فهرست کتاب


پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

کتی ای. زاهلر سارا رئیسی

37. از بچه ها بخواهید پس از شنیدن داستان آن را دوباره تعریف کنند

چند روز پیش که به کتابخانه رفته بودم کودک پنج ساله ای را دیدم که قصه سه بزغاله کوچم را برای کودک سه ساله ای (می خواند). این دختر کوچک صفحه های کتاب را روق می زد و با صدای آهنگین خود داستان آشنا را تعریف می کرد: سه تا بزغاله کوچولو بودند! می خواستند خونه بسازند! یک بزغاله کوچولو خونه اش را، از کاه ساخت، اما گرگه، هوف!، فوت کرد و آن خانه هم خراب شد. یک بزغاله کوچولو خونه اش را از چوب ساخت و گرگه هوف! فوت کرد آن خانه هم خراب شد. آن وقت بزغاله کوچولوی زرنگ که خونه اش اجری است و با هوف و فوت اما این خونه خواب نمی شه! خلاصه، گرگه می ره روی شیروونی و می افته توی دیگ آب جو* همه بزغاله ها از خوشحالی می رقصند. تموم شد.
تمام عناصر داستان اصلی در قصه ای که دختر کوچک تعریف کرد وجود داشت البته چند تغییر کوچک هم رخ داده بود، مثلاً جایگزینی کلمه (کاه) به جای (پوشال) (کاه را از تصویر حدس زده بود و کلمه ی پوشال کمی برایش ناآشنا بود). روشن است که (خواننده) داستان را درونی کرده است و با کمی راهمنایی توسط تصاویر می تواند آن را دوباره تعریف کند.
تعریف کردن یکی از مهارت های مهم تفکر انتقادی است. ممکن است ساده به نظر برسد ولی واقعاً پیچیده است. کودکی که می خواهد یک قصه ی پریان را تعریف کند باید اصول ترتیب، شخصیت پردازی، طرح و درونمایه را درک کند.
اگر صاحب کودکی باشید حتماً با داستان های بی سر و تهی که از وقایع روزمرّه تعریف می کند آشنایی دارید. آنها وقتی خرابکاری می کنند و دسته گل به آب می دهند و می آیند تا به ما نشان بدهند و بگویند چه اتفاقی افتاده است، داستانشان نامفهوم است و ما را به کلی گیج می کند. ما نیز به آنها التماس می کنیم (از اوّلش شروع کن!)
بچه هایی که می توانند داستانی را به ترتیب از اول تا آخر و با حذف جزئیات زاید اما با حفظ مفاهیم اصلی تعریف کنند، از مهارتی مفید و کاربردی برخوردارند.
اگر می خواهید به فرزندتان کمک کنید این مهارت را به دست بیاورید او را تشویق کنید داستان های آشنای خود را از بَر تعریف کند. هفته ای یک بار به جای این که داستان های تکراری را با صدای بلند بخوانید، از فرزند پیش دبستانی تان بخواهید قصه ی کتاب مورد علاقه ی خود را برایتان، با استفاده یا بدون استفاده از کتاب به عنوان راهنما، تعریف کند. اگر فرزندتان کمی بزرگ تر است از او بخواهید طرح داستان های آشنای خود را برای بچه های کوچک تر تعریف کند.
شما می توانید مهارت فرزند خود را برای تعریف وقایع زندگی واقعی نیز بهبود بخشید. هنگام صرف غذا از فرزندتان بخواهید خلاصه ی یکی از کارهایی که در مدرسه انجام داده را بیان کند. تشویق اش کنید که برای روایت خود، قسمت آغاز، میانی، و پایانی قائل شود. برای این که گیج نشود از او بپرسید: (اول چه اتفاقی افتاد؟ بعد چه شد؟ چگونه تمام شد؟) برای این که از روش صحیح بیان خلاصه ی یک جریان الگویی در اختیار او قرار دهید، آنچه را در محل کار، در فروشگاه یا در مسیر خانه برایتان اتفاق افتاده تعریف کنید. بد نیست برای اتفاقات واقعی زندگی تان یک تیتر خبری بگذارید: (شغل جدید پدر باعث معروفیّت خانواده می شود (،)مادر از فروشگاه میوه ای عجیب می خرد.) این کار به شما کمک می کند ضمن این که جزئیات را به ترتیب وقوع بیان می کنید موضوع اصلی را نیز در خاطر داشته باشید.

چگونه اتفاقات زندگی واقعی خود را تعریف کنیم

1. به موضوع اصلی بیاندیشید. مهم ترین اتفاقی که افتاد چه بود؟ برای داستان چه تیتری می توانید بگذارید؟
2. از ابتدا شروع کنید. افرادی را که نقش داشتند و محل وقوع جریان را توضیح دهید.
3. جزئیات طرح را به ترتیب وقوع اضافه کنید. سعی کنید از بیان جزئیات که به مفهوم اصلی ربط ندارند یا موضوع را مبهم می کنند، اجتناب کنید.
4. در صورت امکان برای داستان خود پایانی پر سر و صدا و هیجانی قرار دهید.

38. از بچه ها بخواهید داستان ها را ارزیابی کنند

کاترین می گوید: (کلافه شده ام، گزارش های را که درباره ی کودکان می نویسند می خوانم و کتاب هایی که برای بچه های هم سن بچه های من توصیه می کنند تهیه می کنم ولی هیچ وقت موفقیت آمیز از آب در نمی آیند. کتاب ها یا بیش از حد غم انگیز، یا فاقد جذابیت یا مبهم یا زیادی بزرگسالانه است. بچه های من ترجیح می دهند به جای این که از این کتاب های به اصطلاح داغ تازه را آزمایش کنند، خواندن همان کتاب های قدیمی و مورد علاقه ی خود را باز هم تکرار کنند.)
در 1979 سام سباستا درباره ی علایق بچه ها نسبت به انواع مختلف داستان تحقیقی انجام داد و به این نتیجه رسید که :
* بچه ها طرح هایی را دوست دارند که سریع پیش می رود.
* دوست دارند جزئیات محل وقوع داستان ذکر شود.
* در بسیاری از اوقات از داستان های پند آمیز لذت می برند.
* داستان های غم انگیز برای آنها ناخوشایند است.
* شخصیت های مهربان را دوست دارند.
داستان هایی که بچه ها معمولاً در سال های اول دبستان انتخاب می کنند شامل قصه های حیوانات، قصه های طنز، و داستان های واقع گرایانه درباره ی خانواده، دوستان و مدرسه است.
بچه های بزرگ تر کتاب هایی را می پسندند که موضوع آن فشارهای گروه هم سن و سالانه، عقاید سفت و سخت و تعصب آمیز و مشکلات خانوادگی است.
تعجبی ندارد که منتقدان همیشه همان کتاب هایی را که کودکان انتخاب می کنند، انتخاب نکنند. بچه های شما درباره ی ادبیات نظر خاص خود را دارند اما ممکن است برای بیان این نظرها به کمک نیاز داشته باشند. همانطور که تجربه خیلی خوب به شما نشان داده است: