فهرست کتاب


داستانهای شگفت انگیز از زیارت عاشورا و تربت سید الشهدا علیه السلام

حیدر قنبری

سند و فضیلت زیارت عاشورا

زیارت عاشورا اگرچه به حسب ظاهر از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده؛ زیرا صفوان که از یاران امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است می گوید: «من در روز عاشورا در خدمت امام باقر علیه السلام بودم که این زیارت را قرائت فرمودند».
همچنین می گوید: «امام صادق علیه السلام پس از زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام به طرف کربلا اشاره کردند و این زیارت را قرائت کردند».
اما در واقع این زیارت از ناحیه خود خداوند متعال نازل شده و از احادیث قدسی است؛ چون شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان از امام صادق علیه السلام نقل می کند که: «آن حضرت از پدر بزرگوارش و ایشان از اجداد طاهرینش و آنان از پیامبر اکرم و آن حضرت از جبرئیل و جبرئیل از خداوند متعال نقل می کنند که حضرت احدیّت به ذات مقدس خود قسم خورده که هر کس امام حسین علیه السلام را با این زیارت، از دور یا نزدیک زیارت کند، زیارت او را می پذیرم و خواهش و حاجت او را برآورده می کنم و فوز به بهشت و آزادی از جهنم را به او عطا می کنم و شفاعت او را در حق هر کس که بخواهد قبول می نمایم».
سپس امام صادق علیه السلام به صفوان می گوید: «هر گاه حاجتی پیدا کردی این زیارت را بخوان که بر آورده خواهد شد».
همچنین در بحارالانوار از علقمة بن محمد حضرمی از امام باقر علیه السلام حدیثی را نقل کرده که مضمونش چنین است که حضرت فرمود: «هر کس امام حسین علیه السلام را با این زیارت (زیارت عاشورا) زیارت کند خداوند متعال صد هزار هزار درجه به او بدهد و مثل کسی باشد که با امام حسین علیه السلام شهید شده باشد و از آن روزی که امام حسین علیه السلام شهید شده و هر پیغمبر و رسولی و هر کس که آن حضرت را زیارت کرده خداوند ثواب همه آنها را در نامه اعمال او بنویسد».**بحارالانوار: ج 98، ص 290.***
همانگونه که در بحث خداشناسی، اول باید انسان ظرف وجودی اش را از همه آلودگی ها پاک کند و با گفتن «لا اله» نفی الوهیت از همه خدایان دروغین و طواقیت بنماید آنگاه با گفتن «الا اللَّه» تسلیم در مقابل حضرت احدیت شود.
در زیارت عاشورا نیز همین مسأله حاکم است و به قول عرفا و حکما، اول باید تخلیه صورت گیرد سپس تحلیه انجام شود؛ یعنی برای اینکه انسان ملبّس به لباس مقدس تولاّ و تبرّا شود و شیعه و پیرو بودن خود را به اثبات برساند اول باید از دشمنان حضرات معصومین تبرّی بجوید و ظرف وجودی اش را پاک سازد تا خودش را آماده کند برای تقدیم سلام به حضور مقدس امام حسین و اولاد و اصحاب آن حضرت.
روی این حساب است که در زیارت عاشورا دستور داده شده که اول باید دشمنان و ظالمان و ستمگران به خاندان عصمت و طهارت را لعن و نفرین کرد بعد خدمت امام حسین علیه السلام سلام داد. اما برای اینکه انسان کاملاً دشمنی خود را نسبت به دشمنان اهل بیت و امام حسین علیه السلام و دوستی خود را نسبت به خاندان پیامبر اکرم مخصوصاً حضرت اباعبداللَّه الحسین برساند باید اول صد مرتبه لعن و نفرین کند بعد صد مرتبه سلام و درود و تحیت. که منقول است خیلی از بزرگان و مراجع و عرفا، زیارت عاشورا را با صد بار لعن و سلام می خواندند از جمله نقل شده که امام خمینی رحمه الله علیه چنین زیارت می کردند.
همچنین حضرت آیة اللَّه العظمی بهجت می گوید: «شیخ انصاری زیارت عاشورا با صد لعن و سلام می خواندند».
بنابراین، زیارت عاشورا محکی است که شیعیان و دوستان اهل بیت را به منصّه ظهور و بروز می رساند و به همین جهت است که دشمنان خاندان نبوت و رسالت، مخصوصاً وهّابیها، در کربلا و نجف و عتبات عالیات و مکه و مدینه از به همراه بردن و خواندن مفاتیح مخالفت می کنند که عمده مخالفتشان به خاطر زیارت عاشورا است.

چند تذکر در مورد زیارت عاشورا

1 اگر قرائت صد بار لعن و سلام در هنگام زیارت عاشورا باعث عسر و حرج و یا سبب نخواندن زیارت عاشورا شود اگر چنانچه بعد از هر بخش از لعن ها و سلام ها بگوید: «تسعاً و تسعین مرّه» ان شاء اللَّه ثواب زیارت کامل را خواهد داشت.
2 در مفاتیح الجنان چند جمله در حاشیه زیارت عاشورا آمده یعنی: «و بالبرائة ممّن قاتلک و نصب لک الحرب و بالبرائة ممن اسّس اساس الظلم و الجور علیکم و ابرء الی اللَّه و الی رسوله».
چون در خیلی از کتب ادعیه معتبره این جملات جزء زیارت عاشورا آمده لذا خواندن این جملات الزامی است.
3 یکی از ویژگی های زیارت عاشورا علاوه بر ثواب عظیم اخروی که ذکر گردید باعث بر آورده شدن حاجتهای لاعلاج است، شاهدش هم داستانهایی است که در کتاب آمده؛ بدین سبب سفارش می شود هر کس برای هر حاجتی که متوسل به این زیارت شریف می شود 40 روز مرتب آن را قرائت نماید و افضل اوقات آن نیز بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب است.
4 بعد از خواندن زیارت عاشورا حتماً دو رکعت نماز زیارت امام حسین علیه السلام را بخواند که همانند نماز صبح می باشد.
5 بعد از زیارت عاشورا و دو رکعت نماز، دعای علقمه حضرمی را نیز بخواند که در مفاتیح الجنان با نام «دعای بعد از زیارت عاشورا» آمده است.
6 اگر کسی بتواند زیارت عاشورا را روزی دو بار بخواند خیلی خوب است؛ یعنی یکبار اول شب و یا آخر روز و یک بار هم اول صبح و قبل از طلوع آفتاب؛ زیرا از عارف بزرگ و جمال العارفین حضرت آیة اللَّه سید علی آقا قاضی تبریزی منقول است که بعد از ارتحالشان کسی ایشان را در عالم رؤیا دید و سؤال کرد: چه عملی در آنجا از همه مهمتر است؟ می فرماید: «زیارت عاشورا. بعد می گوید: من پشیمانم که چرا روزی یکبار زیارت عاشورا را قرائت کردم و دوبار نخواندم».

