پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

نویسنده : کتی ای. زاهلر مترجم : سارا رئیسی

45. محیط مناسبی برای خواندن فراهم کنید

از دوران کودکی ام کتاب داستانی را به خاطر می آورم که در صفحه ی اول آن تصویر یکی از شخصیت های اصلی داستان دیده می شد. این کودک کناره پنجره به درون می تابید و پشت سر کودک بالش هایی بود به رنگ جواهر، شاید هم بچه گربه ای در گوشه ای خوابیده بود. هر وقت به مکان بی نقصی برای مطالعه فکر می کنم، همین تصویر به ذهنم می آید.
در این کتاب وقت زیادی صرف کرده ام تا جنبه های مهم یک محیط مناسب برای خواندن را ترسیم کنم: داشتن کتاب و مطالب خواندنی دیگر در خانه، مطالعه کردن والدین، بیرون رفتن و تجربه کردن به صورت مشترک. علاوه بر آن، محیط مناسب برای خواندن باید ساکت، راحت، و پرنور باشد.
نیاز به سکوت شاید امری واضح به نظر برسد اما خانه خود را ببینید و به صداهای آن گوش دهید. آیا صدای تلویزیون و رادیو دائم بلند است؟ آیا فرزندتان می تواند در اتاق را ببندد تا صدای دعوای خواهر و برادرش را نشنود؟ آیا همهمه صدای خیابان شنیده می شود؟ برای این که هدفتان از مطالعه کامل در متن فرو بروید. اگر صداهای خارجی حواستان را به طور مکرّر پرت کند، غیرممکن است بتوانید تا حد مطلوب جذب متن بشوید. صدا به خصوص حواس بچه ها را پرت می کند، آنها را گیج می کند و آنها را از خواندن دلسرد می کند.
فرزندتان در مدرسه روی نیمکتی سفت و پشت میز، مطالعه می کند. بچه ها به صورت غریزی تمایل دارند که روی زمین دراز بکشند. شاید خواندن روی فرش برای آنها از خواندن پشت میز راحت تر باشد و شاید رختخواب خود را برای مطالعه به صندلی ترجیح دهند. اگر امکان مالی آن را داشته باشید و فضای کافی نیز در خانه تان باشد، بد نیست یک مبل راحتی یا متکّای ویژه برای فرزندتان تهیه کنید چون بیشتر بچه ها از داشتن وسایل خصوصی لذت می برند.
نوری که از بالای سر می تابد در اغلب اوقات تند است و به راحتی نمی تواند با آن مطالعه کرد. چراغ های مطالعه، به خصوص چراغ هایی که می توان جهت نور آن را تنظیم کرد، در ایجاد محیطی سالم برای مطالعه نقش مهمی دارند.
اگر فضایی ساکت، راحت و روشن فراهم کرده اید باز هم کارتان کاملا تمام نشده است. کار دیگری که باید انجام دهید این است که زمان کافی را نیز در اختیار فرزندتان قرار دهید تا بتواند فارغ از کار خانه، فعالیت های دیگر و گفت وگو با اعضای خانواده، بدون مزاحمت به مطالعه بپردازد و در بطن کتاب فرو رود و با آن کاملا درگیر شود.

