فهرست کتاب


پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

کتی ای. زاهلر سارا رئیسی

49. تفاوت های بین بچه ها را به رسمیت بشناسید

پی.جی با اعضای خانواده اش که نسبت به خواندن ولعی سیری ناپذیر داشتند به هیچ وجه جور درنمی آمد. او همیشه بازی های پر جنب و جوش و بازی های ورزشی را به نشستن و کتاب خواندن ترجیح می داد. سر میز غذا برادرها و خواهرهای او با بیان افکار و فلسفه هایی که در کتاب ها می خواندند بر سر جلب توجه والدین خود با هم رقابت می کردند. پی جی بدون مکث غذا می خورد، قبل از تمام شدن غذای سایر اعضای خانواده اجازه می گرفت و از سر میز بلند می شد و به بیرون از خانه می دوید تا بازی کند.
پی. جی در طول رشد خود بیرون از جریان عقلانی حاکم بر خانواده ی خود باقی ماند. علی رغم این که به دانشگاه خوبی رفت و چند مدرک نیز گرفت، هنوز خود را (کودن) می نامد.
حتی درون یک خانواده واحد نیز رشد، گستره ی توجه و علایق بچه ها می تواند بسیار متفاوت باشد. به رسمیت شناختن و احترام گذاشتن به این تفاوتها می تواند شما و فرزندانتان را از ناراحتی های زیادی در امان دارد.
بعضی از والدین به تفاوت های ظاهری یا تفاوت های ظاهری یا تفاوت استعدادهای هنری فرزندانشان افتخار می کنند اما همین والدین به سختی می توانند قبول کنند که رشد شخصیتی یکی از بچه ها سریع تر از رشد شخصیتی دیگری صورت می گیرد یا یکی از بچه ها از فعالیت مورد علاقه ی دیگری است. هرگز نمی گویید:(چه بد که چشمان پسرمان سبز است، آخر چشمان سایر اعضای خانواده قهوه است.) اما اگر پسرتان نتواند خوب بخواند ممکن است به هر غریبه ای که می رسید بگویید:(وقتی خواهرانش این سن بودند خیلی خوب کتاب می خواندند.)
این گونه مقایسه ها همیشه تأثیر مخرّب دارد. حتی اگر در حضور فرزندانتان اظهار نظر نکنید، آنها اضطراب شما را حس می کنند. کودکی که به خواندن علاقه دارد کم رو می شود، و کودکی که نمی تواند خوب بخواند احساس حماقت می کند.
اگر کودکی به کلی از خواندن دوری کند ممکن است در یادگیری، یک ناتوانی جزئی داشته باشد که کار خواندن را مشکل و ناخوشایند می کند. اگر احساس می کنید که ممکن است چنین مشکلی وجود داشته باشد با معلم فرزندتان در این باره صحبت کنید. اما به خاطر داشته باشید که برخی از این ناتوانی ها هرگز به طور کامل رفع نمی شود. ممکن است در مدرسه به فرزندتان توجه ویژه بشود و او نیز بیاموزد که این نقص خود را جبران کند اما شاید هرگز نتواند آن طور که شما می خواهید سریع بخواند و از خواندن لذت ببرد.
حتی بچه هایی که در ظاهر هیچ مشکلی در یادگیری ندارند و دانشمندترین والدین دنیا را دارند ممکن است کارهای دیگر را به خواندن ترجیح بدهند. شما می توانید فرزندتان را سرمیزی که غذای آن کلم است بنشانید اما نمی توانید او را به خوردن آن وادار کنید. خواندن نیز همین طور است. بعد از آن همه کارهای لازم را انجام دادید و همه گفتنی ها را گفتید، بقیه اش به سلیقه تان ربط دارد. بهترین کاری که می توانید بکنید این است که میز را طوری بچینید که اشتهای فرزندتان تحریک شود، سپس غذا را در بشقاب ها بکشید و امیدوار باشید که الگوی رفتار مناسب شما نتیجه ی مورد نظرتان را سبب شود.

50. آرام باشید

وقتی در شیکاگو دوره ی آموزشی عملی تربیت معلم را می دیدم، آموزش خواندن به دو گروه ضعیف از بچه های کلاس اول دبستان را به عهده من گذاشتند و معلم همکارم نیز به بچه های قوی تر درس می داد. هنوز یادم می آید که یکی از ضعیف ترین دانش آموزان ضعیف ترین گروه، که پسر بچه ی کوچکی به نام آندی بود، چگونه هنگام برخورد با کلمه ای که نمی توانست آن را بخواند، آنقدر نفس خود را می گرفت تا کبود شود. و یادم می آید که چه قدر از کار او ناراحت می شدم. او این حقه را از کجا آموخته بود؟ مسلماً در کتاب نخوانده بود! کار او بسیار ناراحت کننده بود اما باعث می شد که فشار به سرعت از روی برداشته شود چون من با عجله کلمه را برای او می خواندم یا از دانش آموز دیگری می خواستم که به جای او بخواند.
مشکل اندی در اولین گردهمایی اولیا و مربیان برایم روشن شد. مادر او که مانند اندی، کوچک اندام و عصبی بود مثل فرفر وارد کلاس شد و می خواست بداند که چرا فرزندش که هیچ پیشرفتی در مدرسه نمی کرد گیر یک دانشجوی کارآموز افتاده بود و چرا حجم تکالیفی که به او می دادیم آنقدر کم بود. مادرش هر روز سر خود دو ساعت با او کار می کرد. و مطمئن بود که حق اندی از مدرسه بیشتر از چیزی بود که دریافت می کرد. او مضطرب ترین زنی بود که در عمر خود دیده بودم. پس از چند لحظه متوجه شدم که من نیز نفس خود را نگه داشته ام و بدین ترتیب با آن پسرک ریزنقش و عصبی که آنقدر مرا غمگین می کرد همدلی کردم.
بین توجه فعال به دست آوردهای فرزندانمان و به دست گرفتن کامل زندگی آنها تفاوتی وجود دارد. خط باریکی وجود دارد که داشتن انتظارات بالا را از انتظارات غیر واقع بینانه جدا می کند. بسیاری از والدین از روی حسن نیت و برای دیدن موفقیت فرزندان خود، از این خط عبور می کنند و فرزندانشان را به اضطراب های فردی خود مبتلا می کنند.
ممکن است مادر اندی این پیام ها را به صورت واضح بر زبان نیاورده باشد اما اندی این پیام ها را از او دریافت کرده است:
معلم تو نمی تواند به تو درس بدهد.
تو نمی توانی در مدرسه چیزی بیاموزی.
تو باید سریع تر بیاموزی.
توموفق نیستی.
من می دانم که چه چیزی به نفع توست.
من خودم این مشکل را برای تو حل می کنم.
کار درست و حسابی خواندن است.
اگر فرزندتان نمی تواند با موفقیت بخواند طبیعی است که مضطرب شوید. اما لازم است یک قدم عقب بروید، یک نفس عمیق بکشید و به علل عدم موفقیت فرزندتان بیاندیشید. شاید فرزندتان هنوز برای خواندن آماده نیست (مراجعه کنید به روش 33). در مورد اندی مسلما" مشکل همین بود. او از اغلب بچه های کلاس اول کم سن تر و ریزتر بود و در مجموع کمتر رشد کرده بود و اگر یک سال دیگر نیز در کلاس آمادگی می ماند به نفع او بود. شاید فرزندتان در یادگیری ناتوانی ای داشته باشد که با توجه شخصی یک متخصص به او رفع شود. و شاید هم کارهای دیگر را به خواندن ترجیح می دهد. (مراجعه کنید به روش 49).
اکنون به پیام هایی که شما می خواهید به فرزندتان بدهید بیاندیشید:
تو می توانی.
اگر به کمک نیاز داشته باشی کمکت می کنم.
خواندن لذت بخش است.
برای این که بتوانید این پیام ها را به فرزندتان منتقل کنید باید بتوانید آرام باشید. به فرزندتان تکالیف اضافی ندهید. از کتاب ظنز مورد علاقه شان برای آنها بخوانید. اگر نمره ی پایین گرفتند قشقرق به پا نکنید.
با نشان دادن استفاده های عملی خواندن به آنها کمک کنید اهمیت خواندن را درک کنند(مراجعه کنید به روش های 15-11).و مهم تر از همه این که با رفتار خود به آنها نشان دهید: خود نیز برای لذت بردن بخوانید.
جان گاتری، استاد آموزش، در تحقیق نشان داد که مردم به دو دلیل می خوانند:
1. برای کسب دانش.
2. برای لذت و آرام شدن.
اگر به فرزندانتان نشان بدهید که از خواندن لذت می برید.
آنها نیز می توانند از الگوی شما تقلید کنند اما اگر به آنها نشان بدهید که خواندن صرفا" یک تکلیف است که باید انجام شود، و صرفا" به کارهای درسی مربوط می شود، یا باید برای جلب رضایت شما بخوانند، فرزندانتان را از تجربه ی لذت درونی خواندن محروم می کنید. اگر چنین کنید فرزندانتان در نهایت هنگام خواندن چنان تنش خواهند داشت که نتوانند با خواندن به آرامش دست یابند و هرگز به خواندن عشق نخواهند ورزید.