داستانهایی از خاک تربت امام حسین علیه السلام

نویسنده : شهید احمد میر خلف زاده و علی میر خلف زاده

«فضیلت زمین»

«حضرت ابی عبداللَّه علیه السلام امام صادق» فرمودند:
زمین کعبه در مقام فخر و بزرگی گفت: «کدام زمین مثل من است» زیرا خداوند متعال خانه اش را بر پشت من بنا کرده و مردم از هر راه دور
و نزدیک باید متوجه من شوند، و حرم امن خدا قرار
داده شده ام؟
خداوند متعال به سویش وحی کرد و فرمود:
بس کن و آرام بگیر، به عزّت و جلال خودم قسم آنچه را که تو برای خود فضیلت می دانی در قیاس با فضیلتی که به زمین کربلاء اعطاء نموده ام، همچون قطره ای نسبت به آب دریا است، که سوزنی را در آن فرو برند و آن قطره را با خود بر دارند.
اساساً اگر خاک کربلاء نبود این فضیلت هم برای تو نبود و نیز اگر آنچه که این خاک آن را در بر دارد نبود تو را نمی آفریدم و بیتی را که تو به آن افتخار می کنی خلق نمی کردم. بنابراین آرام بگیر و ساکت باش و متواضع و خوار و نرم باش و «نسبت به زمین کربلا استنکاف و استکبار و طغیانی از خود نشان مده» و اِلاّ تو را فرو برده و در آتش جهنّم قرارت می دهم.** ترجمه کامل الزیارات 811***
ای که به عشقت اسیر، خیل بنی آدمند - سوخته گان غمت با غم دل، خرّمند
هر که غمت را خرید، عشرت عالم فروخت - باخبران غمت بی خبر از عالمند
یوسف مصر بقا در همه عالم توئی - در طلبت مرد و زن آمدِ با دِرهمند
تاج سر بوالبشر خاک شهیدان توست - کاین شهدا تا ابد فخر بنی آدمند
گشت چو کرب و بلا رؤیت عشقت بلند - خیل ملک در رکوع پیش لوایت خمند
خاک سر کوی تو زنده کند مرده را - زانکه شهیدان او جمله مسیحا دمند
مردم، از این تشنه گان گرطلبی بذل جان - در قدمت جان فشان با قدمی محکمند
در غم جسمت محب اشک نریزد چرا - کاین قطرات عیون زخم تو را مرهمند** لاله های عشق ص 185.***

(2)

«زمین مقدس»

«حضرت علی بن الحسین علیه السلام » فرمودند:
خداوند متعال بیست و چهار هزار سال قبل از اینکه زمین کعبه را خلق کند و آن را حرم قرار دهد، «زمین کربلاء را آفرید و آن را حرم امن و مبارک گردانید» و هر گاه حق تعالی بخواهد، کره زمین را بلرزاند و حرکتش دهد (شاید کنایه از قیامت باشد) «زمین کربلاء را همراه تربتش در حالی که نورانی و شفاّف هست، بالا برده و آن را در برترین باغ های بهشت قرار دهد و بهترین مسکن در آنجا می گرداندش و ساکن نمی شود در آن مگر انبیاء و مرسلین».
(یا بجای این فقره فرمودند: و ساکن نمی شود در آن مگر رسولان و اولوالعزم). «این زمین بین باغ های بهشت می درخشد». همان طوری که ستاره در خشنده بین ستارگان نور افشانی می نماید، نور این زمین چشم های اهل بهشت را تار می کند و با صدائی بلند می گوید:
«من زمین مقدّس و طیّب و پاکیزه و مبارکی هستم که سیدالشهداء علیه السلام و سرور جوانان اهل بهشت را در خود دارم.»** همان 814***
بوی بهشت می وزد از کربلای تو - ای کشته ای که جان دو عالم فدای تو
در حیرتم چه شد که نشد آسمان خراب - وقتی شنید ناله واغربتای تو
رفتی بپاس حرمت کعبه به کربلا - شد کعبه حقیقی دل کربلای تو
اجر هزار عمره و حج در طواف توست - ای مروه و صفا به فدای صفای تو
با گفتن رضاً بقضائک بقتلگاه - شد متحدّ رضای خدا با رضای تو
تو هر چه داشتی بخدا دادی، حسین - فردا خداست جلّ جلال جزای تو** لاله های عشق ص 184.***

(3)

«اولین خاک و آب»

«صفوان جمال» برای ما نقل کرد که:
از امام صادق (علیه السلام) شنیدم،که آن حضرت فرمود:
خداوند تبارک و تعالی برخی از زمین، و آب ها را بر بعضی دیگر تفضیل و برتری داد، پاره ای تفاخر و تکبّر نموده و تعدادی از آنها ستم و تعدی نمودند از این رو آب و زمینی نماند مگر آنکه مورد عقاب الهی قرار گرفت.
زیرا تواضع و فروتنی در مقابل خدا را ترک کردند، حتّی خداوند متعال مشرکین را بر کعبه مسلّط نمود. به زمزم آبی شور وارد کرد و طعمش را فاسد نمود.
«ولی زمین کربلاء و آب فرات اوّلین زمین و اوّلین آبی هستند که خداوند متعال مقدّس و پاکیزه نمود و به آنها برکت داد».
مگر نبوده که زمین ها و آب ها بعضی بر برخی دیگر تفاخر و تکبّر نمودند؟!
زمین کربلاء عرضه داشت: «من زمین خدا بوده که مرا مقدّس و مبارک آفرید، شفاء را در تربت و آب من قرار داد»، هیچ فخری نکردم، بلکه در مقابل آن کس که این فضیلت را به من داده فروتن و ذلیل می باشم، چنانچه بر زمین های دون خود نیز فخر نمی کنم، بلکه خدا را شکر و سپاس می کنم.
«پس خداوند متعال بواسطه حسین علیه السلام و اصحابش آن سرزمین را مورد اکرام قرار داد». و در تواضع و فروتنی و شکرش افزود، سپس حضرت ابو عبداللَّه علیه السلام فرمودند:
«کسی که برای خدا تواضع و فروتنی کند، حق تعالی او را بلند کند و کسی که تکبّر نماید، وی را پست و ذلیل خواهد نمود.»** کامل الزیارات 822***
من که مانند نی در نوایم - عاشقم عاشق کربلایم
روز و شب در غم و شور و شینم - عاشق کربلای حسینم
خادم کوی آن نور عینم - عبد درگاه آن مقتدایم
گر چه بگذشته دور جوانی - لیک در پیری و ناتوانی
بلبل آسا کنم نغمه خوانی - تا که باشد طنین در صدایم
یا حسین جز تو شاهی ندارم - جز تو شاها پناهی ندارم
عاشقم من گناهی ندارم - حق بود شاهد مدّعایم
یا حسین ای عزیز پیمبر - زاده عصمتِ پاک داور
زیب عرش خدا پور حیدر - با غم و عشق تو آشنایم
من چو مجنون صحرا نوردم - آشنا با غم و رنج و دردم
تا فدای وفای تو گردم - در رثایت سخن می سرایم
گشته ام تا به مهر تو پای بند - گر جدا گردَدَم بند از بند
نگسلم از تو یک لحظه پیوند - ای شهید سر از تن جدایم
یا حسین جان عالم فدایت - جان به قربان مهر و وفایت
بین که «مردانی» با وفایت - اشک خون ریزد از دیده هایم
حق به محشر چو خواهد حسابم - در سؤالش بود این جوابم
ذاکر زاده بو ترابم - مرثیت خوان آل عبایم
عاشقم عاشق کربلایم - من که مانند نی در نوایم** لاله های عشق ص 191.***
هو المحبوب
حاج احمد مشجّری مدّاح «محبوب»

خواهی که جّنت عَدن گردد تو را قباله - یکدم نظر ز احسان افکن بر این رساله
از بحر علم و عرفان، همچون کمیل دریاب - مقصود خویشتن را در نینوای ناله** نینوای ناله ص 1.
***

(4)