46. تلویزیون را به طور دائم روشن نگذارید، بلکه از آن عاقلانه استفاده کنید

وقتی چیک به دنیا آمد، ملیسا و جاش، مادر و پدرش بهترین برنامه ها را برای او داشتند. می خواستند تلویزیون را در اتاق خواب خود نگه دارند و قبل از کلاس اول دبستان به پسرشان اجازه ندهند آن را تماشا کند. در آن موقع هم فقط قصد داشتند برنامه های مستند طبیعت و برنامه های آموزشی را به او نشان دهند.
اما بعد از مدت کوتاهی ملیسا به فواید ویدیو برای سرگرم کردن بچه هنگام صرف غذا پی برد. اگر هنگام صرف غذا یک کارتون موزیکال در ویدیو می گذاشتند می توانستند غذا را با آرامش و بدون تنش میل کنند. کمی بعد جیک به تعدادی از کارتون ها علاقه مند شده بود و اصرار داشت که آنها را بارها تماشا کند. از آنجا که هزینه کرایه ای فیلم ها زیاد شده بود ملیسا و جاش رضایت دادند که برنامه های کودک را از تلویزیون ضبط کنند و آنها را هنگام صرف غذا برای جیک نمایش دهند. البته تلویزیون نیز کانون اتاق نشیمن آنها شده بود. هر وقت که جاش برنامه های ورزشی را تماشا می کرد جیک هم آنجا بود. ملیسا متوجه شد که جیک صدای خنده ای را که هنگام نمایش بعضی سریال های تلویزیونی پخش می شود، بسیار دوست دارد و نسبت به برخی از پیام های بازرگانی با ذوق و شوش عکس العمل نشان می دهد. وقتی خواهر جیک به دنیا آمد، دیگر نلویزیون بخش بزرگی از روز او را پر می کرد.
من نمی خواهم پیشنهاد کنم تلویزیون خود را بسوزانید چون معتقدم در خانه ای که به کتاب خوانی عشق می ورزند برای تلویزیون نیز جا هست.
البته بد نیست واقعیت را بدانید: 75 درصد از بچه هایی که خواندن آنها پایین تر از سطح متوسط است قبل از رفتن به مدرسه تلویزیون تماشا می کردند و نسبت بچه های ضعیفی که بیش از چهار ساعت در روز تلویزیون تماشا می کنند، دو برابر بچه هایی است که در خواندن، متوسط یا بالاتر از متوسطاند.
این در خانواده شما چه معنایی دارد؟ واضح است که وقتی فرزندتان مشغول تماشای تلویزیون است، کتاب نمی خواند. شما باید محدودیت تعیین کنید. اگر نمی خواهید برنامه های خاصی را شامل این محدودیت کنید، زمانی را که فرزندتان صرف تماشای تلویزیون می کند محدود کنید.
یکی از روشهای انجام این کار برگزاری یک همایش خانوادگی است. برای فرزندانتان توضیح بدهید که می خواهید همه ی اعضا خانواده زمان تماشای تلویزیون خود را محدود کنند تا بتوانند فعالیت های خارج از خانه، مطالعه، کارِ خانه و یادگیری بپردازند. سپس به بچه ها اجازه بدهید در جلسه ی تصمیم گیری شرکت کنند و به سؤالات زیر پاسخ دهند:
هر هفته چند ساعت می توانیم تلویزیون تماشا کنیم؟
کدم برنامه ها مورد علاقه ی ماست و می خواهیم آنها را تماشا کنیم؟
چگونه می توانیم برای برنامه های خاص یا برنامه های آموزشی وقت بگذاریم؟
اگر اعضای مختلف خانواده برای انتخاب کانال نظر واحد نداشته باشند چه کنیم؟
اجازه بدهید هریک از اعضای خانواده از جدول هفتگی برنامه های تلویزیون برای انتخاب برنامه های مجاز هفته آینده خود استفاده کند. به صورت خانوادگی ساعت تماشا را محدود کنید و اختلاف نظرهایی که به وجود می آید حل کنید. برنامه ای را که به دست آوردید بنویسید و روی دیوار نصب کنید و دقت کنید که افراد خانواده در طول یک هفته تا چه حد آن را رعایت می کنند. در صورت لزوم در برنامه تغییراتی ایجاد کنید.
شما می توانید با روش های مختلف از تلویزیون بهره ی مفید ببرید. واضح ترین روش ای است که برنامه های (آموزشی) مانند مستندهای طبیعت، برنامه هایی درباره ی سفر، تاریخ و غیره را انتخاب کنید. اما از سطحی ترین سریال تلویزیونی نیز می توانبد برای افزایش مهارت های زبانی فرزندانتان استفاده کنید.
چگونه برای بهبود درک علمی از سریال ها و نمایش های تلویزیونی استفاده کنیم.
قبل از تماشای برنامه از فرزندانتان بخواهید با تماشای آن پاسخ سؤال های زیر را پیدا کنند:
شخصیت های اصلی چه کسانی اند؟
فلان شخصیت با چه مشکلی روبروست؟
چگونه مشکل را حل می کند؟
بعد از تماشای برنامه پاسخ فرزندانتان را مرور کنید و سؤالات زیر را نیز اضافه کنید:
به نظر تو این برنامه در چه قالبی ساخته شده است؟ واقع گرایانه، طنز یا خیالی؟ چرا؟
آیا این داستان جور دیگری نیز می توانست پایان یابد؟
دقت کنید که این سؤالات مانند سؤالاتی است که می توانید درباره یک کتاب بپرسید. همان طور که با برنامه سؤال های خود می توانید فرزندتان را به یک خواننده جدی تبدیل کنید، این گونه سؤالات نیز می تواند او را به یک بیننده ی جدی تبدیل کند (مراجعه کنید به روش 34). بخشی از خطر تلویزیون انفعالی است که در بیننده ایجاد می کند. برخورد انفعالی با کتاب واقعا" غیر ممکن است اما جلوی تلویزیون به راحتی می شود حالت گیاهی (مثل چغندر) به خود گرفت. فرزندان خود را تشویق کنید هنگام تماشای تلویزیون فکر کنند تا از حالت منفعل خارج شوند و تلویزیون برای آنها به ابزار آموزشی تبدیل شود.

