فهرست کتاب


برگی از آسمان (شرحی بر توقیعات حضرت مهدی علیه السلام)

حجت الاسلام میرزا علی بابائی

قرآن مجید برای عمل کردن است

خداوند عالمیان در قرآن مجید در سوره انعام آیه 155 می فرماید و هذا کتاب انزلناه مبارک فاتبعوه و اتقوالعلکم ترحمون یعنی این قرآن کتابی است که ما را فرو فرستاده ایم از (احکام) آن پیروی کنید و پرهیزکار شوید تا مهربانی خدا شامل شما گردد. از کتاب خصال شیخ صدوق اعلی الله مقامه است که حضرت امام صادق علیه السلام فرمود قرآن خوانان سه طائفه از اهل دوزخند و دیگر آن که قرآن را فرا گرفته و الفاظ آن را حفظ کرده ولی به احکام آن عمل نمی کنند این طایفه هم از اهل دوزخند. سیم آنکه قرآن را فراگرفته و آن را در فکر خود پرورش داده و به آیات محکم آنکه وظایف عملیه را بیان می کند عمل کرده به آیات متشابه آنه احوال آخرت و عالم غیب را متعرض شده ایمان دارد واجبات آن را انجام می دهد. حلال آنها را از فتنه های گمراه کننده در ربوده و رها کرده و این طایفه از اهل بهشتند و هر کس را بخواهند می توانند شفاعت کنند.**خصال صدوق، ص 152: با ترجمه فارسی. *** یعنی حلال قرآن را حلال می دانند و حرام قرآن را حرام می شمارند و مخالفت با حلال و حرام قرآن نمی کنند.

یکی از فوائد قرائت قرآن

از کتاب مکارم الاخلاق طبرسی است که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند هر کس صد آیه از قرآن مجید از هر کجای آن باشد بخواند و بعد از آن هفت مرتبه بگوید یا الله (و بعد از آن برای حاجت خودش دعا کند) پس اگر دعا کند خدا سنگها را بشکافد خواهد شد (یعنی هر چند حاجت او مشکل و سخت باشد خدا روا می کند.)**خلاصه از مطلب ازدین اسلام، ج 3، ص 70. ***از کتاب علل الشرایع شیخ طوسی است که حضرت امیر مؤمنان علی بن ابیطالب علیه السلام فرمودند گاه می شود که خدا عازم می شود که همه اهل زمین را به واسطه گناهان و کارهای بدشان هلاک کند ولی چون می بیند پیرمردها روانه می شوند برای نماز خواندن و فرزندان مشغول تعلیم گرفتن قرآن هستند بر اهل زمین ترحم می کند و عذاب را بر آنها عقب می اندازد.**مدرک سابق. ***
علی علیه السلام چه زیبا می فرماید اما اللیل فصافون اقدامهم تالین لاجزاء القرآن یرتلونها ترتیلاً یحزنون به انفسهم و یستبشرون به دواء دائهم فاذا مروا بایة فیها تشویق رکنوا الیها طعماً و تطلعت نفوسهم الیها شوقاً و ظنوا انها نصب اعینهم و اذا مروا بایة فیها تخویف اصغوا الیها مسامع قلوبهم و ظنوا ان رقیر جهنم و شهیقها فی اصول اذانهم در این خطبه ای که پیرامون صفات پرهیزکاران فرموده آنها شب هنگام برپا ایستاده قرآن را با تأمل و اندیشه می خوانند و با خواندن و تدبر در آن خود را اندوهگین می سازند و به وسیله آن پدر مال درد خوش کوشش دارند (از خواندن و عمل به قرآن چاره های از عذاب و سختی رستخیز را می جویند) پس هر گاه به آیه ای برخوردند که شوق آورده و امیدواری در آن است (پاداش نیکوکار را بیان می کند) به آن طمع می نمایند و با شوق به آن نظر می کنند مانند آنکه پاداشی که آیه از آن خبر می دهد در برابر چشم ایشان است و آنرا می بینند و هر گاه به آیه ای برخورند که در آن ترس و بیم است (از کیفر بدکاری سخن می گویند) گوش دلشان را به آن می گشایند چنانکه گویا شیون و فریاد اهل دوزخ را در بیخ گوشهایشان است.**نهج البلاغه خطبه 184 معروف به همام. ***
حضرت علی علیه السلام فرمود هر که قرائت کند قرآن را در نماز در حال ایستاده برای هر حرفی که می خواند صد حسنه دارد و اگر نشسته بخواند پنجاه حسنه دارد و اگر در غیر نماز قرآن را با وضو بخواند بیست و پنج حسنه دارد این نیست که بگوئی (المر) یک حرفست بلکه الف ده حسنه و لا ده حسنه و لا ده و میم ده حسنه و راه ده حسنه دارد.**ارشاد قلوب، ج 2، ص 22. ***
10

