فهرست کتاب


برگی از آسمان (شرحی بر توقیعات حضرت مهدی علیه السلام)

حجت الاسلام میرزا علی بابائی

زهری امام زمان علیه السلام را دید

در حرائج و غیبت شیخ از کلینی و او با سلسله سند از زهری روایت نموده که گفت بقدر کافی در جستجوی امام زمان گردش کردم و مال زیادی از من در این راه صرف شد سپس بخدمت محمد بن عثمان رسیدم و به همین منظور مدتی نزد وی به خدمتگزاری پرداختم تا آنکه روزی از صاحب الزمان علیه السلام سراغ گرفتم و او گفت نمی توانی حضرت را ببینی من با التماس زیاد مقصود خود را تکرار کردم گفت فردا صبح بیا چون فردا صبح نزد وی رفتم دیدم جوانی که در زیبایی و خوشبویی از همه کس بهتر و لباس تجار بر تن داشت با وی است و به هیئت تجار چیزی در آستین دست دارد وقتی نظرم به او افتاد نزدیک محمد بن عثمان رفتم ولی او به من اشاره نمود که به طرف آن جوان برگردم من هم به طرف جوان برگشتم و سؤالاتی از وی نمودم و هر چه می خواستم به من جواب داد آنگاه رفت که داخل خانه شود و آن خانه چندان مورد نظر نبود محمد بن عثمان به من گفت اگر می خواهی چیزی بپرسی بپرس که دیگر بعد از این او را نمی بینی من هم به دنبال او رفتم که سؤالاتی بنمایم ولی او گوش نداد و داخل خانه شد و نگفت جزء این دو جمله: ملعون است کسی که نماز عشاء را چندان به تأخیر بیاندازد که ستارگان آسمان همچون تیر بگذرند و ملعون است کسی که نماز صبح را چندان به تأخیز بیاندازد که ستارگان آسمان ناپدید شوند چیزی نفرمود سپس داخل خانه شد**بحار، ج 13، ص 737.***.
و از کسانی که به خدمت حضرت امام زمان علیه السلام رسیده و دیده بودند بنام ابومحمد عجلی است که یکی از شیعیان زری به او داد که به جهت صاحب الامر حج کند و این عادت شیعیان بود و ابو محمد پیری بود از صلحای شیعه او را دو پسر بود یکی عابد و صالح و دیگری فاسق و بد و ابو محمد حصه از آن زر به فاسق هم داد حکایت کرد که چون به عرفات رسیدم جوانی دیدم گندم گون خوش روی خوش لباس که بیش از همه کس به دعا و تضرع مشغول بود چون وقت روانه شدن مردم بود به من ملتفت شده گفت ای شیخ از خدا شرم نداری گفتم در چه باب یا سیدی و مولای فرمود حجیه به تو می دهند از برای آنکه می دانی و تو از آن زر به کسی می دهی که شراب می خورد و صرف فسق می کند و نمی ترسی که چشمت برود و اشاره به یک چشم من کرد و من خجل شده روانه شدم و چون به خود افتادم هر چند نظر کردم او را ندیدم و از آن روز که خجالت یافتم بر آن چشم می ترسیدم شیخ الطائفة محمد بن محمد بن النعمان المفید روایت کرده که چهل روز تمام نشده بود که در همان چشمش قرحه ای پیدا شده و نابینا گشت و دانست که آن جوان حضرت صاحب علیه السلام بوده و او را نشناخته**حدیقة الشیعه، ج 2، چاپ جدید، ص 982.***.
در حدیث معتبر از امام باقر علیه السلام منقول است که حق تعالی چهارده نور آفریده قبل از آنکه سایر خلق را بیافریند به چهارده هزار سال پس آنها ارواح ما بودند.گفتند یا رسول الله کیستند آن چهارده نفر فرمود محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و نه امام علیهم السلام از اولادان حسین علیه السلام که آخر ایشان قائم علیه السلام است که غائب خواهد شد و بعد از غیبت ظاهر خواهد شد و دجال را خواهد کشت و زمین را از جور و ستم پاک خواهد کرد**حیوة القلوب، ج 1، ص 5.***.
از آیاتی که تأویل به امام زمان علیه السلام شده است یکی آیه شریفه یریدون لیطفوا نورالله بافواهم و الله متم نوره و لوکره الکافرون است یعنی می خواهند با دهانهایشان نور خدا را خاموش نمایند ولی خداوند نور خود را با قائم آل محمد تمام می کند در آن زمان که ظهور کند تا خداوند او را بر همه مذاهب باطل غلبه دهد بطوریکه جز خدای یگانه پرستش نشود این است معنی یملاء الارض قسطاً وعدلاً حکاملنت ظلماً و جوراً**سوره صف، آیه 8. بحار، ج 13، ص 253. ***
در احادیث اهلبیت علیهم السلام وارد شده که مراد از نور ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است و مراد اتمام نور انتشار ولایت اوست در قلوب اهل ایمان. ابو بصیر گفت من از حضرت صادق علیه السلام تفسیر این آیه را پرسیدم حضرت فرمود بخدا قسم که تأویل این آیه هنوز نازل نشده و تحقق نیافته. گفتم قربانت شوم کدام وقت تأویل این آیه تحقق خواهد یافت. فرمود وقتیکه قائم آل محمد صلوات الله علیه ظاهر شود و اگر خدایتعالی خواهد پس چون قائم بیرون آید نه می ماند کافری و نه مشرکی مگر آنکه مکروه می دارد خروج آن جضرت را و از همان جهت است که در زیارت آن بزرگوار می گویند السلام علیک یا نورالله الذی لا یطفی سلام بر تو ای نور خدا که خاموش نشود**مقام ولایت، ص 285. ***.
دیگر از آیاتی که تأویل به ظهور امام زمان شد آیه مبارکه دیگر در سوره نور است الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصابیح فی زجاجة کانها کوکب دری یوقدمن شجرة مبارکة زیتونة لاشرقیه و لاغربیة یکاد زینتها یضی ولو لم تمسه نار نور علی نور یهدی الله ینوره من یشاء الخ می فرماید خداوند نور آسمانها و زمین است مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پر فروغ) باشد آن چراغ در حبابی قرار گیرد حبابی شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان و این چراغ افروخته می شود که از درخت پربرکت زیتونی گرفته شده که نه شرقی است و نه غربی آنچنان روغنش صاف و خالص است که گوئی بدون تماس با آتش می خواهد شعله ور شود نوری است بر فراز نور و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می کند**سوره نور، آیه 35. ***.
در کتاب روضه کافی از امام صادق علیه السلام می خوانیم که در تفسیر آیه نور فرمود ان المشکاة قلب محمد صلی الله علیه و آله و المصباح النور الذی فیه العلم و الزجاجة قلب علی علیه السلام او نفسه مشکات قلب محمد صلی الله علیه و آله است و مصباح همان نور علم و هدایت و زجاجه اشاره به علی علیه السلام یا قلب او است که بعد از رحلت پیامبر این مصباح در آن قرار گرفت**تفسیر نمونه، ج 4، ص 485.***.
در حدیث دیگری که در توحید صدوق آمده است چنین می خوانیم امام باقر علیه السلام فرمود ان المشکاة نور العلم فی صدر النبی صلی الله علیه و آله و الزجاجة صدر علی علیه السلام... و نور علی نور امام مؤید بنور العلم و الحکمة فی اثر الامام من آل محمد و ذلک من ادن تقوم الساعة فهؤلاء الاوحیاء الدین جعلهم الله عزوجل خلفاء فی ارضه و حججه علی خلقه لا تخلوا الارضه فی کل عصر من واحد منهم مشکلات نور علم در سینه پیامبر صلی الله علیه و آله است و زجاجه سینه علی علیه السلام است و (نور علی نور) امامانی از آل محمد صلی الله علیه و آله هستند یکی بعد از دیگری می آیند و با نور علم و حکمت مؤیدند و این رشته از آغاز خلقت آدم تا پایان جهان ادامه دارد و داشته اینها همان اوصیایی هستند که خداوند آنها را خلفاء زمین قرار داده و حجت خویش بر بندگان، در هیچ عصر و زمانی صفحه روی زمین از آنها خالی نبوده است و نخواهد بود**مدرک سابق.***.
از آیاتیکه تأویل به ظهور امام زمان علیه السلام شده آیه ای از سوره ابراهیم و لقد ارسلنا موسی بایاتنا ان اخرج قومک من الظلمات الی النور و ذکرهم بایام الله فی ذلک لایات لکل صبار شکور یعنی موسی را همراه آیات خود فرستادیم تا قوم خود را از ورطه ظلمانی کفر در آورده بواد نورانی ایمان رهبری کند و آن ها را به روزهای خداوند متذکر گرداند که در آن آیاتی است برای هر صبر کننده و شکر گذاری. روزهای خداوند (ایام الله) سه روز است روز ظهور قائم علیه السلام و مرگ و روز قیامت **تفسیر علی بن ابراهیم، تفسیر نمونه. ***.
در حدیثی از امام باقر علیه السلام می خوانیم که فرموده ایام الله یوم یقول القائم علیه السلام و یوم الکرة و یوم القیامة ایام الله روز قیام مهدی موعود علیه السلام و روز رجعت و روز قیامت است**تفسیر نمونه، ج 1، ص 275.***.

گفتگوی حضرت امام صادق علیه السلام با ابوحنیفه

در علل الشرایع است که چون ابو حنیفه بخدمت حضرت صادق علیه السلام رسید حضرت از وی پرسید معنی آیه شریفه قل سیروا فیها لیالی و ایاماً امنین **سوره سبأ، آیه 18.***یعنی بگو شبها و روزهائی در کمال امن در زمین راه روید چیست و این زمان کجاست ابو حنیفه گفت گمان می کنم مقصود ما بین مکه و مدینه باشد حضرت صادق علیه السلام رو کرد به اصحاب و فرمود اطلاع دارید که در راه مکه و مدینه جلو مردم را می گیرند و اموال آنها را به غارت برده و آنها هم از جان خود ایمن نیستند و کشته می شوند عرض کردند آری و با این گفتگو ابو حنیفه ساکت شد آنگاه فرمود ای ابو حنیفه بگوید ائم معنی این آیه چیست من دخل کان امناً یعنی هر کس داخل آن شود آسوده است این محل کدام قسمت از زمین است گفت خانه خداست فرمود البته میدانی که حجاج بن یوسف جرثقیل به خانه خدا بست و عبدالله زبیر را که پناه به آنجا برده بود بقتل رسانید آیا او در آنجا آسوده بود ابوحنیفه در اینجا نیز سکوت کرد وقتی ابو حنیفه از خدمت حضرت خارج شد ابوبکر حضرمی بحضرت صادق علیه السلام عرض کرد قربانت گردم جواب این دو سؤال که از ابو حنیفه فرمودی چیست فرمود مقصود از آیه اول که می فرماید شبها و روزها در کمال امن در روی زمین راه بروید یعنی قائم ما اهلبیت با کمال امن راه بروید در آیه دوم که می فرماید هر کس داخل آن شود آسوده است یعنی هر کس با قائم ما بیعت کند و در سلک پیروان وی داخل شود و دست او را بفشارد در کمال امن خواهد بود**بحار، ج 13، ص 1106.***.
صدوق در خصال از ابو فاخته روایت می کند که امام زین العابدین علیه السلام فرمود اذا اقام قائمنا اذهب الله عزوجل عن شیعتنا العاهة و جعل قلوبهم کزبر الحدید و جعل قوة الرجل منهم قوة اربعین رجلاً و یکونون حکام الارض و سنامها یعنی هنگامی که قائم ما قیام کند خداوند بیماری را از شیعیان ما برطرف می سازد و دلهای آنان را همچون پاره های آهن می کند و به هر مردی از آنها نیروی چهل مرد می دهد و آنها حکام زمین و رؤسای اجتماع خواهند بود**بحار، ج 13، ص 1110. ***.

هنگامیکه امام زمان علیه السلام در نجف قیام می کند

در کتاب غیبت از ابان بن تغلب روایت می نماید که حضرت صادق علیه السلام فرمود گویا من قائم را در بیرون نجف می بینم که بر اسبی تیره رنگ و ابلق که میان پیشانی تا گلویش سفید است سوار شده است. سپس اسبش او را به حرکت در آورد به طوری که مردم هر شهری خیال می کنند که قائم در میان شهرهای آنها است وقتی پرچم پیغمبر برافراشت سیزده هزار و سیزده فرشته از آسمان فرود می آیند و همه منتظر قائم می باشند این فرشتگان آنها بودند که با نوح در کشتی بودند و هنگامیکه ابراهیم خلیل را در آتش افکندند با او بودند و موقعی که عیسی را به آسمان بالا بردند با او بودند و چهار هزار فرشته صف کشیده و علامت مخصوص دارند و سیصد و سیزده فرشته بدر هستند و چهار هزار فرشته که آمدند حسین علیه السلام را در کربلا یاری کنند ولی اجازه نیافتند آنها بالا رفتند که اجازه بگیرند چون مجدداً از آسمان فرود آمدند امام حسین علیه السلام شهید شده بود. از این رو آنها تا قیامت همیشه پژمرده و غبار آلود در کنار قبر امام حسین علیه السلام به سر می برند و ما بین قبر امام حسین علیه السلام تا آسمان محل آمد و رفت فرشتگان است.