فهرست کتاب


فضیلتهای اخلاقی

سید محمد رضا غیاثی کرمانی

ضرورت اخلاق در جوامع بشری

بی تردید، اخلاق و تربیتهای دینی به عنوان بزرگترین پشتوانه های معنوی می توانند به زندگی انسانها معنا و مفهوم صحیح بخشیده و برای علوم و دانشهای بشری نیز راهنمایی مفید در جهت بهبود وضع انسانها بوده و خط روشنی را در سیر تکاملی آن ارائه و تبیین نمایند؛ زیرا هر جامعه ای که با وجود عالمان و دانشمندان از اخلاق به معنای صحیح خود دور مانده، به نابودی و سیه روزی دچار گردیده است؛ چرا که در این جوامع دانشمندان نیز به خدمت تباهی در آمده اند. و لذا بزرگان فرموده اند: اَلْعِلْمُ وَالدّینُ تَوْأَمانِ اِنِ افْتَرَقا اِحْتَرَقا . ** (علم و دین توأم هستند، اگر از هم جدا شوند، احتراق به وجود می آید).*** زیرا علم و دین بایستی با یکدیگر پیوند ناگسستنی داشته باشند و اگر این دو از یکدیگر جدا شوند، آتشی به پا می شود که خسارات سنگینی را به بار می آورد. و بشریت تاکنون از این رهگذر متحمل ضربات سهمگین شده است، یعنی به همان اندازه که از دینداران ناآگاه و جاهلان متنسک لطمه دیده، از دانشمندان بی اعتنا به دین و بی پروای از رستاخیز و عالمان متهتک ضربه خورده است.
چه بسیار خونها که به وسیله ابزار جنگی محصول اندیشه های مخترعان و شمشیرهای جاهلانی به اسم دین، بر زمین ریخته و ناله ها و فریادهای بی گناهانی که از دست دو گروه به آسمان برخاسته است.
بهترین گواه بر این مدعا، جهان غرب، سرزمین غروب انسانیت می باشد. مغرب زمین هر چند که از نظر علم و صنعت و تکنیک پیشرفتهای فراوانی نموده است، ولی به گواهی آمارها و نشریات منتشره از سوی خود آنان و شاهدانی صادق و فریاد اندک دردمندانی دلسوز از متن خود آن جوامع، از نظر اخلاق به شدت سقوط کرده و خورشید معنویت و عواطف در آن سرزمین به افول گراییده و در سراشیبی سقوط قرار گرفته و با سرعت هر چه تمامتر به انهدام خود نزدیکتر می گردد، و این چیزی جز نتیجه بی اعتنایی به معنویت و اخلاق نیست.

شباهت علم اخلاق به علم پزشکی

انسان مرکب است از یک جسم که از جنس این عالم می باشد و از یک روح که جوهری است از عالم ملکوت و به واسطه همین روح است که می تواند بر سایر موجودات فضیلت و برتری پیدا کند. و روح و جسم، هر دو دارای لذتها و بیماریهایی هستند که علم پزشکی عهده دار تشخیص و معالجه بیماریهای جسمی و علم اخلاق عهده دار تبیین و مداوای بیماریهای روحی است و شاید روایتی که از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده که اَلْعِلْمُ عِلْمانِ، عِلْمُ الْاَدْیانِ و عِلْمُ الْاَبْدانِ ** علم بر دو گونه است: علم و دانشی که در رابطه با جسم و بدن آدمیان است. علم و دانشی که در رابطه با دین و معنویت جامعه است (بحارالانوار 1 / 220).*** اشاره به همین معنا باشد.
و همان طور که انسان در بیماریهای جسمی نیازمند به پزشک و دارو است، در بیماریهای روحی نیاز او به معالجه و درمان به مراتب بیشتر و ضروری تر است که اطبای روحانی بمانند طبیبی دوّار ** حضرت علی علیه السلام در توصیف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در نهج البلاغه می فرماید: طَبیبُ دَوّارُ بِطِبِّهِ آن حضرت، طبیبی دوره گرد بوده که خود به سراغ بیماران می رفت و انتظار نمی کشید که بیماران به نزد او بیایند (فیض الاسلام، نهج البلاغه / خطبه 107).*** به سراغ وی رفته و او را معالجه می نمایند.

حقیقت اخلاق

(اخلاق) جمع (خلق) است و آن عبارت از هیأت و حالت و ملکه ای راسخ در آدمی است که باعث صدور اعمال، خواه خوب و پسندیده و خواه ناپسند و نکوهیده به سهولت و آسانی می گردد.
انسان دارای ظاهری است که (بشریت) نام دارد و باطنی که (آدمیت) خوانده می شود.
بشریت دارای صورتی به نام (خلق) و آدمیت نیز دارای صورتی به نام (خلق) می باشد ** امام غزالی می گوید: (بدان آدمی را از دو چیز آفریده اند: یکی کالبد که به چشم سر بتوان دید و یکی روح که جز به چشم دل اندر نتوان یافت و هر یکی را از این دو، نیکویی و زشتی است. یکی را حسن خَلق گویند و یکی را حسن خُلق، و حسن خُلق عبارت از صورت باطن است چنانکه حسن خَلق عبارت از صورت ظاهر و چنانکه صورت ظاهر نیکو نباشد بدان که چشم نیکو بود و بس، یا دهان نیکو نبود بوَد و بس، یا بینی نیکو بود و بس، تا آنگاه که بینی و چشم و دهان جمله نیکو نبود و اندر خور یکدیگر نبوَد، همچنین صورت باطن نیکو نبود تا آنگه که چهار قوّت اندر وی نیکو نبود، قوّت علم و قوّت خشم و قوّت شهوت و قوّت عدل میان این هر سه. چون این هر چهار بدین صفت بود، این نیکوخویی مطلق و اگر از این بعضی نیکو باشد، این نیکوخویی مطلق نبود همچنانکه کسی را دهان نیکو بُوَد و چشم زشت یا چشم نیکو بُوَد و بینی زشت که این نیکو رویی مطلق نبوَد) (کیمیای سعادت 2 / 5).*** و در قیامت که حقایق آشکار و هویدا می گردند، آدمیان به صورت (خلق) خویش محشور و برانگیخته می شوند. پس اگر انسان در صفات بهیمی و سَبُعی مانده باشد، مانند بهایم و درندگان و اگر صفات مَلکی باشد، به صورت انسان به صحنه رستاخیز قدم می گذارد.** معاذ بن جبل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره معنای این آیه شریفه سؤال کرد که یَوْمَ یُنْفَعُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ اَفْوجاً به چه معناست؟ حضرت فرمودند: مردم بر چند دسته خواهند شد؛ برخی به صورت خوک، گروهی به صورت میمون، برخی به صوبت سگ، گروهی به صورت مار و عقرب و برخی به صورت مورچه...، برای توضیح بیشتر به تفاسیر معتبر ذیل آیه 17 سوره نبأ مراجعه فرمایید.
و باز از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: یُحْشَرُ بَعْضُ النّاس عَلی صُوَرٍ یَحْسُنُ عِنْدَهَا الْقِرَدَةُ وَالْخَنازیرُ؛ روز قیامت برخی از افراد به گونه ای محشور می شوند که در مقابل آنها میمونها و خوکها نیکو و زیبا هستند، (علم الیقین 2 / 901).***