رهبری بر فراز قرون ( گفتگو درباره امام مهدی (ع) )

نویسنده : آیه الله شهید سید محمد باقر صدر

سخن ناشر

متن حاضر ترجمه کتاب بحث حول المهدی آیت الله شهید سید محمدباقر صدر است که چندی پیش با مقدمه و تحقیق آقای دکتر عبدالجبار شراره منتشر شده است.
شهید صدر در کتاب مزبور به روش عقلی به شبهات و پرسشهایی که درباره شخصیت مهدی موعود، علیه السلام، و قیام جهانی آن حضرت مطرح می شود، پاسخ داده اند. و شاید بتوان گفت که از این نظر کتاب یادشده حائز اهمیت بسیار بوده و بنیانگذار شیوه ای نو در موضوع مهدویت و منجی گرایی است.
اگرچه این کتاب پیش از این نیز ترجمه و منتشر شده است، اما به دلیل اینکه چاپ جدید این کتاب با مقدمه و تحقیقی در خور و شایسته همراه است، بر آن شدیم که برای استفاده همه دوستداران موعود بار دیگر به ترجمه و عرضه این کتاب بپردازیم.
در اینجا لازم می دانیم که از آقای دکتر عبدالجبار شراره که به ما اجازه ترجمه و انتشار این کتاب را دادند و همچنین برادر عزیز حجةالاسلام مصطفی شفیعی که زحمت ترجمه آن را بر عهده گرفتند، تشکر کنیم.

