فهرست کتاب


پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

کتی ای. زاهلر سارا رئیسی

48. انتظار بالایی داشته باشید

در بیمارستان هارلم، برای مدت کوتاهی با پسری به نام جیمز کار کردم که گلوله خورده بود. بسیاری از دندان های جیمز روکش طلای داشت و عمده ترین مشکل او این بود که چرا دکترها (بی خودی) لباس های نوی تنش را پاره کرده بودند. جیمز که 13 سال داشت یک فروشنده خرده پای مواد مخدر بود. من به جیمز گفتم که به بچه ها در خواندن کمک می کنم و او لحنی تمسخرآمیز گفت بچه های زیادی را می شناسد که اصلاً خواندن بلد نیستند اما او و مادرش همان روز صبح سرود روحانی بیست سوم را از کتاب مقدس خوانده بودند. او در واقع خیلی روان می خواند اما از مدرسه دل زده شده بود. جیمز می گفت: (معلم ها مرا دوست ندراند). بعداً روشن شد که از زمان تولد جیمز، مادرش برای هزینه تحصیل او را در دانشگاه پس انداز می کرده است. جیمز هم مانند مادرش واقعاً انتظار داشت خود را از این وضع آشفته نجات دهد، به دانشگاه برود و یک زندگی خوب داشته باشد.
درباره ی این که معلم ها خود کاری می کنند که انتظاراتشان در کلاس برآورده شود چیزهای بسیاری گفته اند: دانش موزی که از نظر معلم ناموفق است تقریبا" همیشه ناموفق می شود و دانش آموزی که در نظر معلم موفق است معمولا" طبق پیش بینی او به موفقیت دست می یابد. اگر با دقت به برخورد معلم با این دانش آموزان توجه کنید، الگوهایی را با دقت به برخورد معلم با این دانش اموزان توجه کنید، الگوهایی را خواهید دید که به طور قطع به نتیجه ی پیش بینی شده منتهی می شود. معلم از دانش آموز (ناموفق) کمتر درس می پرسد و این دانش آموزان به تدریج تمایل خود را برای بلند کردن دستشان یا شرکت کردن در امور کلاس از دست می دهند.
اما معلم از دانش آموز (موفق) بیشتر درس می پرسد، او را تشویق می کند که رهبریِ فعالیت ها را در کلاس به عهده بگیرد و عموما" مشوق تلاش های اوست. وقتی معلم در اوایل سال تحصیلی یک دانش آموز را ناموفق رده بندی می کند می توان برای کار او دلایل مختلفی جست و جو کرد. شاید به دلیل اختلافات بین شهری یا تبعیض جنسی یا شاید حتی به خاطر شهرت منفی او نزد معلمان سال گذشته باشد. (در مورد جیمز احتمالا" سر و وضع ظاهری و اخلاق او تأثیر مثبتی بر معلم ها نداشت). وقتی والدینِ یک کودم او را ناموفق ارزیابی می کنند، دلایلی بسیار پیچیده تر از این دارد، اما به همین نسبت برای کودک ضرر دارد.
اگر می خواهید محیط خانه ی خود را مناسب خواندن کنید، یکی از مهم ترین قدم هایی که می توانید بردارید این است که به فرزندانتان بفهمانید که از آنها انتظارات بزرگی دارید. طبق تحقیقی که انجام شد بچه هایی که در خانواده های کم درآمد زندگی می کردند اما در خواندن موفق بودند، والدینی داشتند که از آنها انتظار رفتن به دانشگاه را داشتند. در واقع تقریبا" همه تحقیقاتی که نقش والدین را در موفقیت بچه ها در خواندن بررسی می کنند، نشان می دهند که برخورد والدین با امور آموزشی و موفقیت های بچه ها، بسیار مهم تر از موقعیت اقتصادی - اجتماعی خانواده آنهاست.
هرچه که بتوانید به فرزندانتان بدهید، باید از نیازهای اساسی آنها، یعنی غذا، لباس، سرپناه، عشق و باور به توانایی های آنها شروع کنید. و این نعمت آخر، یعنی باور به توانایی های آنهاست که بچه ها را از وضعیت متوسط بالاتر می برد و به آنها کمک می کند که از موانعی مانند معلم های بد، امکانات غیر کافی و محیط دوستانه عبور کنند و به عنوان خواننده، دانش آموز و بالاخره بزرگسالانی توانا، تمام استعدادهای بالقوه ی خود را شکوفا کنند.

49. تفاوت های بین بچه ها را به رسمیت بشناسید

پی.جی با اعضای خانواده اش که نسبت به خواندن ولعی سیری ناپذیر داشتند به هیچ وجه جور درنمی آمد. او همیشه بازی های پر جنب و جوش و بازی های ورزشی را به نشستن و کتاب خواندن ترجیح می داد. سر میز غذا برادرها و خواهرهای او با بیان افکار و فلسفه هایی که در کتاب ها می خواندند بر سر جلب توجه والدین خود با هم رقابت می کردند. پی جی بدون مکث غذا می خورد، قبل از تمام شدن غذای سایر اعضای خانواده اجازه می گرفت و از سر میز بلند می شد و به بیرون از خانه می دوید تا بازی کند.
پی. جی در طول رشد خود بیرون از جریان عقلانی حاکم بر خانواده ی خود باقی ماند. علی رغم این که به دانشگاه خوبی رفت و چند مدرک نیز گرفت، هنوز خود را (کودن) می نامد.
حتی درون یک خانواده واحد نیز رشد، گستره ی توجه و علایق بچه ها می تواند بسیار متفاوت باشد. به رسمیت شناختن و احترام گذاشتن به این تفاوتها می تواند شما و فرزندانتان را از ناراحتی های زیادی در امان دارد.
بعضی از والدین به تفاوت های ظاهری یا تفاوت های ظاهری یا تفاوت استعدادهای هنری فرزندانشان افتخار می کنند اما همین والدین به سختی می توانند قبول کنند که رشد شخصیتی یکی از بچه ها سریع تر از رشد شخصیتی دیگری صورت می گیرد یا یکی از بچه ها از فعالیت مورد علاقه ی دیگری است. هرگز نمی گویید:(چه بد که چشمان پسرمان سبز است، آخر چشمان سایر اعضای خانواده قهوه است.) اما اگر پسرتان نتواند خوب بخواند ممکن است به هر غریبه ای که می رسید بگویید:(وقتی خواهرانش این سن بودند خیلی خوب کتاب می خواندند.)
این گونه مقایسه ها همیشه تأثیر مخرّب دارد. حتی اگر در حضور فرزندانتان اظهار نظر نکنید، آنها اضطراب شما را حس می کنند. کودکی که به خواندن علاقه دارد کم رو می شود، و کودکی که نمی تواند خوب بخواند احساس حماقت می کند.
اگر کودکی به کلی از خواندن دوری کند ممکن است در یادگیری، یک ناتوانی جزئی داشته باشد که کار خواندن را مشکل و ناخوشایند می کند. اگر احساس می کنید که ممکن است چنین مشکلی وجود داشته باشد با معلم فرزندتان در این باره صحبت کنید. اما به خاطر داشته باشید که برخی از این ناتوانی ها هرگز به طور کامل رفع نمی شود. ممکن است در مدرسه به فرزندتان توجه ویژه بشود و او نیز بیاموزد که این نقص خود را جبران کند اما شاید هرگز نتواند آن طور که شما می خواهید سریع بخواند و از خواندن لذت ببرد.
حتی بچه هایی که در ظاهر هیچ مشکلی در یادگیری ندارند و دانشمندترین والدین دنیا را دارند ممکن است کارهای دیگر را به خواندن ترجیح بدهند. شما می توانید فرزندتان را سرمیزی که غذای آن کلم است بنشانید اما نمی توانید او را به خوردن آن وادار کنید. خواندن نیز همین طور است. بعد از آن همه کارهای لازم را انجام دادید و همه گفتنی ها را گفتید، بقیه اش به سلیقه تان ربط دارد. بهترین کاری که می توانید بکنید این است که میز را طوری بچینید که اشتهای فرزندتان تحریک شود، سپس غذا را در بشقاب ها بکشید و امیدوار باشید که الگوی رفتار مناسب شما نتیجه ی مورد نظرتان را سبب شود.

50. آرام باشید

وقتی در شیکاگو دوره ی آموزشی عملی تربیت معلم را می دیدم، آموزش خواندن به دو گروه ضعیف از بچه های کلاس اول دبستان را به عهده من گذاشتند و معلم همکارم نیز به بچه های قوی تر درس می داد. هنوز یادم می آید که یکی از ضعیف ترین دانش آموزان ضعیف ترین گروه، که پسر بچه ی کوچکی به نام آندی بود، چگونه هنگام برخورد با کلمه ای که نمی توانست آن را بخواند، آنقدر نفس خود را می گرفت تا کبود شود. و یادم می آید که چه قدر از کار او ناراحت می شدم. او این حقه را از کجا آموخته بود؟ مسلماً در کتاب نخوانده بود! کار او بسیار ناراحت کننده بود اما باعث می شد که فشار به سرعت از روی برداشته شود چون من با عجله کلمه را برای او می خواندم یا از دانش آموز دیگری می خواستم که به جای او بخواند.
مشکل اندی در اولین گردهمایی اولیا و مربیان برایم روشن شد. مادر او که مانند اندی، کوچک اندام و عصبی بود مثل فرفر وارد کلاس شد و می خواست بداند که چرا فرزندش که هیچ پیشرفتی در مدرسه نمی کرد گیر یک دانشجوی کارآموز افتاده بود و چرا حجم تکالیفی که به او می دادیم آنقدر کم بود. مادرش هر روز سر خود دو ساعت با او کار می کرد. و مطمئن بود که حق اندی از مدرسه بیشتر از چیزی بود که دریافت می کرد. او مضطرب ترین زنی بود که در عمر خود دیده بودم. پس از چند لحظه متوجه شدم که من نیز نفس خود را نگه داشته ام و بدین ترتیب با آن پسرک ریزنقش و عصبی که آنقدر مرا غمگین می کرد همدلی کردم.
بین توجه فعال به دست آوردهای فرزندانمان و به دست گرفتن کامل زندگی آنها تفاوتی وجود دارد. خط باریکی وجود دارد که داشتن انتظارات بالا را از انتظارات غیر واقع بینانه جدا می کند. بسیاری از والدین از روی حسن نیت و برای دیدن موفقیت فرزندان خود، از این خط عبور می کنند و فرزندانشان را به اضطراب های فردی خود مبتلا می کنند.
ممکن است مادر اندی این پیام ها را به صورت واضح بر زبان نیاورده باشد اما اندی این پیام ها را از او دریافت کرده است:
معلم تو نمی تواند به تو درس بدهد.
تو نمی توانی در مدرسه چیزی بیاموزی.
تو باید سریع تر بیاموزی.
توموفق نیستی.
من می دانم که چه چیزی به نفع توست.
من خودم این مشکل را برای تو حل می کنم.
کار درست و حسابی خواندن است.
اگر فرزندتان نمی تواند با موفقیت بخواند طبیعی است که مضطرب شوید. اما لازم است یک قدم عقب بروید، یک نفس عمیق بکشید و به علل عدم موفقیت فرزندتان بیاندیشید. شاید فرزندتان هنوز برای خواندن آماده نیست (مراجعه کنید به روش 33). در مورد اندی مسلما" مشکل همین بود. او از اغلب بچه های کلاس اول کم سن تر و ریزتر بود و در مجموع کمتر رشد کرده بود و اگر یک سال دیگر نیز در کلاس آمادگی می ماند به نفع او بود. شاید فرزندتان در یادگیری ناتوانی ای داشته باشد که با توجه شخصی یک متخصص به او رفع شود. و شاید هم کارهای دیگر را به خواندن ترجیح می دهد. (مراجعه کنید به روش 49).
اکنون به پیام هایی که شما می خواهید به فرزندتان بدهید بیاندیشید:
تو می توانی.
اگر به کمک نیاز داشته باشی کمکت می کنم.
خواندن لذت بخش است.
برای این که بتوانید این پیام ها را به فرزندتان منتقل کنید باید بتوانید آرام باشید. به فرزندتان تکالیف اضافی ندهید. از کتاب ظنز مورد علاقه شان برای آنها بخوانید. اگر نمره ی پایین گرفتند قشقرق به پا نکنید.
با نشان دادن استفاده های عملی خواندن به آنها کمک کنید اهمیت خواندن را درک کنند(مراجعه کنید به روش های 15-11).و مهم تر از همه این که با رفتار خود به آنها نشان دهید: خود نیز برای لذت بردن بخوانید.
جان گاتری، استاد آموزش، در تحقیق نشان داد که مردم به دو دلیل می خوانند:
1. برای کسب دانش.
2. برای لذت و آرام شدن.
اگر به فرزندانتان نشان بدهید که از خواندن لذت می برید.
آنها نیز می توانند از الگوی شما تقلید کنند اما اگر به آنها نشان بدهید که خواندن صرفا" یک تکلیف است که باید انجام شود، و صرفا" به کارهای درسی مربوط می شود، یا باید برای جلب رضایت شما بخوانند، فرزندانتان را از تجربه ی لذت درونی خواندن محروم می کنید. اگر چنین کنید فرزندانتان در نهایت هنگام خواندن چنان تنش خواهند داشت که نتوانند با خواندن به آرامش دست یابند و هرگز به خواندن عشق نخواهند ورزید.