فهرست کتاب


آزادی معنوی

متفکر شهید استاد مرتضی مطهری‏‏‏‏‏‏‏‏

توبه (2)

ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین.**اعراف - 23.***
بحث ما در شب گذشته درباره توبه بود. عرض کردیم که توبه اولین منزل اهل سلوک و اهل عبادت و عبودیت است. اگر کسی آهنگ تقرب نزد پروردگار را داشته باشد. برای اینکه خود را آماده کند باید از گذشته سیاه و تیره خود بازگردد و توبه کند.
وعده کردم که توضیحی را که وجود مقدس علی علیه السلام درباره توبه داده است و در آن، حقیقت و شرایط و مرحله کمال توبه را توجیه کرده است. برای شما بیان کنم. مقدمتا قبل از اینکه بیان حضرت را در این زمینه عرض کنم به یک سوال جواب می دهم. آن سوال این است: توبه چه وقت از انسان قبول می شود، وقت توبه چه موقع است؟ یعنی تا چه وقت انسان مهلت توبه دارد؟

مهلت توبه

انسان تا در این دنیا هست و رشته حیاتش باقی است و تا وقتی که مرگ مستقیماً به او روی نیاورده است، مهلت برای توبه کردن دارد. تنها در وقتی که انسان در چنگال مرگ گرفتار است و هیچ امیدی به نجات ندارد، توبه مورد قبول واقع نمی شود. آن ساعات و لحظات آخر که در تعبیرات حدیثی (ساعت معاینه) نامیده شده است. (یعنی لحظه ای که انسان مرگ را و جهان دیگر را معاینه می کند، به چشم می بیند، در عین اینکه هنوز زنده است، دنیای دیگر را در مقابل خود حاضر می بیند) قبل از آن لحظه، توبه انسان قبول است ولی در آن لحظه توبه مقبول نیست. همچنان که در عالم آخرت هم توبه معنی ندارد به انسان در آنجا حال توبه پیدا می کند و نه فرضاً اگر بخواهد توبه کند - که قطعاً توبه واقعی نخواهد بود و فقط یک عمل ظاهری است - توبه او پذیرفته است. اما چرا در این مورد این طور است؟ چون جواب دادن به این سوال مکمل عرایض دیشب من است، از این جهت این بحث را امشب مطرح کردم.
اما اینکه چرا توبه در لحظه معاینه قبول نیست؟ قرآن تصریح می کند که: (فلما راوا باسنا قالوا امنا بالله وحده و کفرنا بما کنا به مشرکین.) **مومن - 84. ***یعنی همینکه انتقام ما را دیدند می خواهند توبه کنند و توبه شان را نمی پذیریم. در ساعتی که آن انتقام ما رسید، اظهار ایمان کردن و اظهار توبه کردن فایده ندارد، چرا؟ برای اینکه توبه تنها پشیمانی و بازگشت نیست، یعنی اگر انسان تحت هر عاملی فقط از راه کج خود بازگردد، این توبه شمرده نمی شود. توبه آن وقت است که یک انقلاب درونی در وجود انسان پیدا می شود، یعنی نیروهای شهوانی و غضبی و شیطانی انسان علیه تبهکاریهای او قیام کنند و زمام مملکت وجود انسان را در دست بگیرند. این معنای توبه است توبه یعنی انقلاب درونی انسان.
