فهرست کتاب


پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

کتی ای. زاهلر سارا رئیسی

33.اطمینان حاصل کنید که فرزندتان برای خواندن آمادگی دارد

جنیفر که متولد ماه آوریل است هنگام ورود به کلاس اول در ماه سپتامبر شش سال تمام داشت. نسبت به سن خود قو بلند بود، خیلی خوب صحبت می کرد، عاشق رنگ آمیزی بود و بلافاصله از نظر توانایی خواندن در بالاترین گروه کلاس خود قرار گرفت و تا پایان سال تحصیلی نیز در آن گروه درخشید. دو سال بعد که برادرش جاستین به کلاس اول رفت، او پنج سال و ده ماه سن داشت او یکی از کوچک ترین و کوتاه قدترین بچه هایی کلاس خود بود. معلم او به زودی متوجه شد که جاستین نمی تواند برای مدت زیادی روی موضع واحدی تمرکز کند، هماهنگی بین چشمان و دستان او ضعیف است و هیچ علاقه ای به خواندن از خود نشان نمی دهد. جاستین از نظر خواندن در پایین تر سطح کلاس خود قرار داده شد. در کلاس سوم جاستین به طور ناگهانی انرژی زیادی را از خود نشان داد، از دانش آموزان دیگر جلو زد و جایگاه حقیقی خود را بین بهترین های کلاس به دست آورد.
وقتی فرزندتان به کلاس اول می رود با بچه هایی همکلاس می شود که ممکن است حدود یک سال با هم اختلاف سن داشته باشند، تفاوت سنّی در این مرحله یعنی تفاوت رشد جسمی، عاطفی و ذهنی. البته سن تقویمی کودک نسبت به عواملی چون جنسیت، درک تصویری و شنیداری، سلامت جسمی، توانایی زبانی و علاقه به خواندن، در آمادگی او برای خواندن تأثیر کمتری دارد.
دخترها معمولاً زودتر از پسرها برای خواندن آمادگی پیدا می کنند. آمادگیِ بیشتر دخترها به این واقعیت ها ربط دارد که دخترها اغلب زودتر از پسرها زبان باز می کنند و هنگام ورود به دبستان از دایره ی لغات گسترده تری برخوردارند.
اطلاعات زمینه ای بچه ها، یعنی تجربیاتی که با خود به مدرسه می آورند، در آمادگی آنها برای خواندن عامل کلیدی اند. به عنوان نمونه یکی از بچه هایی که من امتحان می کردم در مرکز شهر بزرگ شده بود، امتحان، آزمایش ساده ای بود و او باید کلمات را با تصویر مربوط به خود ربط می داد. تصویر، تصویر یک حیوان شاخدار بود و کلمات: گاو، پرچم و گوزن. کودک کلمه گاو را برگزید و وقتی از او پرسیدم گفت: (خوب این گاو است.) معلوم شد که هرگز نه گوزن دیده است و نه درباره آن چیزی شنیده است. معلوم شد وقتی باید به کمک قدرت درک خود می خواند، از موقعیت خوبی برخوردار نبوده است.
درک تصویری در بچه های مختلف با سرعت متفاوتی رشد می کند. بچه های خیلی کوچک ممکن است M و A را با هم اشتباه بگیرند چون نوک هر دو رو به بالا است و وقتی کمی بزرگ تر می شوند ممکن است d و b، pیا m و w را با هم اشتباه بگیرند.
درک شنیداری در آمادگی برای خواندن، به توانایی کودک برای تشخیص تفاوت صدای حروف یا تشخیص کلمات هم صدا مربوط می شود. کودکانی که مهارت آنها برای تشخیص تفاوت صداها به قدر کافی رشد نکرده است، ممکن است نتوانند کلمات هم وزن را تشخیص بدهند یا صدای ب و پ را با هم اشتباه بگیرند.
مشکلاتی جسمی از قبیل ضعف بینایی یا شنوایی و ضعف مهارت های حرکتی می تواند بچه ها را از خواندن باز دارد. و گاهی ناتوانی در تمرکز، به مشکلات جسمی مانند کم خونی، کمبود خواب و سوء تغذیه برمی گردد و نه مشکلات عاطفی.
وقتی فرزندتان به کلاس اول وارد می شود احتمالاً معنی چند هزار لغت را می داند و البته دایره لغاتی که به زبان می آورد و می شنود بر آمادگی او برای خواندن تأثیر به سزایی دارد. عامل مؤثر دیگر درک درونی او از ساختار و دستور زبان است. اگر این درک درونی را داشته باشید مسلماً آنچه را می خوانید، بهتر می فهمید. با این درک درونی می توانید حدس بزنید که کلمه ای که بعد از اسم آمده است و نمی توانید آن را بخوانید صفت است و اسم را توصیف می کند و می توانید حدس بزنید که بعد از فاعل بالاخره فعل می آید. لازم نیست این واژگان دستوری را بلد باشید، تنها چیزی که لازم است بدانید این است که یک زبان چگونه عمل می کند.
تمایل کودک برای خواندن تابع دو چیز است: رشد عاطفی او و برخوردهایی که در خانه می بیند. اگر با صدای بلند برای کودکتان می خوانید و به او نشان داده اید که خواندن کار باارزشی است، کودکتان با علاقه برای یاد گیری به کلاس می آید.
در هر گروهی از بچه های کلاس اول، هم بچه هایی پیدا می شوند که می توانند کمی بخوانند، هم بچه هایی که با کمی تلاش برای کسب آمادگی، خواندن را می آموزند و هم بچه هایی که تا یکی دو سال بعد آمادگی واقعی را به دست نخواهند آورد. کار معلم سخت است و سخت تر از آن احساس ناکامی والدینی است که فرزندانشان در گروه سوم قرار می گیرند، ممکن است فرزندتان در سال دوم دبستان مهارت و علاقه ی لازم را به دست آورد تا به همکلاسی های خود برسد و این خود تجربه ی خوبی است. شاید از این بترسید که فرزندتان هیچ وقت به سطح همکلاسی های خود نرسد اما مهارت های او ناگهان شکوفا شود و شما را به تعجب وا دارد.
هر بچه با بچه های دیگر تفاوت دارد (مراجعه کنید به روش 49). تشخیص این تفاوت ها به شما کمک می کند با فرزندتان که با سرعت خاص خود برای خواندن آماده می شود، کنار بیایید. کارهایی هست که می توانید برای آماده کردن فرزندتان برای خواندن انجام دهید. اما به خاطر داشته باشید که به زودی نمی توان او را وادار به رشد کرد. اگر قبل از این که آمادگی پیدا کند او را به خواندن وادار کنید ممکن است توانایی خواندن داشته باشد اما از خواندن لذت نبرد.