مقدمه محقق

اعتقاد به امام منتظر: حضرت مهدی موعود، علیه السلام، مسأله ای بنیادین در باور مسلمانان است و این موضوع از زمانی که پیامبر اکرم، صلی الله علیه و آله، مژده وجود ایشان را داد، ذهن آنان را به خود مشغول داشته است. آن حضرت در مناسبتهای مختلف و در روایات فراوان که به مرز تواتر می رسد، تاکید به ظهور مهدی، علیه السلام، در آخرالزمان کرده اند؛ به گونه ای که عقیده به وی از ضروریات دین اسلام گشته است.
در عین حال در گذشته و حال کسانی این مسأله را در مورد انکار و تردید قرار داده اند. کسانی که یا تحت تأثیر تفکر مادیگری و یا دچار تعصب فرقه ای بوده اند و یا از صدها روایت**ر.ک: العسکری، نجم الدین، المهدی الموعود المنتظر عند علماء اهل السنة و الامامیة، در این کتاب بیشتر از چهارصد حدیث از کتابهای اهل سنت نقل شده است؛ الصافی الگلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، علیه السلام در این کتاب بالغ بر شش هزار حدیث از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده است.
*** که در کتابهای حدیث (صحاح، مسانید و سنن) از طریق شیعه و سنی رسیده، بی خبرند.
علما و دانشمندان گذشته و معاصر دهها کتاب در اثبات این مسأله گردآورده اند و مقالات تحقیقی بسیاری در این زمینه نگاشته اند که همگی در بر دارنده دلایل معتبر و استدلالهای متقن بر وجود مهدی، علیه السلام، و درستی این قضیه اند، به طوری که سزاوار نیست یک مسلمان معتقد که گفته پیامبر را قبول دارد، در آن تردید کند.
این عقیده در میان امت اسلام چنان رسوخ یافت که برخی از سودجویان و فرصت طلبان آن را مغتنم شمرده و ادعای مهدویت کردند ولی بزودی رسوا و مفتضح شدند، همانگونه که مدعیان رسالت و پیامبری همگی رسوا شدند.
دکتر احمد امین در کتاب المهدویة فی الاسلام، ادعای مهدویت از جانب فرصت طلبان را دلیلی بر مخدوش بودن اعتقاد به مهدی، علیه السلام، و تردید در اصالت آن قلمداد کرده است در حالی که قضیه کاملا برعکس است و این ادعاها دلالت می کند که مدعیان، از یک حقیقت موجود در باور مردم، بهره برداری می کنند. از سوی دیگر اگر ادعا اصل قضیه را باطل کند، لازمه اش این است که پیامبری هم باطل باشد، چون مدعیان پیامبری هم زیاد بوده اند.
شگفت انگیزتر اینکه برخی از مدعیان دانش و معرفت در گذشته و حال به مشوش ساختن اذهان امت اسلامی و ایجاد شک و تردید پرداخته اند و البته علت آن ناتوانی فکری نسبت به درک اسرار و اهداف عالی این عقیده و یا دیگر جهات بوده است از آن جمله در عصر حاضر می توان از خاورشناسان و همفکرانشان نام برد. کسانی چون: گولدزیهر، فلهاوزن، فان فلوتن، مک دونالد، برناردلویس، مونتگمری وات، ماسینیون و برخی از مسلمانانی که (به تبع گرایشهای روشنفکرانه) دنباله رو فکری ایشان اند و راه آنان را در ایجاد شبهه و شک و تردید نسبت به معتقدات اسلامی و آنچه در قرآن و سنت آمده است می پیمایند.
وهابیان و همفکرانشان نیز در میان شیعه و سنی از آنان تبعیت کرده و به ایجاد شبهه در وجود حضرت مهدی، علیه السلام، پرداخته اند، اما هیچ یک دلیل معتبری برای علت انکار خویش ندارند بلکه در مقابل دلایل زیادی وجود دارد که ثابت می کند عقیده به مهدی، علیه السلام، درست است. زیرا همان طور که گذشت در این زمینه تواتر وجود دارد و این تواتر را بسیاری نقل کرده اند، از جمله برزنجی در کتاب الاشاعةلأشراطالساعة و شوکانی در کتاب التوضیح که بعدا خواهد آمد.
شگفت اینکه منکران این عقیده در انکار خود به همان دلایلی تمسک جسته اند که منکران اخبار غیبی به آن متوسل می شوند، اخباری که در قرآن آمده و یا پیامبر اسلام به آن اشاره کرده است؛ مانند انکار قضیه اسراء و معراج. **ر.ک: ابن کثیر الدمشقی، تفسیرالقرآن العظیم، ج 3، ص 9 به بعد. ***
اندکی تأمل در اشکالاتی که منکران گرفته اند و مسائل پراکنده ای که پراکنده گویانی نظیر سائح و قصیمی و دیگرانی از این قبیل مطرح می کنند نشان می دهد که آنان در برخورد با این مسأله مهم ساده اندیشی کرده و با تکرار آنچه که دیگران قبلا گفته بودند، روشی نادرست در پیش گرفته اند.
این افراد از علم دوراند و آشنایی با علم حدیث از نظر روایت (چه کسی گفته؟) و درایت (چه می گوید؟) ندارند. اینان از واقعیات تاریخی بی اطلاع اند و با حقایق سر دشمنی دارند. با خواندن مطالب آنها می توان به سطحی نگری و روش نادرستشان در برخورد با این مسأله مهم پی برد**برای نقد اندیشه سائح و همفکرانش ر.ک: الجلالی، السید محمدرضا، نقدالحدیث بین الاجتهاد و التقلید مجله تراثنا، سال دوم،ش 33-32، 1413 ق. ***.
از این رو، شهید صدر با روش جدید علمی به بحث و گفتگو درباره این مسأله می پردازد، به اخبار صحیح و دلایل عقلی استدلال می جوید و با دقت کامل مسائل را حلاجی می کند. تا آنجا که ما اطلاع داریم، در این زمینه هیچ کس جز ایشان با این روش و اسلوب مسأله را در مورد پژوهش و بررسی قرار نداده است. این دقت نظر در ادامه مباحث برای خوانندگان عزیز روشن خواهد شد.
بجاست که در این مقدمه برخی از حقایق و ملاحظات را که در راستای پژوهش شهید صدر، رحمة الله علیه، موفق به بررسی جدید علمی آن شده ایم تذکر دهیم.

مقدمه شامل دو بحث است: