فهرست کتاب


پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

کتی ای. زاهلر سارا رئیسی

خواندن جدی و هوشمندانه را چگونه تشویق کنیم

قبل از خواندن
1. جلد کتاب را بالا نگه دارید و از بچه ها بخواهید موضوع داستان را حدس بزنند.
2. عنوان کتاب و نام نویسنده را ذکر کنید. اگر داستان مشابهی برای بچه ها خوانده اید برایشان یادآوری کنید یا اگر از همان نویسنده چیزی دیگر خوانده اید ذکر کنید.
در ضمن خواندن
3. تصاویر را به بچه ها نشان دهید و از آنها بخواهید شخصیت های داستان و کارهای آنها را مشخص کنند.
4. درباره ی شخصیت ها و وقایع داستان، سؤالاتی مانند سؤالات زیر بپرسید:
* آیا چنین اتفاقی واقعاً می تواند بیفتد؟
* چرا چنین کرد؟
* اگر تو بودی همین کار را می کردی؟
* مشکلش چیست؟
* چگونه می تواند مشکلش را حل کند؟
* بعداً چه اتفاقی می افتد؟
5. اگر داستان به نظم نوشته شده است یا ترجیع بند دارد هنگام رسیدن به بندهای تکراری مکث کنید و به بچه ها اجازه بدهید آنها را به زبان بیاورند.
بعد از خواندن
6.به بچه ها یادآوری کنید که درباره ی داستان چه چیزهایی پیش گویی می کردند و از آنها بپرسید که داستان با پیشگویی آنها چه تفاوتی داشت.
7. نظر بچه ها را درباره ی تصاویر، شخصیت پردازی، سبک نگارش و طرح

35.اجازه بدهید بچه ها به موضوعی علاقه مند شوند و آن را دنبال کنند

آرون مثل همه بچه ها به مهد کودک می رود. اگر چیزی حتی شکل سبزیجات باشد، آن را نمی خورد، فقط لباس قرمز و آبی می پوشید و چند ماه است که تنها به کتاب های دایناسورها نگاه می کند. نود نه درصد از نقاشی های که می کشد نقاشی دایناسورها است. در اتاق خواب خود پوستر دایناسورها را نصب کرده است. و روی هر سطح ممکن نیز دایناسورهای کوچک پلاستیکی و لاستیکی قرار داده است. از محاسنش این که واقعاً درباره دایناسورها چیزهای زیادی می داند: نام ها، زیستگاه ها، علایق غذایی و غیره. وقتی مهمان داریم علی رغم میل خود چند لحظه ای بازی با دایناسورها را قطع می کند و کمی از این اطلاعات را با بی میلی با مهمانان در کیان می گذارد. پدرش می گوید که در کودکی هرگز چنین دوره ای را با عشق دایناسورها نگذرانده است اما در خاطرات مهمش به یاد می آورد که در یک دوره تنها چیزی که توجهش را جلب می کرد آمار بازی های بیس بال بود.

