فهرست کتاب


فضیلتهای اخلاقی

سید محمد رضا غیاثی کرمانی

رذایل ناشی از جربزه ** به معنای دقیق اخلاقی جربزه توجه شود تا از معنای عرفی آن؛ یعنی جرأت و شجاعت متمایز گردد.*** و جهل بسیط

از دو رذیله جربزه و جهل بسیط چند رذیله دیگر تولید می شود که عبارتند از:
1 - حیرت: یعنی عاجز بودن نفس از تحقیق حق و ابطال باطل بر اثر تعارض ادلّه، و راه علاج آن سعی و تلاش در رسیدن به جزم در مورد حقانیت یک طرف و مواظبت بر طاعات و عبادات و قرائت قرآن و مصاحبت با نیکان است.
2 - جهل مرکب: یعنی کسی چیزی را نمی داند و از عدم آگاهی خود نیز آگاه نیست و به عبارت دیگر: نمی داند و نمی داند که نمی داند و علاج آن بسیار مشکل است، در باب جهل مرکب چنین گفته اند:
آن کس که نداند و نداند که نداند - در جهل مرکب ابدالدهر بماند
و همان طور که پزشکان جسم از معالجه بعضی از امراض مزمن عاجزند، پزشکان روح نیز از علاج این مرض ناتوانند. البته خود او می تواند با تحصیل علوم ریاضی و حساب و هندسه که موجب استقامت ذهن و پیمودن راه صواب است گامی در جهت خلاصی خویش بردارد.
در مقابل این دو رذیله (حیرت و جهل مرکب) یقین است که اشرف مراتب و افضل می باشد. ** مرحوم مجلسی می فرماید: (یقین دارای سه مرحله است که عبارتند از:
1 - علم الیقین 2 - عین الیقین 3 - حق الیقین.
علم الیقین به معنای علم و آگاهی و عین الیقین به معنای مشاهده و رؤیت و حق الیقین به معنای احساس و شهود است. مثلا: اگر کسی دودی را ببیند علم و یقین به وجود آتش دارد و اگر خود آتش را ببیند به مرحله دوم دست یافته و اگر دست در آتش بگذارد به مرحله سوّم نائل شده است.)، (بحارالانوار 70 / 142.*** در حدیث است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: وَالْیَقینُ اَلْایمانُ کُلُّهُ ** کنزالعمال / چاپ مؤسسه فرهنگی دارالحدیث 3 / 437 / حدیث 7331. *** ؛ یعنی تمامی ایمان، یقین است.
و حضرت صادق علیه السلام فرمودند: که (عمل اندک با دوام و یقینی بهتر است در نزد خدا از عمل بسیار بدون یقین). ** معراج اسعاده / 69.***
3 - شرک: یعنی آنکه انسان غیر از خداوند تعالی را نیز منشأ اثر بداند. شرک از بزرگترین گناهان و ظلمی عظیم و باعث خلود در آتش جهنم است.
و ضد شرک، (توحید) است که بر چند گونه می باشد.
اول: (توحید در ذات)، یعنی منزه دانستن پروردگار از ترکیب، خواه ترکیب عقلی (مثل جنس و فصل) و یا ترکیب خارجی (مثل جسمانیت و اجزای بدن). این توحید به معنای متحد دانستن ذات با صفات نیز می باشد که حضرت امیر علیه السلام می فرماید: وَ کَمالُ تَوْحِیدِهِ الاِخْلاصُ لَهُ وَ کَمالُ الاِخْلاصِ لَهُ نَفْیُ الصِّفاتِ عَنْهُ.
دوم: (توحید در وجوب وجود)، یعنی منحصر کردن واجب الوجود در ذات باری تعالی و نفی شریک از او در صفت وجوب وجود.
سوم: (توحید در تأثیر و ایجاد)، یعنی لا مُؤَثِّرَ فِی الْوُجوُدِ اِلاّ اللَّهُ ؛ یعنی هیچ مؤثری در جهان هستی جز ذات پاک احدیت نیست. و شاید جمله (وحده وحده وحده) در دعای وحدت اشاره به همین انواع سه گانه توحید باشد.
علامات توحید در تأثیر عبارتند از:
اول - توکل بر خداوند
دوم - نادیده گرفتن وسایط
سوم - عدم التفات به غیر حق. ** شیخ اجل می فرماید:
موحد چه در پای ریزی زرش - چه شمشیر هندی نهی بر سرش
امید و هراسش نباشد ز کس - بر این است بنیاد توحید و بس***
4 - وسوسه شیطانی: انسان هرگز خالی از فکر و خیال نیست و همواره تیر خاطرات و خیالات بر دل و قلب او نشانه می رود و صورت آنها بر آینه دل او نقش می بندد.
مخفی نماند که در تقسیم افکار گفته اند: افکاری که انگیزه عمل خیر یا اندیشه ای ستوده می باشند، (الهام) نامیده می شوند و افکاری که موجب عمل شر و یا اندیشه ای ناپاک می باشند که (وسوسه های شیطانی) خوانده می شوند.
اگر آدمی به مقتضای شهوت یا غضبی میل پیدا کرد، شیطان لشکر خود را روانه دل او نموده و وسوسه اش را در آنجا ظاهر می سازد و هرگاه در آدمی متوجه خدا و تقوا باشد، مجرای ورود شیطان بسته و محل نزول فرشتگان گشته و منشأ فیوض و الهاماتی می گردد. پس اگر راه آمد و شد یکی از این دو بسته باشد، دیگری مجال پیدا می کند. ** لسان الغیب می فرماید:
خلوت دل نیست جای صحبت اغیار - دیو چو بیرون رود فرشته در آید *** و نباید لحظه ای از دشمن قسم خورده غافل ماند، که هنگام رجم به خداوند عرض کرد: ... فَبِعِزَّتِکَ لَاُ غْوِیَنَّهُمْ اَجْمَعینَ اِلّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلِصینَ ** ص / 82 و 83. ***؛ (به عزتت سوگند که همه انسانها را بجز بندگانِ مخلَص تو، گمراه خواهم کرد.)
5 - مکر و حیله: یعنی پیدا کردن راههای پنهانی برای رسیدن به تمایلات شهوی یا غضبی و با غدر و خیانت رفتار کردن که در عربی (دهاء) نامیده می شود و حضرت علی علیه السلام در توصیف معاویه می فرماید:: به خدا قسم معاویه دهاء بیشتری از من ندارد، ولی اگر زشتی مکر و حیله نبود من از همه مردم دهاء بیشتری داشتم. ** وَلَوْ لا کَرَاهِیَةُ الْغَدْرِ لَکُنْتُ مِنْ أَدْهَی النَّاسِ... ، (فیض الاسلام / نهج البلاغه / خطبه 191)، ناگفته نماند که در فرهنگ فارسی دهاء به معنای خردمندی و هوشیاری است و لذا رهبریهای خردمندانه را داهیانه می گویند. ***
فرق بین مکر و سیاست: بین مکر و سیاست فرق فراوان است، زیرا سیاست، حکمت عملی و فرع بر حکمت نظری است و لذا از دیدگاههای مختلف فکری سیاستها متفاوت خواهند بود. کسانی که انسان را یک موجود مادی می بینند، سیاست را عبارت از کیفیت تدبیر انسان از لحاظ خوراک ، پوشاک و رفاه مادی می دانند و کسانی که انسان را مرکب از روح و جسم می دانند و به حیاتی دیگر معتقدند، سیاست را تهذیب نفس و تصحیح روابط فردی و اجتماعی می بینند.

رذایل ناشی از افراط و تفریط در شجاعت

بیان شد که حد اعتدال قوه غضبیه شجاعت و جانب افراط آن (تهور) ** امروز در عرف، کلمه تهوّر معنای منفی نداشته بلکه گاهی معنای مثبت نیز دارد، مثلا می گویند: گروهی از رزمندگان متهورانه به قلب دشمن حمله بردند که منظور شجاعت فوق العاده است. نظیر کلماتی از قبیل غرور، جسارت و جربزه که گاهی در عرف معنای متفاوت با مفاهیم اخلاقی خود دارند.*** و جانب تفریط آن جُبن است.
تهور: عبارت از آن است که انسان خود را بدون آنکه از ناحیه عقل و یا شرع مجوّزی داشته باشد، در گردابهای هلاکت بیندازد. خداوند در قرآن از هلاکت مردمان به دست خودشان نهی فرموده است: ...وَ لا تُلْقُوا بِاَیْدیکُمْ اِلَی التَّهْلُکَةِ... ** بقره / 195.*** انسان متهوّر بی بهره از جنون نیست و اگر متهورانه خود را به هلاکت برساند، خودکشی نموده و به عذاب ابدی گرفتار خواهد شد. راه علاج تهوّر آن است که انسان قبل از شروع هر کاری آن را بر عقل و شرع عرضه نموده و در صورت جواز، به انجام آن اقدام وگرنه اجتناب کند.
و اما (جبن) آن است که کسی بی مورد و بی دلیل از چیزی احتراز کند که در نتیجه بی ثباتی در کارها، زمینه ستمگری ستمگران، بی عاری و عدم ننگ از رسوایی و ذلت و خواری، زندگی تلخ و ناگوار و بالاخره وقفه در امور مهم به وجود می آید، و راه علاج آن تحریک قوه غضبی است. و حد وسط این دو (تهور و جبن) شجاعت یعنی اطاعت قوه غضب از عقل است.

رذایل ناشی از تهور و جبن

از این دو رذیله، رذایل دیگری هم پیدا شدن حادثه ای ناگوار متحمل و یا قطعی الوقوع. فرق بین خوف و جبن آن است که در جبن فقط اندیشه و ترس هست و دیگر ناراحتی وجود ندارد، ولی در خوف ناراحتی هم وجود دارد.