فهرست کتاب


برگی از آسمان (شرحی بر توقیعات حضرت مهدی علیه السلام)

حجت الاسلام میرزا علی بابائی

روایت در این باره زیاد است

جابر بن عبد الله انصاری از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت می کند که فرمود حجت خدا از نظر آنها غائب می گردد و نام برده نمی شود تا آنکه خداوند او را ظاهر گرداند پس وقتیکه خداوند او را آشکار ساخت زمین را پر از عدل و داد می کند چنانکه پر از ظلم و ستم شده باشد سپس فرمود خوش بحال آنها که در غیب وی پایدارند خوش بحال کسانیکه در راه روشن خود ثابت قدم می مانند اینانند که خداوند درباره شان فرموده است: (و الذین یؤمنون بالغیب) **سوره بقره، آیه 6. *** و فرموده: اولئک حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون **سوره مجادله، آیه 22. *** یعنی اینان طرفداران خدا هستند بدانید که طرفداران خدا رستگارند.**بحار، ج 13، مترجم ص 919. *** در دعوات راوندی روایت کرده که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: (انتظار الفرج بالصبر عبادة) یعنی انتظار فرج با صبر و بردباری عبادة است.**بحار، ج 13، ص 921.***
صدوق در کمال الدین از جابر جعفی از امام هشتم علیه السلام روایت نموده که فرمود زمانی بر مردم خواهد گذشت که امام آنها از نظرشان غائب گردد خوش بحال آنها که در آن زمان بر عقیده خود نسبت به ما ثابت می مانند کمترین ثوابی که آنها دارند اینست که خداوند متعال آنها را با این کلام صدا زند بندگان من که ایمان به من آوردید و غیبت مرا تصدیق کردید شما را به ثواب نیکوی خود مژده می دهم شما بندگان و کنیزان حقیقی من هستید عبادت شما را می پذیرم و از تقصیرات شما می گذرم و شما را می آمرزم و به خاطر شما بندگانم را از باران سیراب می کنم و بلا را از مردم بر طرف می سازم اگر برای خاطر شما نبود عذاب خود را بر آنان (که در بدبینی و غفلت و معصیت بسر می برند) فرو می فرستادم جابر گوید عرض کردم یابن رسول الله بهترین کاری که شخص با ایمان در آن زمان می تواند انجام دهد چیست؟ فرمود: حفظ ایمان خود و ماندن در خانه.**بحار، ج 13، مترجم، ص 921.***
ابی عبدالله امام صادق علیه السلام که آن حضرت روزی فرمود آیا شما را خبر ندهم از چیزی که خداوند هیچ عملی را از بندگان بدون آن نمی پذیرد عرض کردم چرا بفرمایید فرمود گواهی دادن بر اینکه معبودی بجز الله نیست و اینکه محمد صلی الله علیه و آله بنده او و فرستاده او است و اقرار نمودن بهر آنچه خداوند به آن امر فرموده است و دوستی از برای ما و بیزاری از دشمنان ما یعنی ما امامان بخصوص و تسلیم شدن به آنان و پرهیز و کوشش و اطمینان داشتن و چشم به راه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بودن سپس فرمود ما را دولتی در پیش است که هر وقت خدا بخواهد آن را پیش خواهد آورد سپس فرمود هر کس از بودنش در شمار یاران امام قائم شادمان است باید بانتظار باشد و با همین حال انتظار به پرهیز و اخلاق نیکو رفتار کند پس اگر اجلش فرا رسید و امام قائم پس از مرگ او قیام کرد پاداش او همانند پاداش کسی است که امام قائم پس از مرگ او قیام کرد پاداش او همانند پاداش کسی است که امام قائم را درک کرده باشد پس کوشا باشید و بانتظار بنشینید گوارا باد بر شما ای گروهی که مشمول رحمت خدائید.**کتاب غیبت نعمانی، ص 235. ***
در کتاب کمال الدین از ابوبصیر از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: طوبی شیعة قائمنا المنتظرین بظهور فی غیبته و المطیعین له فی ظهوره اولئک اولیاء الله الذین لاخوف علیهم و لاهم یحزنون خوشا بحال پیروان امام قائم که در غیبتش (با خودسازی) انتظار ظهورش را می کشند و به ظهورش مطیع فرمان اویند آنها اولیای خدا هستند همانا که نه ترسی دارند و نه غمی.**تفسیر نمونه، ج 8، ص 339. ***
از کافی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: ان اعظم الناس یقیناً قوم یکونون فی آخرالزمان لم یلحقوا النبی و حجب عنهم الحجة فامنوا بسواد فی بیاض همانا بزرگترین مردم از جهت یقین گروهی هستند که در آخر زمان می باشند پیغمبر صلی الله علیه و آله را درک نکرده اند و حجت و امام نیز از ایشان در پرده است ایمان آورده اند به سیاهی که در سفیدی است یعنی به قرآن و آثار و اخیاری که از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار به آنها رسیده.**تفسیر اطیب البیان، ج 1، ص 149. ***
نیز در بحار ج 13، ص 136 از کافی از حضرت امام سجاد علیه السلام روایت شده که فرموده: من ثبت علی ولایتنا فی غیبة قائمنا اعطاه الله اجر الف شهید مثل شهداء احد و بدر کسی که بر ولایت ما در هنگام غائب بودن قائم ما ثابت باشد خداوند اجر هزار شهید مانند شهداء بدر و احد به او اعطاء فرماید.**تفسیر اطیب البیان، ج 1، ص 149. ***
نیز در بحار ص 136 از کافی از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: من مات منکم علی هذا الامر منتظراً له کان کمن فی فسطاط القائم علیه السلام کسی که بمیرد از شما بر این امر در حالیکه منتظر ظهور حضرت قائم علیه السلام باشد مانند کسی که در خیمه قائم با او باشد.**نفسیر اطیب البیان، ج 1، ص 150. ***
و نیز در بجار است از که امیرالمؤمنین سؤال شد: ای الاعمال احب الی الله عزوجل قال انتظار الفرج از امیرالمؤمنین علیه السلام سؤال شد کدام اعمال و کارها نزد خدای تعالی محبوب تر است فرمود انتظار فرج.**مدرک سابق. ***
نیز در بحار از ابی حمزه از ابی خالد کابلی از علی بن الحسین علیه السلام حدیثی روایت کرده که در آن می فرماید: فان اهل زمان غیبته القائلون بامامته المنتظرون بظهوره افضل اهل کل زمان لان الله تعالی اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة و جعلهم فی ذلک الزمان بمزلة المجاهدین بین یدی رسول الله صلی الله علیه و آله بالسیف اولئک المخلصون حقاً و شیعتنا صدقاً و الدعاة الی دین الله ستراً و جهراً
به درستی که اهل زمان غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه که قائل به امامت او و منتظر ظهور او هستند بهترین اهل هر زمانی می باشند برای اینکه خدای تعالی از عقل و فهم و معرفت باندازه ای به آنها اعطاء فرموده که غیبت نزد آنها به منزله حضور و مشاهده شده است و آنان را در این زمان بمنزله مجاهدین با شمشیر در جلو رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار داده اینان بندگان خالص خدا و براستی شیعیان ما و دعوت کنندگان بدین خدا در نهان و آشکار هستند.**همان مدرک. ***در غیبت نعمانی از فضل بن یسار نقل می کند که گفت از امام باقر علیه السلام شنیدم می فرمود کسی که بمیرد در حالی که امام خود را می شناخته زیانی نبرده خواه ظهور امام زمان زود واقع شود و یا تأخیر بیافتد و هر کس بمیرد و امام خود را بشناسد مانند کسی است که با مهدی منتظر (عج) در خیمه اش بوده است.**بحار، ج 13، ص 916 مترجم. ***
نیز در آن کتاب از عمرو بن ابان روایت کرده که گفت شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود علامت (ظهور قائم آل محمد) را بشناس که اگر آنرا بشناسی ضرری به تو نمی رساند خواه این امروز واقع شود یا بتأخیر بیافتد خداوند عالم می فرماید: (یوم تدعو کل اناس بامامهم) یعنی روز قیامت هر دسته ای را با امام خودشان می خوانیم پس هر کس امام خود را بشناسد مانند کسی است که در خیمه منتظر بوده است.**بحار، ج 13، مترجم، ص 917. ***
(یوم ندعو کل اناس بامامهم) روز قیامت هر گروهی را با امام و رهبرشان می خوانیم.**سوره اسراء، آیه 71. ***
در حدیثی که شیعه و اهل تسنن از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام به سندهای صحیح نقل کرده اند چنین می خوانیم که آن امام علیه السلام از پدرانش از پیامبر صلی الله علیه و آله در تفسیر آیه فوق نقل فرموده یدعی کل اناس بامام زمانهم و کتاب ربهم سنة نبیهم در آنروز هر قومی همراه امام زمانشان و کتاب پروردگار و سنت پیامبرشان خوانده می شوند.**تفسیر نمونه، ج 12، ص 203. ***
نیز از امام صادق علیه السلام چنین می خوانیم: الا تحمدون الله اذا کان یوم القیمة فدعا کل قوم الی من یتولونه و دعانا الی رسول الله و فرعتم الینا فالی این ترون یذهب بکم الی الجنة و رب الکعبه قالها ثلاثاً آیا شما حمد و ستایش و سپاس خدا را بجا نمی آورید هنگامی که روز قیامت می شود خداوند هر گروهی را با کسی که ولایت او را پذیرفته می خوانند ما را همراه پیامبر صلی الله علیه و آله و شما را همراه ما فکر می کنید در این حال شما را بکجا می برند به خداوند کعبه بسوی بهشت سه بار امام علیه السلام این جمله را تکرار کرد.**همان مدرک *** اعتقاد شیعه به وجود یک امام معصوم در هر زمان فلسفه اش همین است. آن گونه که حضرت علی علیه السلام فرمود: اللهم بلی لاتخلو الارض من قائم لله بحجة اما ظاهراً مشهورا و اما خائفاً مغموراً لئلا تبطل حجج الله و بیناته آری به خدا سوگند صفحه روی زمین هرگز از رهبری که با حجت الهی قیام خالی نشود خواه ظاهر و آشکار باشند یا (بر اثر نداشتن پیروان کافی) ترسان و پنهان تا نشانه های الهی و دلائل فرمان او از میان نرود.**تفسیر نمونه، ج 12، ص 20. ***
در نهج البلاغه از علی علیه السلام چین آمده است: لتطفن الدنیا علینا بعد شیماسیها عطف الفروس علی ولدها و تلی عقیب ذلک و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین دنیا پس از چموشی و سرکشی همچون شتری از دادن شیر به دوشنده اش خودداری می کند و برای بچه اش نگه می دارد به ما روی می آورد سپس آیه شریفه را تلاوت فرمود: نرید ان نمن علی الذین الخ) یعنی می خواهیم بر آنانکه در زمین منت نهیم و آنها را مشمول مواهب خود نمائیم آنها را پیشوایان و وارثین روی زمین قرار دهیم.**نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 20. ***
از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت نموده اند که گفت رسول خدا فرمود که مهدی (عج) از ما و از اهل بیت ما خواهد بود و حق تعالی اصلاح کار او را در یک شب خواهد نمود.**حدیقة الشیعه، ج 2، ص 942. ***و در کشف الغمه از ابن عباس روایت نمود که گفت از رسول خدا شنیدم که فرمود بدرستی که خلفای من و اوصیای من که حجت های خالق اند بر خلق بعد از من دوازده اند اول ایشان برادر من و آخر آنها فرزند من است پس یکی از حضار سؤال نموده گفت یا رسول الله برادر شما کیست و فرزند شما کیست رسول خدا در جوابش فرمود که برادر من علی بن ابیطالب علیه السلام است و فرزند من مهدی است که در آخرالزمان ظهور کند و زمین را پر از عدل و راستی نماید بعد از آنکه از جور و ظلم پر شده باشد به حق آن خدایی که مرا براستی به خلق فرستاده و بشیر و نذیر کرده که اگر باقی نماند از دنیا مگر یک روز که البته حق تعالی دراز گرداند عیسی بن مریم علیه السلام را از آسمان و عیسی اقتدا به او نموده در عقب، او نماز کند و مهدی نورانی خواهد ساخت روی زمین را بنور وجود خود و حکم او به مشرق و مغرب عالم خواهد رسید و از شرک اثری باقی نخواهد گذاشت.**حدیقة الشیعه، ج 2، ص 942. ***
ابن اعثم کوفی در کتاب فتوح از امیرالمؤمنین روایت نمود که آن حضرت فرمود که آفرین بر طالقان بدرستی که حق تعالی را در آنجا گنجی است نه طلا و نه نقره و لیکن در آن زمین از مؤمنان و موحدان که حق تعالی را شناسد چنانچه حق شناختن باشد و از مددکاران و معاونان مهدی (عج) باشند در آن روزی که مهدی موعود خروج نموده به نور وجود خود جهان را منور و مزین سازد.**حدیقة الشیعه، ج 2، ص 943، چاپ جدید. ***
از علی بن عقبه مروی است که از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود چون قائم ما قیام نکند حکم به عدل و راستی خواهد نمود و جور و ظلم در عهد او بالکله بر طرف خواهد شد و راهها امنیت خواهد یافت و زمین برکتهای خود و دفینه های خود را بیرون خواهد داد و هر حقی به صاحب حق خواهد رسید و هیچ دینی و مذهبی به غیر از دین اسلام نخواهد ماند و اهل هر ملت و مذهب به اسلام میل خواهند نمود و اعتراف به ایمان خواهند کرد. نشنیده ای که حق تعالی فرموده: له اسلم من فی السموات و الارض طوعاً و کرها و الیه ترجعون **سوره آل عمران، آیه 83. *** یعنی از برکت وجود آن حضرت اسلام می آورند هر چه در آسمان ها و زمین ها باشد یا به طوع و رغبت یا به جبر و اکراه و بازگشت همه مردمان و خلقان به حق تعالی است حکم خواهد کرد.آن حضرت در میان خلق به حکم داود نبی و جدش محمد صلی الله علیه و آله و از برکت وجود آن حضرت ارزانی و فراوانی و خوشی روزگار و رفاهیت در عهد او به جایی رسد که مردمان مستحق زکوة و محل صدقات خود را نیابند و فقیر و بی چیز در زمین نماند و غنا و توانگری خلق را از سؤال بی نیاز گرداند بعد از اینها فرمود به درستی که دولت ما آخر همه دولت ها است و باقی نخواهد ماند هیچ اهل ملتی که ایشان را دولتی باشد مگر آن که پیش از ما به دولت خود برسند و حکمرانی خود بکنند تا آنکه چون سیرت ما را بینند و سلوک ما را با خلق مشاهده نمایند بگویند که اگر ما را دولتی نصیب می شد و صاحب حکم می شدیم سیرت و سلوک ایشان خواستی بودن و اشاره به این است که آنکه حق تعالی می فرماید و العاقبة للمتقین یعنی آخرین دولت ها و متمم عهدها متقیان و پرهیزکاران است.

خبر ابراهیم کوفی

صدوق در کمال الدین از ابراهیم کوفی روایت نموده که گفت خدمت حضرت امام صادق علیه السلام نشسته بودم دیدم موسی بن جعفر علیه السلام که در آن وقت بچه بود وارد گشت و من جا از برخاستم سر مبارک او را بوسیدم و سپس نشستم حضرت صادق علیه السلام فرمود ای ابو ابراهیم این کودک بعد از من امام تو است آگاه باش که قومی درباره او از دین خود منحرف می شوند و جمعی دیگر به سعادت می رسند خداوند قاتل او را لعنت و عذاب او را افزون گرداند آگاه باش که خداوند بعد از کارهای عجیبی که از راه حسد بر وی می گذرد کسی را که در زمان خود بهترین مردم روی زمین باشد از صلب او پدید آورد خداوند آنچه را خواسته است عملی می سازد هر چند اهل شرک ناخوش بدارند خداوند بقیه دوازده امام مهدی سلام الله علیه را که به بزرگواری ممتاز گردانیده و جایگاه مقدسی به آنها روزی نموده از وی بوجود آورد کسی که منتظر ظهور امام دوازدهم باشد مانند کسی است که با شمشیر برهنه در رکاب پیغمبر دشمن را از حضرتش دفع می کند. در این وقت مردی از دوستان امیه وارد گشت و حضرت هم سخن خود را قطع فرمود بعد از آن پانزده مرتبه خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم دیدم حضرت نشسته است در آن حال فرمود ای ابو ابراهیم... او کسی است بعد از تنگی طاقت فرسا و بلا و ظلم طولانی شیعیان خود را از غم نجات می دهد پس خوش بحال آنها که آن زمان را درک کنند ای ابو ابراهیم همین قدر بس است ابوابراهیم گفت چنان خوش حال شدم که هیچ گاه بدانگونه از خدمتش برنگشته بودم.**بحار، ج 13، مترجم، ص 900. ***
شیخ الطائفه در غیبت از رفاعة بن موسی و معاویه بن وهب از حضرت صادق علیه السلام و آن حضرت از پیغمبر صلی الله علیه و آله روایت کرده که فرمود خوش بحال کسی که قائم اهل بیت مرا درک می کنند در حالی که پیش از قیامش از وی پیروی می نموده دوست او را دوست می داشته و از دشمنش بیزاری می جسته و تمام ائمه قبل از او را دوست داشته است آنها رفیقان و دوستان من و گرامی ترین امت من می باشند. رفاعه گفت: حضرت فرمود آنها در نزد من گرامی ترین خلق خدا هستند.**بحار، ج 13، مترجم، ص 901. ***
نیز در غیبت شیخ طوسی از عبدالله بن سنان از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرده که رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: سیأتی قوم من بعدکم الرجل الواحد منهم له اجر خمسین منکم یعنی مردمی بعد از شما خواهند آمد که یک مرد آنها ثواب پنجاه نفر از شما دارند.
اصحاب عرض کردند یا رسول الله ما در جنگ بدر و احد و حنین در رکاب شما پیکار کرده ایم قرآن در میان ما نازل شده است (یعنی چطور می شود که مردمی بیایند که یک نفر آنها ثواب پنجاه نفر ما را داشته باشد) فرمود آنچه را آنها متحمل می گردند اگر شما ببینید نمی توانید مانند آنها صبر کنید.**بحار، ج 13، مترجم، ص 902. ***
در غیبت نعمانی از حضرت صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود صاحب الامر را غیبتی است که هر کس در غیبت وی بخواهد دین خود را حفظ کند مثل این است که درخت خاردار قتاد را با دست خود از خار صاف کند سپس حضرت با دست اشاره کرد و فرمود اینطور و فرمود کدام یک از شما با دست خار درخت قتاد را چنگ زده است آنگاه که یک لحظه سکوت نمود و سپس فرمود صاحب این امر (قائم آل محمد) غائب می شود پس به هنگام غیبت او باید بندگان خدا از خدا بترسند و دین خود را از دست ندهند.**بحار، ج 13، مترجم، ص 907. ***
صدوق رحمةالله در کمال الدین از عبدالله بن سنان روایت می کند که حضرت صادق علیه السلام فرمود: عنقریب شبهه ای برای شما پدید می آید که نه علامتی برای یافتن راه (حق) هست و نه امامی که (شما را) راهنمایی کند کسی جز آنها که دعای غریق می خوانند از آن ورطه نجات نمی یابند عرض کردم دعا غریق چگونه است؟ فرمود: می گوئی: یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک عرض کردم یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبی علی دینک فرمود خداوند مقلب القلوب و الابصار است ولی اینطور که من می گویم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک **بحار، ج 13، مترجم، ص 925. ***
و نیز نعمانی در کتاب غیبت از ابوبصیر و از حضرت صادق علیه السلام روایت می کند که روزی فرمود آیا شما را از چیزی مطلع نگردانم که خداوند عمل بندگانش را جز به وسیله آن قبول نمی پذیرد من گفتم بفرمایید بدانیم آن چیست. فرمود آن گواهی دادن به یگانگی خدا و رسالت محمد صلی الله علیه و آله و اعتقاد به آنچه خدا فرموده و دوستی ما و بیزاری از دشمنان ما ائمه و تسلیم در برابر آنها و پارسائی و کوشش در امر دین صبر و انتظار برای ظهور او باشد و پرهیزکاری پیشه سازد و دارای اخلاق نیکو باشد و بدینگونه انتظار آن روز کشد اگر در این حالت بمیرد و بعد از مرگ او قائم نماید ثواب کسی دارد که آن حضرت را درک کرده است پس سعی کنید و منتظر باشید خوش بحال شما ای مردمی که خداوند شما را مشمول رحمت گردانیده است.**بحار، ج 13، مترجم، ص 913. ***
قال تعالی نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون اراده و مشیت ما بر این قرار گرفته است که بر مستضعفین در زمین منت نهیم و آنها را مشمول مواهب خود نمائیم و آنها را پیشوایان و وارثین روی زمین قرار دهیم آنها را نیرومند و قوی و صاحب قدرت و حکومتشان را مستقر و پابرجا سازیم و به فرعون و هامان و لشگریان آنها آنچه را از سوی مستضعفین بیم داشتند نشان دهیم.
از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در تفسیر آیه فوق وارد شده حضرت فرمود: هم آل محمد صلی الله علیه و آله یبعث الله مهدیهم بعد جهدهم فیعزهم و یذل عدوهم این گروه آل محمد صلی الله علیه و آله هستند خداوند مهدی آنها را بعد از زحمت و فشاری که بر آنان وارد می شود بر می انگیزد و به آنها عزت می دهد و دشمنان را ذلیل و خوار می کند.**تفسیر نمونه، ج 16، ص 18. ***
در حدیثی از امام زین العابدین علی بن الحسین می خوانیم: و الذی بعث محمداً بالحق بشیراً و نذیراً ان الابرار اهل البیت و شیعتهم بمنزلة موسی و شیعته و ان عدونا و اشیاعه بمنزلة فرعون و اشیاعه سوگند به کسی که محمد صلی الله علیه و آله را به حق بشارت دهنده و بیم دهنده قرار داد که نیکان از ما اهل البیت و پیروان آنها به منزله موسی و پیروان او هستند و دشمنان ما و پیروان آنها به منزله فرعون و پیروان او می باشند. (سر انجام ما پیروز می شویم و آنها نابود می شوند و حکومت حق و عدالت از آن ما خواهد بود).**تفسیر نمونه، ج 16، ص 18. ***
فاصبر یا شیخی وأمر جمیع شیعتی بالصبر فان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین و السلام علیک و علی جمیع شیعتنا و رحمة الله و برکاته و حسبناالله و نعم الوکیل و نعم المولی و نعم النصیر پس ای شیخ من صبر کن و همه پیروان ما را به صبر دستور ده زیرا که زمین برای خداست از بندگانش به هر که بخواهد می دهد و عاقبت برای پرهیزکاران است و سلام بر تو و بر همه پیروان و شیعیان ما و برکت خدا بر شما باد و خدا ما را بس است و نیکو وکیل است و دوست و یاری کننده خوبی است.
سوره اعراف آیه 128: قال موسی لقومه استعینوا بالله واصبروا ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین موسی به قوم خود گفت از خدا یاری جوئید و صبر و استقامت پیشه کنید که زمین از آن خدا است و آن را به هر کس بخواهد (و شایسته بدانند) واگذار می کند و سرانجام نیک برای پرهیزکاران است.
در روایتی که در کتاب کافی از امام باقر علیه السلام نقل شده چنین می خوانیم: قال وجدنا فی کتاب علی صلوة الله علیه ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین انا و و اهلبیتی الذین اورثنا الله الارض و نحن المتقون در کتاب علی علیه السلام چنین یافتیم که پس از تلاوت آیه ان الارض لله یورثها... فرمود من و اهل بیتم همان کسانی هستیم که خداوند را به ما منتقل ساخته و مائیم پرهیزکاران.**تفسیر نمونه، ج 6، ص 312. ***
در کتاب کمال الدین از جابر جعفی و او از جابر بن عبدالله انصاری روایت می کند پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: المهدی من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی اشبه الناس بی خلقاً و خلقاً تکون له غیبة و حیرة تضل فیه الامم و ثم یقبل کالشهاب الثاقب فیملاوها عدلاً و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً
یعنی مهدی از اولاد من است نامش نام من و کنیه اش کنیه من می باشد صورت و سیرتش از همه کس به من شبیه تر است غیبتی کند که مردم دچار حیرت گردند و بسیاری از فرقه ها گمراه شوند. آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت بدر آید و زمین را پر از عدل و داد کند آن که پر از ظلم و جور و ستم شده باشد**بحار، ج 13، ص 283. ***. و نیز در کمال الدین از حضرت باقر علیه السلام نقل کرده که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: خوش بحال کسی که قائم اهل بیت مرا ببینند در غیبت و پیش از قیامش از وی پیروی کند و دوستانش را دوست و دشمنانش را دشمن بدارد اینان دوستان و رفقای من هستند و روز قیامت نزد من بسیار گرامی می باشند **مدرک سابق. ***.
و نیز در آن کتاب از سعید بن جبیر از ابن عباس روایت نمود که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود علی بن ابیطالب پیشوای امت من است و بعد از من جانشین من خواهد بود قائم منتظر که زمین را از عدل و داد پر گرداند چونانکه از ظلم و جور پر شده از فرزندان او است بخدایی که مرا براستی به پیغمبری برانگیخته کسانی که در زمان غیبت به وجود و ظهور او ثابت قدم بمانند از کبریت احمر کمیاب تر می باشند جابر بن عبدالله انصاری برخاست و عرض کرد یا رسول قائم که فرزند شماست غائب می شود فرمود آری و الله و لیمحصن الله الذین امنوا و یمحق الکافرین **سوره آل عمران، آیه 140. *** خداوند (بدان وسیله) اهل ایمان را امتحان نموده خالص می گرداند و کافران را آزمایش کرده از میان می برد ای جابر این از کارهای عجیب خداوند و سری از اسرار الهی است که بر بندگانش پوشیده است پس از شک در کار خدا بپرهیز که کفر است **بحار، ج 13، مترجم، ص 284. ***.
غیبت نعمانی از حضرت صادق علیه السلام روایت می کند که در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی آب فرات زیاد شد حضرت با دو فرزندش امام حسن و امام حسین علیهما السلام سوار شده و از قبیله ثقیف گذشتند مردم گفتند علی آمده است آب را برگرداند حضرت فرمود من و این دو پسرم شهید خواهیم شد و خداوند در آخرالزمان مردی از نسل من برانگیزد که انتقام خون ما را بگیرد و از نظر غائب شود تا اهل باطل شناخته شوند تا آنکه جاهل می گوید: (ما لله فی آل محمد من حاجة) خداوند را به آل محمد حاجتی نیست **بحار، ج 13، ص 337. ***.
هزار حیف نبودم بروز عاشورا... - که یاری نمایم بدشت کربلا
ولی تلافی آن می کنم بصبح و مساء - لاندبنک فی کل حال یا جداه
روا نبود که طفلان پیاده شمر سوار - بروی خار مغیلان روند در شب تار
طناب و غل بگذارند گردن بیمار - لاندبنک فی کل حال یا جداه
گهی بخانه خولی تو مهمان بودی - گهی بفکر یتیمان بی کسان بود
گهی بنیزه گهی بر سر سینان بودی - لاندبنک فی کل حال یا جداه
بی شفاعت امت تو تشنه جان دادی - لبان خویش دم چوب خیزران دادی
بشب قریب دو دستت بساربان دادی - لاندبنک فی کل حال یا جداه
در حدیثی از امام باقر علیه السلام می خوانیم که فرمود: للعارف منکم هذا الأمر المنتظر له المحتسب فیه الخیر کمن جاهدو الله مع قائم آل محمد صلی الله علیه و آله بسیفه ثم قال بل و الله کم مع رسول الله صلی الله علیه و آله بسیفه ثم قال الثالثة بل و الله کم استشهد مع رسول الله صلی الله علیه و آله فی فسطاطه و فیکم ایة فی کتاب الله قلت ای ایة جعلت فداک قال قول الله تعالی عزوجل والذین امنوا بالله و رسله اولئک هم الصدیقون و الشهداء عند ربهم... ثم قال صرتم و الله صادقین شهداء عند ربهم
آن کس از شما که به مسأله ولایت آشنا باشد و در انتظار ظهور مهدی علیه السلام به سر برد و خود را آماده (حکومت عدل جهانی او) سازد مانند کسی است که با مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله با سلاحش جهاد کرده باشد سپس فرمود بلکه به خدا سوگند مانند کسی است که همراه رسول الله صلی الله علیه و آله با سلاحش جهاد کرده باشد سپس برای مرتبه سوم افزود بلکه به خدا سوگند همانند کسی است که با رسول الله صلی الله علیه و آله و در خیمه او شهید شده باشد سپس افزود درباره شما آیه ای از قرآن نازل شده است (که او می گوید کدام آیه فدایت شوم فرمود این سخن خداوند که می فرماید: آنها که ایمان به خدا و فرستادگانش آورده اند صدیقین و شهداء نزد پروردگارتان هستید**تفسیر نمونه، ج 23، ص 355. ***.
آیاتی که در روایات اهل بیت تأویل به ظهور حضرت ولی عصر امام زمان علیه السلام شده است:
قل ارایتم ان اصبح ماؤکم غوراً فمن یأتیکم بماء معین می فرماید به آنها بگو به من خبر دهید اگر آبهای مورد استفاده شما در زمین فرو رود چه کسی می تواند آب جاری در دسترس شما قرار دهد در روایاتی که از ائمه اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده آیه شریفه به ظهور مهدی علیه السلام و عدل جهان گستر او تفسیر شده است از جمله در حدیثی از امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه است: نزلت فی الامام القائم علیه السلام یقول ان اصبح امامکم غائباً عنکم لاتدرون این هو فمن یأتیکم بامام ظاهر یأتیکم باخبار السموات و الارض و حلال الله و حرامه ثم قال و الله ما جاء تأویل هذه الایة و لابدان یجئی تأویلها این آیه درباره امامی نازل شده است که قیام به عدل الهی می کند (حضرت مهدی) می گوید اگر امام شما پنهان گردد و نمی دانید کجاست چه کسی برای شما امامی می فرستند که اخبار آسمان ها و زمین و حلال و حرام خدا را برای شما شرح دهد سپس فرمود بخدا سوگند تأویل این آیه نیامد و سرانجام خواهد آمد**تفسیر نمونه، ج 24، ص 359. ***.
ظاهر آیه شریفه مربوط به آب جاری است که مایه حیات موجودات زنده است و باطن آیه مربوط به وجود مقدس امام و علم و عدالت جهان گستر او است که آن نیز مایه حیات جامعه انسانی است و یکی از آیات قرآنی درباره امام زمان علیه السلام نازل شده آیه هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون یعنی خداوند فرستاده خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه دین ها غالب شود هر چند مشرکین نخواهند. این آیه نیز درباره قائم آل محمد است و او امامی است که خداوند او را بر همه کیش ها غالب گرداند و او زمین را از عدل و داد پر کند همچنان که از ظلم و ستم پر شده است این آیه نیز از آیاتی است که گفتیم تأویلش بعد از تنزیل می باشد.
در کتاب غیبت از ابوبصیر روایت نموده که گفت از امام هشتم از آیه (هو الذی ارسل رسوله بالهدی...) سؤال کردم فرمود هنوز موقع تأویل آیه نرسیده است گفتم قربانت گردم کی موقع آن می رسد انشاءالله هنگامی که قائم قیام کند و چون قیام هر جا کافر و مشرکی باشد ظهور او را ناخوش دارد تا جائیکه اگر کافر در دل سنگی پنهان شود سنگ صدا می زند ای مؤمن کافر و یا مشرکی در من پنهان شده او را بکش خداوند او را بیرون می آورد و یاران قائم (عج) او را بقتل می رسانند**بحار، ج 13، مترجم، ص 256.***.
یکی از آیات که تأویل امام زمان و یاران آن بزرگوار شده در سوره حج آیه 41: الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و اتوا الزکوة و امروا بالمعروف و نهی عن المنکر و لله عاقبة الامور یعنی یاران خدا کسانی هستند که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را برپا دارند و زکات را ادا می کنند و امر به معروف و نهی از منکر می نمایند و پایان همه کارها از آن خداست در بعضی روایات اسلامی آیه فوق به حضرت مهدی علیه السلام و یارانش یا آل محمد صلی الله علیه و آله بطور عموم تفسیر شده است چنانکه از حدیثی از امام باقر علیه السلام می خوانیم که در تفسیر آیه (الذین ان مکناهم فی الارض...) فرمود این آیه تا آخر از آن آل محمد و مهدی علیه السلام و یاران او است یملکهم الله مشارق الارض و مغاربها و یظهر الدین و یمیت الله به و باصحابه البدع و الباطل کما امات الشقاة الحق حتی لایری این الظلم و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر خداوند شرق و غرب زمین را در سیطره حکومت آنها قرار می دهد آیینش را آشکار می سازد و به وسیله حضرت مهدی علیه السلام و یارانش بدعت و باطل را نابود می کند آنچنانکه تبهکاران حق را نابود کرده بودند و آنچنان تبهکاران را نابود کرده بودند و آنچنان می شود که بر صفحه زمین اثری از ظلم دیده نمی شود (چرا که) آنها امر بمعروف و نهی از منکر می کنند**تفسیر نمونه، ج 14، ص 121 و بحار، ج 13، ص 252 مترجم. ***.
یکی از آیات قرآن مجید درباره امام زمان علیه السلام آیه 14 سوره بقره است. فاستبقوا الخیرات اینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً ان الله علی کل شی قدیر
در نیکی ها و اعمال خیر بر یکدیگر سبقت بجویید هر کجا باشید خداوند شما را (برای پاداش و کیفر در مقابل اعمال نیک و بد در روز رستاخیز) حاضر می کند زیرا او بر هر کار توانا است در غیبت نعمانی از جضرت امام صادق علیه السلام روایت نموده که فرمود این آیه درباره قائم آل محمد و یاران او نازل شده و آنها پیش از آنکه موقع آمدنشان معلوم گردد اجتماع می کنند**بحار، ج 13، ص 262. ***.
نیز در غیبت نعمانی از عبدالعظیم حسنی روایت نموده که گفت به حضرت امام محمد تقی علیه السلام عرض کردم من امیدوارم قائم آل محمد که می آید و زمین را پر از عدل و داد می کند چنانکه پر از ظلم و ستم شده باشد شما باشید فرمود ای ابوالقاسم هر یک از ما ائمه برای پیشرفت فرمان خدا قیام کرده ایم و راهنمای دین الهی می باشیم ولی آن قائم که خداوند بوسیله او زمین را از دست کفار و منکران گرفته و پر از عدل و داد می کند من نیستم او کسی است که ولادتش بر مردم پوشیده خواهد ماند و خودش غائب می شود و افشای نامش حرام است او در نام و کنیه هم نام پیغمبر خدا است و او است که زمین برایش هموار می گردد و هر امر دشواری برایش آسان می شود و سیصد و سیزده تن از یارانش به تعداد نفرات لشگر اسلام در جنگ بدر از نقاط دور زمین در اطرافش گرد آیند چنانکه خداوند در این آیه شریفه می فرماید: اینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً ان الله علی کل شی قدیر
یعنی هر کجا که باشید خداوند شما را حاضر می کند زیرا او بر هر کاری توانا است چون عده ای در نزد وی اجتماع کنند کار او بالا گیرد و بعد از آنکه پیمان وفاداری میان او و یارانش که ده هزار مرد می باشد منعقد گردید به فرمان الهی قیام می نماید چندان از دشمنان خدا را به قتل رساند که خداوند خشنود گردد عرض کردم آقا چگونه بدانیم خداوند خشنود شده است فرمود خداوند رحمتی به دل وی می فرستد و او می داند که دیگر خداوند از کشتن آنهمه دشمنان دین خشنود شده است**بحارالانوار، ج 13، مترجم، ص 387. ***.
کسانی که حضرت ولی عصر امام زمان علیه السلام را در غیبت کبری دیده اند.

محمد بن عیسی بحرینی

مرحوم علامه مجلسی رحمه الله در بحار جلد سیزده نقل فرموده: موقعی که شهر بحرین در تصرف فرنگیان بود شخصی از مسلمین را به حکومت آنجا گماشتند تا موجب آبادی بیشتر آنجا شود و بهتر بتواند به وضع اهالی رسیدگی کند این والی مردی ناصبی بود به علاوه وزیری داشت که تعصبش از وی بیشتر بود وزیر نسبت به اهل بحرین که دوست دار اهل بیت بودند اظهار دشمنی می کرد و برای نابودی و زیان رساندن به آنها حیله ها می انگیخت یک روز وزیر در حالیکه اناری در دست داشت نزد والی رفت و انار را به او داد والی دید بروی پوست انار نوشته است لااله الا الله محمد رسول الله ابوبکر و عمر و عثمان و علی خلفاء رسول الله وقتی که آن را نگریست دید که این عبارت بطور طبیعی در پوست انار نوشته شده بطوری که گمان نمیرفت ساخته دست بشر باشد و از این حیث در شگفت ماند والی به وزیر گفت این دلیل روشن و برهان محکمی است بر ابطال مذهب رافضی ها (شیعیان) نظر تو درباره مردم بحرین چیست وزیر گفت این جماعت متعصب می باشند و منکر دلائل هستند امر کن آنها را حاضر نمایند و این انار را به آنها نشان بده اگر پذیرفتند و به مذهب ما در آمدند شما ثواب فراوان برده اید و چنانچه نپذیرفتند و همچنان بر گمراهی خود باقی ماندند آنها را در قبول یکی از سه چیز مخیر گردان یا حاضر شوند با ذلت و خواری مثل یهود و نصاری جزیه بدهند و یا جوابی برای این دلیل روشنی که نمی توان آن را نادیده گرفت بیاورند و یا اینکه مردان آنها کشته شوند و زنان و اولادشان اسیر گردند و اموالشان را غنیمت گیریم والی رأی وزیر را مورد تحسین قرار داد و فرستاد علماء و فضلاء و نیکان و نجباء و بزرگان شیعه بحرین را احضار نمود و انار را به آنها نشان داد و گفت اگر جوابی کافی و قانع کننده ای نیاورید و یا باید کشته شوید و اسیر گردید و اموالتان ضبط شود و یا همچون کفار جزیه بپردازید.آنها چون انار را دیدند سخت متحیر گشتند و نتوانستند جواب شایسته ای بدهند رنگ صورتشان پرید و بندهاشان بلرزه افتاد سپس بزرگان آنها به والی گفتند سه روز به ما مهلت بده شاید بتوانیم جوابی که مورد پسند واقع شود بیاوریم وگرنه هر طور که می خواهی میان ما حکم کن والی هم به آنها مهلت داد.
رجال بحرین در حالی که هراسان و مرعوب و تحیر بودند از نزد والی بیرون آمدند مجلس گرفتند و به مشورت پرداختند. آن گاه بنا گذاشتند که از میان صلحا و زهاد بحرین ده نفر و از میان آن ده نفر هم سه نفر را انتخاب کنند. چون چنین به کردند یکی از آن سه نفر گفتند تو امشب را برو بیابان و تا صبح مشغول عبادت باش از خداوند به وسیله امام زمان علیه السلام یاری بخواه. او هم رفت و شب را به صبح آورد چیزی ندید ناچار برگشت و جریان را به آنها اطلاع داد شب دوم هم نفر دوم را فرستادند و او نیز مانند شخص نخست برگشت و خبری نیاورد و بر اضطراب و پریشانی آنها افزود آنگاه نفر سومی را که مردی پاک سرشت و دانشمند بود نامش محمد بن عیسی خواستند و او شب سوم را با سر و پای برهنه روی به بیابان نهاد آن شب، شب تاریکی بود محمد بن عیسی تمام شب را مشغول دعا و گریه و توسل به خدا بود که شیعیان را از آن بلیه رهایی بخشد و حقیقت مطلب را برای آنها روشن سازد و برای تأمین منظور متوسل به حضرت صاحب الزمان علیه السلام گردید در آخر شب ناگاه دید مردی او را مخاطب ساخته و می گوید ای محمد بن عیسی چه شد که تو را بدین حالت می بینم و برای چه به این بیابان آمده ای گفت ای مرد مرا به حال خود واگذار من برای کار بزرگ من برای کار بزرگ و مطلب مهمی بیرون آمده ام که آن را جز برای امام خود نمی گویم و شکوه آن را نزد کسی می برم که این راز را بر من آشکار سازد گفت ای محمد بن عیسی صاحب الامر من هستم مقصودت را بگو گفت اگر تو صاحب الامر می باشی داستان مرا می دانی و نیازی نداری که من آن را شرح بدهم. فرمود آری تو بخاطر مشکلی که انار برای شما ایجاد کرده مطلبی که بر آن نوشته شده و تهدیدی که والی نموده است به بیابان آمده ای محمد بن عیسی وقتی این را شنید به طرف او رفت و عرض کرد آری ای آقای من ای آقای من شما می دانید که ما چه حالی داریم شما امام و پناه گاه ما می باشید و قادر هستید که این خطر را از ما برطرف سازید بداد ما برس حضرت فرمود:ای محمد بن عیسی وزیر ملعون درخت اناری در خانه خود دارد قالبی از گل به شکل انار در دو نصف ساخته و توی هر نصفی از آن قسمتی از آن کلمات را نوشته است آنگاه آن قالب گلی را روی انار نهاده و در وقتی که انار کوچک بوده توی آن گذاشته و آنرا محکم بسته است آنگاه به مرور که انار بزرگ شده آن نوشته در پوست انار تأثیر بخشیده تا باین صورت در آمده است فردا می روی نزد والی به او می گویی جواب تو را آورده ام ولی حتماً باید در خانه وزیر باشد وقتی به خانه وزیر رفتید به سمت راست خود نگاه کن غرفه ای می بینی آنگاه به والی بگو جواب تو در همین غرفه است وزیر می خواهد از نزدیک شدن به غرفه سرباز زند ولی اصرار کن و سعی کن که از بالا بروی وقتی دیدی وزیر خودش بالا رفت تو هم بالا برو و او را تنها مگذار مبادا از تو جلو بیافتد هنگامی که وارد غرفه شدی در دیوار آن سوراخی می بینی که کیسه سفیدی در آن است آن را بردار که خواهی دید قالب گلی انار که برای این نقشه ساخته است در آن کیسه است سپس آن را جلو والی نهاده و انار معهود را در آن بگذار تا حقیقت مطلب برای او روشن گردد و نیز به والی بگو ما معجزه دیگری داریم و آن اینکه داخل این انار جز خاکستر و دود چیزی نیست اگر می خواهی صحت آن را بدانی به وزیر بگو آن را بشکند.وقتی وزیر آن را شکست دود و خاکستر آن به صورت و ریش او می پرد وقتی محمد بن عیسی این سخنان را از امام زمان علیه السلام شنید بسیار مسرور گردید و دست مبارک امام را بوسید و با مژده و شادی مراجعت نمود چون صبح شد رفتند به خانه والی و همانطور که امام دستور داده بود عمل کردند سپس والی رو کرد به محمد بن عیسی و پرسید چه کسی این را به تو خبر داد گفت امام زمان ما و حجت پروردگار.پرسید امام شما کیست او هم یک یک ائمه علیهم السلام را بوی معرفی تا به امام زمان صلوات الله علیه رسید والی گفت دستت را دراز کن تا من گواهی دهم که نیست خدایی مگر خداوند یگانه و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست خلیفه بلافاصله بعد از او امیرالمؤمنین علیه السلام است آنگاه اقرار به تمام ائمه علیهم السلام تا آخر آنها نمود و ایمانش نیکو گشت سپس دستور داد وزیر را به قتل رساندند و از مردم بحرین معذرت خواست و نسبت به آنها نیکی نمود و آنها را گرامی داشت. ناقل حکایت گفت این حکایت نزد اهل بحرین مشهور و قبر محمد بن عیسی در آنجا معروف است و مردم به زیارت آن می روند**بحار، ج 13، مترجم، ص 940. ***.
لطف و عنایت حضرت بقیةالله علیه السلام و عاقبت دادن به ابو راجح حمامی (مرحوم علامه مجلسی رحمه الله) در بحار جلد 13 مترجم نقل فرمود سید علی بن عبدالحمید نیلی در کتاب السلطان المفرج عن اهل الایمان در ذکر کسانی که حضرت امام زمان را دیده اند می نویسد و از جمله حکایتی است که مشهور است در همه جا شایع گردیده و خبر آن به همه جا رسیده است مردم این زمان بالعیان دیده اند و آن، حکایت ابوراجح حمامی در حله است. حکایت را جماعتی از دانشمندان سرشناس و افاضل با صدق و صفا نقل کرده اند که از جمله شیخ زاهد عابد محقق شمس الدین محمد بن قارون سلمه الله تعالی است وی نقل می کرد که روزی به حاکم حله که شخصی به نام مرجان صغیر بود گزارش دادند که ابن ابو راجح خلفا را سب می کند حاکم هم ابوراجح را احضار نمود و دستور داد او را چندان زدند که تمام بدنش مجروح گشت و بی حال به زمین افتاد و دندان های ثنایایش ریخت. به دستور حاکم زبان او را در آوردند و سوزن آهنی در آن فرو بردند و بینیش را پاره کردند و ریسمانی که از مو زبر تابیده شده بود در سوراخ آن برد و ریسمان دیگری به آن بست و به دست غلامان خود داد که در کوچه و بازار کوفه بگردانند وقتی او را می گردانیدند از هر طرف مردم هجوم آورده او را می زدند به طوری که افتاد روی زمین و مرگ را جلوی روی خود دید چون خبر به حاکم دادند دستور داد او را به قتل رسانند.مردمی که اطراف او بودند گفتند آن پیرمرد سالخورده ای است و آنچه ببیند دید فعلاً مرده ای بیش نیست او را به همین حال خود رها بگذارید تا خود بمیرد و خون او را بگردن نگیرید. مردم چندان درین خصوص اسرار ورزیدند که حاکم دستور داد او را آزاد کنند در آن موقع صورت و زبان ابوراجح ورم کرده بود کسان او آمدند و آن نیمه جان را به خانه اش بردند و هیچ کس تردید نداشت که همان شب خواهد مرد ولی چون فردا مردم بدیدن او آمدند ایستاده نماز می خواند و حالش کاملاً رضایت بخش بود دندانهایش که افتاده بود به حال اول برگشته و جراحت های بدنش بکلی بهبود یافته و اثری از آن باقی نمانده و زخم صورتش هم زایل گشته بود مردم از مشاهده وضع او به شگفت آمدند و ماجرا را از او جویا شدند ابوراجح گفت وقتی که من مرگ را به چشم دیدم و زبانی نداشتم که خدا را بخوانم ناچار با زبان دل به دعا پرداختم و آقا و مولای خویش امام زمان علیه السلام را به یاری خود طلبیدم. هنگام شب خانه ام نورانی شد و در آن میان امام زمان علیه السلام را دیدم که دست مبارک روی صورتم کشید و فرمود برخیز و برای نان خورانت کار کن که خداوند تو را شفا داد چون صبح شد خود را اینطور که می بینید مشاهده نمودم. شمس الدین محمد بن قارون (سابق الذکر) می گفت: بخدا قسم ابوراجح اصولاً مردی ضعیف البنیه لاغر اندام زرد رنگ و زشت رو بود و ریش کوتاهی داشت من همه وقت بحمام او می رفتم و همیشه او را بدین حالت می دیدم ولی چون آن روز صبح در میان جمعیت بدیدن او رفتم دیدم قوی پی و خوش قامت شده محاسنش بلند رویش سرخ و بصورت جوان بیست ساله ای گشته بود و تا زنده بود به همین شکل و هیئت ماند چون این خبر شیوع یافت حاکم او را طلبید حاکم روز قبل او را به آن وضع دیده بود و امروز بدین حالت می دید که درست بعکس دیروز بود. حاکم دید اثری از زخم ها در بدن او نیست و دندان هایش برگشته است از مشاهده این وضع رعب عظیمی به دل حاکم راه یافت حاکم قبلاً در محلی که به نام امام زمان علیه السلام معروف بود می نشست و پشت خود را به قبله می کرد ولی بعد از این واقعه روی به قبله نشست و با مردم (حله) با مدارا و نیکی رفتار می کرد و از تقصیر مجرمین آنها می گذشت و با نیکان آنان نیکی می نمود ولی اینکار هم سودی به حال او نبخشید و بعد از قلیل مدت در گذشت **بحار، جلد 13، مترجم، ص 814. ***.