داستانهایی از خاک تربت امام حسین علیه السلام

نویسنده : شهید احمد میر خلف زاده و علی میر خلف زاده

«غفلت از تربت»

راوی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کرد: من مردی هستم که زیاد مریض میشوم و هیچ دوائی را فرو نگذاشته ام و بهمه داروها مداوا کرده ام ولی اثری ندیدم؟ حضرت فرمود: چرا از گِلِ قبرِ امام حسین علیه السلام غفلت داری بدرستیکه در آن شفاء هر دردیست، و اَمنِ از ترس است و هر وقت خواستی آن را بگیری بگو: (اَلُّهُمَّ اِنی أسئَلُکَ بِحَقِّ هذِهِ الطِینَةِ وَ بِحَقِّ المَلَکِ الّذیِ اَخَذَها، و بِحَقِّ النبیِّ الّذی قَبَضَها، و بِحَقِّ الوَصِّی الّذی حَلَّ فِیها صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیتِهِ، وَ اجْعَل فِیها شِفاءاً مِنْ کُلِّ داءٍ وَ اَماناً مِنْ کُلِّ خَوفٍ) سپس فرمود: اما ملکی که آن گل را گرفت جبرئیل بود که نشان پیغمبر صلی الله علیه و آله داد و عرض کرد: این خاک پسر تو است که بعد از تو امتت او را میکشند.**رمز المصیبة ج 1/ ص 142 و تهذیب 6 /74 ***
کربلا

یا کوی فداکاران

حرم اطهر تو قبله گه خوبان است - تربت پاک تو آرامگه جانان است
مرکز دائره عشق و وفا مدفن تست - عاشقان را حرمت پایگه ایمان است
منبع عشق و فضیلت توئی ای مخزن فیض - چشم مردان خدا جمله بر آن ایوان است
جای هر بیسر و پائی نبود خانه عشق - وادی کرب و بلا جای فداکاران است
هر که خواهد نگرد مکتب جان بازی را - عرصه ماریه گو مرکز جان بازان است
گر بری دست دعا سوی خدا هست روا - تحت این قبّه که جبریل امین دربان است
مصطفی جدّ و برادر حسن و باب علی - مادرت فاطمه آن سیّده نسوان است
تو که خود خون خدائی پسر خون خدا - خونبهای پسر خون خدا یزدان است
رحمت واسعه کشتی نجاتی تو بلی - راکب فلک ولا با چه غم از طوفان است
تربتی را که شد آغشته بخون تو حسین - ذره اش داروی دردی است که بید رمان است
سوخت جانم ز چه ای خضر طریق ظلمات - بر لب آب روان لعل لبت عطشان است
جگرم سوخت که آغوش نبی جای تو بود - تن پاک ز چه بر خاک سیه عریان است
ماه افلاک هدایت توئی ای منبع جود - بر سنان رأس منیرت قمر تابان است
فطرس از منزلت مهد تو گشت آزاد - جسم پاکت ز چه در زیر سم اسبان است
بیقین پیر شدی بر سر نعش پسرت - غم فقدان پسر غصه بی پایان است
کمتر از ناقه صالح نبود اصغر تو - ز چه رو حلق منیرش هدف پیکان است
قاسم از خون سر خویش حنا بسته بکف - صحنه جنگ مگر بزم حنا بندان است
ساقی تشنه لبان تشنه لب اندر لب آب - دستش افتاده ز تن چون ورق قرآن است
یکطرف ناله طفلی بحرم کو پدرم - آن طرف جسم پدر در یم خون غلطان است
مریم ثالث صدیقه ثانی زینب - در کنار بدنت شمع صفت سوزان است
هدیه مور بجز ران ملخ نیست حسین - نظر لطف سلیمان کرم و احسان است
کمترین خادم درگاه و علامه منم - غرقه بحر گنه مستحق غفران است
دو پسر داد در این ماه خداوند مرا - اینهم از لطف تو از پادشه خوبان است
چون غلام حسنینند حسین و حسنند - نظر قطره ناچیز سوی عمان است
سنه سیصد و هشتاد و چهار بعد هزار - در ربیع دومین مولد این طفلان است** هدیه مور ص 236.***

(22)

«هر خاکی حرام است»

از «مسیب بن زهیر» روایت کند که گفت:
«حضرت موسی بن جعفر علیه السلام » بعد از آنکه مسموم شد بمن فرمود: از خاک من چیزی برای تبرک نگیرید، بجهت آنکه هر خاکی که از ما است حرام است، مگر تربت جدم حسین بن علی علیه السلام که آن را خدا شفاء قرار داده برای شیعیان و دوستان ما.**رمز المصیبة 1/ 143 و بحار 101 / 118***
پس چون یکی از شماها بخواهد آن تربت را بر دارد باید ببوسد و بر چشمش بگذارد و بمالد بر تمام جسدش، و بگوید:«الَّلهُمَّ بِحَقِّ هذِهِ التُربَةِ، وَ بِحَقِّ مَنْ حَلِّ بِها وَ ثَوی فِیها، وَ بِحَق أبِیهِ وَ اُمهِ وِ اِخیهِ وَالائِمَةِ مِنْ وُلْدِهِ، وَ بِحَقِّ المَلائِکةِ الحافینَ بِهِ اِلا جَعَلْتَها شِفاءُ مِنْ کُلِّ داءٍ، وَ بُرءاً مِنْ کُلِّ مَرَضٍ، وَ نَجاةً مِنْ کُلِّ آفةٍ، وَ حِرزاً مِمّا أَخافُ و اَحْذَرُ) پس از آن استعمالش کند.**رمز المصیبة 1/ 144***
پس بگیر از آن خاک که شفای هر دردیست و سپر است از هر چه میترسی.
و برابری نکند آن را هیچ چیزی از چیزهائیکه بآنها طلب شفا میکنند مگر دعاء. و چیزیکه آن را فاسد میکند آن است که در ظرفهای نا مناسب میگذارند و کسانیکه معالجه بآن نمیکنند، یقین ایشان کم است و اما کسانیکه یقین دارند آن شفا است اگر معالجه بآن کنند کفایت کند باذن خدا و بغیر آن احتیاج پیدا نکنند. (وایضا) چیزیکه آن را فاسد میکند شیاطین وکافران جنّ هستند که خود را بآن تربت میمالند و بو میکنند.**رمز المصیبة 1/ 144***