چرا دایناسورها مشکل است بگویم که چه چیزی پسرها را به سمت این خزندگان منقرض شده جلب می کند و چه چیزی دخترهای کوچک را در یک سن خاص به اسب ها علاقه مند می کند. پدر و مادرهای هوشمند از این وسواس های زودگذر حسن استفاده را به عمل می آورند و از آنها به عنوان انگیزه ای برای ایجاد علاقه به خواندن کمک می گیرند.
یادگیری براساس پرسش نوعی آموزش است که در آن معلم به دانش آموز اجازه می دهد که به موضوع خاص خود علاقه مند شود و تا جایی که می خواهد آن را دنبال کند. این کار برای معلمی که مسئول 30 دانش آموز است پرزحمت است اما اگر یک، دو یا سه فرزند داشته باشید خیلی ساده تر است. در یاد گیری براساس پرسش تمام یاد گیری کودک براساس سؤال هایی صورت می گیرد که نسبت به دنیای اطراف خود دارد. این روش یاد گیری روشی طبیعی است که مشابه روش یاد گیری او درباره ی دنیا، هنگام خردسالی است. این چیه؟ آها، چقدر نرم است. چه بوی خوبی دارد. مزه اش عجیب است.
بچه ها نسبت به دنیای خود به طور طبیعی کنجکاوند اما وقتی مجبور می شوند با 29 نفر دیگر که هر کدام گذشته، نقطه نظر، علایق و توانایی های متفاوتی دارند، در یک کلاس بنشیند، اغلب اوقات این کنجکاوی طبیعی تضعیف می شود. گاهی بهترین جا برای پرورش این کنجکاوی خانه است.
فرض کنید که جای یک روز به خانه می آید و می پرسد: (امریکای جنوبی کجاست؟ امروز یک شاگرد جدید به کلاسمان اضافه شد که از امریکای جنوبی آمده است. مگر امریکای کشور ما نیست؟)
حالا شما فرصت دارید که کره ی جغرافیایی را گردگیری کنید و قاره ها را به فرزندتان نشان دهید. هنوز وقت آن نرسیده است که با عجله به کتابخانه بروید و با یک بغل کتاب درباره ی پوشش گیاهی و جانوری و تولیدات ناخالص ملی برزیل و اکوادور به خانه برگردید. شاید درسی که با کره ی جغرافیایی به فرزندتان داده اید کاملا او را راضی کرده باشد و به موضوع پایان داده باشد. در یاد گیری براساس پرسش، نکته این است که اجازه بدهید کودک علایق خود را تا جایی که ادامه دارند دنبال کند و بدین ترتیب سبب شود تا چیزی یاد بگیرد.
ممکن است قسمتی از امریکای جنوبی که نزدیک قطب جنوب است برای جان جالب باشد. در این مرحله می توانید دایرةالمعارف را بیاورید و او را راهنمایی کنید که مقاله های مربوط به شیلی، آرژانتین و قطب جنوب را بخواند. اگر در آن مقاله ها موضوع جالبی پیدا کرد شاید لازم باشد سری به کتابخانه بزنید یا برای کسب اطلاعات بیشتر در اینترنت سیر کنید.
هنگام گردش علمی با همکلاسی ها یا خانواده، هنگام گفت و گو با یک دوست یا با دیدن کلمه ای ناشناخته در روزنامه ممکن است فرصتی برای یاد گیری پدید آید. هدف این نیست که شما پاسخ سؤالات فرزندتان را بدهید، بلکه نقش کتابدار کتاب های مرجع را باز کنید و منابع اطلاعاتی مورد نیاز فرزندتان را در اختیار او قرار دهید.
والدین آرون دقیقاً به خاطر نمی آورند که وسواس او نسبت به دایناسورها چگونه آغاز شد اما فکر می کنند به زمانی برمی گردد که نزد داندانپزشک می رفتند و او هر بار که دندانهای پسرشان را تمیز می کرد به آرون یک دایناسور لاستیکی می داد. در آن زمان بود که آرون از والدینش یک پوستر از دایناسورها خواست و بعد خواست هنگام خواب اطلاعاتی را که درباره هر دایناسور روی پوستر نوشته شده است برای او بخوانند. بعد مادر آرون که از خواندن عناوین و اعداد و ارقام روی پوستر خسته شده بود ابتکار عمل به خرج داد و درباره دایناسورها کتاب داستانی پیدا کرد تا آنها را در هنگام خواب برای آرون بخواند. از اینجا بود که آرون تصویر دایناسورها را از کتاب ها کپی می کرد و در اطراف آنها مناظر خیالی می کشید و بعد از آن هم بر اساس ذهن خود از دایناسورها تصاویری خلاق رسم می کرد.
آرون اکنون صاحب دوازده جلد کتاب درباره ی دایناسورها است و به تازگی یک مجله کودکان خریده است که روی جلد آن تصویر دایناسور چاپ شده است. در همی مجله نیز یک مقاله درباره ی نهنگ ها بود، و بعد ناگهان عکس نهنگ آبی روی دیوار اتاق آرون نصب شد. هفته گذشته که به کتابخانه رفتند، دو جلد کتاب درباره ی نهنگ ها قرض کرد. اکنون می توانند چند نوع از نهنگ ها را شناسایی کند. تصور کنید که وقتی آرون واقعاً خواندن بیاموزد چه توانایی هایی به دست می آورد!

36. به بچه هایی که نمی توانند بخوانند اجازه بدهید قصه را از روی تصاویر تعریف کنند

خواهر زاده ام که چهار ساله است دوست دارد هنگام گفت و گوی تلفنی با من (اتاق را بخواند) او بدون این که از نظم خاصی تبعیت کند و بدون هیچ منطق قابل درکی به تک گویی می پردازد:
(خب، می دانی یک کاسه سیب آنجاست، و بلوز بافتنی مامان روی صندلی افتاده بود. به اسب های کوچولوی روی میز نگاه می کرد و بیرون پنجره یک ماشین است و ماشین های اسباب بازی روی زمین اند.)
اگر غریبه ای رهگذری این سخنان را بشنود شاید به نظرش دیوانه وار بیاید اما من می توانم خواهرزاده ام را تصور کنم که در اتاق ایستاده است، گوشی را در یک دست خود گرفته است، به اطرافش نگاه می کند و آنچه را می بیند، (می خواند).
او اجسام فیزیکی را به زبان تبدیل می کند و به شکلی روایت گونه پشت سر هم بیان کند. روایت او مانند روایت هایی است که از زبان بزرگسالان هنگام گفت و گو می شنود یا شبیه آنچه از کتاب های داستان که برای او می خوانند.
او از برخی عناصر روایت، یعنی توصیف، ترتیب فضایی و از حروف ربط نیز استفاده می کند. خواهر زاده ام هنوز از نظر رشدی در مرحله قبل از خواندن قرار دارد اما به سرعت مفهوم خواندن در ذهن او شکل می گیرد. اگر یک کتاب تصویری به او بدهیم می تواند صفحات آن را ورق بزند و ماجرا را برایتان تعریف کند. اگر داستان کتاب را بارها شنیده باشد و بر اثر تکرار مطلب آنها را حفظ کرده باشد می توانند آنها را مانند کسی که می خواند از بر بگوید. همین روزهاست که جهش کند و خواندن بیاموزد.
هر مادری یا پدری که کتاب را برای صدمین مرتبه خوانده باشد حاضر است برای ابد از خواندن قصه با صدای بلند صرف نظر کند. حوصه ی مادر بزرگ ترها از تکرار سر می رود اما همین تکرار در رشد فرزندانمان نقشی باور نکردنی دارد. تکرار و کار یکنواخت بچه ها را آرام می کند و به آنها احساس امنیت می بخشد. وقتی بچه ها قصه ای را بارها و بارها می شنوند. با این تکرار آن را حفظ می کنند و سپس یکدفعه خواندن را می آموزند. در میان تکرار یکنواخت داستان، کودک متوجه می شود که بین کلماتی که به زبان می آورید و کلماتی که نوشته شده است رابطه ای وجود دارد. علائم پیچ در پیچ و بی معنی صفحه معنی پیدا می کند و یک انسان دیگر باسواد می شود.