فهرست کتاب


پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

کتی ای. زاهلر سارا رئیسی

47. با معلم فرزندتان همکاری کنید

یکی از آشنایان من که معلم کلاس دوم است می گوید: ( دانش آموزان کلاس من به طرز عجیبی نظر والدین خود را درباره ی آموزش و پرورش حس می کنند. آنها توانایی های والدین خود را با حس ششم خود نمی فهمند و می دانند که کدام یک بهتر می خواند یا کدام یک نمی تواند در انجام تکالیف به آنها کمک کند. آنها واقعاً می فهمند که والدینشان درباره ی مدرسه و به خصوص درباره ی من چه نظری دارند...بعضی از والدین هیچ وقت در مدرسه پا نمی گذارند. حتی در روز مخصوص اولیا و مربیان نیز پیدایشان نمی شود. اما گاهی جلوی بچه ها جنجال به پا می کنند که چرا معلمتان فلان چیز را به شما درس داده است. از طرف دیگر والدین بسیاری از بچه ها به صورت داوطلبانه حضور دارند و وقتی که دنبال فرزندان خود می آیند با من صحبت و درباره ی برنامه ی درسی بچه ها سؤال می کنند، لازم به ذکر نیست که این بچه ها بهترین بازده را در کلاس دارند، از انضباط گرفته تا مسائل درسی.)
تحقیقات گوناگونی که در کشورهای مختلف انجام شده است نشان می دهد که بین موفقیت نوآمزوان در خواندن و نقش والدین در امور مدرسه ی آنها رابطه ای مهم وجود دارد. منظور من این نیست که تمام علایق خود را کنار بگذارید تا به انجمن اولیا و مربیان بپیوندید، بلکه لازم است درک کنید که در یادگیری فرزندتان، هم در مدرسه و هم در خانه، نقش مهمی دارید.
آیا با کتاب های درسی فرزندانتان آشنایی دارید؟ آیا وقت می گذارید تا کتاب هایی را که از کتابخانه به خانه می آورند، تورق کنید. آیا می توانید با اطمینان بگویید که فرزندانتان با شعر، ادبیات تخیلی، مطالب غیرادبی، و نمایشنامه روبه رود شده اند؟ شاید سطح توانایی فرزندتان را در خواندن بدانید اما آیا می دانی که در حال حاضر مشغول خواندن چه کتابی است؟
هرگز دو معلم با سبک کار یکسان که بر مسائلی در آموزش خود تکیه کنند، پیدا نمی شود. شما اولین معلم فرزند خود هستید ممکن است با اخلاق یا روش معلم های دیگر اختلاف پیدا کنید. شما حق دارید که معلم را زیر سؤال ببرید اما این کار را در حضور فرزند خود انجام ندهید. اگر در دل فرزندتان نسبت به نحوه ای که به او آموزش داده می شود شک و تردید ایجاد کنید به طور قطع در کلاس دچار مشکل خواهد شد. وقتی بچه های حس می کنند که کار معلمشان مورد تُیید شما نیست برای اطاعت از او و برای توجه به درس و کلاس دلیلی نمی بینند. احترام مانند چسبی است که سلسله مراتب کلاس را حفظ می کند. اگر شما نسبت به معلمان فرزندتان بی احترامی کنید، فرزندانتان نیز احساس می کنند که اجازه دارند خود نیز به آنها بی احترامی کنند.
روش درست این است که رابطه ای با معلم فرزتان برقرار تا بتوانید به راحتی با او صحبت کنید. معلم باید بتواند بدون گرفتن موضع دفاعی از سوی شما درباره ی ضعف های فرزندتان صحبت کند. شما باید بتوانید توصیه معلم را درباره ی مطالب خواندنی جویا شوید، هنگام اشاره به مشکلات، خونسردی خود را حفظ کنید و در صورت لزوم پیشنهاد خود را برای کارهای کمک آموزشی در خانه بیان یا به نظر معلم گوش کنید. اگر شما و معلم بتوانید مانند یک تیم کار کنید به نفع شاگرد مشترکتان خواهد بود.