حسن الخلق

در سوره قلم آیه 4 (و انک لعلی خلق عظیم) تو صاحب اخلاق عظیم و برجسته ای هستی اخلاقی که عقل در آن حیران است. لطف و محبتی بی نظیر، صفا و صمیمیتی بی مانند، صبر و استقامت و تحمل و حوصله ای توصیف ناپذیر اگر مردم را به بندگی خدا دعوت می کنی تو خود بیش از همه عبادت می نمایی و اگر از کار بد باز می داری تو قبل از همه خودداری می کنی آزارت می کنند و تو اندرز می دهی ناسزایت می گویند و برای آنها دعا می کنی، بر بدنت سنگ می زنند و خاکستر داغ بر سرت می ریزند و تو برای هدایت آنها دست به درگاه خدا برمی داری آری تو کانون محبت و عواطف و سرچشمه رحمتی. قال انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود من برای این مبعوث شده ام که فضائل اخلاقی را تکمیل کنم.**تفسیر نمونه، ج 24، ص 379. ***عن ابی عبد الله علیه السلام ان حسن الخلق یبلغ یصاحبه درجه قائم اللیل و صائم النهار امام صادق علیه السلام فرمود حسن خلق صاحبش را به درجه کسی می رساند که شبها به عبادت می ایستد و روزها روزه دار است.
حضرت صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام حدیث کند که امیرالمؤمنین علیه السلام با یک نفر کافر ذمی (که در پناه اسلام) است همراه شد آن مرد ذمی به آن حضرت گفت ای بنده خدا می خواهی به کجا بروی. فرمود می خواهم به کوفه بروم (پس سر دو راه رسیدند و مرد ذمی به جای دیگری می رفت) چون راه ذمی گشت امیرالمؤمنین علیه السلام نیز همراه او به آن گشت مرد ذمی گفت مگر نمی خواستی که به کوفه بروی فرمود چرا ذمی گفت راه کوفه را رها کردی فرمود می دانم گفت پس چرا با اینکه می دانی به راه من گشتی امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود از این به پایان رساندن خوش رفاقتی است که مرد رفیق راهش را در هنگام جدائی چند گامی بدرقه کند و اینکه پیغمبر ما صلی الله علیه و آله به ما دستور داده است ذمی گفت اینگونه دستور داده فرمود آری ذمی گفت پس بطور مسلم هر که پیرویش کرده به خاطر همین کردارهای بزرگوارانه او بوده و من تو را گواه می گیرم که پیرو دین تو و بر کیش شمایم و مرد ذمی با امیرالمؤمنین علیه السلام برگشت و همینکه او را شناخت مسلمان شد.**کافی، مترجم، ج 3، ص 490. ***
عن ابی جعفر علیه السلام ان اکمل المؤمنین لعاناً احسنهم خلقاً امام باقر علیه السلام فرمود کامل ترین مردم از لحاظ ایمان خوش خلق ترین آنهاست.**کافی، ج 3، مترجم، ص 156. *** عن ابی عبد الله علیه السلام قال اربع من کن فیه کمل ایمانه و ان کان من قرنه ای قدمه ذنوباً لم ینقصه ذلک قال و هو الصدق و اداء الامانة و الحیاء و حسن الخلق امام صادق علیه السلام فرمود: چهار چیز در هر که باشد ایمانش کامل است و اگر سرتا پایش گناه باشد نقضی به او نرساند و آنها راستگویی و رد امانت و حیا و حسن خلق و خوش اخلاقی است.**کافی، ج 3، ص 107. ***
از اخلاق پیغمبر صلی الله علیه و آله عن بحر السقاء قال قال لی ابو عبدالله علیه السلام یا بحر حسن الخلق یسر ثم قال الا اخبرک بحدث ما هو فی یدی احد من اهل المدینه قلت بلی الخ بحر سقا گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود ای بحر خوش خلقی ما به آسانی امور است (شادی می بخشد) سپس فرمود آیا داستانی را که همه اهل مدینه می دانند برایت نقل نکنم، عرض کردم چرا فرمود: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد نشسته بود که کنیز یکی از انصار آمد و خود او هم ایستاده بود کنیز گوشه جامه پیغمبر را گرفت، پیغمبر صلی الله علیه و آله به خاطر آن زن برخاست ولی او چیزی نگفت پیغمبر صلی الله علیه و آله هم به او چیزی نفرمود تا سه بار اینکار کرد، پیغمبر صلی الله علیه و آله در مرتبه چهارم برخاست و کنیز پشت سرش بود آنگاه کنیز رشته ای از جامه حضرت برگرفت و برگشت مردم به او گفتند خدا ترا چنین و چنان کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله را سه بار نگهداشتی و چیزی به او نگفتی که او هم به تو چیزی نفرمود از پیغمبر چه می خواستی کنیز گفت ما بیماری داریم اهل خانه مرا فرستادند که رشته ئی از جامه پیامبر برگیرم تا بیمار از آن شفا جوید و چون خواستم رشته را برگیرم مرا دید و برخاست من از او شرم و حیا کردم که رشته را برگیرم در حالی که مرا می بیند و نمی خواستم در گرفتن رشته با او مشورت کنم تا اینکه (در مرتبه چهارم) برگرفتم.**کافی، ج 3، ص 159. ***
مولی الرضا قال سمعت اباالحسن علیه السلام یقول لا یکون المومنن مؤمناً حتی یکون فیه ثلث خصال سنة من ربه و سنة من نیته و سنة من ولیه فالسنة من ربه کتمان سره قال الله تعالی عزوجل عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً من ارتضی من رسول و اما السنة من نیته فمداراه الناس فان الله عزوجل امرئیته بمداراة الناس فقال خذالعفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین و اما السنة و من ولیه فالصیر فی البأسأ و الضراء فان الله عزوجل یقول و الصابر موسل فی البأساء و الضراء آزاد کرده حضرت گوید از امام رضا علیه السلام شنیدم می فرمود مؤمن مؤمن نیست تا سه خصلت در او باشد روشی و سنتی از پروردگارش سنتی و روشی از پیغمبرش روشی از امامش سنت و روش پروردگارش راز پوشی است خدا عالم بغیب است و بر راز نهانی خود مطلع نکند کسی را جز رسولی که ببیند روش پیغمبرش مدارای با مردم است که خدای عزوجل پیغمبرش را دستور به مدارا داده و فرمود عفو و چشم پوشی را شیوه خود کن. به نیکی دستور بده و از نادانان روگردان و اما سنت امام صبر در سختی و زیان مندیست زیرا خدای عزوجل می فرماید صبر کنندگان در سختی و زیانمندی **ترجمه خصال صدوق، ص 110، خبر 6. ***