فهرست کتاب


پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

کتی ای. زاهلر سارا رئیسی

39. بین داستانها و زندگی بچه ها ارتباط برقرار کنید

یک معلم کلاس سوم برایم تعریف می کرد که داستانی واقعی را برای دانش آموزان خواند. محل وقوع داستان جامعه ای روستایی بود که برای بچه های کلاس بیگانه بود. بعد از خواندن داستان که معلم درباره ی آن با بچه ها بحث کرد، متوجه شد که در درک بچه ها نسبت به داستان یک دوگانگی وجود دارد.
بعضی از بچه ها که در شهر زندگی کرده بودند فکر می کردند که داستان سالها پیش رخ داده است چون همه ی شخصیت های آن لباس های قدیمی به تن داشتند و با اسب و گاری به این طرف و آن طرف می رفتند. بیشتر بچه هایی که در نواحی کشاورزی اطراف شهر زندگی کرده بودند چنین برداشتی نداشتند چون در تجربه ی خود به دیدن اسب و گاری عادت داشتند. چند تا از بچه ها فکر می کردند که داستان در کشور خارجی رخ داده است چون هیچ گاه نام های خانوادگی شخصیت های اصلی را که به نظرشان از کتاب مقدس مسیحیان برگرفته شده بود، نشنیده بودند. تنها چیزی که همه بچه ها در آن اتفاق نظر داشتند طرح داستان بود؛ داستان، ماجرای ساده ای بود که برای یک پسر و گربه اش اتفاق افتاد و واقع گرایانه بود نه تخیلی.
دانسته های بچه ها بر کوچک ترین متنی که می خوانند تأثیر می گذارد. برای این که بتوانند آنچه را می خوانند درک کنند باید بین دانش خود از جهان و آنچه که در صفحه چاپ شده است ارتباط برقرار کنند.
دانش پیش زمینه محتوای داستان درک متن
شما می توانید به بچه ها کمک کنید بین داستان ها و زندگی واقعی ارتباط برقرار کنند. برای این کار به آنها بیاموزید آنچه را می خوانند با آنچه می دانند مقایسه کنند. هنگامی که با صدای بلند برای بچه ها قصه می خوانید، از آنها سؤال بپرسید. محتوای سؤال ها متغییر است اما آنچه در زیر آمده است می تواند شما را راهنمایی کند:
سؤال هایی برای کمک به فرزندتان برای برقراری رابطه بین داستان ها و زندگی واقعی
* یادت می آید که از مزرعه بازدید کردیم؟ آیا مانند مزرعه ی این داستان بود؟
* بیابانی که در قصه وجود دارد با جایی که ما در آن زندگی می کنیم چه تفاوتی دارد؟
* آیا بچه های این قصه در زمان ما زندگی می کنند؟ از کجا می فهمی؟
طرح
* آیا چنین اتفاقی برای آشنایان ما افتاده است؟
* اگر چنین اتفاقی برای تو می افتاد چه می کردی؟
شخصیت پردازی
* این شخصیت چه احساسی دارد؟ از کجا می فهمی؟
* اگر تو بودی این شاهزاده خانم را چگونه توصیف می کردی؟
(برای اطلاعات بیشتر درباره ی ایجاد ارتباط با شخصیت ها مراجعه کنید به

40. بچه ها را تشویق کنید با شخصیت ها همانند سازی کنند

لیندا پرسید: (نظرت راج به نمایش چه بود؟)
من گفتم: (بدم آمد. تحمل هیچ یک از شخصیت هایش را ندارم. جز این که زبانمان مشترک است هیچ وجه اشتراک دیگری با هیچ یک از آن آدم ها ندارم.)
داستان هایی می توانند ما را عمیقاً تحت تأثیر قرار دهند که بتوانیم با شخصیت های آنها ارتباط برقرار کنیم، چه داستان تخیّلی باشد و چه واقعی. در ادبیات داستانی شخصیتی که خوب پرداخته شده باشد نقاط ضعف و نقاط قوتی دارد که از طریق اندیشه ها، رفتارها، گفت وگوها، روایت مستقیم یا اندیشه و کلام شخصیت های دیگر داستان آشکار می شود. در ساختار سنّتی داستان، شخصیت اصلی با مشکلی روبه رو می شود که تغییری در او ایجاد می کند. وقایع داستان را معمولاً برخورد شخصیت اصلی با مشکل تعیین می کند. داستان های خوب انواع مختلف رفتار را نشان می دهند. اگر با شخصیت ها همانند سازی کنیم می توانیم احساس آنها را درک کنیم و عکس العمل آنها را پیش بینی کنیم. اگر رفتار و اندیشه ی آنها غلط باشد، این را نیز درک می کنیم و آرزو می کنیم که روش خود را تغییر دهند.
برخی معتقدند باید از (آموزش شخصیت) حمایت شود، می گویند شخصیت های داستانی می توانند در ارائه ی الگوی رفتاری خوب برای بچه ها نقش مؤثری داشته باشند. همان طور که در قصه های سنتی نمونه های اخلاقی فراوان است و مثلاً می تواند آنها را در حکایت های سعدی پیدا کنید. در قصه ای که خوب پرداخته شده باشد هم نمونه هایی از رفتار خوب و هم رفتار بد دیده می شود. داستان خوب به جای این که یک درس اخلاقی را به زور در حلقوم خواننده فرو کند، به او اجازه می دهد که انتخاب کند: به نظرم بنا به این دلایل این شخصیت درست رفتار کرد و این شخصیت غلط.
پیاژه می گوید که توانایی کودک برای گذاشتن خود در جای دیگران یکی از قدم های مهم رشد اوست. خواندن داستان های خوب که شخصیت های آنها خوب پرداخته شده اند و رشد و تغییر می کنند، به بچه ها کمک می کند این قدم مهم را بردارند و به سوی بزرگسالی حرکت کنند.
شما می توانید حتی به خردسالان نیز کمک کنید از شخصیت پردازی درکی به دست آورند. وقتی با صدای بلند برایشان می خوانید، از آنها بپرسید که شخصیت یا قهرمان داستان چه احساسی دارد. آیا تو هم چنین احساسی را داشته ای؟ آیا تو هم در موقعیت مشابهی قرار گرفته ای؟ شخصیت ها با چه مشکلی روبه رو شده اند؟ شخصیت ها باید چه کاری انجام دهند؟ شخصیت ها از چه نظر تغییر کرده اند؟
با بچه های بزرگ تر می توانید درباره ی داستان های واقعی صحبت کنید: درباره ی مردم، رفتارها و احساسات آنها و این که آیا رفتارشان درست بود یا نه. به یک درس خشک تاریخ، کمی شخصیت پردازی تزریق کنید و ببینید چقدر جان می گیرد! چه چیزی کاشفان را وادار کرد به جست وجو راهی به سوی شرق بپردازند. آیا کارشان درست بود که دریانوردان ناآگاه را با خود به هر کجا می کشیدند تا به هدف خود برسند؟
آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟ وقتی نماینده ی فتحعلی شاه معاهده ی ترکمن چای را (در سال 1243 ه.ق) امضا می کرد چه احساسی داشت؟ آیا تمام احساس هایش مثبت بود؟ اگر تو بودی چه احساسی داشتی؟
وقتی بچه ها را تشویق می کنید احساس و رفتار شخصیت ها را با احساس و رفتار خود مقایسه کنند، به آنها کمک می کنند احساسات و رفتارهایی را که جنبه ی جهانی دارند، تشخیص دهند. بچه ها از طریق ادبیات نسبت به احساسات و اعمال دیگران آگاهی بیشتری پیدا می کنند و بدین ترتیب در زندگی واقعی خود می توانند با دیگران بهتر رابطه برقرار کنند.

