تحلیلی اجتماعی از صله رحم

نویسنده : سید حسین شرف الدین

مقدمه

توصیه اکید به صله رحم و دوری گزیدن از قطع رحم، یکی از مهمترین راهبردهای اخلاقی - حقوقی اسلام در ایجاد همبستگی و تحکیم پیوندهای اجتماعی، میان اعضای شبکه خویشاوندی به عنوان یکی از زیر مجموعه های نظام کل است. صله رحم به رغم اهمیت و جایگاه منبع آن در منابع دینی و آثار و کارکردهای فراوان آن در نظام اجتماعی، همچون بسیاری از موضوعات اجتماعی مورد نظر اسلام از قلمرو کنکاش های محققانه به دور مانده آن گونه که باید، ابعاد و زوایای آن، از دیدگاه های گوناگون مورد بحث و بررسی عالمانه واقع نشده است.
نوشتار حاضر با سبک و سیاق خاص آن - تا آن جا که مؤلف تتبع نموده است - اولین رساله ای است که در این موضوع نگارش یافته است. چکیده ای از مضمون و محتوای این رساله به ترتیب فصول بیان می گردد.
فصل اول: این فصل ضمن تحلیل و تبیین اجمالی برخی مسائل از منظر فقهی به توضیح و تشریح مفاهیم اختصاص دارد. البته عدم اهتمام فقها به پردازش جدی این بحث، علی رغم اهمیت آن از جمله محدودیت هایی است که ورود عمیق در این مباحث و کنکاش درباره ابعاد مختلف آن را با مشکل مواجه می سازد. مؤلف این سطور نیز اولاً شایستگی لازم برای درگیر شدن در این مباحث را در خود نمی بیند و ثانیاً موضوع رساله و محدودیت های ناشی از آن به او امکان تحقیق و تفحص تفضیلی درباره ابعاد فقهی آن را نمی دهد؛ مجموعه این عوامل، اجمال گویی و اختصار در این فصل را موجب شده است.
فصل دوم: در این فصل انواع خویشاوندی (نسبی، سببی، رضاعی، فرزند خواندگی، توتمی و تعمیدی) و سطوح شبکه خویشاوندی از پایین ترین سطح آن، یعنی خانواده گرفته تا بالاترین آن یعنی طایفه و قبیله و ملت از منظر عمدتاً توصیفی به طور نسبتاً جامع، مورد بحث و بررسی واقع شده اند.
فصل سوم: این فصل در ادامه فصل قبل به استقرای مصادیق مختلف ارحام در منابع دینی پرداخته و مصادیق متعدد دیگری، علاوه بر آنچه عرف عادتاً در زمره خویشان نسبی و سببی می شمارد، برای آن برشمرده است. روایات، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیر المؤمنین علیه السلام و ائمه اطهار علیهم السلام و علمای ربانی و مؤمنین و سادات را ارحام روحانی جامعه مؤمنان معرفی کرده اند و مؤمنان موظفند حقوق ایشان و تکالیفی که در همین ارتباط بدانها متوجه است به اکمل وجه - و از نظر کمی و کیفی بسیار بالاتر از ارحام نسبی و جسمانی خویش - ادا نمایند. بالطبع صله و قطع در این موارد نیز به میزان شأن و موقعیت طرف مورد نظر و شدت و ضعف حقوق او ارزیابی می شود.
فصل چهارم: در این فصل، همه آیات و روایاتی که به نوعی با موضوعات بحث ارتباط دارند، از قرآن کریم و مجامع روایی - تا حدی که برای مؤلف امکان یافت - استخراج گردیده و در قالب نه عنوان کلی و ده ها عنوان جزئی رده بندی شده است و در هر مورد، جز برخی موارد استثنایی، جهت اختصار صرفاً به گزینش و نقل یک روایت از مجموع روایات باب اکتفا کرده است. البته این دسته بندی به جهاتی در مورد آیات اعمال نشده است.
فصل پنجم: در این فصل، جهت آشنایی با جایگاه صله رحم در سایر ادیان و آیین های مذهبی پیشین - ایجاد امکان مقایسه تقریبی با موقعیت آن در اسلام - به نقل برخی دیدگاه های کلی از آیین یهود و مسیحیت و زرتشت و تعالیم کنفوسیوس پرداخته شده است. البته چه در همین موارد اندک مورد مطالعه و چه در سایر آیین هایی که امکان مطالعه آنها برای مؤلف حاصل نشده، کاستی های روشنی وجود دارد، ولی آنچه مسلم است همه نظامهای اعتقادی و عملی، اعم از ادیان اصیل و برخوردار از منشأ و حیاتی و آیین های متأثر از ادیان الهی به رغم اختلاف نظرهای فراوان در مسائل گوناگون، در این معقوله اخلاقی و حقوقی دیدگاه های نسبتاً همسان و آرای کم و بیش مشابهی دارند.