انسان وقتی به مرحله ای می رسد که احساس می کند در چنگال مرگ گرفتار است و عذاب الهی را می بیند، بدیهی است که در آنجا اظهار ایمان می کند. اما این اظهار ایمان، انقلاب مقدس درونی نیست. قرآن در مورد فرعون می گوید: (حتی اذا ادرکه الغرق قال امنت انه لا اله الا الذی امنت به بنوا اسرائیل) **یونس - 90*** فرعون تا در دنیاست و باد دنیا به تنش می خورد، فرعونی می کند، با هیچ استدلالی قانع نمی شود، هیچ نصیحت و موعظه ای را نمی پذیرد، بین سحره و موسی معارضه درست می کند. خود سحره ایمان می آورند و او بیشتر طغیان می کند درصدد کشتن موسی و قومش بر می آید، آنها را تعقیب می کند. هنگامی که در دریا غرق می شود، آب او را قرار می گیرد و خود را در لحظات آخر عمر می بیند و یقین می کند که دیگر راه نجات ندارد می گوید: (امنت انه لا اله الا الذی امنت به بنوا اسرائیل) نه، من دیگر به خدای موسی ایمان آوردم. اینجا دیگر قبول نمی شود. خدا چرا قبول نمی کند؟ مگر خدا بخل می ورزد؟ نه، توبه باشد قبول می کند این توبه نیست. توبه یعنی انقلاب مقدس درونی. این، انقلاب مقدس درونی نیست. آدمی که در قعر دریا آب تمام اطرافش را گرفته و به هر طرف که نگاه می کند آب می بیند و در این حال اظهار توبه می کند وجدانش منقلب نشده است، فطرتش زنده نشده است، خودش علیه خودش قیام نکرده است، بلکه حالا که خودش را مضطر و بیچاره می بیند، از روی اضطرار اظهار تسلیم می کند. لهذا به او می گویند: (الان و قد عصیت قبل) **یونس - 91.*** چرا یک ساعت پیش که آزاد بودی این حرف را نزدی؟ اگر یک ساعت پیش در حالی که آزاد بودی این حرف را می گفتی، معلوم بود که در درون تو انقلاب مقدس پیدا شده، اما حالا که این حرف را می زنی این، انقلاب مقدس نیست. اضطرار و بیچارگی است. کدام جانی از جانیهای دنیاست که در آن لحظه ای که گرفتار عدالت می شود اظهار پشیمانی نکند؟ ولی این پشیمانی نیست، اصلاًح نیست، علامت به صلاح آمدن نیست. اگر جانی قبل از گرفتار شدن، خودش از درون منقلب شد و در حالی که امکان جنایت برایش بود دست از جنایت برداشت، این اسمش توبه و بازگشت واقعی است. پس علت اینکه در لحظات آخر، در حال معاینه آن دنیا توبه انسان مقبول نیست، این است که توبه نیست نه اینکه توبه هست و مقبول نیست، اصلاً توبه نیست.
اما اینکه چرا توبه انسان در دنیای دیگر قبول نیست؟ جواب این سوال اولاً از همان جواب اول روشن شد، چون در آن دنیا هم انسان همه چیز را معاینه کرده و می بیند در آنجا هم وقتی که ادعای توبه می کند و می گوید خدایا پشیمانم، آن اظهار پشیمانی انقلاب مقدس درونی نیست، انقلاب آزاد نیست. ثانیاً انسان همینکه از این دنیا رفت، می دانید در حکم چیست؟ در حکم میوه ای است که روی یک درخت بوده و پس از آنکه رسیده است یا به صورت کال و نیم رس (به هر شکلی)، از درخت جدا شده و افتاده است میوه تا روی درخت است تابع نظام درخت است، اگر رشد می کند از طریق درخت رشد می کند، اگر آب به آن می رسد از طریق ریشه های درخت است، اگر ماده غذایی به آن می رسد از طریق درخت می رسد، اگر از هوا استفاده می کند از طریق درخت استفاده می کند، اگر طعمش شیرین می شود به دلیل فعل و انفعالی است که در درخت صورت می گیرد، اگر رنگش تغییر می کند باز به وسیله درخت است، همینکه میوه از درخت افتاد، تمام امکاناتی که برای آن موجود بود از بین می رود تا ساعتی قبل که مثلاً سیبی که روی زمین افتاده است در روی درخت به صورت نیم رس و کال بود، این امکان وجود داشت که رسیده شود، یک مرحله جلو بیاید، رنگش تغییر کند، حجمش بیشتر شود، طعمش مطبوع تر شود، شیرین تر شود، معطرتر شود ولی همینکه از درخت افتاد، تمام امکانات از بین می رود، یعنی آخرین فعلیتش، آخرین حالتش در همان لحظه ای است که از درخت می افتد.
انسان میوه درخت طبیعت است، میوه درخت دنیاست. تمام امکاناتی که برای ما انسانها موجود است، در طبیعت و در دنیا موجود است برای ما خوب شدن در دنیا امکان دارد وسائل بد شدن و بدتر شدن هم باز در دنیا موجود است. ما که در این دنیا هستیم. روی درخت طبیعت و دنیا هستیم میوه این درخت هستیم.
این جهان همچون درخت است ای گرام - ما بر آن چون میوه های نیم خام
تا ما روی درخت طبیعت هستیم، همه امکانات برایمان هست، اگر عبادت کنیم، مثل میوه ای که می رسد رسیده می شویم، اگر گناه کنیم، مانند میوه ای که آفت زده می شود آفت زده می شویم مثل اینکه کرمی یا شته ای از راه درخت به این میوه برسد. توبه هم یکی از امکانات است، مثل آب و غذایی است که از راه درخت طبیعت باید به ما برسد لذا وقتی مردیم دیگر به ما نمی رسد، چرا؟ چون عرض کردم توبه یک انقلاب مقدس است و همه تغییرها و انقلاب ها و حرکتها مال این دنیاست، همه تغییر مسیر دادنها و تغییر جهت دادنها مال این دنیاست، بالا رفتن و پایین رفتن در این دنیاست. همینکه پا به آن دنیا گذاشتیم، در هر حد و درجه ای که هستیم، در هر مسیری که هستیم، به سوی هر چیزی که هستیم در همان جا متوقف می شویم آخرین حد فعلیت تمام شده است.
یک مثال دیگر: یک طفل تا در رحم مادر است وابسته به وجود مادر است، غذایش از ناحیه مادر است مایع و آب بدنش از وجود مادر است، سلامت و بیماری اش از ناحیه مادر است اما همینکه از مادر متولد شد، دیگر وابستگی اش به او تمام می شود، یک نظام دیگر بر زندگی او حکومت می کند و دیگر یک لحظه نمی تواند با نظام پیشین که نظام رحم است زندگی کند. انسان پس از آنکه از این دنیا رفت، نظام زندگی اش بکلی تغییر می کند و عوض می شود و امکان ندارد کوچکترین استفاده ای از نظاماتی که در این دنیا هست بکند. عمل و توبه، پیشروی و پسروی، بالا رفتن و پایین رفتن و تغییر مسیر و جهت دادن، همه مال این دنیاست.
این کلام علی علیه السلام است: (الیوم عمل و لا حساب و غداً حساب و لا عمل) **نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 42.*** می گوید: ایهاالناس! امروز روز عمل است و روز حساب نیست. دنیا محل مجازات و رسیدن به حساب نیست. نه اینکه بخواهد بگوید هیچ مکافاتی در دنیا نیست. بعضی از احوال در دنیا مکافات است و بعضی از بدبختیهایی که در دنیا به انسان می رسد نتیجه عمل انسان است. اما نه خیال کنید که حساب هر عمل بدی را خدا در این دنیا می رسد و نه خیال کنید که هر حالت بدی که انسان پیدا می کند در نتیجه یک عمل گذشته اوست. این جور نیست. بنابراین آیا اگر انسانی در این دنیا سختی ای دید، دلیل بر بدی عمل اوست؟ مثلاً اینکه سیلی آمد و پاکستانیها را از بین برد.**اشاره به سیلی که در آن زمان در پاکستان جاری شد.*** دلیل بر بدی عمل آنهاست؟ یعنی خدا به حساب آنها در این دنیا رسیده است؟ نه، این جور نیست. درس اسلام به ما این است: (الیوم عمل و لا حساب و غداً حساب و لا عمل)دنیا دار عمل است، دار رسیدگی و حساب کردن نیست. برعکس، آخرت دار عمل نیست، منحصراً دار حساب است و بس.
پس سر اینکه توبه انسان محدود است به قبل از معاینه موت و آثار آن، و پس از آنکه انسان موت را معاینه کرد نظیر فرعون، دیگر توبه او قبول نیست. و همچنین سر اینکه در عالم آخرت توبه ای نیست، همینها بود که برای شما عرض کردم.
از اینها چه نتیجه ای باید بگیریم؟ سخن علی را (الیوم عمل) از فرصت باید استفاده کنیم. از آن کسانی نباشیم که توبه را تاخیر می اندازند به حساب اینکه وقت باقی است. خدا می گوید: (یعدهم و یمنیهم و مایعدهم الشیطان الا غروراً.) **نساء - 120.*** ای وعده ها که: دیر نمی شود، هنوز از عمر ما خیلی باقی است، هنوز یک گل از صد گل ما باز نشده است، وعده های شیطانی است، فریبهای نفس اماره است. انسان نباید توبه را تاخیر بیندازد. مقدمه من تمام شد حال وارد سخن علی علیه السلام بشویم:

توبه از نظر علی علیه السلام

وقتی آن شخص در حضور مبارک علی علیه السلام استغفار کرد و علی علیه السلام احساس کرد که او معنی و حقیقت و اوج استغفار را نمی داند، با تعرض به او فرمود: (ثکلتک امک اتدری ما الاستغفار؟ الاستغفار درجه العلیین.) **نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت 409.*** ای خدا مرگت بدهد! ای مادرت به عزای تو بنشیند و بگرید! تو لفظ استغفار را می گویی؟ اصلاً می دانی که حقیقت استغفار چیست؟ استغفار بگرید! تو لفظ استغفار را می گویی؟ اصلاً می دانی که حقیقت استغفار چیست؟ استغفار درجه علیین است. یعنی مردمی که در آن درجات بالا از مقامات قرب قرار گرفته اند. بعد فرمود: استغفار و توبه یک کلمه است بر اساس شش پایه. این شش پایه را که علی علیه السلام بیان کرده است، علما این طور درک کرده اند که دو تا از اینها رکن و اساس توبه، دو تای دیگر شرط قبول توبه (یعنی دو تا ماهیت توبه را تشکیل می دهند و دو تای دیگر شرط قبول توبه ماهیت دار را) و دو تای آخر شرط کامل شدن توبه هستند. حالا این شش پایه چیست؟
فرمود: (اولها الندم علی مامضی) اولین شرط (رکن) توبه پشیمانی و حسرت و تاسف و آتش درونی و ناراحتی است بر آنچه که گذشته است. یعنی توبه آن وقت واقعاً توبه است که شما نگاهی به صفحه سیاه اعمال گذشته خودتان بکنید، یکمرتبه یک ندامتی یک پشیمانی زیادی، یک تاسف و حسرت فوق العاده ای در شما ایجاد شود و دلتان آتش بگیرد که این چه کاری بود که من کردم؟! دیده اید گاهی انسان یک کاری می کند به خیال اینکه برایش سود دارد بعد از اینکه آن را انجام می دهد یک وقت می بیند که این کار برایش مثلاً ده هزار تومان ضرر داشته است. وقتی که می فهمد این کارش اشتباه بوده است، می گوید: آخ! و انگشت سبابه اش را می گزد: ای وای! چرا من این کار را کردم؟! اسم این را می گذارند پشیمانی، ناراحتی که گاهی می گویند: آقا! یک کاری کردم و الان به قدری پشیمانم که اثر پشیمانی، ناراحتی، که گاهی می گویند: آقا! یک کاری کردم و الان به قدری پشیمانم که اگر پشیمانی شاخ می داشت من شاخ درآورده بودم! شرط اول توبه کردن چنین پشیمانی و ندامتی است.
خدای ناخواسته لب به یک حرام مثلاً شراب آلوده ای، یکدفعه فکر می کنی که آخر قرآن درباره شرابخواری چه گفته است؟ قرآن گفته است: (یا ایها الذین امنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون) **مائده - 90.*** شراب، قمار و آن کارهای بت پرستی، پلیدی است. اگر صلاح و سعادت و رستگاری می خواهید، از اینها دوری بجویید شرابخواری با سعادت و رستگاری جور در نمی آید. قمار در اسلام حرام است. از گناهان کبیره است. به هر شکلی که می خواهد باشد مسلمان قمار نمی کند.
این چه مسلمانی ای است که من و شما داریم و کبائر محرمات اسلامی را هم مرتکب می شویم؟ قرآن دیگر چقدر در مورد همین معصیت رایج میان ما، یعنی غیبت کردن و تهمت زدن داد بکشد؟! به خدا قسم انسان از اینهمه تهمتهایی که میان مردم است تعجب می کند. می دانید تهمت یعنی چه؟ ما دو گناه کبیره درجه یک داریم: یکی از آنها دروغ گفتن است و دیگری غیبت کردن گناه کبیره یعنی گناهی که انسان به وسیله آن استحقاق جهنم را رفتن را پیدا می کند. (لا یغتب بعضکم بعضاً ایحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتاً) **حجرات - 12.*** مردم! غیبت یکدیگر را نکنید آیا هیچیک از شما دوست دارد که گوشت برادر مسلمانش را در حالی که مرده است بخورد؟! گوشت مرده چقدر تنفرآور است، خصوصاً اگر انسان مرده را بشناسد و دوستش بوده باشد. دیگر بالاتر از این تعبیر هم هست؟ تهمت یعنی دروغ به علاوه غیبت، یعنی دو گناه که با همدیگر توام شوند اسمش می شود تهمت، و چقدر در میان ما تهمت زدن رایج است! و بعضی از ما که می خواهیم مقدسی کنیم، یک (می گویند) اول حرفمان می آوریم، مثلاً شخصی به یک نفر تهمتی زده، می خواهیم از گردن خودمان رد کنیم، خیال می کنیم که سر خدا را هم شود کلاه گذاشت! می گوییم: می گویند فلانی این طور است. قرآن جلوی این را هم گرفته است، این را هم یک گناه بزرگ شمرده است، می گوید: (ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین امنوا لهم عذاب الیم) **نور - 19. *** آنان که دوست دارند در میان مردم حرف زشتی درباره فرد مومنی، افراد مومنی، یک موسسه ایمانی شیوع پیدا کند (برایشان عذاب دردناکی است) اگر از یک احمقی یا مغرضی یا کسی که معلوم است که ریشه حرفش در کجاست درباره کسی حرفی شنیدید، حق ندارید بگویید (شنیده ام)، (می گویند). خود این (می گویند)ها
اشاعه دادن فحشاست.
و گناهان دیگر هم همین طور. آن که چشم چرانی می کند، به ناموس مردم خیانت می کند، باید بداند که پیغمبر فرمود: (زنی العین النظر) **بحارالانوار، ج 14.*** زنای چشم، چشم چرانی کردن است. (همین طور) آن که نماز را ترک کرده، آن که روزه را ترک کرده است. من نمی دانم ما چه جور مسلمانهایی هستیم؟! انسان خجالت می کشد در ماه رمضان در این خیابانها راه برود، علنی سیگارها را گوشه لبشان گذاشته اند و راه می روند! یکی را می بینی که در ماشین نشسته و سیگار هم گوشه لبش است. هر سال هم شهربانی اعلامی می کند که کسی حق ندارد متعرض روزه خوارها بشود، خود شهربانی اقدام می کند ما هم ندیده ایم که پاسبانی به یک روزه خوار تذکر بدهد. روزه خواری علنی، هتک حرمت اسلام است. این عمل یعنی فحش دادن به قرآن یعنی فحش دادن به پیغمبر اسلام. اگر می خواهی روزه بخوری برو در خانه ات بخور. اگر روزه را در خانه ات بخوری یک گناه کبیره کرده ای ولی وقتی روزه را علنی در خیابانها می خوری، علاوه بر اینکه روزه خواری، فحش هم به اسلام داده ای.
برای توبه کردن، اول باید یک توجهی به غیبتهای خودمان بکنیم، توجهی به شراب خواریهای خودمان بکنیم، توجهی به تهمت زدنهای خودمان بکنیم، توجهی به قمارهای خودمان بکنیم، توجهی به چشم چرانی های خودمان بکنیم، خانمها توجهی به لخت بودن هایشان بکنند. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من در معراج زنهایی را دیدم که آنها را از موهایشان آویخته بودند و با تازیانه های آتشین می زدند، متحیر از جبرئیل پرسیدم: اینها چه کسانی هستند؟! جبرئیل گفت: زنانی از امت تو که موهایشان را از نامحرم نمی پوشاندند. آن وقت که بی حجابی نبود ولی پیغمبر به چشم باطن دید. (اینها از هزار و چهارصد سال پیش در کتابها هست) گفت: زنانی را دیدم که از پستانهایشان آویخته بودند پستانشان را شلاق می زدند، زنانی چنین و چنان بوده اند چه کسانی بودند؟ فرمود: به من گفتند اینها زنانی از امت تو هستند که بدنشان را به مردم ارائه می دهند. آخر این چهار روز دنیا چقدر برای انسان ارزش دارد که انسان خود را تا ابد به عذاب الهی گرفتار کند؟! به خدا قسم راست است، به اصطلاح مولای درزش نمی رود. آخر پرده دری تا کی؟ علیه خدا قیام کردن تا کی؟ به پیغمبر اسلام فحش دادن تا کی؟ حالا فحش لفظی باشد یا کتبی. آدم چه بگوید که در این مملکت کتاب منتشر می شود که سر تا پایش فحش صریح به پیغمبر اسلام است و شماره رسمی هم پشتش خورده است، اجازه نشر هم به آن داده اند! به خود بیایید، یک ذره فکر کنید، غفلت تا کی؟ (الم یان للذین امنوا ان تخشع قلوبهم لذکرالله و مانزل من الحق) **حدید - 16. ***آیا نرسیده آن وقتی که این دلهای ما خشوع پیدا کنند، خاشع شوند، نرم شوند برای یاد خدا و به این قرآن حقی که از جانب خدا نازل شده است اعتنایی بکنیم، به تعلیماتش توجهی بکنیم؟! هی محرم بیاید، دلمان حداکثر به این خوش باشد که می رویم در جلسه ای شرکت می کنیم و قطره اشکی می ریزیم، والله اینها کافی نیست. باید یک فکر اساسی به حال خودمان و اسلاممان بکنیم. بچه هایمان از دست رفتند. پسرهایمان از دست رفتند، دخترهایمان از دست رفتند، جامعه مان از دست رفت، یک فکری بکنیم، توبه کنیم.