فهرست کتاب


آزادی معنوی

متفکر شهید استاد مرتضی مطهری‏‏‏‏‏‏‏‏

رابطه اصالت انسان با خدا

از اصالت ارزشهای انسان، رسیدیم به اصالت خود انسان (نفخت فیه من روحی). آیا فقط همین انسان است در این جهان که در میان یک بی نهایت ظلمت است؟ و به قول یک اروپایی در میان یک اقیانوس زهر، تنها این آقا تصادفاً یک قطره شیرین به وجود آمده؟ یا نه، این قطره شیرین نماینده اقیانوس شیرین است، این ذره نور نماینده نور جهان نور است؟
اینجاست که رابطه اصالت انسان با خدا روشن می شود، یعنی اصلاً این دو و از هم تفکیک پذیر نیستند. (الله نور السموات و الارض) **نور / 35***. اگر گفتید خدا خدا فقط این نیست که (مبدأ حرکت و عالم طبیعت است) **افتادگی از متن پیاده شده از انوار است*** محرک اول ارسطو را نمی گویم. محرک اول ارسطو غیر از خدای اسلام است، او یک موجود جدا و اجنبی از جهان است. (منظور) خدای اسلام (است) که: (هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن). تا گفتید خدا، یکدفعه جهان برای شما منظره دیگری پیدا می کند؛ برای تمام اصالتهایی که در وجود خودتان احساس می کنید مفهوم و معنی پیدا می شود، هدف پیدا می شود؛ می فهمید که اگر شما یک ذره نور هستید چون جهان از نور وجود دارد، اگر قطره شیرین هستید برای این است که اقیانوس بی پایانی از شیرینی وجود دارد، پرتوی از او در جان شماست.
اسلام یک مکتب انسانی است یعنی بر اساس مقیاسهای انسانی است، بدین معنی که در اسلام آن چیزهایی که مبنی بر تبعیضهای غلط بین انسانهاست وجود ندارد؛ یعنی در اسلام اقلیم وجود ندارد، نژاد وجود ندارد، خون وجود ندارد، منطقه وجود ندارد، زبان وجود ندارد. اینها ابداً در اسلام ملاک امتیاز انسانها نیست. در اسلام آنچه که ملاک امتیاز انسانهاست، همان ارزشهای انسانی است. اسلام که یک مکتب انسانیت است و برای انسانیت احترام قائل است، از آن جهت برای ارزشهای انسانی اصالت قائل است که برای خود انسان اصالت قائل است، و از آن جهت برای خود انسان اصالت قائل است که برای جهان اصالت قائل است، یعنی به خدای قادر متعالی قائل و معترف است (هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر)**حشر / 23 ***. و از این جهت است که تنها مکتب انسانی که می تواند بر اساس یک منطق صحیح وجود داشته باشد، اسلام است و دیگر مکتب انسانیتی در جهان وجود ندارد.
و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین.