پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

کتی ای. زاهلر سارا رئیسی

41. بین کتاب ها رابطه برقرار کنید

وانسا که خواندن کتاب تار عنکبوت شارلوت را تازه تمام کرده بود. سرشار از هیجان به کلاس آمد. طرح داستان را با دقت و با آب و تاب تعریف کرد که چه داستان خوبی بود. چقدر شخصیت ها جالب بودند، بعضی از قسمت های آن چقدر غم انگیز بود و بعضی از قسمت ها چقدر خنده دار.
وقتی صحبتهای وانسا تمام شد معلم از او پرسید (آیا استوارت کوچولو و شیپور قو را خوانده ای؟) و افزود: (این کتاب ها هم اثر ایی. بی .وایت، یعنی همان کسی است که تار عنکبوت شارلوت را نوشته است.)
چشمان وانسا گرد شد و با صدای که از شدت هیجان به زور در می آمد گفت: (یعنی جز آن هم چیزی نوشته؟)
بچه ها در سن و سال خاصی هیچ وقت به این موضوع نمی اندیشند که کتاب نویسنده هم دارد. آنها به دنیای یک کتاب وارد می شوند، رقص کنان از آن عبور می کنند و با بستن کتاب از آن دنیا خارج می شوند. اگر از آن کتاب خوششان آمد ممکن است آن را بارها و بارها بخوانند.
اگر درباره ی کتاب مورد علاقه ی بچه ها با آنها صحبت کنید، به جای این که به خاطر عشقشان همان صفحات ثابت را بارها و بارها بخوانند، می توانند این عشق را با خود به دنیای بیرون بیاورند. از بچه ها بپرسید که چه چیز خاصی در آن کتاب وجود دارد؟ آیا موضوع کتاب خاص است؟ یا نوع آن، تصاویر، یا شخصیت هایش؟
آیا از ابتدا تا انتهای کتاب همین احساس کلی را داشتی که کتاب عالی است؟
اگر کتاب از نظر فرزندتان واقعاً عالی بود به او کمک کنید از همان نویسنده کتاب های دیگری پیدا کند. به خاطر داشته باشید که یک نویسنده ممکن است برای گروه های سنّی گوناگون بنویسد. کتابدار می تواند به شما در انتخاب عناوین مناسب کمک کند. اگر نویسنده یک سری کتاب نوشته باشد برنامه ی مطالعاتی فرزندتان تا مدتی پر می شود. (مراجعه کنید به روش 27.)
اگر موضوع کتاب جالب بود، کتاب های دیگری پیدا کنید که موضوع مشابهی دارند. اگر نوع ادبی کتاب (مثلاً نمایشنامه، یا داستان پلیسی) برای فرزندتان جالب بود به او کمک کنید کتاب های دیگری از همان نوع پیدا کند. برای این که مهارت های انتقادی فرزندتان را برانگیزد از او بخواهید کتاب هایی را که موضوعی واحد یا شخصیت هایی مشابه یا ... دارند با هم مقایسه کند. از او بپرسید کدام یک را ترجیح می دهد و چرا.
اگر خودتان هم اهل مطالعه هستید احتمالاً با استفاده از همین روش ها کتاب های خود را انتخاب می کنید. موضوع خاصی توجهتان را جلب می کند و دنبال کارهای مشابه آن می گردید. نویسنده ای که تازه با کار او آشنا شده اید نظرتان را می گیرد و برمی گردید که ببینید چه چیزهای دیگری نوشته است. علایق بچه ها تازه در حال شکل گیری است و آنها برای این که کشف کنند که چگونه تمایل خود را نسبت به خواندن ارضا کنند، به کمک نیاز دارند.

