فهرست کتاب


برگی از آسمان (شرحی بر توقیعات حضرت مهدی علیه السلام)

حجت الاسلام میرزا علی بابائی

حضرت علی علیه السلام برای خدا خشمگین می شود

سعد بن قیس همدانی گفت روزی امیر المؤمنین را در پناه دیواری دیدم عرض کردم یا علی در چنین موقعی اینجا ایستاده ای فرمود: آمده ام که بیچاره ای را دستگیری و یا مظلومی را فریادرسی کنم در همین موقع زنی با عجله فرا رسید به اندازه ای آشفته بود که از خود فراموش کرده راه را تمیز نمی داد. چشمش به علی علیه السلام افتاد با حالتی تضرع آمیز عرض کرد یا علی شوهرم به من ستم کرده سوگند خورده مرا بزند با من بیا شفاعت فرما مولی سر زیر انداخت پس از مختصر زمانی سر برداشته گفت نه به خدا قسم باید حق مظلوم را بی درنگ گرفت پرسید منزلت کجاست نشانی منزل خود را داد.
با علی علیه السلام آمد تا به در خانه رسید و نشان داد مولی علی علیه السلام به صاحب منزل سلام کرد جوانی با پیراهن رنگین بیرون آمد به او فرمود از خدا بترس زن خود را ترسان کرده ای جوان با درشتی گفت ترا چه با زن من اکنون به واسطه حرف تو او را خواهم سوخت علی علیه السلام هر گاه از منزل خارج می شد تازیانه ای در دست داشت و شمشیر نیز حمایل می کرد هر که مستوجب تازیانه بود تأدیبش می نمود اگر کسی نیز استحقاق شمشیر داشت کیفر می داد جوان توجه کرد که شمشیر به حرکت آمد فرمود تو را امر به معروف و نهی از منکر می کنم سرپیچی می نمائی و رد می کنی اینک توبه کن و الا ترا می کشم در این هنگام مردم در طلب امیرالمؤمنین علیه السلام کوچه به کوچه می آمدند تا ایشان را پیدا کردند هر یک سلام کرده می ایستادند جوان ناگاه متوجه شد با چه شخصی روبرو است عرض کرد مرا ببخش خدا ترا ببخشد به خدا سوگند مانند زمین آرام می شوم تا زنم بر من قدم بگذارد دستور داد آن زن وارد خانه شود و برگشت با خود این آیه را تلاوت می کرد لا خیر فی کثیر من نجواهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بین الناس و گفت سپاس خدای را که به وسیله من بین زن و شوهری اصلاح نمود هر که برای رضای خدا بین مردم اصلاح نماید به زودی او را خداوند پاداش بزرگی خواهد داد.**پند تاریخ، ج 3، ص 79، به نقل سفینه، ج 2، ص 321. ***
حضرت صادق علیه السلام فرمود حواریون به عیسی عرض کردند ای راهنمای نیکی به ما بگو سخت ترین چیزها کدام است گفت غضب خداوند پرسیدند با چه وسیله ای می توان جلوگیری از خشم و غضب خدا نمود. فرمود به اینکه بر مردم خشم ننمایید. سؤال کردند منشأ غضب چیست پاسخ داد کبر و خود خواهی و کوچک شمردن مردم.**پند تاریخ، ج 3، ص 74. ***
حضرت امام صادق علیه السلام یکی از غلامانش را پی کاری فرستاد او دیر کرد امام علیه السلام به دنبالش رفت دید خوابیده است بالای سرش نشست و بادش می زد، تا بیدار شد امام صادق علیه السلام به او فرمود فلانی به خدا تو این حق را نداری که شب و روز هر دو بخوابی شب برای خود و روزت از آن ماست. یعنی حضرت بدون اینکه غضب و خشمگین باشد می فرماید شب بخواب و روز هم برای هم برای ما کار کن.**کافی، ج 3، ص 174. ***
مرویست که مردی از اهل بادیه به خدمت حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله آمد عرض کرد که من مردی هستم بادیه نشین مرا کلمه یاد ده که جامع خیر دنیا و آخرت باشد آن حضرت فرمود که هرگز غضب مکن و سه مرتبه اعرابی عرض خود را اعاده کرد، حضرت همین جواب فرمود غضب مکن.**معراج السعادة، ص 90. ***
5

صلةالرحم پیوند با خویشان

رحم در اصل به معنی جایگاه جنین در شکم مادر است سپس این تعبیر به تمام خویشاوندان شده است به خاطر اینکه از رحم واحدی نشأت گرفته اند.**تفسیر نمونه، ج 21، ص 466. ***
صله رحم به حکم قرآن مجید و اخبار ائمه علیهم السلام واجب و قاطع رحم ملعون و مذموم شده حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند که وصیت می کنم حاضرین امت را و غائبین ایشان را و کسانی که در پشت پدران و رحم مادران هستند تا روز قیامت که صله رحم به جا آورند اگر چه دوری ایشان یکساله راه باشد به درستی که این جزء دین است.**معراج السعادة، ص 207. ***
اهمیت صله رحم تا آنجا است که پیامبر اسلام می فرماید صلة الرحم تعمر الدیار و تزید فی الاعمار و ان کان اهلها غیر اخیار پیوند خویشاوندان شهرها را آباد می سازد و عمرها می افزاید گرچه انجام دهندگان آن از نیکان هم نباشند.**تفسیر نمونه، ج 1، ص 105. ***
قال ابو عبد الله علیه السلام ما نعلم منشأ یزید فی العمر الا صلة الرحم ان ان الرجل یکون اجله ثلاث سنین فیکون وصولاً للرحم و یزد الله فی عمره ثلاثین سنة فیکون سنة فیکون قاطعاً للرحم فنقصه الله ثلاثین سنة و یجعل اجله الی ثلاث سنین.
امام صادق علیه السلام فرمود چیزی که عمر را زیاد کند جز صله رحم نمی دانم تا آنجا که مردی که اجلش 3 سال است و او صله رحم کننده است خدا 30 سال به عمرش افزاید و آن سه سال را 33 سال کند و مردی که عمرش 33 سال است و قطع رحم کند خدا 30 سالش را کم می کند و عمرش را سه سال قرار می دهد.**کافی، ج 3، ص 224. ***
تحفة المجالس نقل شده که علی بن حمزه مروزی که از شیعیان موسی بن جعفر علیه السلام بود به اتفاق یعقوب ابن یزید که از اهالی مغرب بود به حج مشرف شده بودند و در مسجد الحرام حضور مبارک حضرت موسی بن جعفر علیه السلام مشرف شدند حضرت رو کرد به یعقوب بن یزید فرمود آیا در این سفر با برادر و عمه ات هم سفر نبودی؟ عرض کرد چرا فرمود آیا در فلان منزل ما بین تو و برادرت نزاع نشد به نحوی که به هم فحش دادید. عرض کرد چرا فرمودند از طرف من به برادرت بگو از این سفر برنمی گردی و عمرت به آخر رسیده زیرا او به تو فحش داده و قطع رحم نموده یعقوب عرض کرد یابن رسول الله من هم به او فحش دادم اجل من هم چون به او فحش دادم در این سفر می رسد و به وطن خود بر نمی گردم فرمود خداوند بیست سال دیگر عمر به تو عنایت فرموده برای آنکه در این سفر به عمه ات خدمت نمودی و اگر در قبال آن قطع رحم این وصل رحم نبود تو هم روی وطن خود را نمی دیدی زیرا قطع رحم عمر سی ساله را سه سال و صله رحم عمر سه ساله سی سال می نماید.**منهاج الدموع، ص 135. ***
قال ابو جعفر علیه السلام صلة الرحم تزکی الاعمال و تدفع البلوی و تنمی الاموال و تنسی ء له فی عمره و توسع فی رزقه و تحبب فی اهل بیته فلیتق الله ولیصل رحمه حضرت امام باقر علیه السلام فرمود صله رحم اعمال را پاک می کند و بلا را دور می نماید و اموال را برکت می دهد و عمر را به تأخیر اندازد و روزیش را وسعت می دهد و در میان خانواده محبوبش سازد. پس باید از خدا پروا کرد و صله رحم نمود.**کافی، ج 3، ص 223. ***