48. انتظار بالایی داشته باشید

در بیمارستان هارلم، برای مدت کوتاهی با پسری به نام جیمز کار کردم که گلوله خورده بود. بسیاری از دندان های جیمز روکش طلای داشت و عمده ترین مشکل او این بود که چرا دکترها (بی خودی) لباس های نوی تنش را پاره کرده بودند. جیمز که 13 سال داشت یک فروشنده خرده پای مواد مخدر بود. من به جیمز گفتم که به بچه ها در خواندن کمک می کنم و او لحنی تمسخرآمیز گفت بچه های زیادی را می شناسد که اصلاً خواندن بلد نیستند اما او و مادرش همان روز صبح سرود روحانی بیست سوم را از کتاب مقدس خوانده بودند. او در واقع خیلی روان می خواند اما از مدرسه دل زده شده بود. جیمز می گفت: (معلم ها مرا دوست ندراند). بعداً روشن شد که از زمان تولد جیمز، مادرش برای هزینه تحصیل او را در دانشگاه پس انداز می کرده است. جیمز هم مانند مادرش واقعاً انتظار داشت خود را از این وضع آشفته نجات دهد، به دانشگاه برود و یک زندگی خوب داشته باشد.
درباره ی این که معلم ها خود کاری می کنند که انتظاراتشان در کلاس برآورده شود چیزهای بسیاری گفته اند: دانش موزی که از نظر معلم ناموفق است تقریبا" همیشه ناموفق می شود و دانش آموزی که در نظر معلم موفق است معمولا" طبق پیش بینی او به موفقیت دست می یابد. اگر با دقت به برخورد معلم با این دانش آموزان توجه کنید، الگوهایی را با دقت به برخورد معلم با این دانش اموزان توجه کنید، الگوهایی را خواهید دید که به طور قطع به نتیجه ی پیش بینی شده منتهی می شود. معلم از دانش آموز (ناموفق) کمتر درس می پرسد و این دانش آموزان به تدریج تمایل خود را برای بلند کردن دستشان یا شرکت کردن در امور کلاس از دست می دهند.
اما معلم از دانش آموز (موفق) بیشتر درس می پرسد، او را تشویق می کند که رهبریِ فعالیت ها را در کلاس به عهده بگیرد و عموما" مشوق تلاش های اوست. وقتی معلم در اوایل سال تحصیلی یک دانش آموز را ناموفق رده بندی می کند می توان برای کار او دلایل مختلفی جست و جو کرد. شاید به دلیل اختلافات بین شهری یا تبعیض جنسی یا شاید حتی به خاطر شهرت منفی او نزد معلمان سال گذشته باشد. (در مورد جیمز احتمالا" سر و وضع ظاهری و اخلاق او تأثیر مثبتی بر معلم ها نداشت). وقتی والدینِ یک کودم او را ناموفق ارزیابی می کنند، دلایلی بسیار پیچیده تر از این دارد، اما به همین نسبت برای کودک ضرر دارد.
اگر می خواهید محیط خانه ی خود را مناسب خواندن کنید، یکی از مهم ترین قدم هایی که می توانید بردارید این است که به فرزندانتان بفهمانید که از آنها انتظارات بزرگی دارید. طبق تحقیقی که انجام شد بچه هایی که در خانواده های کم درآمد زندگی می کردند اما در خواندن موفق بودند، والدینی داشتند که از آنها انتظار رفتن به دانشگاه را داشتند. در واقع تقریبا" همه تحقیقاتی که نقش والدین را در موفقیت بچه ها در خواندن بررسی می کنند، نشان می دهند که برخورد والدین با امور آموزشی و موفقیت های بچه ها، بسیار مهم تر از موقعیت اقتصادی - اجتماعی خانواده آنهاست.
هرچه که بتوانید به فرزندانتان بدهید، باید از نیازهای اساسی آنها، یعنی غذا، لباس، سرپناه، عشق و باور به توانایی های آنها شروع کنید. و این نعمت آخر، یعنی باور به توانایی های آنهاست که بچه ها را از وضعیت متوسط بالاتر می برد و به آنها کمک می کند که از موانعی مانند معلم های بد، امکانات غیر کافی و محیط دوستانه عبور کنند و به عنوان خواننده، دانش آموز و بالاخره بزرگسالانی توانا، تمام استعدادهای بالقوه ی خود را شکوفا کنند.