42.بچه ها را تشویق کنید پاسخ خود را از کتاب بگیرند نه از شما

کسانی که من و خواهر و برادرانم را از کودکی می شناختند می گویند روی میز غذاخوری ما اغلب کتاب های مرجع دیده می شد. اگر کسی بدون قصد و غرض سؤالی می پرسید، مثلاً می پرسید: (آیا اهرام نزدیک قاهره اند؟) ناگهان ظرف های غذا عقب رانده می شد و سطح میز از اطلس های جغرافیایی و دایرةالمعارف ها پوشانده می شد. اگر می پرسیدیم: (دیکته استقلال چیست؟ ساکسیفون را چه کسی اختراع کرد، کبک لانه خود را کجا می سازند؟) جواب پدرم همیشه این بود: (خودتان پیدا کنید).
پدر و مادر اولین مرجع اطلاعاتی فرزندان خوداند. به سؤالات فرزندان خود، به خصوص سؤالاتی که هنگام خواندن به ذهن آنها خطور می کند، حتماً پاسخ دهید. البته می توانید آنها را در جهت مستقل شدن کمک کنید و منابع دیگر را به آنها معرفی کنید. وقتی روند کلی سؤال کردن آنها تغییر می کند و به جای این که بپرسند: (زرّافه چیست؟) می پرسند: مهم ترین (شکارچی زرافه در طبیعت چه موجودی است؟) معرفی منابع جدید اهمیت بیشتری پیدا می کند. به هر حال شما که پاسخ همه چیز را نمی دانید و نباید و نباید هم بدانید. همین قدر کافی است که بدانید پاسخ را کجا می توان پیدا کرد.
در خانه ی شما باید یک اطلس جغرافیایی، یک لغت نامه خوب و یک دایرةالمعارف (دایرةالمعارف تک جلدی کافیست) پیدا شود.
چاپ های کمی قدیمی تر آنها را می توانید به صورت دست دوم تهیه کنید. اگر چاپ آن به بیش از پنج سال پیش برمی گردد زحمت خریدن آن را به خود ندهید - با گذر زمان مرز کشورها تغییر می کند، به واژگان زبان، لغت های جدید افزوده می شود و واقعیت های علمی تغییر می کند. اگر رایانه ای با Rom - CD دارید می توانید یک CD تهیه کنید که تمام این منابع را شامل شود. اگر مودم داشته باشید می توانید در اینترنت به بسیاری از آنها دست پیدا کنید.
منابع مرجع را در جایی قرار دهید که به راحتی قابل دسترسی باشند. برای آموزشِ روشِ استفاده از این منابع به فرزندان خود، لازم نیست وقت زیادی صرف کنید. اگر به صورت عملی به آنها نشان بدهید مفیدتر و معنی دارتر است. به مثال زیر توجه کنید:
پسر: پدر، dingbat یعنی چه؟ انگار یک جور حیوان است، اما در این متن انگلیسی که من می خوانم آدم ها همدیگر را dingbat خطاب می کنند.
پدر: بیا معنی آن را پیدا کنیم. اگر معنی یک کلمه را ندانیم آن را در کجا می توانیم پیدا کنیم؟
پسر: لابد در فرهنگ لغت.
پدر: درست است، کدام حرف را بگردیم؟
پسر: D، اول dingbat.
پدر: باز هم درست گفتی، حالا از واژه ای راهنما که در بالای صفحه نوشته می شود برای پیدا کردن صفحه ای که dingbat در آن نوشته شده است استفاده می کنیم. این صفحه با diet شروع می شود و با dinghy تمام می شود پس فکر می کنم dingbat هم باید همین جا باشد، بله، همین جاست. می خواهی آن را بخوانی؟
پسر: ( dingbat. معنی اول: آدم کم عقل. معنی دوم: سنگ یا آجری که برای پرتاب استفاده می شود معنی سوم: شی ء کوچکی که نام آن را ندانند یا فراموش کرده باشند. معنی چهارم: یکی از علائم چاپگر) فکر می کنم آنی که در متن من استفاده شده است معنی اول است.
بعد از چند تمرین مانند تمرین فوق بچه ها می توانند به تنهایی معنی لغاتی را که نمی دانند در لغت نامه پیدا کنند و بدین ترتیب به جای این که به صورت منفعل اطلاعات را دریافت کنند، آن را به صورت فعال جست وجو کنند.

بخش 4 رفتار خوب را تغییر دهید