پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

نویسنده : کتی ای. زاهلر مترجم : سارا رئیسی

چگونه صحنه ها را در خانه اجرا کنیم

1. صحنه ای ساده را که آغاز و پایانی مشخص دارد انتخاب کنید.
2. نقش هر فرد را مشخص کنید یا اجازه بدهید بچه ها نقش دلخواه خود را انتخاب کنند.
3. ابتدا صحنه ها را مغشوش و به هم ریخته یادآوری کنید و بعد آنها را به ترتیب وقوع مشخص کنید.
4. صحنه را اجرا کنید و در صورت امکان از دیالوگ و حرکت نیز استفاده کنید.
5. در آخر درباره آن بحث کنید: هر یک از شخصیّت ها چه احساسی دارد؟ علت رفتارهای آنها چه بوده؟ در آینده چه اتفاقی ممکن است رخ بدهد؟
هر چه تعداد فرزندانتان بیشتر باشد یا هر چه بچه های بیشتری را بتوانید به این کار مشغول کنید، تئاترتان پیشرفته تر می شود. در صورت تمایل می توانید همه بچه های محل را درگیر کار کنید. از آنها بخواهید متن نمایش را براساس داستان های مورد علاقه خود بنویسند، لباس بازی خود را درست کنند، نقش های خود را تمرین کنند و نمایش را برای دوستان و والدین خود اجرا کنند. بعضی از بچه هایی که به هیچ وجه علاقه ای به خواندن نشان نمی دهند، کاملا مایل هستند متن گفت وگوهای خود را حفظ کنند، آنها به خوبی از پس این کار برمی آیند و نقش خود را به صورت عالی در برابر تماشاچیان اجرا می کنند. نقش بازی کردن یکی از بهترین روش ها برای مشغول کردن بچه ها به خواندن است و به آنها انگیزه می دهد که خود نیز به تنهایی کتاب بخوانند.

10.خواندن کتاب های مورد علاقه ی خود را به فرزندانتان توصیه کنید

در انباری خانه پدر و مادرم یک جعبه پر از کتاب است که اغلب کتاب های آن را من و خواهرم خوانده ایم. امروزه بسیاری از آن کتابها به سختی پیدا می شود اما آنها همه کتاب های مورد علاقه مادرم بودند و او آنها را برای ما نگه داشته بود. با دیدن علاقه ای که مادرمان نسبت به آن کتاب ها نشان می داد، توجه ما نیز به آنها جلب شد. برای ما باز کردن کتاب های قدیمی با جلد اعلای خاک آلود و صفه آرایی و حروفچینی قدیمی شان، خیلی هیجان انگیز بود. قدیمی بودن کتاب ها باعث می شد فکر کنیم که مخصوص بزرگسالان و مهم هستند.
کتاب های مورد علاقه شما در دوران کودکی چه بود؟ آیا آنها را در اختیار فرزندتان قرار داده اید؟ اگر خواندن کتاب های مورد علاقه خود را به فرزندانتان توصیه کنید دو مطلب را به صورت ظریف و غیر مستقیم به آنها می فهمانید: اول این که خودتان به خواندن علاقه دارید و دوم این که فرزندانتان را آن قدر دوست دارید که می خواهید علاقه خود را با آنها نیز در میان بگذارید.
طبق تحقیقی که کارول چامسکی *** Carol Chomsky**در 1972 انجام داد، بین مراحل رشد زبانشناختی بچه ها و تعداد کتاب هایی که مادران آنها با خاطره خوب از دوران کودکی خود به یاد داشته و برای فرزندانشان خوانده اند، رابطه مهمی وجود دارد. وقتی مادران کتاب های گوناگون و مورد علاقه دوران کودکی خود را به یاد می آوردند، بچه ها نیز به ارزش این کار نزد مادرانشان پی می برند و نسبت به بچه های دیگر برای کتاب خواندن ارزش بیشتری قائل می شوند.
پس به گذشته خود بیاندیشید، در صورت لزوم به کتابخانه سری بزنید تا خطراتتان زنده شود. شاید ببینید که یکی از نویسندگان مورد علاقه دوران کودکی تان هنوز می نویسد و کتاب های جدید بسیاری وجود دارد که می توانید همراه با فرزندتان برای اولین بار بخوانید.
اگر فرزندتان مانند شما نیست و به کتاب یا نویسنده خاصّی شور و شوق نشان نمی دهد، ناامید نشوید. سلیقه های افراد با هم متفاوت است و برای این که کسی به کتاب های چارلز دیکنز یا سی.اس.لوئیس علاقه مند شود، شاید لازم باشد که سلیقه اش پرورش یابد. مهم تلاش است. همین که به طور غیرمستقیم به فرزندتان بفهمانید که شما نیز زمانی کودک بودید و توانایی ها و علائق تان نیز در حد یک کودک بود، باب های ارتباط و گفت وگو بین شما گشوده می شود.