چگونه فرزند خود را برای خواندن آماده کنید.

تجربه
* از جاهای جدید دیدن کنید و درباره ی آنها صحبت کنید.
* برای معرفی مفاهیم تازه از برنامه های آموزشی تلویزیون استفاده کنید.
* درباره ی تجربیات مختلف زندگی برای او صدای بلند قصه بخوانید.
درک بینایی
* رسم شکل و نقاشی را از روی سرمشق تمرین کنید.
* با همدیگر پازل درست کنید.
* با خمیر بازی و آجرهای خانه سازی کار کنید.
درک شنیداری
* با هم با صدای بلند شعر و ترانه بخوانید و بازی های زبانی بکنید**. مثلاً 6سیخ کباب سیخی شش زار. یا دایی ام چاقه، چایی ام داغه.***. (مراجعه کنید به روش 43).
* بازهای لغوی کنید که شامل ذکر کلمه هایی می شود که مانند هم شروع یا تمام می شوند.
مشکلات جسمی
* قبل از ورود به دبستان بخواهید که چشم ها و گوش های فرزندتان توسط متخصص معاینه شود.
توانایی گفتاری
* فرزندتان را تشویق کنید جمله ها را به صورت کامل بیان کند.
* .وقت بگذارید و از تجربیات خود برای همدیگر تعریف کنید و به حرف یکدیگر گوش کنید.
تمایل برای خواندن
* به صورت منظم به کتابخانه سر بزنید.
* به بچه هایی که سواد خواندن ندارند کتاب هایی بدهید که ظاهری جذاب دارند.
* در هر فرصت ممکن با صدای بلند کتاب بخوانید.

