پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

نویسنده : کتی ای. زاهلر مترجم : سارا رئیسی

36. به بچه هایی که نمی توانند بخوانند اجازه بدهید قصه را از روی تصاویر تعریف کنند

خواهر زاده ام که چهار ساله است دوست دارد هنگام گفت و گوی تلفنی با من (اتاق را بخواند) او بدون این که از نظم خاصی تبعیت کند و بدون هیچ منطق قابل درکی به تک گویی می پردازد:
(خب، می دانی یک کاسه سیب آنجاست، و بلوز بافتنی مامان روی صندلی افتاده بود. به اسب های کوچولوی روی میز نگاه می کرد و بیرون پنجره یک ماشین است و ماشین های اسباب بازی روی زمین اند.)
اگر غریبه ای رهگذری این سخنان را بشنود شاید به نظرش دیوانه وار بیاید اما من می توانم خواهرزاده ام را تصور کنم که در اتاق ایستاده است، گوشی را در یک دست خود گرفته است، به اطرافش نگاه می کند و آنچه را می بیند، (می خواند).
او اجسام فیزیکی را به زبان تبدیل می کند و به شکلی روایت گونه پشت سر هم بیان کند. روایت او مانند روایت هایی است که از زبان بزرگسالان هنگام گفت و گو می شنود یا شبیه آنچه از کتاب های داستان که برای او می خوانند.
او از برخی عناصر روایت، یعنی توصیف، ترتیب فضایی و از حروف ربط نیز استفاده می کند. خواهر زاده ام هنوز از نظر رشدی در مرحله قبل از خواندن قرار دارد اما به سرعت مفهوم خواندن در ذهن او شکل می گیرد. اگر یک کتاب تصویری به او بدهیم می تواند صفحات آن را ورق بزند و ماجرا را برایتان تعریف کند. اگر داستان کتاب را بارها شنیده باشد و بر اثر تکرار مطلب آنها را حفظ کرده باشد می توانند آنها را مانند کسی که می خواند از بر بگوید. همین روزهاست که جهش کند و خواندن بیاموزد.
هر مادری یا پدری که کتاب را برای صدمین مرتبه خوانده باشد حاضر است برای ابد از خواندن قصه با صدای بلند صرف نظر کند. حوصه ی مادر بزرگ ترها از تکرار سر می رود اما همین تکرار در رشد فرزندانمان نقشی باور نکردنی دارد. تکرار و کار یکنواخت بچه ها را آرام می کند و به آنها احساس امنیت می بخشد. وقتی بچه ها قصه ای را بارها و بارها می شنوند. با این تکرار آن را حفظ می کنند و سپس یکدفعه خواندن را می آموزند. در میان تکرار یکنواخت داستان، کودک متوجه می شود که بین کلماتی که به زبان می آورید و کلماتی که نوشته شده است رابطه ای وجود دارد. علائم پیچ در پیچ و بی معنی صفحه معنی پیدا می کند و یک انسان دیگر باسواد می شود.

تکرار حفظ کردن خواندن

بعد از شنیدن داستان و قبل از این که فرزندتان بتواند کلمات آن را بخواند، می توانید داستان را از روی تصاویر آن تعریف کند. این مرحله، مرحله ی مهمی در مسیر خواندن است. کودک با هجی کردن صدای کلمات قادر به خواندن نمی شود. برای این که بتواند مسلط و روان بخواند باید بتواند ساختار یک داستان را درک کند و آن را درونی کند.
کتاب های مصور با به تصویر کشیدن اتفاقات، شخصیت ها و موقعیت مکانی داستان به بچه ها کمک می کنند که این مهارت را در خود پرورش دهند.

چگونه داستان را از روی تصویر تعریف کنیم

از ابتدا شروع کنید از فرزندتان بخواهید بگوید که چه کسانی در داستان نقش دارند و داستان در کجا اتفاق می افتد.
صفحات را ورق بزنید یا از فرزندتان بخواهید این کار را انجام بدهد. در هر صفحه از فرزندتان بپرسید که چه اتفاقی می افتد. اگر نمی تواند یا نمی خواهد بگوید، صفحه را بخوانید. در صورت تمایل از فرزندتان بخواهید پیشگویی کند که چه اتفاقی می افتد.
در آخر از فرزندتان بپرسید قصه چگونه تمام شد. آیا پایان خوش داشت؟ آیا قابل فهم و قابل قبول بود؟
و چند توصیه هنگام به کار گیری این مراحل: اصرار نکنید فرزندتان طرح دقیق داستان را توصیف کند یا از همان کلماتی استفاده کند که در کتاب نوشته شده است. اجازه بدهید تا حد امکان از تخیل خود استفاده کند. اگر خیلی از موضوع پرت شده می توانید بپرسید: (در تصویر چه اتفاقی افتاده است؟ تو از کجا فهمیدی؟) تنها یک پاسخ درست وجود ندارد پس از پاسخ خلاق فرزندتان با آغوش باز از او استقبال کنید. اگر هنگامی که قصه را از روی تصاویر آن می خوانید از خود شور و هیجان نشان دهید برای خواندن از روی کلمات تشویق می شود و شاید ضرورت پیدا نکند در طول چند ماه آینده یک داستان را بیش از چند صدبار برای او بخوانید!