فهرست کتاب


آزادی معنوی

متفکر شهید استاد مرتضی مطهری‏‏‏‏‏‏‏‏

توبه از نظر علی علیه السلام

وقتی آن شخص در حضور مبارک علی علیه السلام استغفار کرد و علی علیه السلام احساس کرد که او معنی و حقیقت و اوج استغفار را نمی داند، با تعرض به او فرمود: (ثکلتک امک اتدری ما الاستغفار؟ الاستغفار درجه العلیین.) **نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 409.*** ای خدا مرگت بدهد! ای مادرت به عزای تو بنشیند و بگرید! تو لفظ استغفار را می گویی؟ اصلاً می دانی که حقیقت استغفار چیست؟ استغفار بگرید! تو لفظ استغفار را می گویی؟ اصلاً می دانی که حقیقت استغفار چیست؟ استغفار درجه علیین است. یعنی مردمی که در آن درجات بالا از مقامات قرب قرار گرفته اند. بعد فرمود: استغفار و توبه یک کلمه است بر اساس شش پایه. این شش پایه را که علی علیه السلام بیان کرده است، علما این طور درک کرده اند که دو تا از اینها رکن و اساس توبه، دو تای دیگر شرط قبول توبه (یعنی دو تا ماهیت توبه را تشکیل می دهند و دو تای دیگر شرط قبول توبه ماهیت دار را) و دو تای آخر شرط کامل شدن توبه هستند. حالا این شش پایه چیست؟
فرمود: (اولها الندم علی مامضی) اولین شرط (رکن) توبه پشیمانی و حسرت و تاسف و آتش درونی و ناراحتی است بر آنچه که گذشته است. یعنی توبه آن وقت واقعاً توبه است که شما نگاهی به صفحه سیاه اعمال گذشته خودتان بکنید، یکمرتبه یک ندامتی یک پشیمانی زیادی، یک تاسف و حسرت فوق العاده ای در شما ایجاد شود و دلتان آتش بگیرد که این چه کاری بود که من کردم؟! دیده اید گاهی انسان یک کاری می کند به خیال اینکه برایش سود دارد بعد از اینکه آن را انجام می دهد یک وقت می بیند که این کار برایش مثلاً ده هزار تومان ضرر داشته است. وقتی که می فهمد این کارش اشتباه بوده است، می گوید: آخ! و انگشت سبابه اش را می گزد: ای وای! چرا من این کار را کردم؟! اسم این را می گذارند پشیمانی، ناراحتی که گاهی می گویند: آقا! یک کاری کردم و الان به قدری پشیمانم که اثر پشیمانی، ناراحتی، که گاهی می گویند: آقا! یک کاری کردم و الان به قدری پشیمانم که اگر پشیمانی شاخ می داشت من شاخ درآورده بودم! شرط اول توبه کردن چنین پشیمانی و ندامتی است.
خدای ناخواسته لب به یک حرام مثلاً شراب آلوده ای، یکدفعه فکر می کنی که آخر قرآن درباره شرابخواری چه گفته است؟ قرآن گفته است: (یا ایها الذین امنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون) **مائده - 90.*** شراب، قمار و آن کارهای بت پرستی، پلیدی است. اگر صلاح و سعادت و رستگاری می خواهید، از اینها دوری بجویید شرابخواری با سعادت و رستگاری جور در نمی آید. قمار در اسلام حرام است. از گناهان کبیره است. به هر شکلی که می خواهد باشد مسلمان قمار نمی کند.
این چه مسلمانی ای است که من و شما داریم و کبائر محرمات اسلامی را هم مرتکب می شویم؟ قرآن دیگر چقدر در مورد همین معصیت رایج میان ما، یعنی غیبت کردن و تهمت زدن داد بکشد؟! به خدا قسم انسان از اینهمه تهمتهایی که میان مردم است تعجب می کند. می دانید تهمت یعنی چه؟ ما دو گناه کبیره درجه یک داریم: یکی از آنها دروغ گفتن است و دیگری غیبت کردن گناه کبیره یعنی گناهی که انسان به وسیله آن استحقاق جهنم را رفتن را پیدا می کند. (لا یغتب بعضکم بعضاً ایحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتاً) **حجرات - 12.*** مردم! غیبت یکدیگر را نکنید آیا هیچیک از شما دوست دارد که گوشت برادر مسلمانش را در حالی که مرده است بخورد؟! گوشت مرده چقدر تنفرآور است، خصوصاً اگر انسان مرده را بشناسد و دوستش بوده باشد. دیگر بالاتر از این تعبیر هم هست؟ تهمت یعنی دروغ به علاوه غیبت، یعنی دو گناه که با همدیگر توام شوند اسمش می شود تهمت، و چقدر در میان ما تهمت زدن رایج است! و بعضی از ما که می خواهیم مقدسی کنیم، یک (می گویند) اول حرفمان می آوریم، مثلاً شخصی به یک نفر تهمتی زده، می خواهیم از گردن خودمان رد کنیم، خیال می کنیم که سر خدا را هم شود کلاه گذاشت! می گوییم: می گویند فلانی این طور است. قرآن جلوی این را هم گرفته است، این را هم یک گناه بزرگ شمرده است، می گوید: (ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین امنوا لهم عذاب الیم) **نور - 19. *** آنان که دوست دارند در میان مردم حرف زشتی درباره فرد مومنی، افراد مومنی، یک موسسه ایمانی شیوع پیدا کند (برایشان عذاب دردناکی است) اگر از یک احمقی یا مغرضی یا کسی که معلوم است که ریشه حرفش در کجاست درباره کسی حرفی شنیدید، حق ندارید بگویید (شنیده ام)، (می گویند). خود این (می گویند)ها
اشاعه دادن فحشاست.
و گناهان دیگر هم همین طور. آن که چشم چرانی می کند، به ناموس مردم خیانت می کند، باید بداند که پیغمبر فرمود: (زنی العین النظر) **بحارالانوار، ج 14.*** زنای چشم، چشم چرانی کردن است. (همین طور) آن که نماز را ترک کرده، آن که روزه را ترک کرده است. من نمی دانم ما چه جور مسلمانهایی هستیم؟! انسان خجالت می کشد در ماه رمضان در این خیابانها راه برود، علنی سیگارها را گوشه لبشان گذاشته اند و راه می روند! یکی را می بینی که در ماشین نشسته و سیگار هم گوشه لبش است. هر سال هم شهربانی اعلامی می کند که کسی حق ندارد متعرض روزه خوارها بشود، خود شهربانی اقدام می کند ما هم ندیده ایم که پاسبانی به یک روزه خوار تذکر بدهد. روزه خواری علنی، هتک حرمت اسلام است. این عمل یعنی فحش دادن به قرآن یعنی فحش دادن به پیغمبر اسلام. اگر می خواهی روزه بخوری برو در خانه ات بخور. اگر روزه را در خانه ات بخوری یک گناه کبیره کرده ای ولی وقتی روزه را علنی در خیابانها می خوری، علاوه بر اینکه روزه خواری، فحش هم به اسلام داده ای.
برای توبه کردن، اول باید یک توجهی به غیبتهای خودمان بکنیم، توجهی به شراب خواریهای خودمان بکنیم، توجهی به تهمت زدنهای خودمان بکنیم، توجهی به قمارهای خودمان بکنیم، توجهی به چشم چرانی های خودمان بکنیم، خانمها توجهی به لخت بودن هایشان بکنند. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من در معراج زنهایی را دیدم که آنها را از موهایشان آویخته بودند و با تازیانه های آتشین می زدند، متحیر از جبرئیل پرسیدم: اینها چه کسانی هستند؟! جبرئیل گفت: زنانی از امت تو که موهایشان را از نامحرم نمی پوشاندند. آن وقت که بی حجابی نبود ولی پیغمبر به چشم باطن دید. (اینها از هزار و چهارصد سال پیش در کتابها هست) گفت: زنانی را دیدم که از پستانهایشان آویخته بودند پستانشان را شلاق می زدند، زنانی چنین و چنان بوده اند چه کسانی بودند؟ فرمود: به من گفتند اینها زنانی از امت تو هستند که بدنشان را به مردم ارائه می دهند. آخر این چهار روز دنیا چقدر برای انسان ارزش دارد که انسان خود را تا ابد به عذاب الهی گرفتار کند؟! به خدا قسم راست است، به اصطلاح مولای درزش نمی رود. آخر پرده دری تا کی؟ علیه خدا قیام کردن تا کی؟ به پیغمبر اسلام فحش دادن تا کی؟ حالا فحش لفظی باشد یا کتبی. آدم چه بگوید که در این مملکت کتاب منتشر می شود که سر تا پایش فحش صریح به پیغمبر اسلام است و شماره رسمی هم پشتش خورده است، اجازه نشر هم به آن داده اند! به خود بیایید، یک ذره فکر کنید، غفلت تا کی؟ (الم یان للذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذکرالله و مانزل من الحق) **حدید - 16. ***آیا نرسیده آن وقتی که این دلهای ما خشوع پیدا کنند، خاشع شوند، نرم شوند برای یاد خدا و به این قرآن حقی که از جانب خدا نازل شده است اعتنایی بکنیم، به تعلیماتش توجهی بکنیم؟! هی محرم بیاید، دلمان حداکثر به این خوش باشد که می رویم در جلسه ای شرکت می کنیم و قطره اشکی می ریزیم، والله اینها کافی نیست. باید یک فکر اساسی به حال خودمان و اسلاممان بکنیم. بچه هایمان از دست رفتند. پسرهایمان از دست رفتند، دخترهایمان از دست رفتند، جامعه مان از دست رفت، یک فکری بکنیم، توبه کنیم.

رکن اول توبه: ندامت و پشیمانی

فرمود: اولش این است که روحت آتش بگیرد، مشتعل بشود، خودت را غرق در حسرت ببینی، غرق در ندامت و پشیمانی ببینی. چشمت را بر روی گناهانت باز کن، یک محاسبه الاعمالی برای خودت درست کن، از خودت حساب بکش، ببین روزی چند گناه کبیره مرتکب می شوی. شیخ بهایی می گوید:
جد تو آدم بهشتش جای بود - قدسیان کردند بهر او سجود
یک گنه ناکرده گفتندش تمام - مذنبی مذنب، برو بیرون خرام
تو طمع داری که با چندین گناه - داخل جنت شوی ای رو سیاه؟

رکن دوم: تصمیم به عدم بازگشت

شرط (رکن) دوم توبه چیست؟ فرمود: (العزم علی ترک العود) یک تصمیم مردانه، یک تصمیم جدی که دیگر من این عمل ناشایست را تکرار نمی کنم. البته شما را با این شعری که خواندم مایوس نکرده باشم نگویید پس کار تمام است، نه (لاتقتطوا من رحمة الله) **زمر - 53. ***از رحمت الهی مایوس نباشید از هر چه گناه دارید برگردید، خدا می پذیرد همه شرایط را ذکر کرده اند. ولی حد و اندازه برای گناه ذکر نکرده اند نگفته اند اگر گناهت به این حد رسید توبه ات قبول می شود و از آن بالاتر که شد نه، بلکه گفته اند توبه کن قبول می شود اما به شرط اینکه واقعاً توبه کنی، اگر آتش درونی در تو پیدا بشود، انقلاب مقدس در روح تو پیدا بشود و تصمیم بر عدم عود بگیری، توبه تو قبول است اما به شرط اینکه تصمیم تو واقعاً تصمیم باشد، نه اینکه بیایی اینجا پچ پچی هم با خودت بکنی و بگویی عجب وضع بدی داریم و بیرون که رفتی فراموش کنی این به درد نمی خورد و بدتر است. امام فرمود: کسانی که استغفار می کنند و باز گناه را تکرار می کنند. استغفارشان از استغفار نکردن بدتر است چون این مسخره کردن توبه است، استهزاء خداست، استهزاء توبه است.
این دو رکن توبه است:
اول ندامت، حسرت، اشتعال درونی، ناراحتی از گذشته، پشیمانی کامل از گناه، و دوم تصمیم قاطع و جدی برای تکرار نکردن گناه. اما توبه دو شرط هم دارد: