فهرست کتاب


دعاهای قرآن

حسین واثقی‏

چند حدیث در فضیلت این دعا

1. پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله: ( هر بیمار مسلمانی که این دعا را بخواند، اگر در آن بیماری (بهبودی نیافت و) مرد پاداش شهید به او داده می شود و اگر بهبودی یافت خوب شده در حالی که تمام گناهانش آمرزیده شده است) **قوارع القرآن ص 67.***.
2. رسول خدا صلی الله علیه و آله: ( آیا به شما خبر دهم از دعایی که هرگاه غم و گرفتاری پیش آمد آن ادعا را بخوانید گشایش حاصل شود؟) اصحاب گفتند: آری ای رسول خدا. آن حضرت فرمود: ( دعای یونس که طعمه ماهی شد: لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) **کشاف، ج 3، ص 132، پاورقی.***.
3. امام صادق علیه السلام: ( عجب دارم از کسی که غم زده است چطور این دعا را نمی خواند لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) چرا که خداوند به دنبال آن می فرماید: ( فاستبجنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین) (ما او را پاسخ دادیم و از غم نجات دادیم و این چنین مؤمنان را نجات می دهیم)**خصال، 218.***.
4. مرحوم کلینی نقل می کند: مردی خراسانی بین مکه و مدینه در ربذه به امام صادق علیه السلام برخود و عرضه داشت: فدایت شوم من تا کنون فرزنددار، نشده ام، چه کنم؟
حضرت فرمود: ( هرگاه به وطن برگشتی و خواستی به سوی همسرت روی آیه، و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه فنادی فی الظلمات ان لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین را تا سه آیه بخوان ان شاء الله فرزنددار خواهی شد) **کافی، ج 6، ص 10***.

دعای اصحاب کهف

داستان اصحاب کهف را خوانده و شنیده ایم. گروهی از جوانان موحد و خداپرست که از جو کفرآمیز جامعه و حکومت پلید زمان نفرت دارند و به خشم آمده اند راهی کوه و بیابان می شوند تا بتوانند با آزادی خدا را عبادت کنند و با حق تعالی انس گیرند. وقتی که مسیر را پیمودند و به غار پناه بردند، در آن جا دست به دعا برداشتند و چنین گفتند:
ربنا اتنا من لدنک رحمة و هیی ء لنا من امرنا رشدا **کهف (18) آیه 10.***؛
بارالها از نزد خودت به ما رحمت ده و رشد و پیشرفت در کار برای ما مهیا کن.
طالبان رحمت الهی و راهیان رشد و ایمان و نیکبختی و هدایت الهی، شایسته است این دعا را زمزمه کنند.

دعای حضرت شعیب علیه السلام

شعیب یکی از پیامبران الهی بود که در راه ابلاغ توحید و هدایت مردم رنج ها برد و از نامردان و پیروان شرک و شیطان مصیبت ها کشید. مردمان مدین، هم در اعتقادات و باورها دچار گمراهی و کج اندیشی بودند وهم در رفتارهای اجتماعی به بیراهه می رفتند وهم در داد و ستد اهل خیانت بودند. شعیب به فرمان الهی دامن همت به کمر زده به تبلیغ توحید ناب، مبارزه با مفاسد اجتماعی و اقتصادی آنان می پرداخت.
امام مردمی که به باورهای باطل و عادتهای نادرست خو گرفته بودند، شعیب را تخطئه و از باورها و سنتهای خود دفاع می کردند. شعیب به آنان گفت: ان ارید الا الا صلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب **هود (11) آیه 88.***؛ من قصدی به جز اصلاح تا آن جا که بتوانم ندارم. موفقیت من به دست خداست، بر او توکل کردم و به سوی او باز می کردم).
شعیب مردم را به توحید و توبه فراخواند و از این که عذاب الهی که بر امت های پیشین نازل شده، بر آنان نیز نازل شود آنان را بیم داد.
اما آن مردم به جای هشیاری، شعیب را تهدید کردند که اگر حرمت خویشانت نبود، تو را سنگسار می کردیم.
روشنگری و مبارزه فرهنگی فکری شعیب ادامه یافت تا آن هنگام که سران کفر و جهل، شعیب و مؤمنان را بر سر دو راهی قرار دادند و گفتند: ( به آیین ما برگردید، وگرنه شما را از شهر بیرون میکنیم) شعیب در پاسخ گفت: ( پس از آن که خدای متعال ما را از آیین شما نجات بخشید اگر به آن برگردیم بر خداوند افترا بسته ایم) و سپس گفت:
وسع ربنا کل شی ء علما علی الله توکلنا ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق و انت خیرالفاتحین **اعراف (فتنه) 7 آیه 89***؛
دانش پروردگار ما همه چیز را فرا گرفته است، بر خداوند توکل کردیم، بارالها، بین ما و این مردم به حق داوری کن، و، تو بهترین داورانی.
نفرین شعیب مستجاب شد و عذاب الهی بر تبهکاران فرود آمد.