پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

نویسنده : کتی ای. زاهلر مترجم : سارا رئیسی

تکرار حفظ کردن خواندن

بعد از شنیدن داستان و قبل از این که فرزندتان بتواند کلمات آن را بخواند، می توانید داستان را از روی تصاویر آن تعریف کند. این مرحله، مرحله ی مهمی در مسیر خواندن است. کودک با هجی کردن صدای کلمات قادر به خواندن نمی شود. برای این که بتواند مسلط و روان بخواند باید بتواند ساختار یک داستان را درک کند و آن را درونی کند.
کتاب های مصور با به تصویر کشیدن اتفاقات، شخصیت ها و موقعیت مکانی داستان به بچه ها کمک می کنند که این مهارت را در خود پرورش دهند.

چگونه داستان را از روی تصویر تعریف کنیم

از ابتدا شروع کنید از فرزندتان بخواهید بگوید که چه کسانی در داستان نقش دارند و داستان در کجا اتفاق می افتد.
صفحات را ورق بزنید یا از فرزندتان بخواهید این کار را انجام بدهد. در هر صفحه از فرزندتان بپرسید که چه اتفاقی می افتد. اگر نمی تواند یا نمی خواهد بگوید، صفحه را بخوانید. در صورت تمایل از فرزندتان بخواهید پیشگویی کند که چه اتفاقی می افتد.
در آخر از فرزندتان بپرسید قصه چگونه تمام شد. آیا پایان خوش داشت؟ آیا قابل فهم و قابل قبول بود؟
و چند توصیه هنگام به کار گیری این مراحل: اصرار نکنید فرزندتان طرح دقیق داستان را توصیف کند یا از همان کلماتی استفاده کند که در کتاب نوشته شده است. اجازه بدهید تا حد امکان از تخیل خود استفاده کند. اگر خیلی از موضوع پرت شده می توانید بپرسید: (در تصویر چه اتفاقی افتاده است؟ تو از کجا فهمیدی؟) تنها یک پاسخ درست وجود ندارد پس از پاسخ خلاق فرزندتان با آغوش باز از او استقبال کنید. اگر هنگامی که قصه را از روی تصاویر آن می خوانید از خود شور و هیجان نشان دهید برای خواندن از روی کلمات تشویق می شود و شاید ضرورت پیدا نکند در طول چند ماه آینده یک داستان را بیش از چند صدبار برای او بخوانید!

37. از بچه ها بخواهید پس از شنیدن داستان آن را دوباره تعریف کنند

چند روز پیش که به کتابخانه رفته بودم کودک پنج ساله ای را دیدم که قصه سه بزغاله کوچم را برای کودک سه ساله ای (می خواند). این دختر کوچک صفحه های کتاب را روق می زد و با صدای آهنگین خود داستان آشنا را تعریف می کرد: سه تا بزغاله کوچولو بودند! می خواستند خونه بسازند! یک بزغاله کوچولو خونه اش را، از کاه ساخت، اما گرگه، هوف!، فوت کرد و آن خانه هم خراب شد. یک بزغاله کوچولو خونه اش را از چوب ساخت و گرگه هوف! فوت کرد آن خانه هم خراب شد. آن وقت بزغاله کوچولوی زرنگ که خونه اش اجری است و با هوف و فوت اما این خونه خواب نمی شه! خلاصه، گرگه می ره روی شیروونی و می افته توی دیگ آب جو* همه بزغاله ها از خوشحالی می رقصند. تموم شد.
تمام عناصر داستان اصلی در قصه ای که دختر کوچک تعریف کرد وجود داشت البته چند تغییر کوچک هم رخ داده بود، مثلاً جایگزینی کلمه (کاه) به جای (پوشال) (کاه را از تصویر حدس زده بود و کلمه ی پوشال کمی برایش ناآشنا بود). روشن است که (خواننده) داستان را درونی کرده است و با کمی راهمنایی توسط تصاویر می تواند آن را دوباره تعریف کند.
تعریف کردن یکی از مهارت های مهم تفکر انتقادی است. ممکن است ساده به نظر برسد ولی واقعاً پیچیده است. کودکی که می خواهد یک قصه ی پریان را تعریف کند باید اصول ترتیب، شخصیت پردازی، طرح و درونمایه را درک کند.
اگر صاحب کودکی باشید حتماً با داستان های بی سر و تهی که از وقایع روزمرّه تعریف می کند آشنایی دارید. آنها وقتی خرابکاری می کنند و دسته گل به آب می دهند و می آیند تا به ما نشان بدهند و بگویند چه اتفاقی افتاده است، داستانشان نامفهوم است و ما را به کلی گیج می کند. ما نیز به آنها التماس می کنیم (از اوّلش شروع کن!)
بچه هایی که می توانند داستانی را به ترتیب از اول تا آخر و با حذف جزئیات زاید اما با حفظ مفاهیم اصلی تعریف کنند، از مهارتی مفید و کاربردی برخوردارند.
اگر می خواهید به فرزندتان کمک کنید این مهارت را به دست بیاورید او را تشویق کنید داستان های آشنای خود را از بَر تعریف کند. هفته ای یک بار به جای این که داستان های تکراری را با صدای بلند بخوانید، از فرزند پیش دبستانی تان بخواهید قصه ی کتاب مورد علاقه ی خود را برایتان، با استفاده یا بدون استفاده از کتاب به عنوان راهنما، تعریف کند. اگر فرزندتان کمی بزرگ تر است از او بخواهید طرح داستان های آشنای خود را برای بچه های کوچک تر تعریف کند.
شما می توانید مهارت فرزند خود را برای تعریف وقایع زندگی واقعی نیز بهبود بخشید. هنگام صرف غذا از فرزندتان بخواهید خلاصه ی یکی از کارهایی که در مدرسه انجام داده را بیان کند. تشویق اش کنید که برای روایت خود، قسمت آغاز، میانی، و پایانی قائل شود. برای این که گیج نشود از او بپرسید: (اول چه اتفاقی افتاد؟ بعد چه شد؟ چگونه تمام شد؟) برای این که از روش صحیح بیان خلاصه ی یک جریان الگویی در اختیار او قرار دهید، آنچه را در محل کار، در فروشگاه یا در مسیر خانه برایتان اتفاق افتاده تعریف کنید. بد نیست برای اتفاقات واقعی زندگی تان یک تیتر خبری بگذارید: (شغل جدید پدر باعث معروفیّت خانواده می شود (،)مادر از فروشگاه میوه ای عجیب می خرد.) این کار به شما کمک می کند ضمن این که جزئیات را به ترتیب وقوع بیان می کنید موضوع اصلی را نیز در خاطر داشته باشید.