داستانهایی از زمین کربلا

نویسنده : ر - یوسفی

پیشگفتار

اهداء به پیشگاه سرور و سالار شهیدان حضرت ابی عبدّاللّه الحسین (ع) مظلوم کربلا...
و تقدیم به روح پر فتوح مرحوم حضرت حجّة الاسلام و المسلمین حاج سیّد محمود موسوی هشترودی(ره) والد محترم حضرت حجّة الاسلام و المسلمین حاج سیّد طه موسوی هشترودی (حفظه اللّه) که حقّاً در تدوین و چاپ این کتاب و آثار دیگر اینجانب زحمات وافری را متحمل گردیده اند، و با قلم مؤثّر و شیوای خویش کتابهای اینجانب را به مقدّمه ای زیبا مزیّن فرموده اند، امید است ثواب این کتاب و دعای خوانندگان محترم به روح بلند و ملکوتی والد محترم ایشان که حقیقتاً عاشق ابی عبداللّه (ع) بوده است، برسد.
همچنین بدینوسیله از جناب مستطاب حضرت حجّة الاسلام و المسلمین سیّد عبداللّه حسینی (حفظه اللّه) مدیریّت محترم انتشارات مهدی یار که در چاپ و نشر کتب اینجانب زحمات شایانی کشیده اند، تشکّر و قدر دانی می گردد، و از خداوند منّان مسئلت دارم به ایشان توفیق روزافزون عنایت فرماید، که حقّاً در نشر فرهنگ غنی اهل بیت (ع) تلاش مجدّانه ای را به انجام رسانیده اند. سعیکم مشکوراً
ر - یوسفی
قم - صفر المظفر 1422

مقدمه

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلوة و السّلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین و آله الطیبین الطاهرین و لعنة اللّه علی اعدائهم اجمعین آمین یا ربّ العالمین.
السّلام علیک یا اباعبداللّه(ع) - السّلام علیک یاابن رسول اللّه(ص) - السّلام علیک یا یاابن امیر المؤمنین(ع) - السّلام علیک یاابن فاطمة الزّهرا(س).
سلام بر تو ای شهید، سلام بر تو ای مظلوم، سلام بر تو ای عطشان، سلام بر تو که پدر شهید، برادر شهید، عموی شهید، فرزند شهید و سیّد و سرور شهیدان مظلوم هستی.
ای حسین جان وجود تو سرمایه اسلام و شهادت تو احیاگر اسلام عزیز است، حسین جان خاک تو توتیای چشم اؤلیاء است، و شفا بخش دردها و آلام دنیوی و اُخروی بشر است. چه می توان از تو گفت حال آنکه تو خود همه چیز هستی؟! و از ازل تا ابد باقی می مانی، و از آدم ابوالبشر (ع) تا خاتم الانبیاء(ص) تو را زیارت کرده اند و بر مصائب تو گریستند.
حسین جان، وجود ذیجود تو نجاتگر فرشتگان و آدمیان است، و هر که از درگاه خداوند رانده شد، به درگاه باعظمت تو پناهنده شد آزاد گردید، که تو آزادگر آنان و پناه بی پناهان می باشی. و رحمت و رأفت تو حتّی بر قاتلینت شامل می شود.
امّا کربلا - کربلا چیست؟ کربلا هم کرب است هم بلا، هم رافع کرب است هم دافع بلا، کربلا همان بهشت است، کربلا همان قیامت است، کربلا همان حساب و میزان است، کربلا کربلاست
کرب یعنی گرفتاری، و مشقّت و بلا یعنی عذاب و عقاب.
کربِ کربلا برای دشمنان اسلام و امامت و و لایت می باشد، چرا که آنان با بی اعتنائی (به زمین بهشت در روی زمین) کرب و گرفتاری برای خود آفریدند که بلای آخرت را به دنبال دارد. آنان فروختند آخرت و دنیای خویش را در کربلا، برای وعده و خیالهای باطل و فاسد خود.
چه کردند در کربلا؟!
دیوان و ددان بخیال آنکه خدا و قرآن را از سر راه برمی دارند و آینه تمام نمای حق را می شکنند برای خود کرب و بلا ساختند، نمی دانستند که کرّوبیان در کربلا حاضرند و آنچه که به دشمنی با آن آمده اند دست خدا و صدای حق است. می خواستند حق را بکشند و کربلا درست کردند
آری آنان برای خود کرب و بلا ساختند حال آنکه کربلا، کرب و بلائی برای حسین (ع) نداشت! بلکه رافع و دافع کرب و بلای حسین (ع) وشیعیان او می شد.
با نام آن زمین، با خاک آن زمین، با حرمت آن زمین اسلام و امّت مسلمان نجات می یافت!
درمجرّبترین اذکار و ادعیّه ای که از معصوم (ع) وارد شده است، می فرماید: که هرکس این ذکر را هفتاد مرتبه با اعتقاد و معرفت بخواند هر کرب و بلایی داشته باشد برطرف می شود:
یا کاشِفَ الکَربِ عَن وَجهِ الحُسَین، اِکشِف کَربی بِحَقِ اَخیکَ الحُسَین(ع).
یعنی ای برطرف کننده کروب و مشکلات از روی حسین(ع) برطرف کن کرب و مشکل مرا به حقّ برادرت حسین(ع).
آری حسین(ع) خود مشکل گشاست، و برای کربلای خود کاشف کربی آورده است، پس کربلا - کربی بر حسین (ع) و حسینیان ندارد. چون عبّاس علمدار قهرمان دارد، عبّاس(ع) کرب از وجود حسین (ع) بر می دارد، کرب از وجود اولاد حسین(ع) برمی دارد، کرب از شیعیان حسین(ع) بر می دارد. عبّاس(ع) قمر بنی هاشم باب الحوائج می شود، چون کرب کرّوبیان را می گشاید، نه تنها در کربلا، بلکه دستان مقطوع عبّاس (ع) در قیامت شفیع امّت حسین (ع) است که در دستان امّ الائمّه فاطمه زهرا(س) خواهد بود. پس کربلا کربی بر حسین(ع) ندارد.
امام حسین(ع) بسوی کربلا می آید به مانند ماهی که سالها از دریا به دور افتاده باشد، حسین(ع) را در کربلا نکشتند! حسین(ع) را در (شام) کشته بودند! آنجائی که ولایت و امامت را غصب کردند، حسین (ع) در کربلا زنده شد و از زندگی خویش اسلام را زنده کرد. آن هنگام که وارد خاک کربلا شد و دید که دیگر مرکب حرکت نمی کند، مرکب را عوض کردند، و باز حرکت ننمود، تا سه مرتبه مرکب را عوض کردند، مرکب حرکت ننمود. و آنگاه فرمودند:
فرود آیید که این جا مقتل من و مدفن من و مردان من است و اینجا خیمه های ما را غارت می کنند و خون ما را می ریزند، که این خبر را از جدّم رسول خدا(ص) شنیده ام!
ای زمین کربلا من ارمغان آورده ام -دُرّ کوچک اصغر شیرین زبان آورده ام
کربلا از روز اوّل کربلا بود، و خداوند سبحان زمین کربلا را حتّی بر زمین کعبه فضیلت داد، و قبل از حضرت سیّد الشّهداء(ع) انبیاء بسیاری به زیارت آن زمین مقدّس آمده بودند، و در روایات می باشد که قبل از حسین فاطمه (س) صدها پیغمبر و صدها فرزند پیغمبر در آنجابه شهادت رسیده و مدفون گردیده اند.
کربلا، کربلاست! چون حسین (ع) دارد، حسین(ع) کیست؟ حسین (ع) کسی است که در راه خدا کاری کرد که هیچ کس نکرده و نمی تواند بکند، مگر حسین در کربلا چه کرد؟ او در کربلا همه چیز را در عمل معنا کرد، ایمان را به تصویر کشید، یعنی کسی که بتواند در آن موقعیت قرار بگیرد. و تصمیم خود را عوض نکند، و مرحله به مرحله به علاقه او نسبت به خدا و کاری که انجام می دهد بیشتر شود، در ابتدا آن همه توهین و تحقیر، بعد ظلم و جسارت، و سخت تر از همه کشته شدن بهترین بنده گان خدا به دست شقی ترین مردم، داغ کشته شدن برادر و برادرزاده، فرزند رشید و فرزند شیرخوار، و همه خوبان که به یاری اسلام آمده اند، و دشوارتر از همه مصائبی که بر اهل بیت روا می شد، و حسین(ع) همه را می دانست! آیا کسی می تواند حسین باشد و با آن همه کرب و بلا باز هم بگوید، رِضاً بِرِضائِک و تَسلیمَاً لِاَمرِک لا الهَ غَیرک و لا مَعبُودَ سِواک!
پس کربلا همان بهشت است که هر کس بدان دست یافت رستگار و سعادت مند می شود.
بامطالعه و مرور در روایات مربوط به کربلا می توان به ارزش این زمین قدسی پی برد و برای آخرت ذخیره ای اندوخت. خدایا زیارت حسین (ع) و اولاد(ع) را در دنیا نصیب ما بگردان، و از شفاعت آن مقرّبین درگاهت ما و والدین ما و اولاد ما را بی نصیب مفرما، آمین یا ربّ العالمین.
حوزه علمیّه - قم المقدّسه.
صفر المظفّر 1422
سیّد طه موسوی هشترودی

وجه تسمیه کربلا

بعضی گفته اند: کربلا مشتق از کَربَله، بفتح کاف و باء موحده بر وزن عنفله ،بمعنی رخوت و نرمی است، یقال به کربله (ای رخوة فی قدمیه) بخاطر آنکه خاک کربلا نرم بود0 و یا از کربلا است بمعنی «الخالص الزّکی یقال کَربَل الحِنطَة اِذا انفّ اها فسمیت بذلک لان ارضها خالصة طیَّبة» و یا از کربل بر وزن جعفر است. و کربل نام علفی است که بسیار سرخ و برّاق می باشد زیرا که از آن علف در آن سرزمین بسیار بود.
البته کربلا مرکب است از دو کلمه کرب و بلا و بخاطر کثرت استعمال کربلا شده است. زیرا که روایت می باشد که بهترین اولاد پیغمبران در آنجا به شهادت میرسند و سر انور اکثر ایشان را در آن زمین با لب تشنه بریدند و ملائکه ها هزار سال قبل از شهادت سیّدالشهداء - علیه آلاف التحیّة و الثناء - آن مکان شریف را زیارت میکردند.
و قد قتل فیها قبل الحسین علیه السلام مأئة نبیّ و مأئة سبط و انّها تزفّ الی الجنة بطینها و شجرها و جمیع ما فیها کما تزفّ العروس الی ازواجها
ترجمه: و قبل از امام حسین علیه السلام صد پیغمبر و صد نفر فرزند پیغمبر کشته شدند، در آنجا و آنها میروند بسوی بهشت و آنچه در بهشت است مانند آنکه عروس بسوی زوجش میرود و جمعی از پیامبران به آنمکان عبور نمودند و متذکّر مصیبت فرزند پیامبر آخرالزمان شده و بر هر یکی از آنها در قسمتی کرب وبلا وارد شده است 0**بحرالمصائب ص 351.***