصی که مورد امر و نهی قرار می گیرد.
ششم: خوش خلقی و صبر و پایداری و قوت نفس و خیر خواهی و مهربانی.
هفتم: آشنایی به اخلاق و روحیات مردم و به اصطلاح روانشناسی تا با هر شخصی به گونه ای که مناسب حال اوست برخورد شود.
البته عالمان و دانشمندان برای امر به معروف و نهی از منکر شرایط دیگری نیز ذکر نموده اند که در جای خود مفصلاً از آنها بحث به میان آمده است.