داستانهایی از خاک تربت امام حسین علیه السلام

نویسنده : شهید احمد میر خلف زاده و علی میر خلف زاده

«دعای تربت»

حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
«هرگاه خواستی تربت از قبر حسین علیه السلام برداری و با خود ببری ابتداء فاتحة الکتاب و معوذتین (قل اعوذ برب الفلق، و قل اعوذ برب الناس) و قل هو اللَّه احد و اناانزلناه فی لیلة القدر و آیة الکرسی را بخوان و سپس بگو: بار خدایا به حق محمد که بنده و رسول و حبیب و نبی و امین توست و به حق امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب که بنده و برادر رسول تو است و به حق فاطمه که دختر نبی و همسر ولی تو است و به حق حسن و حسین و به حق پیشوایانی که هادیان و راهنمایان هستند.
و به حق این تربت و به حق فرشته ای که موکل به این و به حق وصِیّ که در آن حلول کرده و به حق جسم و کالبدی که این تربت آن را در خود گرفته و به حق سبط پیامبر که درون این تربت است و به حق تمام فرشتگان و انبیاء و فرستادگانت، درود فرست بر محمد و آل محمد، و این تربت را برای من و برای هر کس که با آن استشفاء می جوید شفاء از هر درد و مرض و امان از هر خوف و هراسی قرار بده.
خدایا، به حق محمد و اهل بیتش آنرا شاخصی نافع و رزقی واسع و شفاء از هر درد و مرض و آفت و عیب و سبب بهبودی تمام دردها قرار بده، به درستی که تو بر هر هر چیزی قادر و توانا می باشی.
و بعد بگو:
خدایا، ای پروردگار این تربت مبارک و میمون و ای پروردگار فرشته ای که آن را فرود آورده و ای پروردگار وصِیّ که در آن می باشد، درود فرست بر محمد و آل محمد و من را بوسیله آن منتفع گردان، تو بر هر چیزی قادر و توانا می باشی».**کامل الزیارات 861***

بار بگشائید نینوا اینجاست - وعدگاه ما با خدا اینجاست
نینوا اینجاست کربلا اینجاست - نینوا اینجاست کربلا اینجاست
ما در این صحرا وعده ها داریم - عهد و پیمان با کبریا داریم
با تن خونین با رخ گلگون - وعده دیدار با خدا داریم
سرزمین عشق و وفا اینجاست - نینوا اینجاست کربلا اینجاست
غرق خون گردد پیکر اکبر - می شود گلگون حنجراصغر
حنجر من در مقتل خونین - با لب زینب آشنا گردد
بر شهیدان حق منا اینجاست - نینوااینجاست کربلا اینجاست
می شود اینجا بزم مهمانی - میهمان گردد تشنه قربانی
با خدا دارد عقد و پیمانی - نینوا اینجاست کربلا اینجاست
ما که از جام عشق حق مستیم - با خدای خود عهد خون بستیم
بر رضای حق ما رضا هستیم - کربلا اینجاست نینوا اینجاست** گلواژه 4/472.***

16)

«خاک شفابخش»

حضرت ابی عبداللَّه علیه السلام ، فرمودند:
تربت قبر حسین علیه السلام شفاء هر دردی است و هر گاه آن را تناول می کنی بگو: به نام خدا و به کمک او، خدایا آن را روزی فراخ و شاخصی نافع و شفاء هر دردی قرار بده همانا تو بر هر چیزی قادر و توانا هستی.**کامل الزیارات 863***
و حضرت فرمودند:
خوردن تمام تربت ها حرام است همچون خوردن گوشت خوک و کسی که آن را بخورد و سپس از ناحیه آن بمیرد من بر او نماز نمی خوانم، مگر تربت قبر حسین علیه السلام زیرا آن شفاء از هر دردی است و کسی که آنرابا میل بخورد نه به عنوان استشفاء در آن شفاء نمی باشد.** کامل الزیارات 865***

مهر تو را به عالم امکان نمی دهم - این گنج پر بهاست من ارزان نمی دهم
گر انتخاب جنّت و کویت بمن دهند - کوی تو را به جنّت و رضوان نمی دهم
نام تو را بنزد اجانب نمی برم - این اسم اعظم است به دیوان نمی دهم
جان می دهم بشوق وصال تو یا حسین - تا بر سرم قدم ننهی جان نمی دهم
ای خاک کربلای تو مهر نماز من - آن مهر را به ملک سلیمان نمی دهم
ما را غلامی تو بود تاج افتخار - این تاج را به افسر شاهان نمی دهم
دل جایگاه عشق تو باشد به غیر تو - این خانه خداست به شیطان نمی دهم
گر جرعه ای ز آب فراتم شود نصیب - آن جرعه را به چشمه حیوان نمی دهم
تا سر نهاده ام چو (مؤیّد) به درگهت - تن زیر بار منت دو نان نمی دهم** گلهای اشک 22.***

(17)

«غاضریه»

«امام باقر علیه السلام » فرمود:
«غاضریه» (کربلاء) همان بقعه ایست که «حضرت موسی علیه السلام »، با خدا سخن گفت و «حضرت نوح علیه السلام » در آنجا مناجات کرد و آن گرامی ترین سرزمین است نزد خدا.
و اگر اینطور نبود خداوند دوستان خود و فرزندان پیغمبران خود را آنجا نمی سپرد پس قبر های ما را در غاضریه زیارت کنید.** رمزالمصیبة ج 1/ ص 137 بنقل از بحار101/ 108***

حریم کعبه عشق است آستان حسین - محیط جوهر عشق خداست جان حسین
چراغ هیچ کس ارتا سحر نمی سوزد - جهان فروز بود نور جاودان حسین
حدیث کربلا نقش دفتر دلهاست - که تا ابد نشود کهنه داستان حسین
بهار هر چمنی را خزان رسد از پی - ولی همیشه بهار است بوستان حسین
بحکم شرع حرام است خوردن هر خاک - بغیر خاک شفابخش آستان حسین
هلال ماه محرّم دمید و بار دگر - بدشت ماریه زد خیمه کاروان حسین
چه کاروان همه مردان پاکباز و دلیر - چه کاروان همه سرباز و جانفشان حسین
برادری چو ابوالفضل یادگار علی است - امیر لشکر و سقای کودکان حسین
در این زمین بلا خیز زینب کبری است - یگانه خواهر غمخوار و مهربان حسین
بکوی دوست چو تنها نمی سزد رفتن - خوش است کودک شش ماهه ارمغان حسین
شبان تیره چراغ حریم اهل اللَّه - بود فروغ رخ اکبر آن جوان حسین
حسین،زاده زهراست میهمان صد آه - که کوفیان دغایند میزبان حسین
منافقین همه از آب کامیاب ولی - کنار آب روان تشنه خاندان حسین
کسی به اهل و نسب فخر می تواند کرد - که هست چو(مؤیّد) زدودمان حسین** گلهای اشک 30.***

(18)