فهرست کتاب


فضیلتهای اخلاقی

سید محمد رضا غیاثی کرمانی

مقدمه مؤلف

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الّذی عَلا فی تَوَحُدِهِ وَ دَنی فی تَفَرُدِهِ وَ جَلَّ فی ُلْطانِهِ وَ عَظُمَ فی اَرْکانِهِ، مَجیداً لا یَزالُ، مَحْمُوداً لَمْ یَزَلْ، سُبُّوحُ قُدُّوسُ، رَبُّنا وَ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ .
دنیا محل حوادث و آفات است و عرصه انهدام لذات و شهوات؛ و روح انسان، غریبی دردمند است و مسافری دور افتاده از وطن که در گذرگاه پرفراز و نشیب دنیا در معرض طوفانهای سهمگین قرار گرفته و به دنبال آرامش و پناهگاه می گردد و بی گمان تنها چیزی که می تواند او را به مقصد و مقصود برساند و از اضطراب برهاند، یاد خداست؛ ... اَلا بِذِکْرِ اللّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ** رعد / 28.***
خوشا به حال آنان که بذر امل از حسن عمل بکارند و ابواب سعادت دنیا و عقبی به روی خود گشاده دارند، و وای به حال آنان که جراید ایام را به جرایم و آثام می نگارند و روزی ... رِبِ ارْجِعُونِ * لَعَلّی اَعْمَلُ صلِحاً فما تَرَکْتُ... بگویند و جواب ... کَلا اِنَها کَلِمَةُ هُوَ قائِلُها... ** مؤمنون / 99 - 100. *** بشنوند.
محتویات این کتاب برای دانشجویان عزیز و گرانقدر دانشگاه پزشکی کرمان به عنوان درس اخلاق به صورت بحث و گفتگو مطرح گردیده و توسط یکی از عزیزان تنظیم شده که پس از تجدید نظر و اضافاتی به صورت حاضر درآمده و در پایان نکته هایی چند از کتاب ارزشمند مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه تألیف عزالدین کاشانی از عرفای نامدار قرن هشتم، تحت عنوان آدابی چند از زبان اهل ادب ذکر گردیده است، امیدوارم که برای خوانندگان محترم سودمند باشد.
خداوند بر درجات عرش نشین عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ، حضرت امام خمینی - قدس الله نفسه الزکیه - بیفزاید که با انقلاب عظیم خویش راه ورود معارف دینی را به دانشگاهها همواره ساخت و عظمت سکاندار کشتی انقلاب، رهبر عظیم الشأن حضرت آیت الله خامنه ای - مد ظله العالی - را روز افزون و شهیدان والامقام را غریق رحمت فرماید.
سید محمد رضا غیاثی کرمانی
آبان ماه 74

ضرورت اخلاق در جوامع بشری

بی تردید، اخلاق و تربیتهای دینی به عنوان بزرگترین پشتوانه های معنوی می توانند به زندگی انسانها معنا و مفهوم صحیح بخشیده و برای علوم و دانشهای بشری نیز راهنمایی مفید در جهت بهبود وضع انسانها بوده و خط روشنی را در سیر تکاملی آن ارائه و تبیین نمایند؛ زیرا هر جامعه ای که با وجود عالمان و دانشمندان از اخلاق به معنای صحیح خود دور مانده، به نابودی و سیه روزی دچار گردیده است؛ چرا که در این جوامع دانشمندان نیز به خدمت تباهی در آمده اند. و لذا بزرگان فرموده اند: اَلْعِلْمُ وَالدّینُ تَوْأَمانِ اِنِ افْتَرَقا اِحْتَرَقا . ** (علم و دین توأم هستند، اگر از هم جدا شوند، احتراق به وجود می آید).*** زیرا علم و دین بایستی با یکدیگر پیوند ناگسستنی داشته باشند و اگر این دو از یکدیگر جدا شوند، آتشی به پا می شود که خسارات سنگینی را به بار می آورد. و بشریت تاکنون از این رهگذر متحمل ضربات سهمگین شده است، یعنی به همان اندازه که از دینداران ناآگاه و جاهلان متنسک لطمه دیده، از دانشمندان بی اعتنا به دین و بی پروای از رستاخیز و عالمان متهتک ضربه خورده است.
چه بسیار خونها که به وسیله ابزار جنگی محصول اندیشه های مخترعان و شمشیرهای جاهلانی به اسم دین، بر زمین ریخته و ناله ها و فریادهای بی گناهانی که از دست دو گروه به آسمان برخاسته است.
بهترین گواه بر این مدعا، جهان غرب، سرزمین غروب انسانیت می باشد. مغرب زمین هر چند که از نظر علم و صنعت و تکنیک پیشرفتهای فراوانی نموده است، ولی به گواهی آمارها و نشریات منتشره از سوی خود آنان و شاهدانی صادق و فریاد اندک دردمندانی دلسوز از متن خود آن جوامع، از نظر اخلاق به شدت سقوط کرده و خورشید معنویت و عواطف در آن سرزمین به افول گراییده و در سراشیبی سقوط قرار گرفته و با سرعت هر چه تمامتر به انهدام خود نزدیکتر می گردد، و این چیزی جز نتیجه بی اعتنایی به معنویت و اخلاق نیست.

شباهت علم اخلاق به علم پزشکی

انسان مرکب است از یک جسم که از جنس این عالم می باشد و از یک روح که جوهری است از عالم ملکوت و به واسطه همین روح است که می تواند بر سایر موجودات فضیلت و برتری پیدا کند. و روح و جسم، هر دو دارای لذتها و بیماریهایی هستند که علم پزشکی عهده دار تشخیص و معالجه بیماریهای جسمی و علم اخلاق عهده دار تبیین و مداوای بیماریهای روحی است و شاید روایتی که از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده که اَلْعِلْمُ عِلْمانِ، عِلْمُ الْاَدْیانِ و عِلْمُ الْاَبْدانِ ** علم بر دو گونه است: علم و دانشی که در رابطه با جسم و بدن آدمیان است. علم و دانشی که در رابطه با دین و معنویت جامعه است (بحارالانوار 1 / 220).*** اشاره به همین معنا باشد.
و همان طور که انسان در بیماریهای جسمی نیازمند به پزشک و دارو است، در بیماریهای روحی نیاز او به معالجه و درمان به مراتب بیشتر و ضروری تر است که اطبای روحانی بمانند طبیبی دوّار ** حضرت علی علیه السلام در توصیف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در نهج البلاغه می فرماید: طَبیبُ دَوّارُ بِطِبِّهِ آن حضرت، طبیبی دوره گرد بوده که خود به سراغ بیماران می رفت و انتظار نمی کشید که بیماران به نزد او بیایند (فیض الاسلام، نهج البلاغه / خطبه 107).*** به سراغ وی رفته و او را معالجه می نمایند.