فهرست کتاب


پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

کتی ای. زاهلر سارا رئیسی

46. تلویزیون را به طور دائم روشن نگذارید، بلکه از آن عاقلانه استفاده کنید

وقتی چیک به دنیا آمد، ملیسا و جاش، مادر و پدرش بهترین برنامه ها را برای او داشتند. می خواستند تلویزیون را در اتاق خواب خود نگه دارند و قبل از کلاس اول دبستان به پسرشان اجازه ندهند آن را تماشا کند. در آن موقع هم فقط قصد داشتند برنامه های مستند طبیعت و برنامه های آموزشی را به او نشان دهند.
اما بعد از مدت کوتاهی ملیسا به فواید ویدیو برای سرگرم کردن بچه هنگام صرف غذا پی برد. اگر هنگام صرف غذا یک کارتون موزیکال در ویدیو می گذاشتند می توانستند غذا را با آرامش و بدون تنش میل کنند. کمی بعد جیک به تعدادی از کارتون ها علاقه مند شده بود و اصرار داشت که آنها را بارها تماشا کند. از آنجا که هزینه کرایه ای فیلم ها زیاد شده بود ملیسا و جاش رضایت دادند که برنامه های کودک را از تلویزیون ضبط کنند و آنها را هنگام صرف غذا برای جیک نمایش دهند. البته تلویزیون نیز کانون اتاق نشیمن آنها شده بود. هر وقت که جاش برنامه های ورزشی را تماشا می کرد جیک هم آنجا بود. ملیسا متوجه شد که جیک صدای خنده ای را که هنگام نمایش بعضی سریال های تلویزیونی پخش می شود، بسیار دوست دارد و نسبت به برخی از پیام های بازرگانی با ذوق و شوش عکس العمل نشان می دهد. وقتی خواهر جیک به دنیا آمد، دیگر نلویزیون بخش بزرگی از روز او را پر می کرد.
من نمی خواهم پیشنهاد کنم تلویزیون خود را بسوزانید چون معتقدم در خانه ای که به کتاب خوانی عشق می ورزند برای تلویزیون نیز جا هست.
البته بد نیست واقعیت را بدانید: 75 درصد از بچه هایی که خواندن آنها پایین تر از سطح متوسط است قبل از رفتن به مدرسه تلویزیون تماشا می کردند و نسبت بچه های ضعیفی که بیش از چهار ساعت در روز تلویزیون تماشا می کنند، دو برابر بچه هایی است که در خواندن، متوسط یا بالاتر از متوسطاند.
این در خانواده شما چه معنایی دارد؟ واضح است که وقتی فرزندتان مشغول تماشای تلویزیون است، کتاب نمی خواند. شما باید محدودیت تعیین کنید. اگر نمی خواهید برنامه های خاصی را شامل این محدودیت کنید، زمانی را که فرزندتان صرف تماشای تلویزیون می کند محدود کنید.
یکی از روشهای انجام این کار برگزاری یک همایش خانوادگی است. برای فرزندانتان توضیح بدهید که می خواهید همه ی اعضا خانواده زمان تماشای تلویزیون خود را محدود کنند تا بتوانند فعالیت های خارج از خانه، مطالعه، کارِ خانه و یادگیری بپردازند. سپس به بچه ها اجازه بدهید در جلسه ی تصمیم گیری شرکت کنند و به سؤالات زیر پاسخ دهند:
هر هفته چند ساعت می توانیم تلویزیون تماشا کنیم؟
کدم برنامه ها مورد علاقه ی ماست و می خواهیم آنها را تماشا کنیم؟
چگونه می توانیم برای برنامه های خاص یا برنامه های آموزشی وقت بگذاریم؟
اگر اعضای مختلف خانواده برای انتخاب کانال نظر واحد نداشته باشند چه کنیم؟
اجازه بدهید هریک از اعضای خانواده از جدول هفتگی برنامه های تلویزیون برای انتخاب برنامه های مجاز هفته آینده خود استفاده کند. به صورت خانوادگی ساعت تماشا را محدود کنید و اختلاف نظرهایی که به وجود می آید حل کنید. برنامه ای را که به دست آوردید بنویسید و روی دیوار نصب کنید و دقت کنید که افراد خانواده در طول یک هفته تا چه حد آن را رعایت می کنند. در صورت لزوم در برنامه تغییراتی ایجاد کنید.
شما می توانید با روش های مختلف از تلویزیون بهره ی مفید ببرید. واضح ترین روش ای است که برنامه های (آموزشی) مانند مستندهای طبیعت، برنامه هایی درباره ی سفر، تاریخ و غیره را انتخاب کنید. اما از سطحی ترین سریال تلویزیونی نیز می توانبد برای افزایش مهارت های زبانی فرزندانتان استفاده کنید.
چگونه برای بهبود درک علمی از سریال ها و نمایش های تلویزیونی استفاده کنیم.
قبل از تماشای برنامه از فرزندانتان بخواهید با تماشای آن پاسخ سؤال های زیر را پیدا کنند:
شخصیت های اصلی چه کسانی اند؟
فلان شخصیت با چه مشکلی روبروست؟
چگونه مشکل را حل می کند؟
بعد از تماشای برنامه پاسخ فرزندانتان را مرور کنید و سؤالات زیر را نیز اضافه کنید:
به نظر تو این برنامه در چه قالبی ساخته شده است؟ واقع گرایانه، طنز یا خیالی؟ چرا؟
آیا این داستان جور دیگری نیز می توانست پایان یابد؟
دقت کنید که این سؤالات مانند سؤالاتی است که می توانید درباره یک کتاب بپرسید. همان طور که با برنامه سؤال های خود می توانید فرزندتان را به یک خواننده جدی تبدیل کنید، این گونه سؤالات نیز می تواند او را به یک بیننده ی جدی تبدیل کند (مراجعه کنید به روش 34). بخشی از خطر تلویزیون انفعالی است که در بیننده ایجاد می کند. برخورد انفعالی با کتاب واقعا" غیر ممکن است اما جلوی تلویزیون به راحتی می شود حالت گیاهی (مثل چغندر) به خود گرفت. فرزندان خود را تشویق کنید هنگام تماشای تلویزیون فکر کنند تا از حالت منفعل خارج شوند و تلویزیون برای آنها به ابزار آموزشی تبدیل شود.

47. با معلم فرزندتان همکاری کنید

یکی از آشنایان من که معلم کلاس دوم است می گوید: ( دانش آموزان کلاس من به طرز عجیبی نظر والدین خود را درباره ی آموزش و پرورش حس می کنند. آنها توانایی های والدین خود را با حس ششم خود نمی فهمند و می دانند که کدام یک بهتر می خواند یا کدام یک نمی تواند در انجام تکالیف به آنها کمک کند. آنها واقعاً می فهمند که والدینشان درباره ی مدرسه و به خصوص درباره ی من چه نظری دارند...بعضی از والدین هیچ وقت در مدرسه پا نمی گذارند. حتی در روز مخصوص اولیا و مربیان نیز پیدایشان نمی شود. اما گاهی جلوی بچه ها جنجال به پا می کنند که چرا معلمتان فلان چیز را به شما درس داده است. از طرف دیگر والدین بسیاری از بچه ها به صورت داوطلبانه حضور دارند و وقتی که دنبال فرزندان خود می آیند با من صحبت و درباره ی برنامه ی درسی بچه ها سؤال می کنند، لازم به ذکر نیست که این بچه ها بهترین بازده را در کلاس دارند، از انضباط گرفته تا مسائل درسی.)
تحقیقات گوناگونی که در کشورهای مختلف انجام شده است نشان می دهد که بین موفقیت نوآمزوان در خواندن و نقش والدین در امور مدرسه ی آنها رابطه ای مهم وجود دارد. منظور من این نیست که تمام علایق خود را کنار بگذارید تا به انجمن اولیا و مربیان بپیوندید، بلکه لازم است درک کنید که در یادگیری فرزندتان، هم در مدرسه و هم در خانه، نقش مهمی دارید.
آیا با کتاب های درسی فرزندانتان آشنایی دارید؟ آیا وقت می گذارید تا کتاب هایی را که از کتابخانه به خانه می آورند، تورق کنید. آیا می توانید با اطمینان بگویید که فرزندانتان با شعر، ادبیات تخیلی، مطالب غیرادبی، و نمایشنامه روبه رود شده اند؟ شاید سطح توانایی فرزندتان را در خواندن بدانید اما آیا می دانی که در حال حاضر مشغول خواندن چه کتابی است؟
هرگز دو معلم با سبک کار یکسان که بر مسائلی در آموزش خود تکیه کنند، پیدا نمی شود. شما اولین معلم فرزند خود هستید ممکن است با اخلاق یا روش معلم های دیگر اختلاف پیدا کنید. شما حق دارید که معلم را زیر سؤال ببرید اما این کار را در حضور فرزند خود انجام ندهید. اگر در دل فرزندتان نسبت به نحوه ای که به او آموزش داده می شود شک و تردید ایجاد کنید به طور قطع در کلاس دچار مشکل خواهد شد. وقتی بچه های حس می کنند که کار معلمشان مورد تُیید شما نیست برای اطاعت از او و برای توجه به درس و کلاس دلیلی نمی بینند. احترام مانند چسبی است که سلسله مراتب کلاس را حفظ می کند. اگر شما نسبت به معلمان فرزندتان بی احترامی کنید، فرزندانتان نیز احساس می کنند که اجازه دارند خود نیز به آنها بی احترامی کنند.
روش درست این است که رابطه ای با معلم فرزتان برقرار تا بتوانید به راحتی با او صحبت کنید. معلم باید بتواند بدون گرفتن موضع دفاعی از سوی شما درباره ی ضعف های فرزندتان صحبت کند. شما باید بتوانید توصیه معلم را درباره ی مطالب خواندنی جویا شوید، هنگام اشاره به مشکلات، خونسردی خود را حفظ کنید و در صورت لزوم پیشنهاد خود را برای کارهای کمک آموزشی در خانه بیان یا به نظر معلم گوش کنید. اگر شما و معلم بتوانید مانند یک تیم کار کنید به نفع شاگرد مشترکتان خواهد بود.

48. انتظار بالایی داشته باشید

در بیمارستان هارلم، برای مدت کوتاهی با پسری به نام جیمز کار کردم که گلوله خورده بود. بسیاری از دندان های جیمز روکش طلای داشت و عمده ترین مشکل او این بود که چرا دکترها (بی خودی) لباس های نوی تنش را پاره کرده بودند. جیمز که 13 سال داشت یک فروشنده خرده پای مواد مخدر بود. من به جیمز گفتم که به بچه ها در خواندن کمک می کنم و او لحنی تمسخرآمیز گفت بچه های زیادی را می شناسد که اصلاً خواندن بلد نیستند اما او و مادرش همان روز صبح سرود روحانی بیست سوم را از کتاب مقدس خوانده بودند. او در واقع خیلی روان می خواند اما از مدرسه دل زده شده بود. جیمز می گفت: (معلم ها مرا دوست ندراند). بعداً روشن شد که از زمان تولد جیمز، مادرش برای هزینه تحصیل او را در دانشگاه پس انداز می کرده است. جیمز هم مانند مادرش واقعاً انتظار داشت خود را از این وضع آشفته نجات دهد، به دانشگاه برود و یک زندگی خوب داشته باشد.
درباره ی این که معلم ها خود کاری می کنند که انتظاراتشان در کلاس برآورده شود چیزهای بسیاری گفته اند: دانش موزی که از نظر معلم ناموفق است تقریبا" همیشه ناموفق می شود و دانش آموزی که در نظر معلم موفق است معمولا" طبق پیش بینی او به موفقیت دست می یابد. اگر با دقت به برخورد معلم با این دانش آموزان توجه کنید، الگوهایی را با دقت به برخورد معلم با این دانش اموزان توجه کنید، الگوهایی را خواهید دید که به طور قطع به نتیجه ی پیش بینی شده منتهی می شود. معلم از دانش آموز (ناموفق) کمتر درس می پرسد و این دانش آموزان به تدریج تمایل خود را برای بلند کردن دستشان یا شرکت کردن در امور کلاس از دست می دهند.
اما معلم از دانش آموز (موفق) بیشتر درس می پرسد، او را تشویق می کند که رهبریِ فعالیت ها را در کلاس به عهده بگیرد و عموما" مشوق تلاش های اوست. وقتی معلم در اوایل سال تحصیلی یک دانش آموز را ناموفق رده بندی می کند می توان برای کار او دلایل مختلفی جست و جو کرد. شاید به دلیل اختلافات بین شهری یا تبعیض جنسی یا شاید حتی به خاطر شهرت منفی او نزد معلمان سال گذشته باشد. (در مورد جیمز احتمالا" سر و وضع ظاهری و اخلاق او تأثیر مثبتی بر معلم ها نداشت). وقتی والدینِ یک کودم او را ناموفق ارزیابی می کنند، دلایلی بسیار پیچیده تر از این دارد، اما به همین نسبت برای کودک ضرر دارد.
اگر می خواهید محیط خانه ی خود را مناسب خواندن کنید، یکی از مهم ترین قدم هایی که می توانید بردارید این است که به فرزندانتان بفهمانید که از آنها انتظارات بزرگی دارید. طبق تحقیقی که انجام شد بچه هایی که در خانواده های کم درآمد زندگی می کردند اما در خواندن موفق بودند، والدینی داشتند که از آنها انتظار رفتن به دانشگاه را داشتند. در واقع تقریبا" همه تحقیقاتی که نقش والدین را در موفقیت بچه ها در خواندن بررسی می کنند، نشان می دهند که برخورد والدین با امور آموزشی و موفقیت های بچه ها، بسیار مهم تر از موقعیت اقتصادی - اجتماعی خانواده آنهاست.
هرچه که بتوانید به فرزندانتان بدهید، باید از نیازهای اساسی آنها، یعنی غذا، لباس، سرپناه، عشق و باور به توانایی های آنها شروع کنید. و این نعمت آخر، یعنی باور به توانایی های آنهاست که بچه ها را از وضعیت متوسط بالاتر می برد و به آنها کمک می کند که از موانعی مانند معلم های بد، امکانات غیر کافی و محیط دوستانه عبور کنند و به عنوان خواننده، دانش آموز و بالاخره بزرگسالانی توانا، تمام استعدادهای بالقوه ی خود را شکوفا کنند.