34. خواندن فعال را تشویق کنید

جادی که 16 سال داشت یک سال تابستان داوطلب شد تا برای بچه ها در کتابخانه قصه های پریان بخواند. روز اول وقتی بعد از اتمام کار خود به خانه برگشت، چهره اش حالت متحیر داشت:
(خیلی عجیب است، من این همه صدای ترسناک از خود در می آورم و صدای شخصیت های وحشتناک را تقلید می کنم اما هر بار که به آخر صفحه می رسم و می رسم: حالا چه می شود؟ یا به نظرتان چطور بود؟ هیچ پاسخی نمی گیرم. بچه ها همین طور می نشینند. آخرش فقط یکی از دخترها گفت: دیو آنها را می گیرد! و بعد سرخ شد، انگار کسی اجازه ندارد در کتابخانه حرف بزند!
(به خاطر همین بعد از یک جلسه با یکی دو تا از بچه ها حرف زدم و از آنها پرسیدم که آیا از قصه خوششان آمد. گفتند، بله، خوششان آمد، قصه خوب بود. پرسیدم از خواندن من خوشتان آمد؟ گفتند صدای ترسناکی که تقلید می کردم خوب بود. پرسیدم چرا خوابم را نمی دادند. گفتند چون معمولاً وقتی برای شنیدن قصه می آیند، کسی که قصه را می خواند، فقط کتاب را بر می دارد و از اول تا آخر می خواند. آنها باید فقط می نشستند و گوش می کردند و به همین دلیل نمی دانستند باید چه کار کنند.)
خوانندگان و شنوندگان فعال نسبت به خوانندگان و شنوندگان منفعل مطلب را بهتر درک می کنند. خودتان فکر کنید: وقتی هوشیار هستید، سؤال می کنید و درباره ی روایت شخص مقابل اظهار نظر می کنید، گفت و گو را بهتر از حالتی که فقط سخنان گوینده را می شنوید، دنبال می کنید و به خاطر می آورید. به همین دلیل است که بیشتر افراد با شرکت در سمینار بهتر می آموزند تا با گوش کردن به سخنرانی. احتمالاً سقراط اولین کسی بود که فواید یاد گیری فعال را تشخیص داد. در روش سقراطی با پرسیدن یک سری سؤال از دانشجویان و بررسی عمیق پاسخ آنها، دانش را از زبان خود دانشجویان بیرون می کشند. بدین ترتیب دانشجویان تشویق می شوند دانسته های خود را در ارتباط با آنچه نمی دانند به کار بگیرند.
اصلی که خواندن جدی براساس آن نهاده شده است نیز شبیه به همین است. گاهی قبل از شروع به خواندن از دانشجویان یک سری سؤال پرسیده می شود. ممکن است در طول داستان چند بار مکث کنند تا آینده ی داستان را پیشگویی کنند، به سؤالات پاسخ دهند یا درباره ی اتفاقات داستان اظهار نظر کنند. در پایان داستان، دانشجویان آنچه را که آموخته اند دوره می کنند.
ما بزرگسالان بدون این که کسی برایمان سؤال فراهم کند به صورت فعال می خوانیم. از خودمان می پرسیم که چه چیزهایی برایمان خوشایند و چه چیزهایی ناخوشاینداند، علایقمان چیست، در دانشمان چه خلاءهایی وجود دارد و بدین ترتیب انتخاب می کنیم که چه چیزی بخوانیم. هنگامی که می خوانیم به طور پیوسته آینده را پیشگویی می کنیم و پیش خودمان درباره تعصّبات نویسنده، انگیزه ی شخصیت ها یا علاقه مان نسبت به مطلب اظهار نظر می کنیم. ما به صورت خودکار دانسته های خود را در ارتباط با متنی که می خوانیم به کار می گیریم و ضمن خواندن، عقاید خود را تغییر داده و پالایش می کنیم. فعال ترین خوانندگان بعد از خواندن به عمل واداشته می شوند: برای ویراستار نامه می نویسند، با دوستانشان درباره ی آنچه آموخته اند بحث می کنند یا به جست وجوی کتاب های دیگر از همان نویسنده می پردازند.
یاد گیری فعال یک مهارت است و بچه ها لزوماً به صورت خود به خود به آن دست نمی یابند. اگر هنگامی که با صدای بلند برای فرزندانتان کتاب می خوانید از برخی از روش های زیر استفاده کنید می توانید به آنها کمک کنید خواندن و گوش دادن فعال را بیاموزند.