و امّا فضیلت تربت سیّدالشّهداء علیه السلام

در فضیلت تربت سیدالشهداء همین بس که در روایت آمده که: «خاک کربلا از چهار فرسخ تا چهار فرسخ از خاک بهشت است و در روز قیامت ضمیمه بهشت خواهد شد».
شاهد این روایت هم قضیه ای است که بین یکی از منجمین غربی و یک عالم شیعی اتفاق افتاده که منجم مزبور ادعا می کرده که هر کس هر چه سؤال کند او جواب می دهد؛ عالم شیعی، قطعه ای از تربت سیدالشهدا را در داخل دست خود می گیرد و می گوید: این چیست؟ منجم مزبور پس از لحظاتی تأمل رنگ چهره اش متغیر می شود و می گوید: من می دانم داخل دستت چیست آن قسمتی از خاک بهشت است اما متحیّرم از اینکه چگونه در دست تو قرار گرفته! و بعد از اینکه می فهمد تربت فرزند پیامبر اسلام است مسلمان می شود.
قضیه دیگری که من خود از نزدیک شاهد آن بودم این است که: حدود 20 سال پیش در روستای ما به نام «روستای دستجرد قاقزان» از توابع استان قزوین که رودخانه نسبتاً بزرگی از دروازه روستا می گذرد و در ایام بارندگی از آنجا سیل جاری می شود، روزی سیل مهیب و زیادی آمد، جوری که مردم همه به وحشت افتادند و هر لحظه هم مقدار و شدّت سیل بیشتر و وحتشتناک تر کی شد و عنقریب بود که سیل وارد کوچه ها و خانه ها گردد و تلفات و خسارات سنگینی را به بار آورد. در این هنگام به ذهن فرد یا افرادی خطور کرد که اگر مقداری تربت سیدالشهدا بریزند سیل فروکش می کند، همین کار را کردند به فاصله خیلی کم سیل مقداری فروکش کرد و هر لحظه کمتر و کمتر شد تا جایی که دیگر خطر رفع شد و مردم از اضطراب و وحشت و نگرانی بیرون آمدند.
از این قبیل قضایا در عظمت تربت سیدالشهدا الی ماشاءاللَّه است که ما بخشی از این داستانها را در کتاب حاضر آورده ایم.
بنابراین، کسانی که تربت به همراه دارند حالا چه برای تبرّک و چه برای نماز - باید احترام آن را نگه دارند. حتی کسانی که به زیارت کربلا و عتبات عالیات مشرّف می شوند (ان شاء اللَّه خداوند به همه آرزومندان قسمت کند) باید احترام آنجا را نگه دارند و بدانند که در زمین بهشت دارند قدم بر می دارند.
از مقدس اردبیلی نقل شده که وقتی به کربلا مشرّف می شد به دستشوییهای آنجا نمی رفت بلکه به نوعی از انواع در بیرون چهارفرسخی تخلّی می کرد.
با اینکه خوردن خاک حرام است اما خوردن مقدار کمی از تربت امام حسین علیه السلام نه تنها حرام نیست بلکه سفارش به خوردنش شده و دوای هر دردی است، چنانچه امام صادق علیه السلام فرموده:
«ما مریضهایمان را با تربت شفا می دهیم».
البته اگر ما از تربت استفاده کردیم و دردمان دوا نشد به تربت بی اعتقاد نشویم؛ چون امام صادق علیه السلام فرموده:
«وقتی تربت را از کربلا می برند جن خودشان را به تربت می مالند و اثر آن را می برند لذا فرموده وقتی تربت را می برید زیاد نام خدا را بر آن بخوانید تا سالم بماند» و تربت سالم محال است اثر نکند.
سؤال:
در اینجا سؤال مشترکی مطرح می شود و آن اینکه: چرا خداوند در زیارت و تربت امام حسین علیه السلام این همه ثواب و فضیلت قرار داده که در دنیا این همه فواید دارند و دوای هر دردی هستند و در آخرت هم دارای آن همه ثواب می باشند که زیارت عاشورا از همه زیارتها بالاتر است و تربت امام حسین هم از همه تربت ها حتی خاک کعبه و حرم پیغمبر بالاتر است؟!
جواب:
در اینجا یک جواب نقضی می دهیم و یک جواب حلّی:
اما جواب نقضی: همانطور که خداوند در بعضی از گیاهان، اثر شفا بخشی قرار داده و در بعضی قرار نداده چه اشکال دارد که در زیارت و خاک و تربت هم همین کار را کرده باشد، یعنی در تربت و زیارت سیدالشهدا این اثر را قرار داده باشد اما در غیر آنها نه حتی در خاک خانه خودش.
اما جواب حلی: و علت اینکه چرا فقط در زیارت و تربت سیّدالشّهدا چنین اثری را قرار داده و لا غیر بخاطر این است که مصیبت امام حسین از همه مصیبتها اعظم بوده حتی علی علیه السلام که اول مظلوم عالم است و حضرت صدیقه طاهره که اول مظلومه عالم است مصیبتشان در مقابل مصیبت امام حسین کوچک است؛ زیرا وقتی حضرت امام حسن مجتبی مسموم گردیده بود و امام حسین علیه السلام بالای سر آن حضرت گریان بود امام حسن خطاب به امام حسین علیه السلام فرمود: «حسین جان! چرا گریان هستی هیچ مصیبتی به مصیبت تو نمی رسد» و جمله معروف «لا یوم کیومک یا اباعبداللَّه» را امام حسن علیه السلام در همین جریان فرمودند.