فهرست کتاب


داستانهای شگفت انگیز از زیارت عاشورا و تربت سید الشهدا علیه السلام

حیدر قنبری

خواب دیدن درباره توسل به زیارت عاشورا برای حل مشکلات

یکی از علما می نویسد با مشکل دشواری مواجه شدم که راه حلی نداشت، این باعث آزردگی و ناراحتی روحی من شد تا اینکه به کتاب «زیارت عاشورا» دست یافتم وقتی کتاب را خواندم و از محتوی آن آگاه شدم تصمیم گرفتم از اول ماه صفر سال 1412 به مدت چهل روز زیارت عاشورا را با صد بار لعن و صد بار سلام با سایر آداب آن و دعای علقمه برای حل مشکلاتم بخوانم ضمناً مشکل ازدواج برادرم نیز بود، مشغول به خواندن شدم تا روز سی و چهارم رسید و مصادف با روزهای عید زهرا علیهاالسلام شد، مشغول به تهیه وسایل و لوازم لازم برای عید شدم، و خواندن زیارت را فراموش کردم، بعد از چند روز در خواب دیدم در منزل پدرم مجلسی برای ختم سوره انعام برگزار شده، همگی جمع شده بودند و منتظر آمدن قاری بودند، ولی او تأخیر کرد، و از من خواستند دعا و ختم سوره انعام را بخوانم.
موضوع خوابم را به صورت تلفنی به یکی از مفسران خواب در اصفهان بازگو کردم، به من گفت:
در کار شما سه مطلب وجود دارد... و سومین آن: شما زیارت عاشورا را می خواندی و آن را ترک کردی، می توانی این عمل را با تداوم در خواندن زیارت اصلاح کنی. خواندن زیارت را مجدداً ادامه دادم، و در عصر روز چهلم همه مشکلات حل شدند، و موقعیت مناسب برای گرفتن یک منزل مهیا شد.
اما پس از لحاظ خرید منزل با مشکلی رو به رو شدم، نذر کردم به مدت چهل روز دیگر زیارت عاشورا را بخوانم و الحمدللَّه قادر شدم منزلی خریداری کنم و بعد از آن مشکل ازدواج برادرم نیز حل شد.**همان: ص 41 .***

نجات یافتن از مرگ به واسطه توسل به زیارت عاشورا

یکی از علما گوید: زنم بیمار بود و دچار غده های کیسه ای شده بود، ولی ما از بیماری او آگاهی نداشتیم، در یکی از شبها در عالم خواب دیدم گویی در یک سالنی هستم که راهی به بیرون ندارد، و سقف سالن سه دریچه جهت تنفس داشت، پس از مدتی شتری آمد و بر روی این دریچه ها نشست و راه تنفس را بست، من برای رهایی از این مهلکه مشغول به دعا شدم، در این حالت از خواب بیدار شدم.
پس از چند روز، بیماری همسرم شدت یافت، نزد پزشک رفتیم او بیماری همسرم را غده های کیسه ای تشخیص داد و به دلیل وخامت تأکید کرد که باید در انجام عمل جراحی شتاب کرد و گر نه...
با جمعی از پزشکان مشورت کردم، گفتند: پزشکان ایرانی قادر به انجام این عمل نیستند، سرانجام دکتری را دیدیم، او گفت: من این عمل را انجام می دهم ولی اجرت آن سیصد هزار تومان می شود.
مضطرب و حیران شدم، برای رهایی از این مشکل نذر کردم و شروع به خواندن زیارت عاشورا کردم پس از چند روز عمل انجام شد و برای تسویه حساب رفتم، دکتر گفت: مبلغی دریافت نمی کنم؛ زیرا تعداد غده ها سه عدد بود و عمل نیز دشوار بود. من امیدی به موفقیت عمل نداشتم، برای همین نذر کردم عمل را رایگان انجام دهم، و عمل به موفقیت پایان یافت و بیمار از مرگ رهایی یافت.
پروردگار را سپاس می گویم که موفقیت را نصیب ما فرمود. سپس به دکتر گفتم: وقتی همه راهها به روی من بسته شد نذر کردم زیارت عاشورا را بخوانم، و خداوند ما را یاری نمود، و با مشکلی رو به رو نشدیم.**همان: ص 50 .***

قضاوت اشتباه و عجولانه در ثمر ندادن زیارت عاشورا

یکی از علما می نویسد: در سال 1370 دولت کسانی را که قبلاً اجازه سفر نداشتند از مسافرت به خانه خدا منع کرده بود. من شوق بسیاری برای سفر داشتم ولی اجازه سفر نداشتم نذر کردم زیارت عاشورا را بخوانم، نذرم را ادا کردم و توسل زیادی نمودم، اما نتیجه ای نگرفتم.
در آن شب برادرم به من گفت: آیا برای این موضوع تلاش بسیار نموده ای؟ بار دیگر نزد مسؤول مربوطه برو و با او تماس بگیر ممکن است نتیجه ای حاصل شود.
روز بعد به تهران سفر کردم، و از صبح تا ساعت یک بعد از ظهر هر چه در توانم بود تلاش کردم لیکن نتیجه ای نگرفتم، تصمیم به بازگشت به قم گرفتم.
پس از آن برادرم با حالتی ناامیدانه و شکوه آمیز گفت: یک بار دیگر با مسؤول مربوطه تماس بگیر، و ما در دفترش، منتظر او شدیم ولی نتیجه ای حاصل نشد، پس از آن به برادرم گفتم: چیزی به دست نیاوردیم و اگر موفق شویم توفیقمان به لطف و عنایت و به برکت زیارت عاشورا خواهد بود، در این لحظه به ما گفتند: برای ملاقات بروید به داخل. ما نیز داخل اتاق او شدیم و درباره این موضوع با او گفتگو کردیم، گفت: راهی برای این کار نیست، در این اثنا تلفن زنگ زد، و از او خواستند پانزده عدد جواز خروج به نامهای... صادر کند ما نیز گفتیم:
به این اسامی نام دو نفر دیگر را اضافه کن، در این اثنا تلفن بار دیگر زنگ زد و او گوشی را برداشت به او گفتند فوراً در بیمارستان حاضر شود؛ زیرا مادر شما در لحظه های آخر زندگی است، و سرانجام او با دادن اجازه سفر موافقت کرد.
در روز اول ماه ذی الحجه برای اتمام مراحل قانونی اقدام کردم، و در روز دوم اجازه سفر صادر شد، و در روز سوم با آخرین هواپیما به جده سفر کردم و در آن سال به حج خانه خدا مشرف شدم.
شایان ذکر است که کسانی از مسؤولین توسلات عجیبی برای دادن حج داشتند و بعضی از آنها اجازه سفر را اخذ کردند اما موفق به حج خانه خدا نشدند، از یکی از آنها که دوست من بود پرسیدم: آیا زیارت عاشورا را همراه با سایر دعاهایی که به آنها متوسل شدی خواندی گفت: خیر، همه دعاها را خواندم فقط زیارت عاشورا را نخواندم.
سرانجام دانستم انجام کارم و مشرف شدنم به زیارت خانه خدا به برکت زیارت عاشورا بوده و اول بار که گفتم زیارت عاشورا نمی تواند مثمر ثمر باشد شتاب کردم و این خطا بود.**همان: 51 .***