فهرست کتاب


برگی از آسمان (شرحی بر توقیعات حضرت مهدی علیه السلام)

حجت الاسلام میرزا علی بابائی

والتعاهد للقرآن

من کتاب علی علیه السلام الی حارث الهمدانی و تمسک بحبل القرآن و استنصحه و احل حلاله و حرم حرامه و صدق بما سلف من الحق و اعتبر بما مضی من الدنیا ما بقی منهافان بعضها یشبه بعضاً و اخرها لا حق باولها و کلها حائل مفارق و عظم اسم الله ان تذکره الا علی حق ... الخ
از نامه های حضرت علی علیه السلام به حارث همدانی (یکی از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام بود) می فرماید در آن نامه و به ریسمان قرآن چنگ زن (طبق احکام و دستورات آن رفتار کن) و آن را پند دهنده خویش قرار داده و حلالش را حلال و حرامش را حرام بدان (تا سعادت و نیکبختی دنیا و آخرت را نصیب و بهره تو گرداند.) و حقی را که پیش از این بوده باور بدار (پیغمبران پیش از پیغمبر اکرم و آنچه از جناب حق تعالی برای امتهای خود آورده اند را تصدیق نما) و به گذشته دنیا عبرت و پندگیر برای مانده آن (مانده آن را بگذشته قیاس کن بدان که مانده همچون گذشته با هزاران درد و اندوه خواهد گذشت) زیرا بعض آن مانند بعض دیگر و آخرش به اولش پیوسته و همه آن نابود شونده و از دست رونده است و نام خدا را بزرگ شمار در اینکه به آن سوگند یادکنی مگر بر امر حق و راست و بجا (یا جائیکه صلاحیت داشته باشد پس زنهار بر روح یا برای امر بی اهمیت به نام او سوگند یاد کنی) الخ **نامه 69 نهج البلاغه فیض، 1057. ***وصیت امیر المؤمنین علیه السلام به فرزندش محمد حنیفه فرموده است تا می توانید دست از تلاوت قرآن و عمل به فرامین آن بر مدارید واجبات آن را در محل خود به کار ببرید. دستوراتش را از حلال و حرام و امر و نهی و شب خیزی عمل کنید شب و روز قرآن را که پیمانسیت از خدای متعال تلاوت نمائید بر هر مسلمانی واجب است هر روز ولو به اندازه پنجاه آیه هم باشد به عهدنامه خدا توجه کند. درجات و مراتب بهشت برین به اندازه آیات قرآن مجید است. چون فردای قیامت شود به قاری قرآن خطاب می رسد بخوان و به درجات عالیه چنان ارتقاء پیدا کن. آن روز پس از پیغمبران و صدیقان هیچ کس مرتبه اش بالاتر از قاری قرآن نیست.**حقائق در اخلاق سیر و سلوک، ص 482. ***
عن ازهری قال قال علی بن الحسین علیه السلام لومات من بین المشرق و المغرب لما استوحشت بعد ان یکون القرآن معی و کان علیه السلام اذا قرأ مالک یوم الدین یکررها حتی کاد ان یموت زهری گوید حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرمود اگر همه مردم که ما بین مغرب و مشرق هستند، بمیرند من از تنهایی هراس وحشت نکنم پس از آن که قرآن با من باشد و آن حضرت علیه السلام شیوه اش این بود که هر گاه مالک یوم الدین می خواند آن قدر تکرار می کردند که نزدیک بود بمیرد.**کافی، ج 4، ص 403. ***
حضرت امام صادق علیه السلام فرمود رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود همانا سزاوارترین مردمان به ترس از خدا در نهان و عیان آن کس است که قرآن را در بر دارد و آینه سزاوارترین مردمان در نهان و آشکار به نماز خواندن و روزه گرفتن آن کس است که قرآن را در بر دارد. سپس به آواز بلند فرمود ای دارنده قرآن به وسیله آن فروتنی پیشه کن تا خدایت بالا برد و بدان وسیله تکبر ورزی و عزت طلبی نکن که خدا خوار و زبونت کند. ای در بردارنده قرآن برای خدا خود را بدان بیارای تا خدایت بدان بیاراید و با قرآن برای مردمان خود آرائی کن که خدایت ترا بدان زشت کند هر که قرآن را (با تدبیر و فهمیدن) ختم کند گویا نبوت را در دل خود جای داده ولی به او وحی نمی رسد و هر که قرآن را آن طور که شاید فراهم کند (چنین کسی) در برابر آن کس که به او نادانی کند (بردبار ورزد چون او) نادانی نکند و در برابر کسی که به او کسی که بر او خشم گیرد (شکیبائی ورزد) خشم نکند و با هر کس که با او تند کند تندی کند ولی بگذرد و ندیده گیرد و بیامرزد و حلم ورزد و به خاطر بزرگ داشت قرآن مجید و هر که قرآن به او داده شود باز گمان کند که به یک تن از مردم بهتر از آنچه او دارد چیزی داده اند آن کس بزرگ دانسته آنچه را خداوند کوچک شمرده و کوچک دانسته آنچه را خداوند بزرگ شمرده است.**کافی، ج 4، ص 406. ***
حضرت امام علی بن الحسین علیه السلام به قران مجید تفعل می کند در بحار مروی است که امام زین العابدین بعد از نماز فجر تا طلوع شمس سخن نمی فرمود یعنی تعقیب نماز و اذکار اشتغال داشت و در آن روز که زید متولد گردید بشارت او را به امام آوردند. امام علیه السلام با اصحاب ملتفت شدند فرمود چه می بینید که این مولود را به آن نام گذارم هر یک چیزی به عرض رسانیدند. آن حضرت فرمود ای غلام قرآن برای من بیاور چون قرآن به دست گرفت و بگشود در اول صفحه این آیه مبارکه است فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً یعنی خداوند آنان را که در راه خدا جهاد می ورزند بر آنان که از جهاد فرو نشستند به اجری عظیم برتر می دهد. جضرت مصحف را بر هم نهاد مرتبه دیگر باز کرد این آیه در اول صفحه بود ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقاً فی التوراة و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ابیعکم الذی بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم **سوره توبه، آیه 111. ***یعنی خداوند تعالی نفوس و اموال مؤمنین را در مجاهد فی سبیل الله خریداری فرمود که در عوض آن بهشت به ایشان کرامت فرماید و این مؤمنان در راه خدا مقاتلت نمایند پس بکشند و کشته شوند و این وعده ایست که خدا بحق نهاده است و در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده و کیست که از خدای متعال به عهد خویش وفا به عهد وافی تر باشد پس بشارت داد شما را در این مبایعة که نمودید یعنی جانی فانی مالی پر و بال دادید و بهشت جاویدان که از همه چیز برتر و بابهاتر می باشد گرفتید. این است فوز عظیم و رستگاری بزرگ چون امام زین العابدین بدین آیه معجز دلالت بدید دو مرتبه فرمود: (هو و الله زید هو و الله زید) چون حضرت سجاد علیه السلام بعلم امامت می دانست که یکی از فرزندانش مسمی بزید خواهد بود و در راه خدا جهاد خواهد کرد و شهید خواهد شد.**کشف المغیسات در اخبار علی علیه السلام، ص 467. ***
عن الصادق قال قال رسول الله صلی الله علیه و آله ان اهل القرآن فی اعلی درجة من الادمین ما خلا النبیین و المرسلین فلا تستضعفوا اهل القرآن حقوقهم فان لهم من الله العزیز الجبار لمکاناً علیاً.حضرت صادق علیه السلام فرمود رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است همانا اهل قرآن در بلندترین درجات آدمیان هستند بجز پیغمبران و مرسلین. پس حقوق اهل قرآن را اندک و کم مشمارید زیرا برای ایشان از طرف خدای عزیز جبار مقام بلند است.**کافی، ج 4، ص 404، خبر 1.***ائمه معصومین علیهم السلام فرموده اند کسی که از ناحیه قرآن پی به مقام ما نبرد از فتنه و فساد خلاصی ندارد. ایضاً کسی که در امور دینی خود از قرآن خدا و سنت رسول او صلی الله علیه و آله استفاده کند کوههای علم از جای کنده شود او همچنان بر جای خود استوار باشد و کسی که دین خود را از دهان مردم بگیرد مردم او را مردد گذارند و راز حقیقت را برای او نگشاید.**حقایق در سیر و سلوک، ص 85. ***
