فهرست کتاب


آزادی معنوی

متفکر شهید استاد مرتضی مطهری‏‏‏‏‏‏‏‏

انسان کامل و انسان ناقص

در علوم انسانی می بینیم سخن از انسان کامل و انسان ناقص است، سخن از انسان پایین افتاده و انسان مترقی و متعالی است. آن انسانی که از نظر علوم انسانی، از نظر علوم اخلاقی، از نظر علوم اجتماعی ممکن است کامل باشد و ممکن است ناقص، قابل ستایش و تقدیر و تکریم باشد و بیا به هیچ وجه قابل ستایش و تعظیم نباشد بلکه شایسته تحقیر باشد، کدام انسان است؟ معیار انسانیت چیست و در کجاست؟ این چگونه است که میان مثلاً چومبه و لومومبا فرق می گذاریم؟ در چه چیز آنها فرق می گذاریم؟ چه چیز، یکی را از انسان منحط قابل نکوهش و حتی مستحق اعدام قرار داده است و دیگر را انسانی قابل ستایش؛ با اینکه از جنبه های زیست شناسی اگر هر دو را کالبد شکافی کنند شبیه یکدیگرند، حتی جهازات روانی شان همه شبیه یکدیگر است؛ هر دو دارای قلب و سلسله اعصاب، کبد، کلیه، ماهیچه ها و معده و... هستند و چه بسا که اعضای بدن انسان قابل نکوهش از اعضای بدن انسان متعالی بهتر کار کند. پس چه چیز در آن که باعث تفاوت این دو شده است؟
این همان مساله بسیار بسیار مهمی است که از قدیم در علوم انسانی و نیز در ادیان و مذاهب مطرح بوده است. مثلاً قرآن انسانهایی را برتر و بالاتر از فرشته و شایسته مسجودیت ملائک می داند، چنانکه می گوید: ما به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید، ولی در مورد انسانهایی نیز می گوید چهارپایان بر اینها برتری دارند. چه مقیاسها و معیارهایی است که این مقدار تفاوت را به وجود آورده است؟ این حتی به دین و مذهب هم ارتباط ندارد و حتی مساله انسان در سطحی قرار گرفته است که با موضوع خدا هم صد در صد بستگی ندارد؛ یعنی فیلسوفان مادی جهان هم که به خدا و دین و مذهب اعتقاد ندارند، باز مساله انسان و انسانیت و مساله انسان برتر و انسان فروتر را مطرح کرده اند. در اینجا این سوال مطرح می شود که از نظر مکاتب مادی، انسان برتر و انسان فروتر چگونه انسانهایی هستند و ملاک برتری و ملاک فروتری چیست؟ این سوال بود، حال ببینیم جواب چیست.

نظریات مختلف درباره معیار انسانیت:

1 - علم

آیا ما می توانیم علم را ملاک و معیار انسانیت قرار بدهیم و بگوییم که انسانها از نظر زیست شناسی با یکدیگر مساوی هستند ولی یک چیز هست که اکتسابی یعنی به دست آوردنی است و با آن معیار، انسانیت با غیر انسانیت تفاوت می کند؛ مرزی است میان انسان برتر و انسان فروتر، و آن دانش است؟ هر اندازه که انسان آگاهی و دانش بیشتری پیدا کند، انسانتر است و هر اندازه که از علم و دانش بی بهره تر باشد، از انسانیت بی بهره تر است. بنابراین دانش آموز کلاس اول از کسی که هنوز به مدرسه نرفته است انسانتر است. دانش آموز کلاس دوم از دانش آموز کلاس اول انسانتر است و همین طور... در دوره دانشگاه هم دانشجویی که سال آخر را طی می کند از دانشجویی که سال ما قبل آخر را طی می کند انسانتر است. در میان علما و دانشمندان نیز هر کدام که معلوماتش بیشتر است انسانتر است.
آیا اینکه علم و دانش معیار انسانیت است و تنها معیار هم هست، می تواند مردود قبول واقع شود؟ آیا شما انسانها را بر اساس دانششان ستایش و نکوهش می کنید؟ ابوذر را که شما ستایش می کنید آیا به دلیل این است که دانش ابوذر از دانش شما و از دانش انسانهای زمان خودش بیشتر بوده است؟ اینکه معاویه مورد نکوهش و در مقابل، ابوذر مورد ستایش شماست آیا به این دلیل است که شما حساب کرده اید و دیده اید معلومات ابوذر از معاویه بیشتر است؟ در مورد چومبه و لومومبا چطور؟ من گمان نمی کنم که تنها علم و دانش معیار انسانیت باشد و هر که عالمتر است انسانتر باشد. با این مقیاس باید بگوییم که در زمان ما انیشتین - که از همه دانشمندان عالم شهرتش بیشتر است و واقعاً هم شاید از همه دانشمندان عالم عالمتر بود - انسانترین انسانهای زمان بوده است.