درخور ذکر است که در تورات و انجیل، تا آن جا که مؤلف تتبع نموده، از ارحام به معنای شبکه خویشاوند نسبی مورد نظر آیات و روایات اسلامی ذکری به میان نیامده و صرفاً به بیان حقوق والدین و تکالیف فرزندان در برابر ایشان پرداخته است.
فصل ششم: این فصل، که مکمل فصل چهارم است، به تشریح و تفسیر آثار و کارکردهای دنیوی و اخروی و فردی و اجتماعی مذکور در روایات پرداخته است. بدون تردید، فهم دقیق رابطه علی میان صله یا قطع رحم با برخی آثار، به علت منطق ماورایی نهفته در آن، بسیار پیچیده و مشکل می باشد و بالطبع تبیین آن در قالب های ملموس و همه غیرممکن خواهد بود. این فصل با هدف توجه دادن همگان به آثار و کارکردهای بسیار مهم این پدیده، که بالطبع آگاهی از آنها بیشترین نقش را در تولید انگیزه لازم جهت ایفای این مسؤولیت اجتماعی خواهد داشت، به رغم محدودیت یاد شده، به تشریح و تفسیر این آثار از منظر اجتماعی و با الهام از نگرش های کارکرد گرایانه پرداخته است.
فصل هفتم: فصل هفتم به نقل گزیده ای از دیدگاه های جامعه شناسان درباره موقعیت شبکه خویشاوندی در نظام اجتماعی، آثار و کارکردهای آن در نظام های سنتی پیشین، هسته ای شدن خانواده به عنوان الگوی رایج نظام خانوادگی در تمدن صنعتی، اضمحلال خانواده گسترده در بسیاری از مناطق جهان امروز، موقعیت و کارکردهای شبکه خویشاوندی در جوامع صنعتی و نیمه صنعتی امروز و... پرداخته است.
فصل هشتم: در این فصل به نقش دین عموماً و اسلام خصوصاً در تحکیم پیوندهای اجتماعی اشاره شده است و توصیه مؤکد به صله رحم و بر حذر داشتن همگان از قطع آن، با توجه به انبوه آثار و کارکردهای ناشی از آن، از جمله سیاست هایی است که اسلام مبنای حرکت مؤمنان قرار داده است، و هدف از آن تثبیت پیوندهای مشترک در میان اعضای شبکه های خویشاوندی به عنوان زیر مجموعه های نظام اجتماعی کل می باشد. پیوند خویشاوندی هر چند به سبب زیر ساخت های طبیعی و برخی اقتضائات اجتماعی در گذشته همواره عامل اصلی در تولید تعصب مذموم و به نوعی در ایجاد تفرقه میان گروه های مختلف (قبایل) شمرده می شد، اما در پرتو نظام اعتقادی و اخلاقی اسلام، می تواند به دور از هر گونه پیامد منفی به عنوان یکی از راهبردهای مهم ایجاد و تقویت پیوندهای اجتماعی در کنار و تحت الشعاع پیوندهای معنوی و اعتقادی مستقر میان مؤمنان و تحت تأثیر نظام ارزشی حاکم بر رفتارها و روابط اجتماعی در جامعه مؤمنان، به عنوان امت واحد و ارتباط با بیگانگان، ایفای نقش کند.
فصل نهم: این فصل به خلاف فصل های پیش که عمدتاً از رنگ و بوی توصیف برخوردارند به تبیین علل ضعف یا قطع ارتباطات خویشاوندی در جوامع موجود - در یک چهارچوب کلی - پرداخته است. وقوع برخی تحولات بنیادی و ساختاری در نظام اجتماعی موجود، به اقتضای مرحله تمدنی خاص بشر، موجبات از میان رفتن بسیاری از آثار و کارکردهای شبکه خویشاوندی را فراهم نموده است.
زوال این آثار که در گذشته، قوی ترین عامل در تثبیت این شبکه و تراکم و تقویت ارتباط میان اعضای آن به شمار می آمد، موقعیت آن را به شدت متزلزل ساخته است. بینش مذهبی و نظام اخلاقی منبعث از آن که در شرایط فقدان عصبیت قومی (همچون عصر و زمان حاضر) مهمترین پشتوانه و ضامن اجرا برای چنین ارزش های اجتماعی به حساب می آید، در این مرحله تمدنی به سبب برخی موانع، قدرت تأثیر گذاری چندانی در سامان دهی و کنترل رفتارهای اجتماعی ندارد. در این فصل برخی از تغییرات به وجود آمده در جامعه موجود و نقش آنها در تضعیف یا در مورد قطع خویشاوندی تشریح شده است.

