خاطرات و حکایتها (جلد ششم)

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

مقدمه

تاریخ سازانی که سر در آخور شرق یا غرب دارند، همچنان دست اندر کار تحریف تاریخ هستند. آنان در صددند تا با حذف عناصر ارزشی بخصوص ارزشهای دینی و معنوی، تاریخ را طبق اغراض سیاسی خود بنگارند، آنچنان که افکار مادی غرب تأیید شود.
امروز هم چون همیشه تاریخ انقلابها، عده ای بنوشتن تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامی مشغولند که سر در آخور غرب و شرق دارند.(1)
شبهه افکنی، دروغ نویسی، تغییر و تحریف، حق را ناحق جلوه دادن و ناحق را لباس حق پوشاندن، حلقه های نگارش تاریخ براساس اهداف حقیرانه از پیش تعیین شده است، امروز بنیادهایی که در غرب، با هدایت دلارهای آمریکایی، دست اندرکار نگارش دائرةالمعارفها و تاریخ معاصر ایران می باشند، کم نیستند. اگر چه در داخل نیز عده ای فریب خورده یا معاند، بهمان کار مشغولند و پیاده نظام غرب در تهاجم فرهنگی گسترده اش به ارزشها و هویت دینی ملت ایرانند.
امروز آمریکا، با بازسازی طرح فروپاشی شوروی، در صدد تحمیل همان سرنوشت بر ملت ایران است. اگر چه آمریکا، همچون گذشته، در ارزیابیهای خود دچار اشتباهات متعدد و فاحش شده است، لکن آنچه او را بر این عمل امیدوار و گستاخ ساخته است، وجود همین عناصر بی هویت و مرغوب که لحظه ای بر سفره عیش و نوش و هوسرانی نشستن را بر عزت یک ملت و هویت مستقل او ترجیح می دهند. در طرح آمریکایی، گسست نسل جوان از گذشته واقعی خویش، تزیین و پیراستن رژیم فاسد گذشته، زیر سوال بردن و حذف درخشندگی ایثار و مقاومت نسل انقلاب به ویژه در دفاع مقدس هشت ساله، تحقیر ارزشها و عناصر معنوی و ایمانی عزت آفرین، شبهه افکنی نسبت به مقدسات و اصول اساسی انقلاب اسلامی، حلقه های پیوسته تهاجمند که پیش قراولان آن؛ تاریخ نگاران، روزنامه نویسان و تولید کنندگان کتاب و فیلم و دیگر ابزارهای هنری هستند. ذهنیت سازی برای نسل جوان و تغییر جریان فرهنگی جامعه، هدف این طرح است که رهبر بیدار و الهی انقلاب اسلامی از آن به تهاجم فرهنگی یاد نمودند که امروز حتی برای ناباوران نیز، این مقوله روشن و شناخته شده است.
بیان لحظه های تاریخ این ملت از زبان گویا و صادق و مردمی است که تاریخ امین را پدید می آورد و چنین تاریخی است که طرح آمریکایی تهاجم را عقیم می گذارد و نسل جدید را صاحب هویتی حقیقی و مستقل و تشخیص قوی و شناخت صحیح می نماید.
بازگویی و بازنویسی تاریخ صحیح نمی گذارد یک ملت در چنبره سلطه تبلیغاتی استکبار جهانی گرفتار آید و ناخودآگاه بدست عناصری سست ایمان و بریده از متن ملت، داراییهای انسانی و فرهنگی و مادی خود را به سلطه گران تقدیم نماید.
آگاهی صحیح و اتصال نسل جوان با هویت انقلاب و درخشندگی های آن، استکبار را چون جنگهای هشت ساله دفاع مقدس، زمینگیر می سازد و اجازه نمی دهد یک وجب از زیباییهای فرهنگی و دینی او باشغال دشمن در آید و فرهنگ منحط غربی بتواند در رفتار و منش فردی و فضای جامعه اسلامی رسوخ نماید.
در این میان مسئوولیت دست اندکاران فرهنگی و سیاسی چندان زیاد است که غفلت و تعلل از آن بی گمان؛ و اگر چه ارتباط مستقیم رهبری با مردم و جوانان، نقش عناصری حزبی و گروهی و رسانه ای کم رنگ نموده لیکن در دراز مدت از تاثیر تلاشهای دشمن و عناصر غیر خودی نباید غفلت نمود.
امروز مقام عظمای ولایت، این حکیم زمانه و دیدبان هشیار و بیدار، حسین گونه، در صحنه بیدار باش امت اسلامی به ایفای نقش و مسئولیت و تکلیف خود مشغول است و شعاع رحمت الهی را بر فضای دل و جان این امت می تاباند و وسوسه ها و شیطنت های دشمنان و عناصر غیر خودی را نقش بر آب می سازد، بر ماست که این نعمت بزرگ الهی را شکر گذار باشیم و با حمایت و پشتیبانی عملی خویش در حفظ این نعمت، که بفرموده امام راحل عظیم الشان، از سایر فریضه های الهی چون نماز و حج، برتر است و با اهمیت است بکوشیم. بیش از همه، جوانان وظیفه دارند که از زبان صادق و الهی ولی خویش حقایق را بشنوند و درک کنند و با تحلیل صحیح و دقیق از زمان و مکان و دوست و دشمن و خودی و غیر خودی، و تاریخ پرفراز و نشیب گذشته و دست آوردهای اصیل و ماندگار و درخشان دوران حاکمیت دین در انقلاب اسلامی، رهرو راه سعادت دنیا و آخرت گردند و به انگشت اشاره های شیاطین کوچک و بزرگ بی اعتنایی نمایند که صراط مستقیم یکی است و آن راه ولایت است. انتشار ششمین جلد از مجموعه خاطرات و حکایتهای مقام معظم رهبری را در سال امام علی (علیه السلام) گرامی داشته و به تمسک عملی به سیره و راه آن امام همام تاکید می نماییم، باشد که تشخیص صحیح تکلیف و انجام به موقع آن، رضایت و شفاعت امیر حقیقت و عدالت، علی (علیه السلام) و فرزند صالح او، آیت اله العظمی سید علی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، را برای همه ما به ارمغان آورد. برترین سود و بهترین عاقبت این است و لاغیر.
موسسه فرهنگی قدر ولایت

من از خدا، سی ملیون رای خواسته ام!

از ماههای قبل، بعضی از بزرگان و عزیزان و برجستگان کشور، مکرر به من می گفتند که اگر شما به شخص خاصی برای ریاست جمهوری نظر دارید، آن را به ما بگویید، تا اوضاع و احوال را همانطور که می خواهید هموار کنیم و مردم را هدایت نماییم که همان انجام بگیرد. من به آنها گفتم که آنچه من از خدا خواسته ام، سی میلیون رأی است. در طول این چند ماه قبل از انتخابات، هر چه اصرار شد، آقایان محترم مسؤولان برجسته ی کشور و دیگران، غیر از همین حرف، چیزی از من نشنیدند. گفتم در این انتخابات، من آرای مردم را از خدای متعال خواسته ام؛ آن برای ما و کشور مهم است. بالاخره هر کسی در رأس دولت و قوه ی مجریه قرار بگیرد، کاری می کند، پیشرفتهایی دارد، مشکلاتی دارد. هیچ کس مطلق نیست، هیچ کس کامل نیست، تفاضلها هم خیلی زیاد نیست. آنچه برای من مهم است، این قضیه است که همه ی ملت احساس کنند که در این آزمایش شریکند. بحمدالله خداوند متعال این دعا را مستجاب کرد، این آرزو را برآورده نمود و این هدیه را به ملت ایران داد. ما اگر تا آخر عمرمان هم شکر کنیم، کم است.
بعد از گذشت هجده، نوزده سال از پیروزی انقلاب، بعد از نه سال از رحلت امام بزرگوار - که دشمن تصور می کرد یک ماه هم این نظام باقی نخواهد ماند - مردم در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کنند و با حضور خود که یاد آور روزهای پرشور و هیجان اول پیروزی است، چنین انتخابات شیرینی را سازماندهی می کنند. این، نعمت بزرگی است که باید آن را شکرگزاری کرد.(2)

تنها چیزی که به یادم ماند، همان حرف شما بود که گفتید توی دهن اینها بزنید!

بد نیست همه این چیزها را بدانند. دو سال قبل از این در دوم خرداد و در انتخابات ریاست جمهوری، ملت ایران حماسه بزرگی درست کردند؛ سی میلیون نفر پای صندوق ها آمدند، تا قبل از این که انتخابات بشود، رادیوهای بیگانه هرچه توانستند، علیه این انتخابات حرف زدند؛ مرتب گفتند تقلب خواهد شد؛ مرتب گفتند چنین خواهد شد، مرتب گفتند چنان خواهد شد؛ برای آنکه مردم را دلسرد کنند؛ هدفشان این بود. اگر شما به مجموعه ها و بولتنهایی که اخبار رادیوهای بیگانه را در آن سه چهار ماه منتهی به انتخابات دوم خرداد پخش می کردند، نگاه کنید خیلی از حقایق روشن خواهد شد. به طوری حرف می زدند که مردم را دلسرد کنند تا پای صندوقهای رای نیایند؛ اما مردم به حرف دلسوزان خودشان گوش کردند و به وسط میدان آمدند و با سی میلیون رای در انتخابات شرکت کرده اند. واقعاً حرکت خیلی عظیمی بود و موفقیت بزرگی برای ملت و برای نظام جمهوری اسلامی ایران شد به مجرد این که انتخابات تمام شد و معلوم شد که جمعیت زیادی آمده اند و رئیس جمهوری منتخب مشخص شد، رادیوهای بیگانه طوری لحنهایشان را برگرداندند که انگاری دوم خرداد را آنها راه انداخته اند؛ انگاری که دوم خرداد مال آنهاست! تا حالا هم هنوز رها نکرده اند؛ تا الان هم تقریباً دو سال و نیم می گذرد، همچنان همانطور دارند حرکت می کنند! تبلیغات کردند و راجع به رئیس جمهوری محترممان حرف زدند و مطالبی گفتند. من این خاطره را می خواهم عرض کنم. در همان روزهای اول، دوم بعد از انتخابات بود که جناب آقای خاتمی - رئیس جمهور عزیزمان - از من وقت ملاقات خواستند و آمدند و با من ملاقات کردند. به ایشان گفتم که من نمی دانم شما در این چند روز که گرفتار مسائل انتخابات بوده اید، فرصت کرده اید که این رادیوها را گوش کنید یا نه؛ اما من گوش کرده ام. این رادیوها دارند این طور وانمود می کنند که حرکت دوم خرداد، حرکتی بر ضد انقلاب، بر ضد امام، بر ضد اسلام بود! روشهای تبلیغات است؛ دارند این طور حرکت می کنند. من مایلم که شما در همین اولین صحبتی که خواهید کرد، تو دهن اینها بزنید و نشان دهید که نه، قضیه این طور نیست؛ راه، راه امام است؛ راه، انقلاب است. بعد از سه، چهار روز ایشان یک مصاحبه ای مطبوعاتی داشتند. بعد که ایشان با من مجدداً ملاقات کردند، گفتند که من در حال آن مصاحبه مطبوعاتی چیزهایی در ذهنم آماده کرده بودم که بگویم؛ اما همه اش از یادم رفت؛ تنها چیز که یادم بود، همان حرف شما بود که بگویم؛ تو دهن اینها بزنید. ایشان در آن مصاحبه، تو دهن آنها زد. تا امروز بحمدالله رئیس جمهور، رئیس مجلس، رئیس قوه قضائیه، مسؤولان کشور، موضع انقلاب را، موضع امام را، موضع اسلام را، پایبندی به ارزشهای اسلامی را، هر روز تکرار می کنند؛ این مایه افتخار ما است؛ این خودش یکی از وسائل وحدت بخش است. یکی از چیزهایی که می تواند در سطح کشور دلها را به هم نزدیک کند، همین است. این است که بنده مکرر عرض می کنم که دلها باید با هم انس پیدا کند، وفاق پیدا بشود و جریانها به هم نزدیک بشوند.(3)