رمز ظهور نور

محمد حسین رحیمیان‏

دعا بهترین وسیله ارتباط

انسان از زمانی که قدرت درک او رشد می یابد و با عالم هستی آشنا شده شده و ارتباط برقرار می کند، در ضمیر ناخود آگاه خویش در پی خالق و آفریدگارش می باشد، او خود را در دنیایی می بیند که توان ارتباط با آن را بدون یاری یک قدرت بی نهایت ندارد.
و از این جاست که بارقه امید در دلش جرقه می زند و اولین آثار این ارتباط نورانی با آفریدگارش به وجود می آید و از صمیم دل برای حرکت در این عالم هستی زبان به دعا می گشاید و از خالق جهانیان استمداد می طلبد.
وقتی دلش به ارتباط با آفریدگار منور می شود، دومین بارقه امید که همانا شناخت صاحب زمان و عالم هستی است در دلش می درخشد، او را برای شناخت بیشتر حجت خدا و واسطه فیض باری تعالی به تکاپو و تلاش وامی دارد؛
چرا که تنها راه رسیدن به کمال انسانی که خدای مهربان در وجود انسان به ودیعت گذاشته همانا شناخت امام هر زمان و ارتباط با آن وجود نازنین است و همه کلیدیهای بسته جهان هستی به دست توانای حجت خدا و امام زمان (علیه السلام) باز می گردد.
آنگاه که امام زمانش را شناخت در واقع آخرین قله کمال و سعادت را فتح کرده و با پیروی و اطاعت از آن وجود نازنین به سعادت و آخرت، رضوان الهی و کمال انسانی موفق خواهد شد**برای آشنایی بیشتر با امام زمان (علیه السلام) به کتاب جلوه های نور از غدیر تا ظهور که تحقیقی کوتاه و فشرده پیرامون آخرین نور الهی حضرت مهدی (علیه السلام) است، مراجعه شود.***.

انسان در آخرالزمان

آری، شناخت امام زمان یعنی رسیدن به سرچشمه همه خوبیها، زیبائیها، کمالها و جمالهای جهان هستی و پی بردن به همه علوم و دانشها و به همه خوبی ها هستی و در یک عبارت: رسیدن به بندگی و واقعی الهی.
اما متاسفانه انسانهایی که در دوران تاریک و ظلمانی آخر الزمان قرار گرفته اند، به این آسانی ها نمی توانند به این ودیعه الهی نزدیک شده و از او شناخت داشته باشند، و علی رغم شناخت هم، رسیدن به او و در خدمت و ارتباط با او، با موانع گوناگونی روبرو است.
اما چه باید کرد؟
از چه کسی باید پرسید؟
چگونه این انسانی که در غفلت از امام زمان خود بسر می برد، بتواند با او آشنا شده و ارتباط برقرار نماید؟
آری! خدای مهربان، از رحمت و رأفتش دست چنین انسانی را هم می گیرد و به سوی حجت محبوب خودش رهنمون می کند، چرا که مهربانترین مهربان است، و از رحمت و لطفش انسانها را آفریده تا مهر، لطف، عظمت و قدرت خویش را به آنها بشناساند و آنها را از همه مواهب خودش هم در جهان دنیا و هم در جهان آخرت بهره مند سازد؛
ولی انسان با جهل و نادانی، غفلت و بی خردی از فرمان آفریدگار مهربان سرپیچی نموده و خود را در منجلابهایی که خودش ساخته، غوطه رو نموده و به هلاکت انداخت.
مگر نه این است که آفریدگار مهربان می فرماید:
ادعونی استجب لکم**ای بندگان من! مرا بخوانید تا شما را اجابت نمایم.***؛
مگر نفرموده:
ولله الاسما الحسنی فادعوه بها**سوره اعراف آیه 180.***؛
برای خدا اسمهای نیک است، خدا را با آن نامها بخوانید.
مگر نفرموده:
هو الحی لا اله الا هو فادعوه مخلصین له الدین**سوره غافر آیه 65.***؛
زنده واقعی اوست، معبودی جز او نیست، پس او را بخوانید در حالی که دین خود را برای او خالص کرده اید.
آری! همه و همه برای آن است که خداوند به انسان بفهماند: ای بنده من! درهای رحمت به سوی تو باز است و این تویی که باید گام برداری و به سوی رحمت ما بیایی.
ای بنده من! خوان نعمت گسترده است اینک تویی که باید از این سفره نعمت، بهره مند شوی.
ای انسان! من تو را برای رسیدن به نهایت کمال آفریده ام و تو برای رسیدن به این موج کمال باید با من را ارتباط برقرار کنی و مرا بخوانی تا تو را رهنمون شوم.
بنابراین، رسیدن به این مرحله از کمال در این دوران تاریک آسان می شود و آن با دعا، به ویژه دعا برای شناخت امام زمان (علیه السلام) که در این دوران انسان با خود چنین زمزمه کند.
اللهم عرفنی نفسک، فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک اللهم عرفنی رسولک، فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی**کمال الدین: ج 2 ص 322.***؛
خداوند! خودت را به من بشناسان؛ زیرا اگر خودت را به من نشناسانی، پیامبرت را نخواهم شناخت.
خداوند! پیامبرت را به من بشناسان؛ زیرا اگر پیامبرت را به من معرفی ننمایی حجت تو را نخواهم شناخت.
خداوند! حجت خویش را به من بشناسان؛ زیرا اگر حجت خود را به من نشناسانی، از دینم منحرف خواهم گشت.
انسان در اثر آلودگی به گناه، شناخت کم، وجود شیاطین جنی و انسی از امام زمانش دور افتاده و خدای مهربان به عللی میان او و امام مهربانش پرده غیبت افکنده، چگونه با او مرتبط شود؟
چگونگی انسانی که در لحظه لحظه زندگی به آن حجت خدا و واسطه فیض نیازمند است و همه پرونده او از زیر دستان مبارک آن وجود نازنین می گذرد، و هستی او بسته به هستی و وجود امام زمانش می باشد، با غفلت از او بسر می برد؟

چرا غفلت؟

راستی که زندگی انسان معاصر جای شگفتی دارد؟
چرا که این انسان در واقع و با ادعای خودش ذره را شکافته و به کهکشان و کرات دیگر راه یافته، و با پیشرفت علوم و تکنولوژی به بهترین امکانات رفاهی دست یافته است.
ولی با هزار تاسف هنوز انسان در غفلت و بی خبری بسر می برد و هنوز هم نتوانسته با امام زمانش که هستی او و کمالش در گرو پیروی از اوست، آشنا شده و با او را ارتباط برقرار کند.
آیا فرشتگان از چنین انسانی در شگفت نمی شوند؟!
آیا موجودات دیگری که دارای درک و شعور می باشند از زندگی چنین انسانی تعجب نمی کنند؟!
او که در کوچکترین امور دنیوی خود ساعتهای زیادی را تلف می کند که مبادا کمترین ضرری متوجه او شود، اما حاضر نیست حتی در هفته چند ساعت را به فکر شناخت امام زمانش باشد؟!
راستی که جای شگفتی و بهت است، و آنچه گفتیم شامل اکثریت انسانهایی است که امروزه ساکنان کره خاکی را تشکیل می دهند.
اینک عنان قلم را کنترل کرده و با جان و دل رو به افرادی می نماییم که از اولین نعمت الهی برخوردارند و تا حدودی با امام زمانشان آشنا هستند که با توجه کامل بتوانند پرده های غفلت و بی خبری را هر چه کنار زده و برای رسیدن به کمال انسانی گوی سبقت را از همه انسانها بربایند، و جهان را با ظهور امام زمانشان به مدینه فاضله تبدیل نمایند.
اینان هر لحظه با دعای بیشتر از خدا بخواهند شناختشان نسبت به امام زمانشان زیادتر گردد، و آنگاه که با وجود چنین امام زمان مهربانی آشناتر شدند، برای ظهور او دعا کنند.