داستانهایی از خاک تربت امام حسین علیه السلام

نویسنده : شهید احمد میر خلف زاده و علی میر خلف زاده

«اولین خاک و آب»

«صفوان جمال» برای ما نقل کرد که:
از امام صادق (علیه السلام) شنیدم،که آن حضرت فرمود:
خداوند تبارک و تعالی برخی از زمین، و آب ها را بر بعضی دیگر تفضیل و برتری داد، پاره ای تفاخر و تکبّر نموده و تعدادی از آنها ستم و تعدی نمودند از این رو آب و زمینی نماند مگر آنکه مورد عقاب الهی قرار گرفت.
زیرا تواضع و فروتنی در مقابل خدا را ترک کردند، حتّی خداوند متعال مشرکین را بر کعبه مسلّط نمود. به زمزم آبی شور وارد کرد و طعمش را فاسد نمود.
«ولی زمین کربلاء و آب فرات اوّلین زمین و اوّلین آبی هستند که خداوند متعال مقدّس و پاکیزه نمود و به آنها برکت داد».
مگر نبوده که زمین ها و آب ها بعضی بر برخی دیگر تفاخر و تکبّر نمودند؟!
زمین کربلاء عرضه داشت: «من زمین خدا بوده که مرا مقدّس و مبارک آفرید، شفاء را در تربت و آب من قرار داد»، هیچ فخری نکردم، بلکه در مقابل آن کس که این فضیلت را به من داده فروتن و ذلیل می باشم، چنانچه بر زمین های دون خود نیز فخر نمی کنم، بلکه خدا را شکر و سپاس می کنم.
«پس خداوند متعال بواسطه حسین علیه السلام و اصحابش آن سرزمین را مورد اکرام قرار داد». و در تواضع و فروتنی و شکرش افزود، سپس حضرت ابو عبداللَّه علیه السلام فرمودند:
«کسی که برای خدا تواضع و فروتنی کند، حق تعالی او را بلند کند و کسی که تکبّر نماید، وی را پست و ذلیل خواهد نمود.»** کامل الزیارات 822***
من که مانند نی در نوایم - عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم - عاشق کربلای حسینم
خادم کوی آن نور عینم - عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانی - لیک در پیری و ناتوانی
بلبل آسا کنم نغمه خوانی - تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهی ندارم - جز تو شاها پناهی ندارم
عاشقم من گناهی ندارم - حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین ای عزیز پیمبر - زاده عصمتِ پاک داور
زیب عرش خدا پور حیدر - با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم - آشنا با غم و رنج و دردم
تا فدای وفای تو گردم - در رثایت سخن می سرایم
گشته ام تا به مهر تو پای بند - گر جدا گردَدَم بند از بند
نگسلم از تو یک لحظه پیوند - ای شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت - جان به قربان مهر و وفایت
بین که «مردانی» با وفایت - اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم - در سؤالش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم - مرثیت خوان آل عبایم
عاشقم عاشق کربلایم - من که مانند نی در نوایم** لاله های عشق ص 191.***
هو المحبوب
حاج احمد مشجّری مدّاح «محبوب»

خواهی که جّنت عَدن گردد تو را قباله - یکدم نظر ز احسان افکن بر این رساله
از بحر علم و عرفان، همچون کمیل دریاب - مقصود خویشتن را در نینوای ناله** نینوای ناله ص 1.
***

(4)

«مکان قبر»

1- «اسحق بن عمّار» گفت: شنیدم «حضرت ابوعبداللَّه امام صادق علیه السلام » فرموند: «محل قبر حسین بن علی علیه السلام روزی که در آن دفن شدند، باغی از باغهای بهشت بود.» و فرمود: موضع قبر حسین علیه السلام باغی مرتفع از باغهای مرتفع بهشت است.** کامل الزیارات 823***
2- «حرم قبر امام حسین علیه السلام یک فرسخ در یک فرسخ از چهار طرف می باشد.»** کامل الزیارات 824***
3- «حریم قبر امام حسین علیه السلام پنج فرسخ از چهار جانب قبر می باشد.»** کامل الزیارات 824***
باز دل دیشب هوای عشق کرد - آرزوی کربلای عشق کرد
بانوای نی دلم دمساز شد - سوی دشت خون سفر آغاز شد
با نوای نی چه حالی داشم - لحظه های بی زوالی داشتم
نی نوای نینوایی ساز کرد - نی هم آنشب عقده دل باز کرد
چشم دل واکردم آنجا نور بود - سرزمین عشق و حال و شور بود
نینوا بود و خدا بود و حسین - وسعت کرببلا بود و حسین
کربلا یعنی کمال بندگی - کربلا یعنی رها در زندگی
کربلا یعنی بلاء للولا - در جواب نغعه قالوا بلی
کربلا یعنی عطش در موج خون - کربلا یعنی طپش مستی جنون
کربلا یعنی شهود لاله ها - کربلا یعنی عروج ناله ها
کربلا یعنی نوای العطش - روی لبها رد پای العطش
کربلا یعنی سراپا سوختن - تشنه لب بین دو دریا سوختن
کربلا یعنی که سقای ادب - در کنار شط بیفتد تشنه لب
کربلا یعنی حضور فاطمه - پیش سقا در کنار علقمه
کربلا یعنی تبسّم بر اجل - نزد قاسم مرگ اَحْلی مِن عَسَل
کربلا یعنی علی اصغر شدن - تشنه بر دوش پدر پرپر شدن
کربلا یعنی فغان و التهاب - خیره بر گهواره چشمان رباب
کربلا یعنی که رزم حیدری - اکبر آسا غرق خون جنگ آوری
کربلا یعنی وداع زینبین - پشت خیمه با گل زهرا حسین
کربلا یعنی میان قتلگاه - خنجر شب بر گلوی خشک ماه
کربلا یعنی هجوم گرگها - بر خیام یوسف آل عبا
کربلا یعنی یتیمان حسین - گریه در شام غریبان حسین
کربلا یعنی شرف در یک کلام - بر حسین و کربلای او سلام** نینوای ناله ص 79.***

(5)

«نردبان به آسمان»

«اسحق بن عمّار،» می گوید:
از «حضرت ابا عبداللَّه امام ششم علیه السلام » شنیدم که فرمودند:
برای جای قبر حسین بن علی علیه السلام حریم معلومی می باشد، کسی که آن را بداند و پناهنده به آن شود پناه داده می شود.
محضرش عرضه داشتم: فدایت شوم، «مکان حریم قبر را برای من بیان فرمائید»؛ حضرت فرمودند:
«از مکانی که امروز قبر آن است این طور ارزیابی کنی: از هر جانب چهارگانه، یعنی: جانب جلو و پشت و سمت راست و سمت چپ بیست و پنچ ذراع اندازه بگیر و مساحتی که از ملاحظه آن بدست می آید حریم قبر می باشد».
و مکان قبر روزی که حضرت در آن دفن شدند، باغی از باغهای بهشت بوده، و «در همان جا نردبانی نصب شده و اعمال زوّار آن جناب را بوسیله آن به آسمان می برند و هیچ فرشته و پیامبری در آسمان نیست، مگر از خدا در خواست می کند که به او اذن و اجازه زیارت قبر امام حسین علیه السلام داده شود، پس دسته ای برای زیارت به پائین آمده و گروهی پس از زیارت به بالا می روند.** کامل الزیارات 825***
ای حسینی مذهبان اینجا دیار کربلاست - خیمه ها بر فرازید این وادی عشق و وفاست
این زمین خاک عشق است، تربت پاک عشق است - ما به شوق جانبازی بر یاری دین خدا
ز سر و تن بگذریم ای همرهان با وفا - این زمین خاک عشق است، تربت پاک عشق است
این زمین منزل ماست، این ره به پایان آمده - موسم جان نثاری بذل سر و جان آمده
این زمین خاک عشق است، تربت پاک عشق است - گوهر عزّت ما آید به بازار وجود
شاهدان شهیدیم در حقله غیب و شهود - این زمین خاک عشق است، تربت پاک عشق است
کشته می گردد اینجا هر کس که جانش قابل است - کربلا محراب خون، سجده گاه اهل دل است
این زمین خاک عشق است، تربت پاک عشق است - کشته می گردد اینجا عباس و عون جعفرم
دل عالم بسوزد از داغ مرگ اکبرم - این زمین خاک عشق است، تربت پاک عشق است
گلوی اصغر من گردد نشان تیر کین - خون او را می پاشم بر آسمانها از زمین
این زمین خاک عشق است، تربت پاک عشق است - اهلبیت رسالت گردد اسیر دشمنان
سر ما را به نیزه بیند نگاه آسمان - این زمین خاک عشق است، تربت پاک عشق است** آئینه عزا ص 59.***

(6)