فهرست کتاب


پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

کتی ای. زاهلر سارا رئیسی

32. به نوار قصه گوش کنید

یکی از آشنایان من هر روز برای رفتن به محل کار یک ساعت نیم رانندگی می کرد تا به لوس آنجلس برسد. اگر من مجبور می شدم چنین کاری کنم، حتماً دیوانه می شدم. اما او می گفت که این کار را دوست دارد و این زمان را (زمان خصوصی خود) می نامید که می توانست دور از خانواده و کار خود باشد. او این مسیر را در ماشین کوچک خود طی می کرد و هر هفته نوارهای داستان جدیدی را در ضبط صوت ماشین خود می گذاشت و این اولین باری بود که من درباره این شکل شنیداری ادبیات چیزی شنیدم. البته از آن موقع به بعد نوارهای داستان هم نزد کسانی که باید از خانه تا محل کار مسیری طولانی طی کنند و هم نزد کسانی که وقت مطالعه ندارند اما می توانند گوشی را روی گوش های خود بگذارند، بسیار محبوبیت پیدا کرده است.
نوار قصه هم برای بزرگسالان وجود دارد و هم برای بچه ها.
بعضی از نوارهای قصه های کودکان نیز در بسته هایی همراه کتاب قصه فروخته می شود تا کودک بتواند ضمن گوش کردن به قصه متن آن را نیز در کتاب دنبال کند. این روش برای تقویت مهارت هایی که به تازگی در خواندن پیدا شده، روش مؤثری است و قابل درک است که چرا والدینِ نگران نیز از آن استقبال می کنند. البته این روش هرگز نباید جای خواندنِ والدین یا خواندن برای والدین را بگیرد.
بعضی از نوجوانان، علی رغم این که در کودکی خوب می خواندند، ترجیح می دهند درِ اتاق را روی خود ببندند و گوشی واکمن را روی گوش های خود بگذارند. نوار قصه برای چنین نوجوانانی نیز می تواند مفید باشد. نوارهای قصه در بسیاری از کتابخانه ها و کتابفروشی ها یافت می شود. صورت زیر برخی از نوارهای موجود در بازار را ذکر می کند.
* حسن کچل
* ترانه های کودکان
* لچک قلی
* حسن و خانم حنا
* اتل متل توتوله
* بزبزقندی
* و ...

