داستانهایی از خاک تربت امام حسین علیه السلام

نویسنده : شهید احمد میر خلف زاده و علی میر خلف زاده

«تربت قبر»

«حضرت ابی عبداللَّه علیه السلام »، فرمودند:
هر گاه کسی از شما تربت قبر حسین علیه السلام را خواست تناول کند، بگوید:
بار خدایا از تو سؤال می کنم به حق فرشته ای که آن را اخذ نموده و رسولی که آن را جای داده و وصّی که در آن پنهان شده آن را شفاء از هر دردی قرار بده (نام دردهای مورد نظر را ببر).** کامل الزیارات 850***
حضرت ابو جعفر علیه السلام فرمودند:
هرگاه تربت قبر حسین علیه السلام را اخذ کردی بگو:
خدایا به حق این تربت و بحق فرشته ای که موکّل بر آن است، و به حق فرشته ای که آن را حفر نموده، قرار بده این تربت را شفاء از هر دردی و امان از هر خوف و هراسی.
سپس حضرت فرمودند:
اگر شخصی چنین کند حتماً تربت شفاء هر دردی خواهد بود و از هر خوفی امان برایش می باشد.**کامل الزیارات 851***
شه لب تشنگان را کربلا شد آخرین منزل - بگفتا بر گشائید همرهان از ناقه ها محمل
الا ای ساربان خرگاه زینب را به پستی زن - نه بیند تا برادر را بزیر خنجر قاتل
بلیلا ای خدا صبری بده آندم که او بیند - تن اکبر بخون غلطان بسان طایر بسمل
چه بیند غرقه خون قنداقه اصغر رباب از غم - خراشد رو کند گیسو کشد هر لحظه آه از دل
بطرف جویباری ام لیلا گر گلی بیند - فغان از دل آرد چون گل رو برده سر در گل
چو بیند (هاشمی) رأس حسین زینب بروی نی - کند کاری که خون گرید بحالش چوبه محمل **مصائب الائمه 93.***

(12)

«حافظ از خوف»

ابو حمزه ثمالی از حضرت ابی عبداللَّه علیه السلام نقل کرد، من در مکّه بودم (...در اثناء حدیثش گفت):
فدایت شوم می بینم اصحابمان را که تربت حائر را برای استشفاء اخذ می کنند، آیا اینکه می گویند در این تربت شفاء هست درست است؟
امام علیه السلام فرمودند:
استشفاء می جویند به تربتی که از قبر تا رأس چهار میلی قرار گرفته و شفاء حاصل می شود ... .
اخذ کن که شفاء است برای هر دردی و حافظ است از آنچه خوف و هراسی داری و هیچ داروئی معادل آن نبوده مگر دعاء. و باید توجّه داشت اگر فسادی در این تربت دیده می شود و احیاناً تأثری ندارد این همان فساد ناشی از سه چیز است:
الف:آنچه با آنها مخلوط می گردد(مراد ظروفی است که تربت ها را در آنها می ریزند)
ب:کسانی که با این تربت استشفاء می جویند اعتقاد و یقینشان به حصول شفاء اندک می باشد.
ولی آنانکه یقین کامل دارند که در صورت معالجه با آن شفاء بر ایشان حاصل می شود و آنرا بکار برند به اذن خدا معالجه شده و این تربت آنها را از داروهای دیگر مستغنی می نماید.
ج: شیاطین و جن هائی از اهل کفر هستند بر بنی آدم حسد برده و این تربت را مسح نموده و بوی آن را از بین می برند و اساساً تربت از حائر خارج نمی شود مگر آنکه جماعتی از این شیاطین و جن ها که تعدادشان قابل احصاء نیست آماده اند برای اینکه تربت را اگر چه در دست صاحبش هست مسح نموده و اثرش را زائل کنند و اینکه بیرون حائر هستند و نمی توانند به درون آن نفوذ کنند بخاطر وجود فرشتگان در حائر می باشد.
و اگر تربتی سالم بوده واز تماس شیاطین و جن ها در امان مانده باشد مسلماً احدی با آن معالجه نکرده مگر آنکه در آن ساعت بهبودی برایش حاصل می شود، بنابراین اگر تربت سالم بماند وقتی اخذش نمودی پنهانش کن و زیاد اسم خداوند متعال را بر آن بخوان و بِدَم.
خبر رسیده که برخی از کسانی که تربت را اخذ نموده اند آنرامورد استحفاف قرار داده حتی پاره ای از ایشان آنرا در توبره و علف دان شتر و قاطر و درازگوش یا در ظرف طعام انداخته و یا با دست های آلوده به طعام و غذا آنرامسح نموده و یا آن را در خورجین می نهند و با این حال چگونه با آن شفاء حاصل شود؟!
چنانچه قلبیکه در آن یقین و اعتقاد به تأثی تربت نیست و صاحبش به آنچه مصلحت و صلاح خودش در آن است استحفاف می ورزد اثر و عمل تربت را قطعاً فاسد می نماید.** کامل الزیارات 852***
ختم بر تربت قبر حسین علیه السلام و متمّم فائده آن این است که سوره اناانزلناه فی لیلة القدر را بر آن خوانده و به آن بدمند.**کامل الزیارات 855***

ای زمین کربلا، مرکز فیض خدا - فخر کن بر ماسوا، تا بود عالم بپا
گشت وارد در زمین کربلا سلطان دین - سبط خیر المرسلین
عالم ایجاد گردید از ورودش دل غمین - جمله انس و جن حزین
مجلس ماتم بپا گردید در خلد برین - دیده گریان حورالعین
با زمین کربلا فرمود آن خسرو چنین - شو مهیا ای زمین** مصائب الائمه 104.***

(13)

«بیماریهای فراوان»

محضر مبارک ابی عبداللَّه علیه السلام عرضه داشتم:
من مردی هستم مبتلا به بیماری های فراوان و هیچ دوائی نیست مگر آن را مصرف کرده و به منظور مداوا خورده ام ولی بهبودی برایم حاصل نشده چه باید بکنم؟
حضرت به من فرمودند:
کجائی، و چرا از تربت حسین علیه السلام غافل هستی،در آن شفاء از هر دردی بوده و امن است از هر خوف و هراسی، البته وقتی آنرا اخذ می کنی بگو:
خدایا از تو می خواهم به حق این تربت و به حق فرشته ای که آنرا اخذ نموده و به حق پیامبری که آن را قبض کرده و به حق وصِیّ که در آن حلول نموده، درود فرست بر محمد و اهل بیتش و قرار بده برای من در آن شفاء از هر دردی و امان از هر خوف و هراسی.
راوی می گوید: سپس حضرت فرمودند،
فرشته ای که تربت را اخذ کرد جبرئیل 7 بود و آن را به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نشان داده و گفت:
این تربت فرزندت حسین است، بعد از تو امتّت او را می کشند.
و پیامبری که آن را قبض نمود وجود مبارک حضرت محمد صلی الله علیه و آله می باشد.
و اما وصیی که در آن حلول کرده عبارت است از حضرت حسین بن علی علیه السلام که سرور و آقای شهداء است.
محضر مبارکش عرض کردم: شفاء از هر درد را دانستم اما چگونه امان از هر خوف و هراسی است؟
حضرت فرمودند:
هر گاه از سلطانی خوف داشتی یا خوفی دیگر در تو پیدا شد از منزلی بیرون میا مگر آنکه با تو از تربت قبر حسین علیه السلام باشد و هنگامی که می خواهی آن را اخذ کنی و برداری بگو:
خدایا این تربت قبر حسین ولی و فرزند ولی تو است، آن را به منظور حفظ از آنچه خوف و از آنچه خوف ندارم برداشته ام.
البته این فقره یعنی «از آنچه خوف ندارم» را نیز بگو زیرا گاهی ابتلائات و حوادثی برای تو پیش می آید که از آنها خوف و هراسی نداشتی و احتمال پیش آمدنش را نمی دادی.
راوی می گوید: پس تربت را به همان طوری که حضرت دستور فرموده بودند برداشتم، بخدا سوگند بدنم صحت و بهبودی یافت و برایم امان شد از تمام خوفها و هراسها، به او از آنچه خوف و هراسش را نداشتم عیناً همان طوری که حضرت فرمودند و پس از آن به حمداللَّه هیچ امر مکروه و ناگواری برایم پیش نیامد.**الزیارات 857***
ای کعبه امید و امان کربلای تو - سرهای سرخوشان جهان را هوای تو
منعم کسی که خوشه ای از خرمن تو چید - محروم آنکه توشه نبرد از عطای تو
ذلت نصیب آنکه بکوی تو رو نکرد - دولت قرین آنکه ز جان شد گدای تو
اظهار درد پیش طبیبان نمی برد - هر کو گرفت نسخه ز دارالشفای تو
خمخانه طهور به آبی نمی خرد - مست چشیده جرعه جام ولای تو
برتر ز گوهر است به نزدیک عارفان - اشکی اگر زدیده چکد در عزای تو
حق آشنا دلی که مقام ترا شناخت - خود ناشناس آنکه نشد آشنای تو
ای تربت تو بوسه گه خیل عاشقان - وی توتیای اهل نظر خاک پای تو
تا دیده عنایتت افتد بسوی ما - روی امید ماست بدولت سرای تو
آنجا که نیست هیچ کسی دستگیر کس - دست من و کرامت بی منتهای تو
در روز حشر روی شفاعت بسوی تست - آنرا که روشناش نباشد دوای تو
دست (حمید) وذیل ولای تو گرچه نیست - شایسته عنایت و لطف و سخای تو** گلواژه 4/ 462.***

(14)