حماسه حسینی (جلد دوم:یادداشتها)

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

مقدمه چاپ بیست و پنجم:

کتاب حاضر جلد دوم از مجموعه حماسه حسینی و شامل نوشته ها و یادداشتهایی از آیه الله مرتضی مطهری در این باب است. جلد اول این مجموعه مشتمل بر سخنرانیهای آن شهید بزرگوار پیرامون حادثه کربلا می باشد. در مورد مطالب این جلد لازم است توضیحاتی داده شود:
1- این کتاب حاوی مطالبی است که استاد شهید به مرور ایام نگاشته اند و هدف از این نگارش، یادداشت مطالب قابل توجه جهت مراجعه بعدی و یا آمادگی برای سخنرانی بوده است. این مطالب از نظر اجمال و تفصیل متفاوت می باشند به طوری که برخی از آنها به صورت یک مقاله است و برخی دیگر چند سطری بیش نیست و در موارد اندکی مطلب با اشاره بیان شده است.
2- کتاب حاضر شامل هشت فصل است که موضوع برخی از آنها همان موضوعات سخنرانی هایی است که در جلد اول این مجموعه به چاپ رسیده اند، فرقشان در گفتار و نوشتار بودن آنها و برخی مطالب اختصاصی است و به تعبیر دیگر این فصول در جلد اول و دوم مکمل یکدیگرند.
عنوان فصل اول ریشه های تاریخی حادثه کربلا توسط شورای نظارت انتخاب شده است.
نظر به بالا بردن کیفیت چاپ حماسه حسینی، در چاپ جدید، جلد اول این مجموعه به سخنرانیها و جلد دوم به یادداشتهای استاد اختصاص داده شد و با اعمال دقت های لازم از نو حروفچینی گردید.
امید است که مجموعه حماسه حسینی در شناخت بیشتر و بهتر حادثه کربلا و عمل در راه اهداف این نهضت مقدس، مفید و موثر افتد. از خدای متعال توفیق بیشتر در تدوین و نشر آثار استاد شهید، خصوصا آثار منتشر نشده آن متفکر گرانقدر، مسألت می نماییم.
22 بهمن 1377
شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید مطهری.

فصل اول: ریشه های تاریخی حادثه کربلا

چگونه امت پیغمبر فرزند پیغمبر را کشتند؟

حادثه شهادت امام حسین علیه السلام نه تنها فجیع بود و نه تنها مظهر یک فداکاری عظیم و بی نظیر است، حادثه بسیار عجیبی است از نظر توجیه علل روحی قضیه. این قضیه پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر اکرم واقع شده به دست مسلمانان و پیروان رسول اکرم و مردمی که معروف به تشیع و دوستی آل علی بودند و واقعاً هم علاقه به آل علی داشتند در زیر پرچم کسانی که تا سه چهار سال قبل از وفات پیغمبر با او جنگیدند و عاقبت که مردم دیگر مسلمان شدند آنها هم اجباراً و ظاهراً مسلمان شدند. به قول عمار یاسر: استسلموا ولم یسلموا.(1) ابوسفیان در حدود 20 سال با پیغمبر جنگید که در حدود پنج شش سال آخر، قائد اعظم تحریک علیه اسلام بود و حزب او یعنی امویها اعدی عدوّ والدّ الخصام پیغمبر بودند. بعد از ده سال از وفات پیغمبر معاویه - که همیشه دوش بدوش و پا بپای پدرش با اسلام می جنگید - والی شام و سوریه شد و سی سال بعد از وفات پیغمبر، خلیفه و امیرالمؤمنین شد! و پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر، پسرش یزید خلیفه شد و با آن وضع فجیع فرزند پیغمبر را کشت به دست مسلمانانی که شهادتین می گفتند و نماز می خواندند و حج می کردند و به آئین اسلام ازدواج می کردند و به آئین اسلام مرده های خود را دفن می کردند. نه این مردم منکر اسلام شده بودند و اگر منکر اسلام شده بودند معمائی در کار نبودند و نه انکار حرمت امام حسین را داشتند و معتقد بودند که امام حسین - نعوذبالله - از اسلام خارج شده، بلکه عقیده آنها به طور قطع بر تفضیل امام حسین بر یزید بود. حالا چگونه شد که اولاً حزب ابوسفیان زمام حکومت را در دست گرفتند و ثانیاً مردم مسلمان و بلکه شیعه قاتل امام حسین (ع) شدند در عین اینکه او را مستحق قتل نمی دانستند بلکه احترام خون او از خون هر کسی در نظر آنها بیشتر بود.
اما اینکه چرا حزب ابوسفیان زمام را در دست گرفت برای این بود که یک نفر از همین امویها که او سابقه سوئی در میان مسلمین نداشت و از مسلمین اولین بود به خلافت رسید. این کار سبب شد که امویها جای پائی در دستگاه حکومت اسلامی پیدا کنند، جای پای خوبی به طوری که خلافت اسلامی را ملک خود بنامند، (همان طوری که مروان به انقلابیون همین را گفت) هر چند جای پا در زمان عمر پیدا شد که معاویه والی سرزمین زرخیز شام و سوریه شد، خصوصاً با در نظر گرفتن این معما که عمر جمیع حکام را عزل و نصب می کرد و تغییر و تبدیل می داد به استثناء معاویه.
امویها سبب فساد در دستگاه عثمان شدند و مردم هم علیه عثمان انقلاب کردند و او را کشتند و معاویه که همیشه خیال خلافت را در دماغ می پروراند از کشته شدن عثمان استفاده تبلیغاتی کرد و نام خلیفه مظلوم، خلیفه شهید به عثمان داد و پیراهن خون آلود عثمان را بلند کرد و وجهه مظلومیت خلیفه پیغمبر را تقویت کرد و به مردم هم گفت: رأس و رئیس کشندگان عثمان، علی (ع) است که بعد از عثمان خلیفه شده و انقلابیون را هم پناه داده و چه گریه ها و اشکها که از مردم نگرفت! تمام مردم شام یعنی قبائلی از عرب که بعد از فتح اسلام در شام سکنی کرده بودند یکدل و یکزبان گفتند که در مقام انتقام و خونخواهی خلیفه مظلوم تا قطره آخر خون خود حاضریم و هر چه تو فرمان دهی ما اطاعت می کنیم. به این وسیله معاویه نیروی اسلام را علیه خود اسلام تجهیز کرد.