41. بین کتاب ها رابطه برقرار کنید

وانسا که خواندن کتاب تار عنکبوت شارلوت را تازه تمام کرده بود. سرشار از هیجان به کلاس آمد. طرح داستان را با دقت و با آب و تاب تعریف کرد که چه داستان خوبی بود. چقدر شخصیت ها جالب بودند، بعضی از قسمت های آن چقدر غم انگیز بود و بعضی از قسمت ها چقدر خنده دار.
وقتی صحبتهای وانسا تمام شد معلم از او پرسید (آیا استوارت کوچولو و شیپور قو را خوانده ای؟) و افزود: (این کتاب ها هم اثر ایی. بی .وایت، یعنی همان کسی است که تار عنکبوت شارلوت را نوشته است.)
چشمان وانسا گرد شد و با صدای که از شدت هیجان به زور در می آمد گفت: (یعنی جز آن هم چیزی نوشته؟)
بچه ها در سن و سال خاصی هیچ وقت به این موضوع نمی اندیشند که کتاب نویسنده هم دارد. آنها به دنیای یک کتاب وارد می شوند، رقص کنان از آن عبور می کنند و با بستن کتاب از آن دنیا خارج می شوند. اگر از آن کتاب خوششان آمد ممکن است آن را بارها و بارها بخوانند.
اگر درباره ی کتاب مورد علاقه ی بچه ها با آنها صحبت کنید، به جای این که به خاطر عشقشان همان صفحات ثابت را بارها و بارها بخوانند، می توانند این عشق را با خود به دنیای بیرون بیاورند. از بچه ها بپرسید که چه چیز خاصی در آن کتاب وجود دارد؟ آیا موضوع کتاب خاص است؟ یا نوع آن، تصاویر، یا شخصیت هایش؟
آیا از ابتدا تا انتهای کتاب همین احساس کلی را داشتی که کتاب عالی است؟
اگر کتاب از نظر فرزندتان واقعاً عالی بود به او کمک کنید از همان نویسنده کتاب های دیگری پیدا کند. به خاطر داشته باشید که یک نویسنده ممکن است برای گروه های سنّی گوناگون بنویسد. کتابدار می تواند به شما در انتخاب عناوین مناسب کمک کند. اگر نویسنده یک سری کتاب نوشته باشد برنامه ی مطالعاتی فرزندتان تا مدتی پر می شود. (مراجعه کنید به روش 27.)
اگر موضوع کتاب جالب بود، کتاب های دیگری پیدا کنید که موضوع مشابهی دارند. اگر نوع ادبی کتاب (مثلاً نمایشنامه، یا داستان پلیسی) برای فرزندتان جالب بود به او کمک کنید کتاب های دیگری از همان نوع پیدا کند. برای این که مهارت های انتقادی فرزندتان را برانگیزد از او بخواهید کتاب هایی را که موضوعی واحد یا شخصیت هایی مشابه یا ... دارند با هم مقایسه کند. از او بپرسید کدام یک را ترجیح می دهد و چرا.
اگر خودتان هم اهل مطالعه هستید احتمالاً با استفاده از همین روش ها کتاب های خود را انتخاب می کنید. موضوع خاصی توجهتان را جلب می کند و دنبال کارهای مشابه آن می گردید. نویسنده ای که تازه با کار او آشنا شده اید نظرتان را می گیرد و برمی گردید که ببینید چه چیزهای دیگری نوشته است. علایق بچه ها تازه در حال شکل گیری است و آنها برای این که کشف کنند که چگونه تمایل خود را نسبت به خواندن ارضا کنند، به کمک نیاز دارند.