داستانهائی از بازگشت ائمه علیهم السلام به این دنیا

نویسنده : سید عبدالله حسینی

پیشگفتار

«رجعت» در لغت به معنای «بازگشتن به سوی دنیا» است.**فرهنگ عمید: 1/522.***
و در اصطلاح عبارت است از :
«بازگشت بعضی از مؤمنان و بعضی از کافران به این دنیا، بعد از ظهور امام زمان علیه السلام ».**مجمع البحرین: 4/333 .***
از جمله اجماعیات و ضروریات مذهب شیعه، حقیقت رجعت است، یعنی پیش از قیامت، در زمان حضرت مهدی (عج) و بعد از آن حضرت، جمعی از مؤمنان خالص و جمعی از کافران خالص**نورالثقلین: ج 4، ص 100 .***. و به عبارت دیگر جمعی از نیکان بسیار نیک و جمعی از بدان بسیار بد، به دنیا بر می گردند.
خوبان و نیکان و مؤمنان خالص به دنیا بر می گردند برای اینکه با دیدن دولت ائمه علیهم السلام دیده هایشان روشن گردد و مقداری از جزای خوبی هایشان در دنیا به آنها برسد.
و بدان و کافران محض، به دنیا بر می گردند برای اینکه به عقوبت و عذاب دنیوی برسند. و دولتی که نمی خواستند به اهل بیت علیهم السلام برسد را مشاهده کنند، و همچنین برای اینکه شیعیان از ایشان انتقام بگیرند.
و سایر مردم در قبرها می مانند تا روز قیامت محشور شوند. چنانچه در احادیث بسیار وارد شده که رجوع نمی کند در رجعت مگر کسیکه ایمان خالص داشته و یا کافر محض باشد، امّا سایر مردم به حال خود باقی می مانند، تا روز قیامت.**بحارالانوار: ج 53، ص 39، ح 1.***

نظر علمای شیعه در اثبات رجعت

مرحوم علامه مجلسی رحمه اللَّه می فرماید:
... اکثر علمای امامیه دعوای اجماع بر حقیقت رجعت کرده اند مانند:
محمد بن بابویه در رساله اعتقادات - شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طبرسی و سید بن طاووس و غیر ایشان از اکابر علمای امامیه ... .
و نیز می فرماید:
و همچنین می فرماید:
چگونه ممکن است شخص با ایمانی که حقّانیت اهلبیت علیهم السلام را باور کرده در مورد رجعت تردید کند، در صورتی که نزدیک به 200 حدیث صریح از امامان اهل بیت علیهم السلام به طور متواتر به دست ما رسیده و بیش از چهل تن از بزرگان شیعه از قبیل شیخ طوسی، شیخ مفید، سیّد مرتضی علم الهدی ، شیخ صدوق و کلینی و امثال آنها در آثار پرارج خود گرد آورده اند.
سپس می فرماید: من تصوّر می کنم که هر کس در مورد رجعت تردید کند، او در مورد امامان اهلبیت شکّ دارد، چون آن را نمی تواند در میان شیعیان ابراز کند، برای تخریب آئین مقدّس و برای گول زدن افراد ضعیف الایمان چنین اظهار می کند که اهلبیت را قبول دارد و رجعت را قبول ندارد.**بحارالانوار: ج 53، ص 122 و 123.***
مرحوم شیخ حرّ عاملی رحمه الله علیه صاحب کتاب شریف «وسائل الشیعه» می فرماید:
«احادیث رجعت متواتر است و هرگز قابل تأویل نیست.**الایقاظ: ص 120 .***
و نیز می فرماید: ثبوت رجعت از ضروریّات مذهب شیعه است».**الایقاظ: ص 60 .***
شیخ مجتبی قزوینی می فرماید:
«احادیث باب رجعت انصافاً از حدّ تواتر بیشتر است، اگر کسی تواتر اجمالی آن را هم نپذیرد از مقام علم و عقل دور است».**بیان الفرقان: ج 5، ص 275.***
امین الاسلام طبرسی می فرماید:
«همه شیعیان امامیه در مورد رجعت اجماع کرده اند و اخبار آن را تأیید می کند و لذا هرگز جای تأویل نیست».**مجمع البیان: ج 7، ص 235.***
شیخ مفید نیز عقیده به رجعت را مورد اتّفاق همه شیعیان دانسته است.**اندیشه های کلامی شیخ مفید: ص 355 .***
شیخ ابن بابویه در کتاب من لا یحضره الفقیه روایت کرده است از حضرت امام صادق علیه السلام که فرمود:
لیس منّا من لم یؤمن بکرّتنا و لم یستحل متعتنا
از ما نیست کسی که ایمان به بازگشت ما نداشته باشد، و متعه را حلال نداند
من لایحضره الفقیه: ج 3، ص 458

امام حسین علیه السلام برای هر ضربتی یک ضربت می زند

امام صادق علیه السلام فرمود:
اوّل کسی که در رجعت به دنیا باز می گردد امام حسین علیه السلام و اصحاب باوفای ایشانند، آنگاه یزید و یارانش نیز بر می گردند.
امام حسین علیه السلام همه آنها را می کُشد، دقیقاً برای هر ضربتی یک ضربت می زند.**تفسیر نور الثقلین: ج 3، ص 140.***