تکامل اجتماعی انسان

نویسنده : متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

مقدمه

کتاب حاضر مشتمل از چهار بخش است بخش اول (تکامل اجتماعی انسان) نام دارد و مجموع دو سخنرانی استاد شهید مرتضی مطهری تحت همین عنوان در دانشگاه شیراز می باشد. تاریخ دقیق این سخنرانیها مشخص نیست ولی آنچه مسلم است اینکه بعد از سال 1350 ایراد شده اند. این بخش در زمان حیات استاد بدون اجازه و نظارت ایشان با کیفت بسیار نامطلوب به چاب رسید که موجب آزردگی خاطر استاد شد و البته در همان زمان جلوگیری به عمل آمد. پس از شهادت استاد این دو سخنرانی با تنظیمی نه چندان خوب از سوی برخی واحدهای انتشاراتی منتشر شد که پس از اعلام ممنوعیت چاپ و نشر آثار آن متفکر گرانقدر بدون اجازه (شورای نظارت بر نشر آثار استاد شهید) انتشار آن متوقف گشت. به هر حال این بخش از کتاب در این چاپ با تنظیم صحیح عرضه می شود ضمن اینکه به دلیل استفاده از حواشی استاد بر آن چاپی که بدون اجازه ایشان صورت گرفته بود، کاملتر نیز شده است.
بخش دوم این کتاب (هدف زندگی) نام دارد که متشکل از پنج جلسه صحبت استاد شهید در جمع حدود ده تن از شاگردان خود در سال 1351 تحت همین عنوان می باشد در این بخش برخی از مباحث جهان بینی اسلامی نیز مورد بحث قرار گرفته به طوری که این بحثها می تواند شرح برخی از مباحث مجموعه (مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی) واقع شود. این بخش نیز مانند بخش اول با تنظیمی نه چندان خوب قبلاً از سوی برخی واحدهای انتشاراتی به چاپ رسیده است، ضمناً نوارهای این بخش در دست نیست و تنظیم آن از روی متنی که در همان زمان از نوار استخراج شده صورت گرفته است.
بخش سوم این کتاب (الهامی از شیخ الطائفه) نام دارد. این بخش تدوین و تفصیل یافته سخنرانی استاد شهید تحت همین عنوان در کنگره هزاره شیخ طوسی است که از تاریخ 28 اسفند 1348 تا 3 فروردین 1349 در دانشگاه مشهد برگزار شد. این بخش در زمان حیات استاد در کتاب (هزاره شیخ طوسی) که مجموع کنفرانسهای ایراد شده در آن کنگره است به چاپ رسید. از آنجا که این مقاله دور از دسترس علاقه مندان آثار استاد شهید بود و نیز به جهت تمرکز بیشتر این آثار از نظر نشر، عیناً در این کتاب آورده شد.
بخش چهارم این کتاب مقاله ای است تحت عنوان (مزایا و خدامات مرحوم آیة الله بروجردی) که در سال 1340 و پس از فوت آن مرحوم توسط استاد شهید نگارش یافته و قبلاً در کتاب (مرجعیت و روحانیت) که مجموع مقالاتی است از چند نویسنده به چاپ رسیده است. این مقاله نیز به همان دلائلی یعنی در دسترس نبودن و ایجاد تمرکز در نشر آثار استاد شهید در این کتاب آورده شد.
مقالات سوم و چهارم علاوه بر مطالبی در باب عناوین یاد شده، مطالبی نیز درباره اجتهاد و فقه اسلامی دارد که شایان توجه است.
از خداوند متعال توفیق بیشتری مسئلت داریم.

