پنجاه روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه

نویسنده : کتی ای. زاهلر مترجم : سارا رئیسی

چگونه با صدای بلند بخوانید

* با حالت و لحن مناسب بخوانید.
برای هر یک از شخصیّت ها از یک صدای خاص استفاده کنید. از علائم نقطه گذاری کمک بگیرید تا لحن خواندنتان را عوض کنید یا برای افزایش تأثیر خواندنتان مکث کنید.
* با علاقه بخوانید و با متن درگیر شوید.
اگر به طرح داستان یا مشکلات شخصیت های آن علاقه مند شده اید به زبان بیاورید تا فرزندانتان بدانند. اگر اتفاقات هیجان انگیز است با لحنی هیجان زده بخوانید، اگر ترسناک است با لحنی بخوانید که نشان ترس است.
* از سؤال های جدید و هوشمندانه استفاده کنید.
قبل از این که ورق بزنید، از بچه ها بپرسید که به نظرشان چه اتفاقی خواهد افتاد. از آنها بخواهید نام شخصیت هایی را که در تصاویر دیده می شوند، بگویند. (برای مطالب بیشتر درباره خواندن جدی و هوشمندانه مراجعه کنید به روش 34.)
* تماس چشمی برقرار کنید.
شما بازیگر هستید و فرزندتان تماشاچی. سرتان را بالا بیاورید و به حالت چهره فرزندتان توجه کنید. همراه او بخندید و برای اظهار نظر درباره روند داستان مکث کنید.
اگر درباره مهارت یا صدایتان هنگام خواندن، درباره توانایی تان برای انتخابِ کتاب یا میزان وقتی که می توانید برای این کار بگذارید نگرانی دارد، آن را برطرف کنید. خواندن با صدای بلند مهم تر از این است که بتوانید از آن چشم پوشی کنید و هیچ وقت برای شروع این کار دیر نیست.

4.روزنامه را خانوادگی بخوانید

پدرم همیشه اصرار دارد که قسمت طنزهای کاریکاتوری روزنامه باعث شد تا ما خواندن یاد بگیریم. وقتی ما سه خواهر و برادر خیلی کوچک بودیم، او این قسمت ها را برایمان می خواند و وقتی من به کلاس اول رسیدم، پدرم بهانه می آورد که وقت ندارد و پیشنهاد می کرد خودمان بخوانیم. انگیزه ی خواندن در درون ما تقویت شد: ما واقعاً دلمان می خواست بدانیم که در این تصاویر خوش آب رنگ چه می گذرد. پس از مدتی من می توانستم برای خواهر و برادر کوچک ترم بخوانم و بالاخره نیز هر سه می توانستیم بر سر این صفحات با هم بجنگیم و آنها را جدا از هم بخوانیم.
اگر فرصت کمی دارید که با فرزندانتان و برای آنها بخوانید، روزنامه می تواند منجی شما باشد. سطح بیشتر روزنامه ها طوری است که بچه های بین کلاس سوم دبستان و اول راهنمایی می توانند آنها را بفهمند، و بیشتر روزنامه ها شامل سبک ها و انواع ادبی گوناگونی است. پس هر یک از اعضای خانواده می تواند مطلبی را که باب طبع خود باشد در آنها پیدا کنند.
روزنامه هایی که صفحات ویژه ی کودکان و نوجوانان یا ویژه نامه کودکان و نوجوانان چاپ می کنند از همه بهتر است چون مطالب آن هم مناسب فرزندان دبستانی شماست و هم مناسب فرزند نوجوانتان. پس وقتی از راه می رسید همین طور روزنامه را نیندازید و بروید. هدف شما مشارکت خانوادگی است پس بگذارید فرزندانتان شما را در حال روزنامه خواندن ببینند.
اگر می توانید یک قدم جلوتر نیز بروید و برخی از مطالبی را که خواندید با آنها در میان بگذارید. از فرزند ده - دوازده ساله تان بپرسید درباره ی فیلم های جدید چه چیزی خوانده است و از فرزند نوجوانتان بخواهید مهم ترین اخبار ورزشی را برایتان بازگو کند. از فرزند دبستانی خود بپرسید کدام یک از مطالب طنز روزنامه از همه خنده دارتر بود. خودتان نیز می توانید به نامه های جالبی که خوانندگان نوشته اند، یا به هر مطلب جالب دیگری اشاره کنید. ضرورتی ندارد که هنگام مطالعه سکوت را رعایت کنید و خواندن روزنامه می تواند فعالیت پر سر و صدایی باشد. هنگامی که به صورت فردی می خوانید، با صدای بلند نیز اظهار نظر کنید و بدین ترتیب فرزندان خود را تشویق کنید که به صورت جدی بخوانند (مراجعه کنید به روش 34)، این مهارت به آنها کمک می کند که آنچه را می خوانند به خاطر بسپارند و آن را خوب درک کنند.