49. تفاوت های بین بچه ها را به رسمیت بشناسید

پی.جی با اعضای خانواده اش که نسبت به خواندن ولعی سیری ناپذیر داشتند به هیچ وجه جور درنمی آمد. او همیشه بازی های پر جنب و جوش و بازی های ورزشی را به نشستن و کتاب خواندن ترجیح می داد. سر میز غذا برادرها و خواهرهای او با بیان افکار و فلسفه هایی که در کتاب ها می خواندند بر سر جلب توجه والدین خود با هم رقابت می کردند. پی جی بدون مکث غذا می خورد، قبل از تمام شدن غذای سایر اعضای خانواده اجازه می گرفت و از سر میز بلند می شد و به بیرون از خانه می دوید تا بازی کند.
پی. جی در طول رشد خود بیرون از جریان عقلانی حاکم بر خانواده ی خود باقی ماند. علی رغم این که به دانشگاه خوبی رفت و چند مدرک نیز گرفت، هنوز خود را (کودن) می نامد.
حتی درون یک خانواده واحد نیز رشد، گستره ی توجه و علایق بچه ها می تواند بسیار متفاوت باشد. به رسمیت شناختن و احترام گذاشتن به این تفاوتها می تواند شما و فرزندانتان را از ناراحتی های زیادی در امان دارد.
بعضی از والدین به تفاوت های ظاهری یا تفاوت های ظاهری یا تفاوت استعدادهای هنری فرزندانشان افتخار می کنند اما همین والدین به سختی می توانند قبول کنند که رشد شخصیتی یکی از بچه ها سریع تر از رشد شخصیتی دیگری صورت می گیرد یا یکی از بچه ها از فعالیت مورد علاقه ی دیگری است. هرگز نمی گویید:(چه بد که چشمان پسرمان سبز است، آخر چشمان سایر اعضای خانواده قهوه است.) اما اگر پسرتان نتواند خوب بخواند ممکن است به هر غریبه ای که می رسید بگویید:(وقتی خواهرانش این سن بودند خیلی خوب کتاب می خواندند.)
این گونه مقایسه ها همیشه تأثیر مخرّب دارد. حتی اگر در حضور فرزندانتان اظهار نظر نکنید، آنها اضطراب شما را حس می کنند. کودکی که به خواندن علاقه دارد کم رو می شود، و کودکی که نمی تواند خوب بخواند احساس حماقت می کند.
اگر کودکی به کلی از خواندن دوری کند ممکن است در یادگیری، یک ناتوانی جزئی داشته باشد که کار خواندن را مشکل و ناخوشایند می کند. اگر احساس می کنید که ممکن است چنین مشکلی وجود داشته باشد با معلم فرزندتان در این باره صحبت کنید. اما به خاطر داشته باشید که برخی از این ناتوانی ها هرگز به طور کامل رفع نمی شود. ممکن است در مدرسه به فرزندتان توجه ویژه بشود و او نیز بیاموزد که این نقص خود را جبران کند اما شاید هرگز نتواند آن طور که شما می خواهید سریع بخواند و از خواندن لذت ببرد.
حتی بچه هایی که در ظاهر هیچ مشکلی در یادگیری ندارند و دانشمندترین والدین دنیا را دارند ممکن است کارهای دیگر را به خواندن ترجیح بدهند. شما می توانید فرزندتان را سرمیزی که غذای آن کلم است بنشانید اما نمی توانید او را به خوردن آن وادار کنید. خواندن نیز همین طور است. بعد از آن همه کارهای لازم را انجام دادید و همه گفتنی ها را گفتید، بقیه اش به سلیقه تان ربط دارد. بهترین کاری که می توانید بکنید این است که میز را طوری بچینید که اشتهای فرزندتان تحریک شود، سپس غذا را در بشقاب ها بکشید و امیدوار باشید که الگوی رفتار مناسب شما نتیجه ی مورد نظرتان را سبب شود.