فهرست کتاب


برگی از آسمان (شرحی بر توقیعات حضرت مهدی علیه السلام)

حجت الاسلام میرزا علی بابائی

مکارم اخلاق حسنه علماء

حکایت نقل شده که شیخ بهائی رحمةالله معاصر بود با میرداماد روزی شاه عباس صفوی باتفاق شیخ و میرداماد سواره راه می رفتند و اسب سید سرکشی می کرد و جلوتر از همه راه می رفت و سید هم نمی توانست اسب را آرام ببرد و اتفاقاً اسبی که شیخ بهاءالدین سوار بود کاملاً آرام که عقب تر و آهسته تر راه می رفت شاه عباس خواست ادعا فی الضمیر و نیت این دو عالم بزرگ و مجتهد وقت آگاه باشد اذا شاه عباس خود را به نزدیک شیخ بهائی نموده و اشاره کرد که سید چرا جلوتر راه می رود مثل اینکه فهماند سادات نوعاً سبک روح می باشند شیخ بهاءالدین از گفتار و اشاره شاه ناراحت شد و فرمود شاه باید ملتفت باشد که آن حیوان که سید او را سوار است که می داند که مرکب آن سید و ذریه رسول خدا و عالم و مجتهد است لذا وجد می کند از وجد و شوق آرام نمی تواند راه رود و شاه نباید اعتراض کند شاه پس از لحظه ای خود را به سید رسانید اشاره به شیخ بهائی کرد و گفت بین جماعت شیوخ و ملاها اصولاً تنبل می شوند اسبی را که سوار است نمی تواند راه ببرد به جمعیت برسد سید از کلام شاه عباس ناراحت شد و گفت شاه نباید بعلماء اعتراض کند شیخ بهاءالدین آن قدر دارای علوم و فنون است که اسب از حمل آن عاجز است. شاه از اسب پیاده شد و سجده شکر بجا آورد و گفت که از جمله نعمتهای زمان من موافقت علماء است.**برهان دانش صفحه 276. ***
نقل است از ابن عباس که خوش خلقی حضرت رسول صلی الله علیه و آله به مرتبه ای بود که روزی در مسجد تشریف داشتن اصحاب در دور دائره آن حضرت به خدمت کاری کمر خدمت، بسته اعرابی در مسجد در آمد شمشیری حمایل نموده، سوسماری در دامی گرفته: گفت یا محمد انک کاذب ساحر) اصحاب در صدد قتلش خواستند که در آیند آن حضرت منع فرمود. به اعرابی فرمود که ای برادر گرامی خواهم گفت محمد ساحر و کذاب را فرمود محمد منم و لیکن ساحر و کذاب نیستم رسول خدایم اعرابی گفت سوگند به لات و عزی که اگر نه به جهت وجاهت و جمال و حسنت بود من این شمشیر را از خونت سیراب می کردم و قسم به لات که ایمان به تو نیاورم مادامی که این سوسمار به تو ایمان نیاورد. سوسمار آنجا افکند. رسول صلی الله علیه و آله گفت ای سوسمار سوسمار گفت لبیک یا رسول الله اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله اعرابی گفت یا رسول الله از در مسجد در آمدم در همه عالم هیچ کس از من دشمن بدتر به شما نبود اکنون بیرون روم هیچ کس را نسبت به شما از خود دوستری نمی دانم.**مناهج الشارعین. ***
در خبر است که سید عالم صلی الله علیه و آله با یکی از صحابه در صحرای مدینه می گذشت مشاهده فرمود که زنی بر سر چاهی می خواست که آب بکشد و عاجز بود آن حضرت نزد آن تشریف فرموده گفت ای عجوزه من از برایت آب کشم (ان احسنتم احسنم لانفسکم) حضرت بر سر چاه تشریف آورده آب کشید و بر دوش مبارک خود گذارد فرمود به آن زن که پیش رو راه خانه خود به من نمای آن شخص که رفیق حضرت بود هر چند سعی نمود که از حضرت بستاند که خود به خانه برد حضرت قبول نفرموده گفت من اولی از امتم به تحمل مشقت پس آن عجوزه پیش می رفت حضرت آن عقب روان بود تا که به در خیمه رسید و مشک آب را در آنجا بر زمین گذارد و رجوع فرمود عجوزه در خیمه شد و با فرزندان تقریر نمود که جوانمردی زیباروئی، شیرین کلامی، خوشبوئی با من تلطف کرده این مشک را برداشت و در اینجا رسانید گفتند که به کجا رفت گفت این است که می رود ایشان در عقب حضرت روان شده بشناختند برگشته گفتند ای مادر این آیه کس است که به او ایمان آورده ایم و شب و روز مشتاق جمالشیم و پیوسته لاف محبتش می زنیم. عجوزه با فرزندان از خیمه بیرون دویدند و در دست و پای حضرت افتادند و پیرزن بسیار بگریست گفت یا رسول الله گستاخی نمودم و شما را نشناختم چگونه از عهده آن عذر در آیم آن حضرت او را تسلی فرموده و دعای خیر در حق ایشان نمود و به تلطف بازشان گردانید. پس جبرئیل این آیه را نازل فرمود که و انک خلق عظیم تو صاحب اخلاق عظیم و برجسته ای هستی.**مناهج الشارعین، ص 808. ***
سوره فرقان آیه 63 عباد الرحمن الذین یمشوک علی الارض هوناً و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً بندگان خاص خداوند رحمن آنها هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه می روند و هنگامی که جاهلان آن ها را مخاطب سازند به آنها سلام می گویند (با بی اعتنایی و بزرگواری می گذرند) در واقع نخستین توصیفی که از عبادالرحمن و بندگان خاص شده است نفی کبر و غرور و خودخواهی است که در تمام اعمال انسان و حتی در کیفیت راه رفتن او آشکار می شود زیرا ملکات اخلاقی همیشه خود را در لابلای اعمال و گفتار و حرکات انسان نشان می دهند تا آنجا که از چگونگی راه رفتن انسان می توان با دقت و موشکافی به قسمت توجهی از اخلاق او پی برد.**تفسیر نمونه، ج 15، ص 147. ***
در حدیثی جالب از پیامبر صلی الله علیه و آله می خوانیم که روزی از کوچه عبور می کردند جمعی از مردم را در یک نقطه مجتمع دیدند از علت آن سؤال کردند عرض کردند دیوانه ای است که اعمال جنون آمیز و خنده آورش مردم را متوجه خود ساخته. پیامبر صلی الله علیه آنها را به سوی خود فراخواند و فرمود می خواهید دیوانه واقعی را به شما معرفی کنم همه خاموش بودند و با تمام وجودشان گوش می دادند فرمود: المتبختر فی مشیه الناظر فی عطفیه المحرک جنبیه بمنکبیه الذی لایرجی خیره و لا یؤمن شرط فذلک المجنون و هذا مبتلی کسی که با تکبر و غرور راه می رود و پیوسته به دو طرف خود نگاه می کنند پهلوهای خود را با شانه خود حرکت می دهد (غیر از خود را نمی بیند و اندیشه اش از خود فراتر نمی رود) کسی که مردم بخیر او امید ندارند و از شر او در امان نیستند دیوانه واقعی او است اما این را که دیدید تنها یک بیمار است.**تفسیر نمونه، ج 15، ص 148. ***
دومین وصف بنده گان خاص حلم و بردباری است (واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً) هنگامی که آنها را مورد خطاب قرار می دهند و بجهل و جدال و سخنان زشت می پردازند در پاسخ آنها سلام می گویند سلامی که نشانه بی اعتنایی توأم با بزرگواری نه ناشی از ضعف نقل است که روزی سفیهی دشنام به عبد الله عباس داد چون سفاهت او را دانست گفت هیچ حاجتی داری که روا سازم و هیچ مهمی داری تا به قضای آن قیام و اقدام نمایم مرد سفیه چون آن ملایمت را دید شرمنده شد بعد از آن جز طریق خدمت سلوک ننمود.**مناهج الشارعین، ص 806. ***
صدوق در امالی از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که چون وفات سعد بن عباد به حضرت رسول صلی الله علیه و آله رسید حضرت برخاست با صحابه و به خانه سعد آمد و فرمود که او را غسل دهند و خود بر عضاده در ایستاد تا او را غسل دادند و حنوط و کفن کردند و برداشتند و آن حضرت از عقب جنازه او بی کفش و رداء به هیئت اصحاب مصیبت روان شد گاهی جانب راست جنازه را می گرفت و گاهی طرف چپ را تا او را به قبر رسانیدند پس حضرت خود داخل قبر او شد و به دست مبارک خود او را در لحد گذاشت و خشت بر او چید می فرمود که سنگ بدهید و خاک بدهید و گل بدهید و فرجه های (شکافها) ما بین خشتها را پر می کرد پس چون فارغ و خاک بر قبرش ریختند و قبرش را درست کردند حضرت فرمودند که من می دانم که بدن او می پوسد و از هم می پاشد و لیکن خدا دوست می دارد بنده را که چون کاری کند محکم بکند پس مادر سعد از کناری صدا زد که ای سعد گوارا باد ترا بهشت. حضرت فرمود که ای مادر سعد ساکت باش و جزم مکن بر پروردگار خود بدرستی که سعد را در قبر فشاری رسید پس آن حضرت با مؤمنان برگشتند پس از حضرت پرسیدند که سبب چه بود که در جنازه سعد کاری چند کردی که در جنازه های دیگر نمی کردی فرمودند اما بی کفش و رداء رفتن برای آن بود که دیدم ملائکه در جنازه او بی کفش و رداء می روند من نیز به ایشان تأسی کردم و اما آنکه گاهی جانب راست جنازه را می گرفتم و گاهی جانب چپ را پس دست من در دست جبرئیل بود هر جا که او می گرفت من می گرفتم. گفتند یا رسول الله تو بر او نماز کردی و به دست خود او را دفن کردی و بعد از آن فرمودی که به او فشاری رسید فرمود بلی زیرا که او با اهل خود کجخلقی و بد اخلاقی بود به سبب فشار قبر به او رسید.**نفایس الاخبار، ص 298. ***
در معراج السعادة روایت کرده که روزی به حضرت رسول صلی الله علیه و آله عرض کردند که فلان زن روزها را روزه می گیرد و شبها را به عبادت به پا می دارد و لیکن بداخلاق است و از کج خلقی و بداخلاقی به همسایگان خود آزار و اذیت می رساند آن حضرت فرمود هیچ چیزی برای او نیست و او از اهل جهنم است و فرمودند بداخلاق و بدخلقی بنده را می رساند به اسفل درک جهنم. فرمودند که خدا منع کرده است قبول توبه بدخلق را عرض کردند چرا یا رسول الله فرمود بعلت اینکه هر وقت از گناهی توبه کرد در گناه بدتر می افتد و فرمود بداخلاقی و سوء خلق گناهی است که آمرزیده نمی شود.**نفایس الاخبار، ص 298. ***
و از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام مرویست که حضرت رسول صلی الله علیه و آله نوشت به میان مهاجر و انصار و هرکه ملحق به ایشانست از اهل یثرب که همسایه آدمی مثل نفس اوست که باید ضرر به او نرساند و حرمت همسایه بر همسایه مثل حرمت مادر است.**معراج السعادة، ص 210. ***
حضرت امام صادق علیه السلام فرمود که نیکوئی با همسایگان باعث عمران و آبادی دیار می گردد و فرمود که از ما نیست کسی که نیکوئی با همسایه نکند و فرمود حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله فرموده است که ایمان نیاورده است به من هر که سیر بخوابد و همسایه او گرسنه باشد.**همان مدرک. ***
11

امر بالمعروف و النهی عن المنکر

وصیت می کنم تو را امر به معروف و نهی از منکر کنی، امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی می باشد و در صورتی که بعضی از مکلفین قیام بکنند از دیگران ساقط است و اگر اقامه معروف و جلوگیری از منکر موقوف بر اجتماع جمعی از مکلفین باشد واجب است اجتماع کنند.**توضیح المسائل حضرت امام (ره). ***
الامر بالمعروف و النهی عن المنکر قال الله عزوجل لاخیر فی کثیر من بخولیهم لا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بین الناس **سوره نساء، آیه 114. ***یکی از وصایای حضرت امام حسن عسگری علیه السلام به علی بن الحسین صدوق امر به معروف و نهی از منکر است. می فرماید تو را وصیت می کنم به امر به معروف و نهی از منکر که خداوند عزوجل فرموده در بسیاری از سخنان در گوشی جلسات محرمانه و مخفیانه آنها که بر اساس نقشه های شیطنت آمیز بنا شده خیر و سودی نیست مگر اینکه کسی که در نجوای خود توصیه به صدقه و کمک به دیگران یا انجام کار نیک و یا اصلاح در میان مردم می نماید.
امر به معروف و نهی از منکر واجب کفائی می باشد و در صورتی که بعضی از مکلفین قیام بکنند از دیگران ساقط است و اگر اقامه معروف و جلوگیری از منکر موقوف بر اجتماع جمعی از مکلفین باشد واجب است اجتماع کنند.**توضیح المسایل حضرت امام (ره). ***

شرایط امر به معروف

چند چیز شرط است در واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر اول آنکه کسی می خواهد امر به معروف و نهی از منکر کند بداند که آنچه شخص مکلف بجا نمی آورد واجب است بجا آورد و آنچه بجا آورده باید ترک کند و بر کسی که معروف و منکر را نمی داند واجب نیست. دوم آنکه احتمال بدهد امر و نهی تأثیر می کند پس اگر بداند اثر نمی کند واجب نیست چهارم آنکه در امر و نهی مفسده ای نباشد پس اگر بداند یا گمان کند اگر امر یا نهی کند ضرر جانی و یا عرضی و آبروئی یا مالی قابل توجه به او می رسد واجب نیست بلکه با احتمال وقوع ضرر جانی یا عرضی و آبروئی یا مالی موجب حرج بر بعضی مؤمنین واجب نمی شود بلکه در بسیاری از موارد حرام است. توضیح المسائل حضرت آیت الله العظمی امام خمینی رحمةالله علیه
دلیلی بر واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر آیات چندی است از جمله آیه اول و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند و آنها راستکارانند.**سوره آل عمران، آیه 104. ***
آیه دوم کنتم خیر امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شدید (چه اینکه) امر به معروف می کنید و نهی از منکر و به خدا ایمان دارید.**سوره آل عمران، آیه 110.***
آیه سوم والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة یطیعون الله و رسوله اولئک سیرحمهم الله ان الله عزیز حکیم مردان و زنان با ایمان دوست و ولی و یار و یاور یکدیگرند آنها مردم را به نیکها دعوت می کند مردم را از زشتیها و بدیها و منکرات باز می دارند و نهی از منکر می کنند نماز را بر پا می دارند و به یاد خدا هستند و با یاد ذکر او دل را روشن و عقل را بیدار و آگاه می دارند و زکوة اموال خویش را در راه خدا می پردازند اطاعت فرمان خدا و پیامبر او می کنند خداوند آنها را به زودی مشمول رحمت خویش می گرداند خداوند توانا و حکیم است بر خلاف منافقین امر می کنند بر منکرات و زشتیها و نهی می کنند از معروف. المنافقون و منافقات بعضهم من یأمرون بالمنکر و ینهون عن المعروف و یقبضون ایدیهم نسوالله فنسیهم ان المنافقین هم الفاسقون **توبه، آیه 67. ***
چهارم التابئون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الأمرون بالمعروف و اناهون عن المنکر والحافظون لحدود لله و بشر المؤمنین **سوره توبه، آیه 112. ***
(مؤمنان کسانی هستند که) توبه کنندگانند و عبادتکاران و سپاس گویان و سیاحت کنندگان و رکوع کنندگان و سجده آوران و آمران به معروف و نهی کنندگان از منکر و حافظان حدود (و مرزهای) الهی و بشارت بده به این چنین مؤمنان.
پنجم الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و اتو الزکوة و امروا بالمعروف و نهو عن المنکر و لله عاقبة الامور **سوره حج، آیه 41. *** یاران خدا کسانی هستند که هر گاه در زمین به آنها قوت بخشیدیم نماز را بر پا دارند و زکات را ادا می کنند و امر به معروف و نهی از منکر می نمایند یعنی آنها هرگز پس از پیروزی همچون خود کامگان و جباران به عیش و نوش و لهو و لعب نمی پردازند و غرور و مستی فرو نمی روند بلکه پیروزی ها و موفقیت ها را نردبانی برای ساختن خویش و جامعه قرار می دهند آنها پس از قدرت یافتن تبدیل به یک طاغوت جدید نمی شوند ارتباطشان با خدا محکم و با خلق خدا نیز مستحکم است چرا که نماز سمبل پیوند با خالق است زکات رمزی برای پیوند با خلق و امر به معروف و نهی از منکر پایه و اساس ساختن یک جامعه سالم محسوب می شود همین چهار صفت برای معرفی این افراد کافی است و در سایه آن عبادات و اعمال صالح و ویژگی های یک جامعه با ایمان پیشرفته فراهم است.**التفسیر نمونه، ج 14، ص 117. ***
ششم یا بنی اقم الصلوة وامر بالمعروف و انه عن المنکر و اصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور **سوره لقمان، آیه 17. *** پسرم نماز را برپادار و امر به معروف و نهی از منکر کن و در برابر مصائبی که به تو می رسد با استقامت و شکیبا باش که این از کارهای مهم و اساسی است.
هفتم یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم تاراً و قودها الناس و الحجارة علیها ملائکه غلاظ شداد و لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یأمرون **سوره تحریم، ج 14، ص 117.*** ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگها هستند نگاهدارید آتشی که فرشتگان به آنها گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز مخالفت فرمان خدا نمی کنند و دستورات او را دقیقاً اجرا می نمایند در حدیثی می خوانیم هنگامی که آیه فوق نازل شد کسی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال کرد چگونه خانواده خود را از آتش دوزخ حفظ کنم حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: تأمرهم بما امر الله و تنهاهم عماتها هم الله ان اطاعوک کنت قد وقیتهم و ان عصوک قد قضیت ما علیک آنها را امر به معروف و نهی از منکر می کنی اگر از تو پذیرفتند آنها را از آتش دوزخ حفظ کرده ای و اگر نپذیرفتند وظیفه خود را انجام داده ای.**تفسیر نمونه، ج 24، ص 293. ***
از امیر مؤمنان علی علیه السلام در تفسیر آیه فوق فرمود علموا انفسکم و اهلیکم الخیر و ادبوهم منظور این است که خود را و خانواده خویش را نیکی بیاموزید و آنها را ادب کنید.**مدرک سابق.*** اهمیت امر به معروف و نهی از منکر علاوه بر آیات فراوان قرآن مجید اخبار و احادیث زیادی در منابع معتبر اسلامی نیز درباره اهمیت این دو وظیفه بزرگ اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر وارد شده است در آنها به خطرات و عواقب شومی که بر اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر در جامعه بوجود می آید اشاره گردیده به عنوان نمونه:
1. امام باقر علیه السلام می فرماید: ان الامر بالامعروف و النهی عن المنکر فریضه عظیمه بها تقام الفرایض و تأمن المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و یعمر الارض و ینتصف من الاعداء و یستقیم الامر امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه بزرگ الهی است که بقیه فرائض و واجبات با آنها برپا می شوند و بوسیله این دو راه ها امن می گردد و کسب کار مردم حلال می شود حقوق افراد تأمین می گردد و در سایه آن زمین ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته می شود در پرتو آن (امر به معروف و نهی از منکر) همه کارها روبراه می گردد.**تفسیر نمونه، ج 3، ص 38. ***
2. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: من امر بالمعروف و نهی عن المنکر فهو خلیفة الله فی ارضه و خلیفة رسول الله و خلیفة کتاب کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند جانشین خداوند در زمین و جانشین پیامبر و کتاب او است.**همان مدرک. ***
3. مردی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد در حالی که حضرت بر فراز منبر نشسته بود و پرسید: من خیر الناس از همه مردم بهتر کیست؟ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود: امرهم بالمعروف و انهاهم عن المنکر و اتقاهم لله و ارضاهم ؛ آن کس که از همه بیشتر امر به معروف و نهی از منکر کند و آن کس که از همه پرهیزکارتر باشد در راه خشنودی خدا از همه بیشتر گام بردارد.**تفسیر نمونه، ج 3، ص 39. ***
4. در حدیث دیگری از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود باید امر به معروف و نهی از منکر کنند وگرنه خداوند ستمگری را بر شما مسلط می کند که نه به پیران احترام می گذارد و نه به خردسالان رحم می کند نیکان و صالحان شما دعا می کنند ولی مستجاب نمی شود و از خدای یاری می طلبند اما خدا به آنها کمک نمی کند و حتی توبه می کنند و خدا از گناهشان در نمی گذرد.**تفسیر نمونه، ج 3 ص 39. ***
5. حضرت علی علیه السلام می فرماید: و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثة فی بحر لجی ؛ تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون آب دهان است در برابر دریای پهناور **نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 374. ***
6. حضرت امام باقر علیه السلام فرمود: اسلام به ده بخش سازمان شده به شهادت بر یگانگی خدا که پایه ملیت است، نماز که فریضه است، روزه که سپر آتش است، زکات که پاک کننده مال است، حج که اقامه شرع است، جهاد که عزت است، امر به معروف که پایداری در ایمان است، نهی از منکر که اتمام حجت است، نماز جماعت که موجب الفت است، عصمت در امام علیه السلام که اساس رجوب اطاعت و فرمانبرداری از امام علیه السلام است.**خصال صدوق، مترجم، ص 213.***
داستان ها را (برای آنها) بازگو کن شاید بیندیشند و بیدار شوند چه بد مثلی دارد گروهی که آیات ما را تکذیب کردند ولی آنها به خودشان ستم می کردند. از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمود: الاصل فی ذلک بلعم ثم ضربه الله مثلاً لکل مؤثر هواه علی الله من اهل القبله یعنی اصل آیه درباره بلعم است سپس خداوند آن را به عنوان یک مثال درباره کسانی که هواپرستی را بر خداپرستی و هدایت الهی در این امت مقدم بشمرند بیان کرده.**تفسیر نمونه، ج 7، ص 16 به نقل مجمع البیان، ج 4، ص 500. ***