بخش 3 رفتار بچه ها را اصلاح کنید

33.اطمینان حاصل کنید که فرزندتان برای خواندن آمادگی دارد

جنیفر که متولد ماه آوریل است هنگام ورود به کلاس اول در ماه سپتامبر شش سال تمام داشت. نسبت به سن خود قو بلند بود، خیلی خوب صحبت می کرد، عاشق رنگ آمیزی بود و بلافاصله از نظر توانایی خواندن در بالاترین گروه کلاس خود قرار گرفت و تا پایان سال تحصیلی نیز در آن گروه درخشید. دو سال بعد که برادرش جاستین به کلاس اول رفت، او پنج سال و ده ماه سن داشت او یکی از کوچک ترین و کوتاه قدترین بچه هایی کلاس خود بود. معلم او به زودی متوجه شد که جاستین نمی تواند برای مدت زیادی روی موضع واحدی تمرکز کند، هماهنگی بین چشمان و دستان او ضعیف است و هیچ علاقه ای به خواندن از خود نشان نمی دهد. جاستین از نظر خواندن در پایین تر سطح کلاس خود قرار داده شد. در کلاس سوم جاستین به طور ناگهانی انرژی زیادی را از خود نشان داد، از دانش آموزان دیگر جلو زد و جایگاه حقیقی خود را بین بهترین های کلاس به دست آورد.
وقتی فرزندتان به کلاس اول می رود با بچه هایی همکلاس می شود که ممکن است حدود یک سال با هم اختلاف سن داشته باشند، تفاوت سنّی در این مرحله یعنی تفاوت رشد جسمی، عاطفی و ذهنی. البته سن تقویمی کودک نسبت به عواملی چون جنسیت، درک تصویری و شنیداری، سلامت جسمی، توانایی زبانی و علاقه به خواندن، در آمادگی او برای خواندن تأثیر کمتری دارد.
دخترها معمولاً زودتر از پسرها برای خواندن آمادگی پیدا می کنند. آمادگیِ بیشتر دخترها به این واقعیت ها ربط دارد که دخترها اغلب زودتر از پسرها زبان باز می کنند و هنگام ورود به دبستان از دایره ی لغات گسترده تری برخوردارند.
اطلاعات زمینه ای بچه ها، یعنی تجربیاتی که با خود به مدرسه می آورند، در آمادگی آنها برای خواندن عامل کلیدی اند. به عنوان نمونه یکی از بچه هایی که من امتحان می کردم در مرکز شهر بزرگ شده بود، امتحان، آزمایش ساده ای بود و او باید کلمات را با تصویر مربوط به خود ربط می داد. تصویر، تصویر یک حیوان شاخدار بود و کلمات: گاو، پرچم و گوزن. کودک کلمه گاو را برگزید و وقتی از او پرسیدم گفت: (خوب این گاو است.) معلوم شد که هرگز نه گوزن دیده است و نه درباره آن چیزی شنیده است. معلوم شد وقتی باید به کمک قدرت درک خود می خواند، از موقعیت خوبی برخوردار نبوده است.
درک تصویری در بچه های مختلف با سرعت متفاوتی رشد می کند. بچه های خیلی کوچک ممکن است M و A را با هم اشتباه بگیرند چون نوک هر دو رو به بالا است و وقتی کمی بزرگ تر می شوند ممکن است d و b، pیا m و w را با هم اشتباه بگیرند.
درک شنیداری در آمادگی برای خواندن، به توانایی کودک برای تشخیص تفاوت صدای حروف یا تشخیص کلمات هم صدا مربوط می شود. کودکانی که مهارت آنها برای تشخیص تفاوت صداها به قدر کافی رشد نکرده است، ممکن است نتوانند کلمات هم وزن را تشخیص بدهند یا صدای ب و پ را با هم اشتباه بگیرند.
مشکلاتی جسمی از قبیل ضعف بینایی یا شنوایی و ضعف مهارت های حرکتی می تواند بچه ها را از خواندن باز دارد. و گاهی ناتوانی در تمرکز، به مشکلات جسمی مانند کم خونی، کمبود خواب و سوء تغذیه برمی گردد و نه مشکلات عاطفی.
وقتی فرزندتان به کلاس اول وارد می شود احتمالاً معنی چند هزار لغت را می داند و البته دایره لغاتی که به زبان می آورد و می شنود بر آمادگی او برای خواندن تأثیر به سزایی دارد. عامل مؤثر دیگر درک درونی او از ساختار و دستور زبان است. اگر این درک درونی را داشته باشید مسلماً آنچه را می خوانید، بهتر می فهمید. با این درک درونی می توانید حدس بزنید که کلمه ای که بعد از اسم آمده است و نمی توانید آن را بخوانید صفت است و اسم را توصیف می کند و می توانید حدس بزنید که بعد از فاعل بالاخره فعل می آید. لازم نیست این واژگان دستوری را بلد باشید، تنها چیزی که لازم است بدانید این است که یک زبان چگونه عمل می کند.
تمایل کودک برای خواندن تابع دو چیز است: رشد عاطفی او و برخوردهایی که در خانه می بیند. اگر با صدای بلند برای کودکتان می خوانید و به او نشان داده اید که خواندن کار باارزشی است، کودکتان با علاقه برای یاد گیری به کلاس می آید.
در هر گروهی از بچه های کلاس اول، هم بچه هایی پیدا می شوند که می توانند کمی بخوانند، هم بچه هایی که با کمی تلاش برای کسب آمادگی، خواندن را می آموزند و هم بچه هایی که تا یکی دو سال بعد آمادگی واقعی را به دست نخواهند آورد. کار معلم سخت است و سخت تر از آن احساس ناکامی والدینی است که فرزندانشان در گروه سوم قرار می گیرند، ممکن است فرزندتان در سال دوم دبستان مهارت و علاقه ی لازم را به دست آورد تا به همکلاسی های خود برسد و این خود تجربه ی خوبی است. شاید از این بترسید که فرزندتان هیچ وقت به سطح همکلاسی های خود نرسد اما مهارت های او ناگهان شکوفا شود و شما را به تعجب وا دارد.
هر بچه با بچه های دیگر تفاوت دارد (مراجعه کنید به روش 49). تشخیص این تفاوت ها به شما کمک می کند با فرزندتان که با سرعت خاص خود برای خواندن آماده می شود، کنار بیایید. کارهایی هست که می توانید برای آماده کردن فرزندتان برای خواندن انجام دهید. اما به خاطر داشته باشید که به زودی نمی توان او را وادار به رشد کرد. اگر قبل از این که آمادگی پیدا کند او را به خواندن وادار کنید ممکن است توانایی خواندن داشته باشد اما از خواندن لذت نبرد.