در شرح شافیه ابی فراس است که قیصر روم به یکی از خلفای بین عباس نامه نوشت که ما در انجیل خوانده ایم هر کس سوره بخواند که آن سوره خالی از هفت حرف باشد خداوند متعال جسد او را به آتش جهنم حرام می کند آن هفت حروف عبارت است (ثا ج خ ز ش ظ ف) و ما طلب کردیم در تورات و انجیل آن سوره را نیافتیم که هیچیک از این حروف در او نباشد آیا شما در کتب خود چنین سوره ای را دیده اید خلیفه علماء را جمع نمود و سؤال کرد هیچ کدام ندانستند پس از حضرت امام علی النقی بن محمد بن الرضا علیه السلام سؤال نمودند حضرت فرمود آن در قرآن ما است و مخصوص به امت پیامبر رحمت است که سوره فاتحة الکتاب است که هیچ یک از این حروف در این سوره چیست؟ فرمود (ثا ثبور است جیم جهنم اتس خاء خبث زاء زقوم شین شقاوت ظاء ظلمت فاء آفت) جواب نامه را نوشت به قیصر روم پس قیصر بسیار مسرور شد و اسلام آورد.**برهان دانش، ص 147. ***
عن سماعة بن مهران قال قال ابوعبدالله علیه السلام ان العزیز الجبار انزل علیکم کتابه و هو الصادق البار فیه حبرکم و خبر من قبلک خبر من بعدکم و خبر اسماء و الارض و لو اتاکم من یخبر کم عن ذلک لتعجبتم حضرت صادق علیه السلام فرمود همانا خدای عزیز و جبار کتابش را بر شما فرود فرستاد و او است راست گو و نیک خواه در آن کتاب است. آگاهی از شما و آنانکه پیش از شما بودند و آنانکه پس از شمایند و آگاهی از آسمان و زمین و اگر کسی نزد شما آید و از آنها به شما آگاهی دهد هر آینه شما در شگفت شوید.**کافی، ج 4، ص 399. ***
حضرت باقر علیه السلام فرمود رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: من نخستین کسی هستم که روز قیامت بر خدا عزیز جبار وارد می شوم با کتابش و اهل بیتم سپس امتم (وارد شوند) پس از ایشان بپرسم چه کردید با کتاب خدا و اهل بیت من **مدرک سابق. ***. یعقوب احمر گوید به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم من بدهکاری زیادی دارم و به اندازه ای در ناراحتی و اندوهم که قرآن از دهنم رفته است. حضرت صادق علیه السلام فرمود: قرآن قرآن. همانا یک آیه از قرآن و یک سوره از آن روز قیامت بیاید تا هزار درجه بالا رود یعنی در بهشت پس گوید اگر مرا نگهداشته بودی و حفظ می کردی تو را بدین مقام می رسانید.**کافی، ج 4، ص 411. ***
زاذان خواص اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام سعد خفاف می گوید از زاذان فارسی پرسید شما قرآن را بسیار خوب و صحیح تلاوت می کنید آیا پیش که یاد گرفته اید. زاذان تبسمی کرده و گفت روزی مشغول خواندن اشعار بودم و مرا صدای خوب و شیرینی بود در این هنگام امیرالمؤمنین علیه السلام از آن عبور می کردند از خوشی صدایم به عجب آمده و فرمود چرا تلاوت بکنم و قسم به خدا که بیش از آن اندازه ای که در حال نماز برای من واجب است قرائت نمایم یاد ندارم و نمی توانم بخوانم. آن حضرت مرا به نزدیکی خود طلبیده و در گوش من کلماتی را تلاوت فرمودند که من آشنای به آن کلمات نبودم و نفهمیدم معانی آنها را سپس امر کردند که دهان خود باز کن چون باز کردم از آب دهن مبارکش قطره ای به دهانم انداخت. قسم به خدایم که هنوز از پیشگاه آن حضرت قدم بر نداشته بودم که متوجه شدم قرآن را با اعراب و قرائت صحیح حفظ کرده ام و پس از آن احتیاج نداشتم که در قسمت قرآن از کسی تعلم کنم.**در سفینةالبحار نقل می کند زاذان در یکی از جنگلها در محضر علی علیه السلام به شهادت رسید و اولاد او به شهر قزوین منتقل شدن و زاذانیه نام قبیله ای است در قزوین.. ***
سعد خفاف می گوید این قصه را در محضر حضرت باقر علیه السلام نقل نمودم آن حضرت فرمود زاذان راست گفته است. امیرالمؤمنین علیه السلام اسم اعظم را به گوش زاذان خواند.**قصه های شیرین، ج 1، ص 113. ***
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند - آیا بود که گوشه چشمی هم به ما کنند

قرآن مجید برای عمل کردن است

خداوند عالمیان در قرآن مجید در سوره انعام آیه 155 می فرماید و هذا کتاب انزلناه مبارک فاتبعوه و اتقوالعلکم ترحمون یعنی این قرآن کتابی است که ما را فرو فرستاده ایم از (احکام) آن پیروی کنید و پرهیزکار شوید تا مهربانی خدا شامل شما گردد. از کتاب خصال شیخ صدوق اعلی الله مقامه است که حضرت امام صادق علیه السلام فرمود قرآن خوانان سه طائفه از اهل دوزخند و دیگر آن که قرآن را فرا گرفته و الفاظ آن را حفظ کرده ولی به احکام آن عمل نمی کنند این طایفه هم از اهل دوزخند. سیم آنکه قرآن را فراگرفته و آن را در فکر خود پرورش داده و به آیات محکم آنکه وظایف عملیه را بیان می کند عمل کرده به آیات متشابه آنه احوال آخرت و عالم غیب را متعرض شده ایمان دارد واجبات آن را انجام می دهد. حلال آنها را از فتنه های گمراه کننده در ربوده و رها کرده و این طایفه از اهل بهشتند و هر کس را بخواهند می توانند شفاعت کنند.**خصال صدوق، ص 152: با ترجمه فارسی. *** یعنی حلال قرآن را حلال می دانند و حرام قرآن را حرام می شمارند و مخالفت با حلال و حرام قرآن نمی کنند.

یکی از فوائد قرائت قرآن

از کتاب مکارم الاخلاق طبرسی است که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند هر کس صد آیه از قرآن مجید از هر کجای آن باشد بخواند و بعد از آن هفت مرتبه بگوید یا الله (و بعد از آن برای حاجت خودش دعا کند) پس اگر دعا کند خدا سنگها را بشکافد خواهد شد (یعنی هر چند حاجت او مشکل و سخت باشد خدا روا می کند.)**خلاصه از مطلب ازدین اسلام، ج 3، ص 70. ***از کتاب علل الشرایع شیخ طوسی است که حضرت امیر مؤمنان علی بن ابیطالب علیه السلام فرمودند گاه می شود که خدا عازم می شود که همه اهل زمین را به واسطه گناهان و کارهای بدشان هلاک کند ولی چون می بیند پیرمردها روانه می شوند برای نماز خواندن و فرزندان مشغول تعلیم گرفتن قرآن هستند بر اهل زمین ترحم می کند و عذاب را بر آنها عقب می اندازد.**مدرک سابق. ***
علی علیه السلام چه زیبا می فرماید اما اللیل فصافون اقدامهم تالین لاجزاء القرآن یرتلونها ترتیلاً یحزنون به انفسهم و یستبشرون به دواء دائهم فاذا مروا بایة فیها تشویق رکنوا الیها طعماً و تطلعت نفوسهم الیها شوقاً و ظنوا انها نصب اعینهم و اذا مروا بایة فیها تخویف اصغوا الیها مسامع قلوبهم و ظنوا ان رقیر جهنم و شهیقها فی اصول اذانهم در این خطبه ای که پیرامون صفات پرهیزکاران فرموده آنها شب هنگام برپا ایستاده قرآن را با تأمل و اندیشه می خوانند و با خواندن و تدبر در آن خود را اندوهگین می سازند و به وسیله آن پدر مال درد خوش کوشش دارند (از خواندن و عمل به قرآن چاره های از عذاب و سختی رستخیز را می جویند) پس هر گاه به آیه ای برخوردند که شوق آورده و امیدواری در آن است (پاداش نیکوکار را بیان می کند) به آن طمع می نمایند و با شوق به آن نظر می کنند مانند آنکه پاداشی که آیه از آن خبر می دهد در برابر چشم ایشان است و آنرا می بینند و هر گاه به آیه ای برخورند که در آن ترس و بیم است (از کیفر بدکاری سخن می گویند) گوش دلشان را به آن می گشایند چنانکه گویا شیون و فریاد اهل دوزخ را در بیخ گوشهایشان است.**نهج البلاغه خطبه 184 معروف به همام. ***
حضرت علی علیه السلام فرمود هر که قرائت کند قرآن را در نماز در حال ایستاده برای هر حرفی که می خواند صد حسنه دارد و اگر نشسته بخواند پنجاه حسنه دارد و اگر در غیر نماز قرآن را با وضو بخواند بیست و پنج حسنه دارد این نیست که بگوئی (المر) یک حرفست بلکه الف ده حسنه و لا ده حسنه و لا ده و میم ده حسنه و راه ده حسنه دارد.**ارشاد قلوب، ج 2، ص 22. ***
10