11.برای خواندن دلیل های عملی بیاورید: خرید

ایوا که دختری 13 ساله است، از دسته مجله هایی که خاله اش به او داده بود رو برگرداند و غرغر کنان گفت: (حوصله ام سر رفته!) خاله اش که کلافه شده بود پرسید، (خوب می خواهی چه کار کنی؟ باران می بارد و نمی توانیم ساحل برویم. تنها کاری که می توانیم بکنیم خواندن است!)
ایوا ناله کنان گفت: (من از خواندن متنفرم، اگر در خانه خودمان بودم به مرکز خرید می رفتم.)
- (مرکز خرید؟ باشد، نزدیک ترین مرکز خرید 20 کیلومتر از اینجا فاصله دارد. به آنجا می رویم ولی باید برای خرید تابع قواعدی باشی که من تعین می کنم.)
ایوا گفت: (قبول است!)
وقتی حب مرکز خرید رسیدند، خاله ایوا از او خواست جای پارک را پیدا کند و موقعیت آن را به خاطر بسپارد و سپس راهنمای مرکز خرید را به ایوا نشان داد و گفت:
(سه تا از فروشگاه ها را انتخاب کن و راه رسیدن به هر کدام را نیز پیدا کن.)
ایوا دو تا از فروشگاه های زنجیره ای مورد علاقه خود و یک فروشگاه که نام جالبی داشت انتخاب کرد. دست خاله اش را گرفت و او را کشان کشان در راهروهای مرکز خرید برد تا تابلوی اولین فروشگاه را دید.
خاله اش گفت: (خیلی خب، حالا قسمتی را پیدا کن که لباسهای اندازه تو را به نمایش گذاشته اند، می توانی سه تا از لباس ها را پرو کنی.)
ایوا به سرعت دستورهای خاله اش را اجرا کرد. یکی از لباس ها واقعاً افسانه ای بود اما خاله اش باز هم قواعدی داشت: (به مارک لباس دقت کن. آیا قابل شست و شو ( در ماشین لباس شویی) است؟)
متأسفانه این طوری نبود و ایوا آن را سر جایش گذاشت و همراه خاله اش به فروشگاه دوم رفت و قبل از این که به فروشگاه سوم بروند ایوا لباس های زیادی را پرو کرده بود اما آنها را به علت قیمت، عدم شست و شو یا جنس، کنار گذاشته بود. در آخرین همان چیزی را پیدا کرد که می خواست. به سمت ماشین حرکت کردند و ایوا از خاله خود تشکر کرد و گفت: (ببخشید اما من واقعاً نمی توانم وقت خود را با خواندن بگذرانم.)
خاله اش گفت: (منظورت چیست؟ از وقتی که برای خرید آمدیم تو قدم به قدم مشغول خواندن بوده ای!)
بچه ها به سختی می توانند بین خواندن و فعالیت های روزمره خود ارتباط برقرار کنند، به خصوص اگر خواندن را صرفاً فعالیتی درسی بدانند. حتی یک خرید ساده نیز به خواندن نیاز دارد و اگر دستورالعمل ساده زیر را به کار گیرید، فرزندتان متوجه آن خواهد شد.