فصل اول: کلیاتی از ابعاد فقهی صله و قطع صله

مفهوم صله و قطع

صله و قطع رحم به اعتبار معنای لغوی و عرفی، موضوع حکم شرعی وجوب و حرمت واقع شده است. صله مصدر فعل وصل و اصل آن وصل در مقابل فصل است که همچون عده و وعد واو آن به هاء تبدیل شده است.
این واژه در مورد پدیده های عینی و حقیقی به معنای اتصال و پیوستگی خارجی و محسوس است و در مقولات معنوی همچون رحم به عمل و رفتاری که قرابت و پیوند میان افراد را ایجاد می کند یا تحکیم می بخشد اطلاق می گردد. از این رو احسان به معنای کلی آن، به هر گونه رفتار و عملی گویند که ثمره آن صله می باشد و نباید آن را موضوع له دقیق صله تلقی کرد. برخی از اهل لغت، احسان را اعم از صله می دانند، برای مثال احسان به همسایه و مساکین غیر رحم از مصادیق صله مورد نظر در ارحام شمرده نمی شود.
به ظاهر این توجیه چندان درست به نظر نمی رسد، چون احسان به معنای لغوی آن موجد اثری به نام صله خواهد بود، حال این احسان در حق نزدیکان باشد یا دیگران. البته باید گفت احسان در مورد غیر ارحام، خصوصاً در صورت آشنا نبودن فرد آخذ با معطی، صله به معنای مورد نظر نامیده نمی شود.
در مقابل، قطع یا فصل نیز محصول ترک احسان یا ارتکاب رفتاری است که پیوند میان انسان ها را تضعیف کرده یا منقطع می سازد.
نکته دیگری که در این بخش، توجه به آن لازم است، این صله و قطع، هر دو از افعال وجودی اند و نباید قطع را ضد صله و مطلق ترک تلقی نمود و سپس برای توجیه متعلق بودن آن به حکم حرمت به تکلفات بی حاصل متوسل شد؛ از این رو، امر به صله، توجه به ارحام و برقراری ارتباط و احسان به ایشان را الزام می کند و متقابلاً نهی از قطع، از بی اعتنایی و دوری گزیدن و انفصال از ارحام و خویشان (که همه به نوعی از امور وجودی اند) بر حذر می دارد. درخور یادآوری است که عنوان بر و عاق والدین نیز از مصادیق صله و قطع به معنای کلی آن شمرده می شود.