فهرست کتاب


برگی از آسمان (شرحی بر توقیعات حضرت مهدی علیه السلام)

حجت الاسلام میرزا علی بابائی

امر بالمعروف و النهی عن المنکر

وصیت می کنم تو را امر به معروف و نهی از منکر کنی، امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی می باشد و در صورتی که بعضی از مکلفین قیام بکنند از دیگران ساقط است و اگر اقامه معروف و جلوگیری از منکر موقوف بر اجتماع جمعی از مکلفین باشد واجب است اجتماع کنند.**توضیح المسائل حضرت امام (ره). ***
الامر بالمعروف و النهی عن المنکر قال الله عزوجل لاخیر فی کثیر من بخولیهم لا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بین الناس **سوره نساء، آیه 114. ***یکی از وصایای حضرت امام حسن عسگری علیه السلام به علی بن الحسین صدوق امر به معروف و نهی از منکر است. می فرماید تو را وصیت می کنم به امر به معروف و نهی از منکر که خداوند عزوجل فرموده در بسیاری از سخنان در گوشی جلسات محرمانه و مخفیانه آنها که بر اساس نقشه های شیطنت آمیز بنا شده خیر و سودی نیست مگر اینکه کسی که در نجوای خود توصیه به صدقه و کمک به دیگران یا انجام کار نیک و یا اصلاح در میان مردم می نماید.
امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی می باشد و در صورتی که بعضی از مکلفین قیام بکنند از دیگران ساقط است و اگر اقامه معروف و جلوگیری از منکر موقوف بر اجتماع جمعی از مکلفین باشد واجب است اجتماع کنند.**توضیح المسایل حضرت امام (ره). ***

شرایط امر به معروف

چند چیز شرط است در واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر اول آنکه کسی می خواهد امر به معروف و نهی از منکر کند بداند که آنچه شخص مکلف بجا نمی آورد واجب است بجا آورد و آنچه بجا آورده باید ترک کند و بر کسی که معروف و منکر را نمی داند واجب نیست. دوم آنکه احتمال بدهد امر و نهی تأثیر می کند پس اگر بداند اثر نمی کند واجب نیست چهارم آنکه در امر و نهی مفسده ای نباشد پس اگر بداند یا گمان کند اگر امر یا نهی کند ضرر جانی و یا عرضی و آبروئی یا مالی قابل توجه به او می رسد واجب نیست بلکه با احتمال وقوع ضرر جانی یا عرضی و آبروئی یا مالی موجب حرج بر بعضی مؤمنین واجب نمی شود بلکه در بسیاری از موارد حرام است. توضیح المسائل حضرت آیت الله العظمی امام خمینی رحمةالله علیه
دلیلی بر واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر آیات چندی است از جمله آیه اول و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند و آنها راستکارانند.**سوره آل عمران، آیه 104. ***
آیه دوم کنتم خیر امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شدید (چه اینکه) امر به معروف می کنید و نهی از منکر و به خدا ایمان دارید.**سوره آل عمران، آیه 110.***
آیه سوم والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة یطیعون الله و رسوله اولئک سیرحمهم الله ان الله عزیز حکیم مردان و زنان با ایمان دوست و ولی و یار و یاور یکدیگرند آنها مردم را به نیکها دعوت می کند مردم را از زشتیها و بدیها و منکرات باز می دارند و نهی از منکر می کنند نماز را بر پا می دارند و به یاد خدا هستند و با یاد ذکر او دل را روشن و عقل را بیدار و آگاه می دارند و زکوة اموال خویش را در راه خدا می پردازند اطاعت فرمان خدا و پیامبر او می کنند خداوند آنها را به زودی مشمول رحمت خویش می گرداند خداوند توانا و حکیم است بر خلاف منافقین امر می کنند بر منکرات و زشتیها و نهی می کنند از معروف. المنافقون و منافقات بعضهم من یأمرون بالمنکر و ینهون عن المعروف و یقبضون ایدیهم نسوالله فنسیهم ان المنافقین هم الفاسقون **توبه، آیه 67. ***
چهارم التابئون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الأمرون بالمعروف و اناهون عن المنکر والحافظون لحدود لله و بشر المؤمنین **سوره توبه، آیه 112. ***
(مؤمنان کسانی هستند که) توبه کنندگانند و عبادتکاران و سپاس گویان و سیاحت کنندگان و رکوع کنندگان و سجده آوران و آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و حافظان حدود (و مرزهای) الهی و بشارت بده به این چنین مؤمنان.
پنجم الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و اتو الزکوة و امروا بالمعروف و نهو عن المنکر و لله عاقبة الامور **سوره حج، آیه 41. *** یاران خدا کسانی هستند که هر گاه در زمین به آنها قوت بخشیدیم نماز را بر پا دارند و زکات را ادا می کنند و امر به معروف و نهی از منکر می نمایند یعنی آنها هرگز پس از پیروزی همچون خود کامگان و جباران به عیش و نوش و لهو و لعب نمی پردازند و غرور و مستی فرو نمی روند بلکه پیروزی ها و موفقیت ها را نردبانی برای ساختن خویش و جامعه قرار می دهند آنها پس از قدرت یافتن تبدیل به یک طاغوت جدید نمی شوند ارتباطشان با خدا محکم و با خلق خدا نیز مستحکم است چرا که نماز سمبل پیوند با خالق است زکات رمزی برای پیوند با خلق و امر به معروف و نهی از منکر پایه و اساس ساختن یک جامعه سالم محسوب می شود همین چهار صفت برای معرفی این افراد کافی است و در سایه آن عبادات و اعمال صالح و ویژگی های یک جامعه با ایمان پیشرفته فراهم است.**التفسیر نمونه، ج 14، ص 117. ***
ششم یا بنی اقم الصلوة وامر بالمعروف و انه عن المنکر و اصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور **سوره لقمان، آیه 17. *** پسرم نماز را برپادار و امر به معروف و نهی از منکر کن و در برابر مصائبی که به تو می رسد با استقامت و شکیبا باش که این از کارهای مهم و اساسی است.
هفتم یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم تاراً و قودها الناس و الحجارة علیها ملائکه غلاظ شداد و لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یأمرون **سوره تحریم، ج 14، ص 117.*** ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگها هستند نگاهدارید آتشی که فرشتگان به آنها گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز مخالفت فرمان خدا نمی کنند و دستورات او را دقیقاً اجرا می نمایند در حدیثی می خوانیم هنگامی که آیه فوق نازل شد کسی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال کرد چگونه خانواده خود را از آتش دوزخ حفظ کنم حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: تأمرهم بما امر الله و تنهاهم عماتها هم الله ان اطاعوک کنت قد وقیتهم و ان عصوک قد قضیت ما علیک آنها را امر به معروف و نهی از منکر می کنی اگر از تو پذیرفتند آنها را از آتش دوزخ حفظ کرده ای و اگر نپذیرفتند وظیفه خود را انجام داده ای.**تفسیر نمونه، ج 24، ص 293. ***
از امیر مؤمنان علی علیه السلام در تفسیر آیه فوق فرمود علموا انفسکم و اهلیکم الخیر و ادبوهم منظور این است که خود را و خانواده خویش را نیکی بیاموزید و آنها را ادب کنید.**مدرک سابق.*** اهمیت امر به معروف و نهی از منکر علاوه بر آیات فراوان قرآن مجید اخبار و احادیث زیادی در منابع معتبر اسلامی نیز درباره اهمیت این دو وظیفه بزرگ اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر وارد شده است در آنها به خطرات و عواقب شومی که بر اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر در جامعه بوجود می آید اشاره گردیده به عنوان نمونه:
1. امام باقر علیه السلام می فرماید: ان الامر بالامعروف و النهی عن المنکر فریضه عظیمه بها تقام الفرایض و تأمن المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و یعمر الارض و ینتصف من الاعداء و یستقیم الامر امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه بزرگ الهی است که بقیه فرائض و واجبات با آنها برپا می شوند و بوسیله این دو راه ها امن می گردد و کسب کار مردم حلال می شود حقوق افراد تأمین می گردد و در سایه آن زمین ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته می شود در پرتو آن (امر به معروف و نهی از منکر) همه کارها روبراه می گردد.**تفسیر نمونه، ج 3، ص 38. ***
2. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: من امر بالمعروف و نهی عن المنکر فهو خلیفة الله فی ارضه و خلیفة رسول الله و خلیفة کتاب کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند جانشین خداوند در زمین و جانشین پیامبر و کتاب او است.**همان مدرک. ***
3. مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد در حالی که حضرت بر فراز منبر نشسته بود و پرسید: من خیر الناس از همه مردم بهتر کیست؟ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: امرهم بالمعروف و انهاهم عن المنکر و اتقاهم لله و ارضاهم ؛ آن کس که از همه بیشتر امر به معروف و نهی از منکر کند و آن کس که از همه پرهیزکارتر باشد در راه خشنودی خدا از همه بیشتر گام بردارد.**تفسیر نمونه، ج 3، ص 39. ***
4. در حدیث دیگری از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود باید امر به معروف و نهی از منکر کنند وگرنه خداوند ستمگری را بر شما مسلط می کند که نه به پیران احترام می گذارد و نه به خردسالان رحم می کند نیکان و صالحان شما دعا می کنند ولی مستجاب نمی شود و از خدای یاری می طلبند اما خدا به آنها کمک نمی کند و حتی توبه می کنند و خدا از گناهشان در نمی گذرد.**تفسیر نمونه، ج 3 ص 39. ***
5. حضرت علی علیه السلام می فرماید: و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثة فی بحر لجی ؛ تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون آب دهان است در برابر دریای پهناور **نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 374. ***
6. حضرت امام باقر علیه السلام فرمود: اسلام به ده بخش سازمان شده به شهادت بر یگانگی خدا که پایه ملیت است، نماز که فریضه است، روزه که سپر آتش است، زکات که پاک کننده مال است، حج که اقامه شرع است، جهاد که عزت است، امر به معروف که پایداری در ایمان است، نهی از منکر که اتمام حجت است، نماز جماعت که موجب الفت است، عصمت در امام علیه السلام که اساس رجوب اطاعت و فرمانبرداری از امام علیه السلام است.**خصال صدوق، مترجم، ص 213.***
داستان ها را (برای آنها) بازگو کن شاید بیندیشند و بیدار شوند چه بد مثلی دارد گروهی که آیات ما را تکذیب کردند ولی آنها به خودشان ستم می کردند. از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود: الاصل فی ذلک بلعم ثم ضربه الله مثلاً لکل مؤثر هواه علی الله من اهل القبله یعنی اصل آیه درباره بلعم است سپس خداوند آن را به عنوان یک مثال درباره کسانی که هواپرستی را بر خداپرستی و هدایت الهی در این امت مقدم بشمرند بیان کرده.**تفسیر نمونه، ج 7، ص 16 به نقل مجمع البیان، ج 4، ص 500. ***

با طناب شیطان به چاه نروید

کمثل الشیطان اذ قال للانسان اکفر فلما کفر فال انی بری منک انی الله رب العالمین تشبیهی در درباره منافقان پرداخته می فرماید داستان آنها نیز همانند داستان شیطان است.به انسان گفت کافر شو تا مشکلات تو را حل کنم اما هنگامی که کافر شد گفت من از تو بیزارم من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم.
داستان حیرت انگیز برصیصای عابد بنام برصیصا نقل بعضی از مفسران و ارباب حدیث در ذیل این آیه روایتی پرمعنی از عابد از بنی اسرائیل کرده اند که می تواند درس عبرت بزرگی برای همه افراد باشد تا هرگز با طناب پوسیده شیطان و منافقان به چاه نروند که رفتن همان و سرنگون شدن در قعر چاه همان. خلاصه داستان چنین شده است:
در میان بنی اسرائیل عابدی بود بنام برصیصا که زمانی طولانی عبادت کرده بود و به آن حد از مقام قرب رسیده بود که بیماران روانی را نزد او می آوردند و با دعای او سلامت خود را باز می یافتند. روزی زن جوانی را از یک خانواده با شخصیت به وسیله برادرانش نزد او آوردند و بنا شد مدتی بماند تا شفا یابد. شیطان در اینجا به وسوسه گری مشغول شد و آنقدر صحنه را در نظر او زینت داد تا آن مرد عابد باور تجاوز کرد. چیزی نگذشت که معلوم شد آن زن باردار شده (و از آنجا که گناه همیشه سرچشمه گناهان عظیم تر است) زن را به قتل رسانید و در گوشه ای از بیابان دفن کرد. برادرانش از این ماجرا با خبر شدند که مرد عابد دست به چنین جنایت هولناکی زده این خبر در تمام شهر پیچید و به گوش امیر رسید. او با گروهی از مردم حرکت کرد تا از ماجرا باخبر شود. هنگامی که جنایات عابد مسلم شد او را از عبادتگاهش فرو کشیدند پس از اقرار به گناه دستور داد او را به دار بیاویزند. هنگامی که بر بالای چوبه دار قرار گرفت شیطان در نظرش مجسم شد. گفت من بودم که تو را به این روز افکند و اگر آنچه را می گویم اطاعت کنی موجبات نجات تو را فراهم خواهم کرد. عابد گفت: چه کنم. گفت: تنها یک سجده برای من کن کافی است. عابد گفت: در این حالتی که می بینی توانایی ندارم. شیطان گفت اشاره ای کفایت می کند. عابد با گوشه چشم یا با دست خود اشاره ای کرد و سجده شیطان آورد و در دم جان سپرد و کافر از دنیا رفت.**تفسیر نمونه، ج 23، ص 544. ***
12