بخش اول: تکامل اجتماعی انسان

جلسه اول: مفهوم تکامل، و تکامل اجتماعی انسان در گذشته

بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع بحث مفهوم تکامل در تاریخ و به تعبیر دیگر تکامل اجتماعی و پیشرفت اجتماعی انسان است. علماء برای انسان قائل به دو تکاملند: یکی تکامل طبیعی و زیستی که در زیست شناسی خو انده و دیده اید، که انسان را کاملترین حیوان و آخرین حلقه تکامل طبیعی حیوانات دانسته اند. معنی تکامل طبیعی روشن است، یعنی تکاملی که آنرا جریان طبیعت بدون دخالت و خواست خود انسان بوجود آوردن است. از این جهت میان انسان و سایر حیوانات تفاوتی نیست یعنی یک مسیر طبیعی جبری قهری، هر حیوانی را به مرحله ای رسانده است، انسان را هم همان جریان به مرحله ای که امروز ما او را انسان می نامیم و او را نوعی خاص در مقابل سایر انواع می دانیم رسانده است. ولی تکامل تاریخی یا تکامل اجتماعی یعنی سیر جدیدی از تکامل که در این سیر جدید، طبیعت به آن شکل دخالت ندارد. این تکامل، تکامل اکتسابی**از نظر مارکسیسم، این تکامل هم به نحوی طبیعی و جبری است. ***است. یعنی تکاملی است که انسان با دست خود آنرا کسب کرده است و دوره به دوره هم آنرا از طریق تعلیم و تعلم منتقل کرده است، نه از طریق وراثت. تکامل طبیعی بدون اختیار و اکتساب انسان رخ داده است و با یک سلسله قوانین ارثی دوره به دوره طی شده است. ولی تکامل اجتماعی یا تاریخی انسان چون اکتسابی است و به دست خود انسان بوجود آمده است انتقالش از نسلی به نسلی و از دوره ای به دوره ای و احیاناً از منطقه ای، بوسیله توارث نبوده و امکان هم نداشته است بلکه بوسیله تعلیم و تعلم و یاد دادن و یاد گرفتن، و در درجه اول بوسیله فن نوشتن انجام شده است که می بینیم قرآن کریم هم به قلم و ابزارهای نوشتن قسم می خورد: (ن و القلم و مایسطرون) **سوره قلم آیه یک: (نون، قسم به خامه و آنچه می نویسند).*** و یا: (اقرا باسم ربک الذی خلق * خلق الانسان من علق * اقرا و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم)** سوره علق: بخوان به نام پروردگارت که بیافرید، انسان را از خون بسته بیافرید، بخوان و پروردگارت ارجمندتر است، همانکه به وسیله قلم بیاموخت.***.
خدای بزرگوار تو همان است که قلم بدست گرفتن را به انسان آموخت یعنی استعداد پیشرفت در تکامل تاریخی و تکامل اجتماعی به انسان داد.
در اینکه جامعه بشر از بدو پیدایش، از زمانی که شروع کرده است به ایجاد تمدن، رو به پیشرفت و رو به تکامل بوده است تقریباً جای بحث نیست. همه ما می دانیم که همانطوری که تکامل طبیعی تدریجاً رخ داده است، تکامل اجتماعی هم تدریجاً رخ داده است با یک تفاوت و آن اینکه هر چه زمان گذشته است بر سرعت این تکامل افزوده است و به اصطلاح علمی، یک حرکت مقرون به شتاب بوده است یعنی حرکت بوده و سکون نبوده است و تازه حرکت یکنواخت هم نبوده است ( حرکت یکنواخت مثل حرکت یک اتومبیل که مثلاً ساعتی 100 کیلومتر، یک ساعت، دو ساعت، ده ساعت با همین سرعت حرکت کند.) بلکه حرکت با شتاب بوده است یعی تدریجاً بر سرعتش افزوده شده است، اگر در دقیقه اول مثلاً یک کیلومتر حرکت کرده. در دقیقه دوم 2 کیلومتر، در دقیقه سوم 4 کیلومتر و بلکه بیشتر به طوری که هر چه جلو آمده است در زمانهای کمتر با سرعتی بیشتر و در بعضی از قسمتها با سرعت خارق العاده ای پیش رفته و جلو آمده است. ولی با اینکه به نظر می رسد که تکامل و پیشرفت امری بدیهی است، حتماً تعجب خواهید کرد که در میان دانشمندان افرادی بوده و هستند که در اینکه بتوان نام آنچه رخ داده است را پیشرفت و تکامل نامید، تردید کرده اند، خیلی هم در ابتدا تعجب آور است که چه جای تردید است؟! اینکه چرا تردید کرده اند بعد عرض می کنم. در اینجا همین قدر اشاره می کنم که اگر چه ما تردید آنها را صحیح نمی دانیم و ما هم معتقدیم که جامعه بشر همه جانبه رو به تکامل است و به یک مراحل نهائی نزدیک می شود، در عین حال تردیدهای آنها هم بی وجه نیست، جهتی دارد که باید روشن بشود تا ما بتوانیم مفهوم تکامل را کاملاً درک بکنیم.