47. با معلم فرزندتان همکاری کنید

یکی از آشنایان من که معلم کلاس دوم است می گوید: ( دانش آموزان کلاس من به طرز عجیبی نظر والدین خود را درباره ی آموزش و پرورش حس می کنند. آنها توانایی های والدین خود را با حس ششم خود نمی فهمند و می دانند که کدام یک بهتر می خواند یا کدام یک نمی تواند در انجام تکالیف به آنها کمک کند. آنها واقعاً می فهمند که والدینشان درباره ی مدرسه و به خصوص درباره ی من چه نظری دارند...بعضی از والدین هیچ وقت در مدرسه پا نمی گذارند. حتی در روز مخصوص اولیا و مربیان نیز پیدایشان نمی شود. اما گاهی جلوی بچه ها جنجال به پا می کنند که چرا معلمتان فلان چیز را به شما درس داده است. از طرف دیگر والدین بسیاری از بچه ها به صورت داوطلبانه حضور دارند و وقتی که دنبال فرزندان خود می آیند با من صحبت و درباره ی برنامه ی درسی بچه ها سؤال می کنند، لازم به ذکر نیست که این بچه ها بهترین بازده را در کلاس دارند، از انضباط گرفته تا مسائل درسی.)
تحقیقات گوناگونی که در کشورهای مختلف انجام شده است نشان می دهد که بین موفقیت نوآمزوان در خواندن و نقش والدین در امور مدرسه ی آنها رابطه ای مهم وجود دارد. منظور من این نیست که تمام علایق خود را کنار بگذارید تا به انجمن اولیا و مربیان بپیوندید، بلکه لازم است درک کنید که در یادگیری فرزندتان، هم در مدرسه و هم در خانه، نقش مهمی دارید.
آیا با کتاب های درسی فرزندانتان آشنایی دارید؟ آیا وقت می گذارید تا کتاب هایی را که از کتابخانه به خانه می آورند، تورق کنید. آیا می توانید با اطمینان بگویید که فرزندانتان با شعر، ادبیات تخیلی، مطالب غیرادبی، و نمایشنامه روبه رود شده اند؟ شاید سطح توانایی فرزندتان را در خواندن بدانید اما آیا می دانی که در حال حاضر مشغول خواندن چه کتابی است؟
هرگز دو معلم با سبک کار یکسان که بر مسائلی در آموزش خود تکیه کنند، پیدا نمی شود. شما اولین معلم فرزند خود هستید ممکن است با اخلاق یا روش معلم های دیگر اختلاف پیدا کنید. شما حق دارید که معلم را زیر سؤال ببرید اما این کار را در حضور فرزند خود انجام ندهید. اگر در دل فرزندتان نسبت به نحوه ای که به او آموزش داده می شود شک و تردید ایجاد کنید به طور قطع در کلاس دچار مشکل خواهد شد. وقتی بچه های حس می کنند که کار معلمشان مورد تُیید شما نیست برای اطاعت از او و برای توجه به درس و کلاس دلیلی نمی بینند. احترام مانند چسبی است که سلسله مراتب کلاس را حفظ می کند. اگر شما نسبت به معلمان فرزندتان بی احترامی کنید، فرزندانتان نیز احساس می کنند که اجازه دارند خود نیز به آنها بی احترامی کنند.
روش درست این است که رابطه ای با معلم فرزتان برقرار تا بتوانید به راحتی با او صحبت کنید. معلم باید بتواند بدون گرفتن موضع دفاعی از سوی شما درباره ی ضعف های فرزندتان صحبت کند. شما باید بتوانید توصیه معلم را درباره ی مطالب خواندنی جویا شوید، هنگام اشاره به مشکلات، خونسردی خود را حفظ کنید و در صورت لزوم پیشنهاد خود را برای کارهای کمک آموزشی در خانه بیان یا به نظر معلم گوش کنید. اگر شما و معلم بتوانید مانند یک تیم کار کنید به نفع شاگرد مشترکتان خواهد بود.