راز نماز (برای جوانان)

نویسنده : حاج شیخ محسن قرائتی

سخن ناشر

با تأسیس «مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن» در سال 75، تألیفات حجّت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی که به صورت پراکنده توسط ناشران محترم چاپ و منتشر می گردید، جهت تصحیح و تکمیل در اختیار این مرکز گذاشته شد و بحمداللَّه همه آنها خصوصاً مجلّدات اوّلیه «تفسیر نور» پس از بازبینی و ویراستاری در مسیر نشر قرار گرفت.
کتاب «راز نماز» نیز که بارها توسط ستاد اقامه نماز به چاپ رسیده است، (چاپ چهاردهم، به تعداد 000/200 نسخه بوده است) از این پس توسّط این مرکز منتشر می گردد.
امید که خوانندگان گرامی ما را از پیشنهادات و نظرات خود بهره مند نموده و مطالب خود را به نشانی:
تهران - صندوق پستی 586 / 14185 ارسال نمایند.
مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن
بسم الله الرحمن الرحیم

ای مهربان خدای

ای مهربان خدای:
گم گشته ام تو بودی و کردم چو دیده باز
دیدم به آسمان و زمین و به بام و در
تابنده نور توست
هر جا ظهور توست
دیدم به هیچ نقطه تهی نیست جای تو
خوش می درخشد از همه سو جلوه های تو
ای مبدأ وجود!
از کثرت ظهور، نهان شد که کیستی
از هر چه ظاهر است، تویی آشکارتر ... مستور نیستی
نزدیک تر ز من به منی، دور نیستی
تو آشکاره ای ... من زین میان گُمم
کور ار نبیند، این گنه آفتاب نیست
نقص از من است، ورنه رُخت را حجاب نیست.
ای مهربان خدای!
در قلب من تبی است گدازان و دردناک
احساس می کنم که به کانون جانِ من
سوزنده آتشی است که سر می کشد به اوج
احساس می کنم عطشی مست و بی قرار
اندر فضای هستی من می دود چو موج
این سوز عشق توست،
در من، چو جان نهان
احساس می کنم،
درمان نسازد این تبِ من جز دوای تو
زائل نسازد این عطش، الاّ لقای تو
ای مهربان خدای!
احساس می کنم خلائی در وجود خویش
کان را نمی برد ز میان، جز پرستشت
ای نازنین خدای!
احساس می کنم که بود در سرشتِ من
سوزنده، یک نیاز
داغ نیاز را نزداید ز سینه ام
جز لذّت پرستش و جز نشئه وصال
مخموری مرا به جز این می، علاج نیست
مطلب عیان بود، به بیان احتیاج نیست
ای مهربان خدای!
تو، راز جان و مایه سرمستی منی
تو هستی منی
در عمق فکر و پرده جانم تویی، تویی
آرام دل، فروغ روانم تویی، تویی
هر جا نگاه می دود، آنجا نشان توست
روشنگر وجود، رخِ دلستان توست.**سرود سحر حجت الاسلام بهجتی شفق، ص 68.***

نماز، عبادتی بزرگ

شناخت معبود و آفریدگار، محبّت او را در دل ایجاد می کند و این محبّت، انسان را به پرستش و عبادت و اظهار کوچکی و تواضع در برابر عظمت او وا می دارد.
نماز، جلوه ای از بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبودیّت و عبادت است. آنکه «بنده» آفریدگار است و این بندگی را احساس می کند و می داند و باور دارد، در برابر او، مطیع است و در پیشگاهش سر بر خاک می نهد و به سجده می افتد و با وی راز می گوید و نیاز می طلبد و آن خالق یگانه را که سر رشته دارِ اوست، به عظمت و پاکی می ستاید.