5.تشویق کنید که نسل های مختلف باهم بخوانند

(خواندن بین نسلی)
استفان در یک خانواده ای گسترده در بروکلین بزرگ شد. پدربزرگ هایش چند ایستگاه دورتر و خاله ها، عمه ها، دایی ها و عموهایش همه در فاصله چند کوچه از آنها زندگی می کردند. خانه آنها پر سر و صدا و پر رفت و آمد بود و همیشه پر بود از بچه ها، بزرگ ترها و از بوی غذای ایتالیایی که روی اچاق می پخت. استفان و خاله زاده ها و دایی زاده ها و عموزاده هایش همه خاطره شرین مهمانی های دوره ای بزرگ را که به صورت منظم در خانه اعضای فامیل برگزار می شد، به یاد می آوردند.
همیشه بعد زا شام بچه ها را که خسته بودند و از نا رفته بودند به یکی از اتاق ها می فرستادند و آنها را به صورت ردیفی روی یک تخت بزرگ یا روی تشک هایی روی زین می خواباندند. وقتی همه بچه دراز می کشیدند، فرد مورد علاقه شان می آمد و قصه قبل از خواب را برایشان می خواند. بیشتر اوقات خاله کارولین می آمد و با لباس های مد روز و عطر لطیفش کنار تخت می نشست و با لحن پر هیجان خود برای هر یک از شخصیت های داستان یک جور حرف می زد و بچه ها با اظهار نظرهای خود درباره طرح داستان می خنداند. البته محبوب ترین قصه گو پدر بزرگ بود که بعد از 40 سال زندگی در بروکلین هنوز لهجه غلیظ ایتالیایی خود را حفظ کرده بود. آشناترین قصه، با لهجه پدربزرگ بیگانه و جدید به نظر می رسید. پدر بزرگ کتاب را از صفحه اول می گشود و صفحه عنوان را با همان علاقه و حیرتمی خواند که خود قصه را.
بین ساختار خانوادگی و موفقیّت کودک در خواندن و زبان، روابط دوجانبه ای وجود دارد که یکی از مهم ترین آنها در حیطه ی تعامل با بزرگسالان است. بچه هایی که به خانواده های گسترده تعلق دارند و به طور مرتب به دیدن اعضای بزرگ تر فامیل می روند و با بزرگسالان به گردش و مسافرت می روند و به انجام فعالیت های مختلف می پردازند، نسبت به بچه هایی که دست رسی کمتری به افراد بزرگسال دارند، در خواندن پیشرفته ترند.
این خبر برای والدین ناامید و خسته خبر خوبی است : توانایی های زبانی فرزندانتان و توانایی آنها در خواندن تنها به شما بستگی ندارد. اگر می خواهید بچه هایی بار بیاورید که هم عاشق خواندن و هم خواننده های موفقی باشند، ایجاد ارتباط بین آنها و بزرگسالان دیگر می تواند کمی از بار را از دوش شما بردارد.
اگر والدینتان مهمان شما هستند، از آنها بخواهید در آیین قصه خوانی شبانه شرکت کنند. اغلب پدربزرگ ها و مادربزرگ ها دوست دارند که بدین ترتیب مرکز توجه قرار بگیرند. گهگاهی از والدین یا از همسایه های مسن ترتان بخواهید هنگامی که از خانه بیرون می روید از فرزندانتان مراقبت کنند، مطالب خواندنی نیز در اختیارشان قرار دهید تا با بچه ها بخوانند.
اگر بچه ها عادت کرده باشند که فقط والدین خودشان برایشان کتاب بخوانند، ابتدا باید آنها را آماده کرد تا بتوانند از سبک کتاب خوانی بزرگسالان دیگر لذت ببرند. به بچه ها بگویید که خوانندگان مختلف یک ترانه ی واحد را به صورت های متفاوت می خوانند و هنرپیشه های مختلف یک نقش واحد را به صورت های متفاوت اجرا می کنند. اگر کسی می خواهد برای اولین بار برای فرزندانتان قصه بخواند، بهتر است کتاب جدیدی را در اختیار او قرار دهید، تا این که کتابی را بخواند که مورد علاقه بچه هاست و داستان آن را از بر می دانند.
استفان اکنون پدر دو نفر است و فامیل هایش در سراسر کشور پخش شده اند اما چون از قصه خوانی بین نسلی خاطره خوبی دارد سعی کرده است تجربه ی دوران کودکی خود را برای فرزندانش بازسازی کند. آنها خانه مسنی را که در همسایگی شان زندگی می کند، به صورت منظم دعوت می کنند تا صبحانه را با آنها صرف کند و مجله های بچه ها را با آنها بخواند. همسر استفان، مارسیا، برای مراقبت از بچه ها از افرادی از هر سن و سال کمک می گیرد. استفان و مارسیا از این که بچه هایشان شب را در منزل دوستانشان بگذرانند یا دوستانشان شب را در منزل آنها بگذرانند استقبال می کنند و قصه خوانی را در برنامه چنین شب هایی می گنجانند.
وقتی پدر مارسیا به خانه آنها می آید، با بچه ها در طبیعت قدم می زند یا آنها را به باغ وحش می برد و وقتی بچه ها به خانه او می روند، او آنها را به دفتر کار خود می برد تا روز خود را به تعامل با بزرگسالان مشغول کار بگذرانند. گرچه بچه ها فقط 5 و 8 سال سن دارند، دایره ی لغات آنها و توانایی شان برای گفت و گو و تعامل با بزرگسالان به صورت واضحی پیش رفته است.