فهرست کتاب


برگی از آسمان (شرحی بر توقیعات حضرت مهدی علیه السلام)

حجت الاسلام میرزا علی بابائی

التجاء وزیر در حرم حضرت موسی بن جعفر علیه السلام به امام عصر علیه السلام و لطف و عنایت آن بزرگوار به او

فرح المهموم لابن طاوس و (بحار) نقل نموده اند از کتاب (دلائل) شیخ ابی جعفر محمد بن جریر طبرسی که او گفت: خبر داد (ابو جعفر محمد بن موسی التلعکبری) و او گفت خبر داد مرا ابوالحسن بن ابی البخل وزیر که گفت میان من و ابی منصور بن ابی صالحان مطلبی واقع شد که باعث شد بر اخفاء خود او مرا خواست و تهدید نمود ولی من همچنان پنهان می زیستم و بر خویشتن می ترسیدم تا آنکه یک شب جمعه بطرف مقام قریش رفتم و قصد نمودم که شب را در حرم مطهر کاظمین علیه السلام بیتوته کنم آن شب باد و بارانی بود لذا از ابو جعفر قیم کلیدار خواستم که درها را ببندد و سعی کند محلی را خلوت نماید تا من در خلوت به دعا و سؤال از خداوند پرداخته و از داخل شدن آدمی که از او ایمن نبودم و می ترسیدم مرا ببیند، در امان باشم ابو جعفر کلیدار پذیرفت و درها را بست تا آنکه شب به نیمه رسید و باد و باران راه آمدن مردم را بحرم مطهر بست و من با فراغت بال به دعا و زیارت و نماز مشغول گشتم در همان موقع که سرگرم کار خود بودم صدای پایی از طرف قبر مطهر حضرت امام موسی کاظم علیه السلام شنیدم وقتی نگاه کردم دیدم مردی زیارت می کند و بر حضرت آدم و بر پیغمبران اوالعزم درود می فرستد سپس بر یک یک امامان درود فرستاد تا به صاحب الزمان علیه السلام رسید ولی او را نام نبرد من تعجب نمودم و گفتم شاید فراموش کرد یا اینکه امام زمان را نمی شناسد یا اینکه مذهب او چنین است که امام دوازدهم را قبول نمی کند بعد از زیارت دو رکعت نماز خواند من از او وحشت کردم زیرا او را نمی شناختم ولی دیدم جوانی، علائم مردی در وی کامل است لباس سفیدی پوشیده عمامه ای جنگ دار بر سر و ردائی بر دوش دارد در این وقت آن جوان مرا مخاطب ساخت و فرمود یا اباالحسن بن ابی البغل چرا دعای فرج نمی خوانی گفتم آقای من دعای فرج کدام است گفت دو رکعت نماز می خوانی و سپس می گوئی یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح یا من لم یواخذ بالجریرة و لم یهتک الستر یا عظیم المن یاکریم الصفح یا حسن التجاوز یا باسط الیدین بالرحمة یا منتهی کل نجوی یا غایة کل شکوی یا عون کل مستعین یا مبتدئاً بالنعم قبل استحقاقها پس ده مرتبه بگو یا رباه و ده مرتبه یا سیداه و ده مرتبه یا مولاه و ده مرتبه یا غایتناه و ده مرتبه یا منتهی غایة رغبتاه آنگاه بگو اسئلک بحق هذه الاسماء و بحق محمد و اله الطاهرین علیهم السلام الا ما کشفت کربی و نفست همی و فرجت غمی و اصلحت حالی آنگاه هر حاجتی داری از خدا بخواه سپس گونه راست روی زمین بگذار و صد مرتبه بگو یا محمد یا علی یا علی یا محمد اکفیانی فانکما کافیانی و انصرانی فانکما ناصران بعد از آن گونه چپ را به زمین بگذار و صد مرتبه الغوث الغوث آنگاه سر بردار که خداوند با کرم خود حاجت تو را روا خواهد نمود موقعی که من مشغول به نماز و دعا شدم او از حرم بیرون رفت چون فارغ گشتم رفتم که از اطاقی که روغن چراغ در آن گذارده اند بیرون می آید من سراغ آن مرد را از او گرفتم که چگونه داخل حرم شد ابو جعفر گفت چنانکه می بینی درها همه بسته و من هنوز باز نکرده ام. من جریان را برای او نقل کردم ابو جعفر گفت این مرد مولی صاحب الزمان صلوات الله علیه بوده مکرر در مثل چنین شبی که حرم خلوت است حضرتش را دیده ام. من بر آنچه از دست داده بودم تأسف خوردم آنگاه نزدیک طلوع فجر از حرم بیرون آمدم و به جانب محله کرخ و جائی که در آن پنهان بودم رفتم هنوز آفتاب سر نزده بود دیدم که اصحاب ابن صالحان سراغ مرا می گیرند و محل مرا از دوستانم می پرسند آنها از وزیر برای من امان آورده بودند و نامه ای بخط وی نشان دادند که نوشته بود همه چیز خوب است من با یکی از دوستان موثقم به نزد ابن صالحان رفتم او به احترام من برخواست و مرا کنار خود نشانید و طوری با من رفتار کرد که نظیر آن را از او ندیده بودم سپس گفت کار را بجائی رساندی که شکایت مرا به صاحب الزمان علیه السلام نمودی. گفتم من دعا کردم و از وی سؤال نمودم گفت خوش به حالت دیشب یعنی شب جمعه در خواب دیدم که مولی صاحب الزمان علیه السلام مرا به انجام کارهای نیک امر می فرماید و چندان بر من سخت گرفت که هراسناک گشتم گفتم لا اله الا الله گواهی می دهم آنها بر حق و هر حقی به آنها می پیوندد چه که دیشب مولی صاحب الزمان را در بیداری دیدم که به من چنین و چنان می فرمود سپس ماجرای حرم مطهر را شرح دادم و او از این مطلب تعجب می کرد بعدها کاری بزرگ و نیکوی به خاطر این معنی از وی به عمل آمد و من هم به برکت وجود مقدس امام زمان صلوات الله علیه نزد او بجائی رسیدم که گمانش را نمی کردم**الجا، ج 13، مترجم، ص 611. ***.

یک داستان جالب

در خرائج می گوید محمد بن یوسف شاسی روایت نمود که چون از عراق برگشتم در شهر مرو مردی نزد ما بود که او را محمد بن حصین کاتب می گفتند وی اموالی برای امام زمان علیه السلام جمع نموده بود او از من درباره امام زمان علیه السلام پرسش می نمود و من نشانه هائی که از حضرت دیده بودم برای او نقل کردم محمد بن حصین گفت نزد من اموالی برای غریم است (غریم یعنی بدهکار یا طلبکار از القاب امام زمان علیه السلام است) به نظر تو باید آنرا چه کرد گفتم آنرا نزد حاجز (حاجز بن یزید وشا در بغداد از وکلای امام زمان علیه السلام بوده است) گفت آیا بالاتر از او کسی نیست گفتم چرا شیخ ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی هست گفت اگر فردای قیامت خداوند در این خصوص از من سؤال نمود بگویم که این دستور را تو به من دادی گفت آری من از وی جداگشتم و چند سال بعد که او را ملاقات نمودم گفت من همان کسی هستم که می خواستم به عراق بروم و اموالی برای امام زمان علیه السلام داشتم و اکنون به تو خبر می دهم که من دویست دینار توسط عابدین یعلی فارسی و احمد بن علی کلثومی فرستادم و نامه ای در این خصوص به حضرت نوشتم و التماس دعا کردم امام در جواب آنچه را فرستاده بودم مرقوم فرمود و نوشته بود که هزار دینار در ذمه من دارد ولی من دویست دینار فرستادم من در باقی شک داشتم مطلب همین بود که حضرت نوشته بود گفتم آیا آنچه نوشته بود درست است گفت آری زیرا من دویست دینار فرستادم و در مازاد آن شک داشتم و خداوند بدینوسیله شک مرا بر طرف ساخت **بحار، ج 13، مترجم، ص 596. ***.
و لطف و عنایت امام زمان علیه السلام به ابو سوره زیدی ایضاً از آنهائی که به خدمت آن حضرت رسیده اند یکی ابو سوره نامی است که از مشایخ زیدیه که پسرش احمد از او نقل کرده که گفت گاهی به زیارت اباعبدالله الحسین بن علی علیه السلام می رفتم و بعضی اوقات آنجا می ماندم شبی آنجا بودم نماز خفتن کردم و به تلاوت مشغول بودم جوانی خوش لباس دیدم و سوره حمد از او شنیدم و صبح با هم از خانه بیرون آمده به کنار فرات رسیدیم فرمود تو به کوفه می روی گفتم بلی فرمود برو و راه پیش گرفت من بر جدائی او متأسف شدم و از پیش روانه شدم و به او رسیدم و بعد از لحظه ای خود را عقب نجف اشرف دیدم و بعد از زیارت در خدمت او به مسجد سهله رسیدم فرمود این منزل من است سحر برخاسته دست به زمین زد با دست گودی کند آب ظاهر شد وضو ساخت و سیزده رکعت نماز خواند و بعد از آن نماز به من فرمود تو مردی پریشان و عیال مندی چون به کوفه برسی به در خانه ابوطاهر رازی رو و در بکوب او از خانه بیرون خواهد آمد و دستش از خون قربانی که ذبح کرده باشد خون آلود خواهد بود با او بگو جوانی که صفتش این و این است فرمود کیسه ای که در زیر تخت مدفون است به من دهی پرسیدم که نام خود را بگو فرمود من محمد بن الحسن علیه السلام هستم چون به کوفه به در خانه ابوطاهر رفتم در زدم پرسید کیستی گفتم ابوسوره گفت تو را با من چه ربط و ما با تو چکار گفتم پیغامی دارم با دست خون آلود بیرون آمد چون پیغام رساندم سمعاً و طاعة گفت و روی مرا بوسید مرا به درون خانه برد و از زیر پایه کرسی کیسه ای بیرون آورده به من داد و مرا ضیافت نمود دست بر چشم من مالیده گفت آن صاحب العصر و الزمان است و من از برکت او بینا شدم و مذهب زیدیه را گذاشتم احمد گفت پدرم تا بود دینش امامیه بود و با آن اعتقاد از دنیا رفت و آن کیسه او را غنی ساخت**حدیقة الشیعه، ص 81، ج 2. ***.
و ایضاً از یوسف ابن احمد جعفری روایت کرده اند که در سال 336 به زیارت بیت الله الحرام رفتم و سه سال در مکه مجاور بودم و بعد از آن روانه شام شدم روزی نماز صبح از من فوت شد به آبی رسیدم و از محمل به زیر آمده مهیا فضای نماز شدم که چهار کس بر یک محمل سوار می آیند از روی تعجب بر ایشان نگاه کردم یکی از آن چهار نفر فرمود که از ما تعجب می کنی و از فوت نماز خود تعجب نمی کنی مرا تعجب زیاد شد که از کجا علم به احوال من به هم رسانید فرمود که دوست نمی داری که صاحب زمان خود را ببینی گفتم چون دوست ندارم اشاره به یکی از سه کس کرد گفتم او را دلایل و علامات بسیار است فرمود کدام را می خواهی از این دو محمل تنها بآسمان رود یا بآنچه بر او است گفتم هر کدام می شود علامت است به یکبار محمل و سواران بلند شده از نظر من غائب شدند. آنکه به او اشاره کرده بودند جوان گندم گون کشیده بینی بود که از رویش نور می تافت **حدیقة الشیعه، ج 2، چاپ جدید، ص 82.***.
در اینجا به نکته مهم باید توجه کرد آن نکته مهم این که عرض اعمال امت است و انسان اعمال و وظایف را انجام می دهد خداوند و رسول او و ائمه اطهار علیهم السلام آن را می دانند چنانکه خداوند متعال در قرآن مجید فرمود و قل اعلموا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون و ستردون الی عالم الغیب و الشهادة فینبئکم بما کنتم تعلمون**سوره توبة، آیه 105. ***یعنی بگو اعمال و وظایف خود را انجام دهید و بدانید هم خدا و هم پیغمبر و رسولش و هم مؤمنان اعمال شما را خواهند دید و شما را به آنچه عمل کرده اید خبر می دهند و بر طبق آن جزا خواهند داد.در میان پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام با توجه به اخبار فراوانی که از امامان رسیده عقیده معروف و مشهور بر این است که پیغمبر صلی الله علیه و آله و امامان از اعمال همه امت آگاه می شوند یعنی خداوند از طرق خاصه اعمال امت را بر آن ها عرضه می دارد و روایاتی در این باره زیاد است به عنوان نمونه چند قسمت را نقل می کنیم.
از امام صادق علیه السلام فرمود: تعرض الاعمال علی رسوله الله اعمال العباد کل صباح ابرارها و فجارها فاحروها و هو قول الله عزوجل و قل اعملوا فسیری الله عملکم رسوله و سکت تمام اعمال مردم هر روز صبح به پیامبر عرضه می شود اعمال نیکان و بدان، بنابراین مراقب باشید این مفهوم گفتار خداوند است که می فرماید:(قل اعلموا فسیری الله عملکم و رسوله) این را فرمود و ساکت شد**کافی، ج 1، ص 318.***.
عن سماعة عن ابی عبدالله علیه السلام قال سمعته یقول مالکم تسوؤن رسول الله صلی الله علیه و آله فقال رجل کیف نستوؤه فقال و ما تعلمون ان اعمالکم تعرض علیه فاذا رأی فیها معصیة ساءه ذلک فلا تسؤوا رسول الله و سروه سماعه گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود شما را چه می شود که پیغمبر صلی الله علیه و آله را ناخوش و اندوهگین می کنید. مردی گفت ما او را ناخوش می کنیم فرمود مگر نمی دانید که اعمال شما بر آن حضرت عرضه می شود و چون گناهی در آن ببیند اندوهگینش می کند پس نسبت به پیغمبر صلی الله علیه و آله بدی نکنید و او را (با عبادات و طاعات خویش) مسرور سازید**تفسیر نمونه، ج 8، ص 125. ***.
در حدیث دیگری از امام باقر علیه السلام:ان الاعمال تعرض علی نبیکم کل عشیة الخمیش فلیستح احدکم ان تعرض علی العمل القبیح.تمامی اعمال شما بر پیامبرتان در عصر پنجشنبه عرضه می شود بنابراین باید از اینکه عمل زشتی از شما بر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه شود شرم کنید**تفسیر نمونه، ج 8، ص 125.***.
باز در روایات دیگری از امام علی بن موسی الرضا صلی الله علیه و آله می خوانیم که شخصی به خدمتش عرض کرد برای من و خانواده ام دعائی فرما فرمود مگر من دعا نمی کنم و الله ان اعمالکم لتعرض علی فی کل یوم و لیلة بخدا قسم اعمال شما هر شب و روز بر من عرضه می شود.راوی این حدیث می گوید این سخن بر من گران آمد امام متوجه شد و به من فرمود: اما تقرأ کتاب الله عزوجل و قل اعلموا فسیری الله عملکم و رسوله و المؤمنون هو و الله علی بن ابیطالب آیا کتاب خداوند عزوجل را نمی خوانی که می گوید عمل کنید خدا و پیامبرش و مؤمنان عمل شما را می بینند بخدا سوگند منظور از مؤمنان علی بن ابیطالب (و امامان دیگر از فرزندان او) می باشند**تفسیر نمونه، ج 8، ص 126؛ و کافی، ج 1، ص 319، روایت 4، باب عرض اعمال. ***.
از آیه و روایات مزبور و قصه ها و حکایات گذشته استفاده می شود حضرت امام زمان علیه السلام به تمام اعمال خوب و بد ما آگاه و خبردار است و اگر کسی العیاذ بالله عمل زشت و بدی انجام دهد آن حضرت را غصه دار و اندوهگین می کند پناه به خدا می برم.

زهری امام زمان علیه السلام را دید

در حرائج و غیبت شیخ از کلینی و او با سلسله سند از زهری روایت نموده که گفت بقدر کافی در جستجوی امام زمان گردش کردم و مال زیادی از من در این راه صرف شد سپس بخدمت محمد بن عثمان رسیدم و به همین منظور مدتی نزد وی به خدمتگزاری پرداختم تا آنکه روزی از صاحب الزمان علیه السلام سراغ گرفتم و او گفت نمی توانی حضرت را ببینی من با التماس زیاد مقصود خود را تکرار کردم گفت فردا صبح بیا چون فردا صبح نزد وی رفتم دیدم جوانی که در زیبایی و خوشبویی از همه کس بهتر و لباس تجار بر تن داشت با وی است و به هیئت تجار چیزی در آستین دست دارد وقتی نظرم به او افتاد نزدیک محمد بن عثمان رفتم ولی او به من اشاره نمود که به طرف آن جوان برگردم من هم به طرف جوان برگشتم و سؤالاتی از وی نمودم و هر چه می خواستم به من جواب داد آنگاه رفت که داخل خانه شود و آن خانه چندان مورد نظر نبود محمد بن عثمان به من گفت اگر می خواهی چیزی بپرسی بپرس که دیگر بعد از این او را نمی بینی من هم به دنبال او رفتم که سؤالاتی بنمایم ولی او گوش نداد و داخل خانه شد و نگفت جزء این دو جمله: ملعون است کسی که نماز عشاء را چندان به تأخیر بیاندازد که ستارگان آسمان همچون تیر بگذرند و ملعون است کسی که نماز صبح را چندان به تأخیز بیاندازد که ستارگان آسمان ناپدید شوند چیزی نفرمود سپس داخل خانه شد**بحار، ج 13، ص 737.***.
و از کسانی که به خدمت حضرت امام زمان علیه السلام رسیده و دیده بودند بنام ابومحمد عجلی است که یکی از شیعیان زری به او داد که به جهت صاحب الامر حج کند و این عادت شیعیان بود و ابو محمد پیری بود از صلحای شیعه او را دو پسر بود یکی عابد و صالح و دیگری فاسق و بد و ابو محمد حصه از آن زر به فاسق هم داد حکایت کرد که چون به عرفات رسیدم جوانی دیدم گندم گون خوش روی خوش لباس که بیش از همه کس به دعا و تضرع مشغول بود چون وقت روانه شدن مردم بود به من ملتفت شده گفت ای شیخ از خدا شرم نداری گفتم در چه باب یا سیدی و مولای فرمود حجیه به تو می دهند از برای آنکه می دانی و تو از آن زر به کسی می دهی که شراب می خورد و صرف فسق می کند و نمی ترسی که چشمت برود و اشاره به یک چشم من کرد و من خجل شده روانه شدم و چون به خود افتادم هر چند نظر کردم او را ندیدم و از آن روز که خجالت یافتم بر آن چشم می ترسیدم شیخ الطائفة محمد بن محمد بن النعمان المفید روایت کرده که چهل روز تمام نشده بود که در همان چشمش قرحه ای پیدا شده و نابینا گشت و دانست که آن جوان حضرت صاحب علیه السلام بوده و او را نشناخته**حدیقة الشیعه، ج 2، چاپ جدید، ص 982.***.
در حدیث معتبر از امام باقر علیه السلام منقول است که حق تعالی چهارده نور آفریده قبل از آنکه سایر خلق را بیافریند به چهارده هزار سال پس آنها ارواح ما بودند.گفتند یا رسول الله کیستند آن چهارده نفر فرمود محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین و نه امام علیهم السلام از اولادان حسین علیه السلام که آخر ایشان قائم علیه السلام است که غائب خواهد شد و بعد از غیبت ظاهر خواهد شد و دجال را خواهد کشت و زمین را از جور و ستم پاک خواهد کرد**حیوة القلوب، ج 1، ص 5.***.
از آیاتی که تأویل به امام زمان علیه السلام شده است یکی آیه شریفه یریدون لیطفوا نورالله بافواهم و الله متم نوره و لوکره الکافرون است یعنی می خواهند با دهانهایشان نور خدا را خاموش نمایند ولی خداوند نور خود را با قائم آل محمد تمام می کند در آن زمان که ظهور کند تا خداوند او را بر همه مذاهب باطل غلبه دهد بطوریکه جز خدای یگانه پرستش نشود این است معنی یملاء الارض قسطاً وعدلاً حکاملنت ظلماً و جوراً**سوره صف، آیه 8. بحار، ج 13، ص 253. ***
در احادیث اهلبیت علیهم السلام وارد شده که مراد از نور ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است و مراد اتمام نور انتشار ولایت اوست در قلوب اهل ایمان. ابو بصیر گفت من از حضرت صادق علیه السلام تفسیر این آیه را پرسیدم حضرت فرمود بخدا قسم که تأویل این آیه هنوز نازل نشده و تحقق نیافته. گفتم قربانت شوم کدام وقت تأویل این آیه تحقق خواهد یافت. فرمود وقتیکه قائم آل محمد صلوات الله علیه ظاهر شود و اگر خدایتعالی خواهد پس چون قائم بیرون آید نه می ماند کافری و نه مشرکی مگر آنکه مکروه می دارد خروج آن جضرت را و از همان جهت است که در زیارت آن بزرگوار می گویند السلام علیک یا نورالله الذی لا یطفی سلام بر تو ای نور خدا که خاموش نشود**مقام ولایت، ص 285. ***.
دیگر از آیاتی که تأویل به ظهور امام زمان شد آیه مبارکه دیگر در سوره نور است الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصابیح فی زجاجة کانها کوکب دری یوقدمن شجرة مبارکة زیتونة لاشرقیه و لاغربیة یکاد زینتها یضی ولو لم تمسه نار نور علی نور یهدی الله ینوره من یشاء الخ می فرماید خداوند نور آسمانها و زمین است مثل نور خداوند همانند چراغدانی است که در آن چراغی (پر فروغ) باشد آن چراغ در حبابی قرار گیرد حبابی شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان و این چراغ افروخته می شود که از درخت پربرکت زیتونی گرفته شده که نه شرقی است و نه غربی آنچنان روغنش صاف و خالص است که گوئی بدون تماس با آتش می خواهد شعله ور شود نوری است بر فراز نور و خدا هر کس را بخواهد به نور خود هدایت می کند**سوره نور، آیه 35. ***.
در کتاب روضه کافی از امام صادق علیه السلام می خوانیم که در تفسیر آیه نور فرمود ان المشکاة قلب محمد صلی الله علیه و آله و المصباح النور الذی فیه العلم و الزجاجة قلب علی علیه السلام او نفسه مشکات قلب محمد صلی الله علیه و آله است و مصباح همان نور علم و هدایت و زجاجه اشاره به علی علیه السلام یا قلب او است که بعد از رحلت پیامبر این مصباح در آن قرار گرفت**تفسیر نمونه، ج 4، ص 485.***.
در حدیث دیگری که در توحید صدوق آمده است چنین می خوانیم امام باقر علیه السلام فرمود ان المشکاة نور العلم فی صدر النبی صلی الله علیه و آله و الزجاجة صدر علی علیه السلام... و نور علی نور امام مؤید بنور العلم و الحکمة فی اثر الامام من آل محمد و ذلک من ادن تقوم الساعة فهؤلاء الاوحیاء الدین جعلهم الله عزوجل خلفاء فی ارضه و حججه علی خلقه لا تخلوا الارضه فی کل عصر من واحد منهم مشکلات نور علم در سینه پیامبر صلی الله علیه و آله است و زجاجه سینه علی علیه السلام است و (نور علی نور) امامانی از آل محمد صلی الله علیه و آله هستند یکی بعد از دیگری می آیند و با نور علم و حکمت مؤیدند و این رشته از آغاز خلقت آدم تا پایان جهان ادامه دارد و داشته اینها همان اوصیایی هستند که خداوند آنها را خلفاء زمین قرار داده و حجت خویش بر بندگان، در هیچ عصر و زمانی صفحه روی زمین از آنها خالی نبوده است و نخواهد بود**مدرک سابق.***.
از آیاتیکه تأویل به ظهور امام زمان علیه السلام شده آیه ای از سوره ابراهیم و لقد ارسلنا موسی بایاتنا ان اخرج قومک من الظلمات الی النور و ذکرهم بایام الله فی ذلک لایات لکل صبار شکور یعنی موسی را همراه آیات خود فرستادیم تا قوم خود را از ورطه ظلمانی کفر در آورده بواد نورانی ایمان رهبری کند و آن ها را به روزهای خداوند متذکر گرداند که در آن آیاتی است برای هر صبر کننده و شکر گذاری. روزهای خداوند (ایام الله) سه روز است روز ظهور قائم علیه السلام و مرگ و روز قیامت **تفسیر علی بن ابراهیم، تفسیر نمونه. ***.
در حدیثی از امام باقر علیه السلام می خوانیم که فرموده ایام الله یوم یقول القائم علیه السلام و یوم الکرة و یوم القیامة ایام الله روز قیام مهدی موعود علیه السلام و روز رجعت و روز قیامت است**تفسیر نمونه، ج 1، ص 275.***.