ابو حمزه ثمالی گوید امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه فرمود پناه می برم به خدا از گناهانی که در نابودی (گنهکار) شتاب کنند عبد الله بن کوازیشگری برخواست و گفت ای امیر مؤمنان مگر گناهانی هم هست که در نابودی شتاب کنند. فرمود آری وای به تو آن قطع رحم است هر آینه (چه بسا) خاندانی هستند که گرد هم آیند و یاری هم کنند و با اینکه از حق دورند خداوند به آنها روزی دهد و (چه بسا) خاندانی که از هم جدا شوند و از همدیگر ببرند پس خدا آنها را محروم از روزی کند با اینکه پرهیزکارند.**کافی، ج 4، ص 48. ***
در کشف الغمه است که حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود وصیت کرد مرا پدرم به این کلمات فرمود ای پسر جان من با پنج طبقه از مردم مصاحبت مکن سخن با ایشان مگوی و رفاقت مکن با ایشان در راه. عرض کردم که فدایت شوم این جماعت کیانند فرمود: لا تصحبن فاسقاً فانه سعیک بالحملة فما دونها یعنی البته با فاسق یار مشو زیرا که او تو را به یک لقمه بلکه کمتر از آن می فروشد عرض کردم ای پدر کمتر از آن چیست فرمود به طمع لقمه تو را می فروشد لکن به آن نمی رسد. گفتم ای پدر دوم کیست فرمود با بخیل مصاحبت مکن زیرا که او به منزله سراب است دور می کند از تو نزدیک را و نزدیک به تو دور را و سراب آن است که شعاع آفتاب در نیمروز به زمین مستوی افتد لمعات آن درخشنده در نظر آید چون آب موج زننده پس گمان برده شود که آن آبی است بر زمین جاری می شود و آن صورتست و حقیقت ندارد گفتم پدر چهارم کیست فرمود احمق است زیرا که او می خواهد تو را نفع رساند از احمق نادانی تو را ضرر می رساند عرض کردم ای پدر پنجم کیست فرمود مصاحبت مکن با قاطع رحم زیرا که من یافتم او را ملعون در سه موضع از کتاب خدا. **منتهی الامال، ج 2، ص 14. ***در سه جای قرآن خدا به قاطع رحم کرده لعنت نمود اول آیه در سوره محمد آیه 23 فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم آیه 23 اولئک الذین لعنتهم الله فاصمهم واعمی ابصارهم
یعنی اما اگر راه مخالفت را پیش گیرید و از فرمان خدا و عمل به کتاب او روی گردان شوید آیا جز این انتظاری می رود که در زمین فساد کنید و قطع رحم نمائید و آنها کسانی هستند که خداوند از رحمت خویش دورشان ساخته گوشهایشان را کر و چشم هایشان را کور نموده است نه حقیقتی را می شنوند و نه واقعیتی را می بینند.
و آیه دوم در سوره رعد آیه 25 به قاطع رحم لعنت نمود والذین ینقضون عهدالله من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئکلهم اللعنة و لهم سوء الدار
و آنها که عهد الهی را پس از محکم کردن می شکنند و پیوندهایی را که خدا دستور برقراری آن را داده قطع می کنند و در روی زمین فساد می نمایند لعنت برای آنهاست و بدی (و مجازات) سرای آخرت.
و آیه سوم در سوره بقره آیه 27 کنایاً به قاطع رحم لعنت نموده. الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون
(فاسقان آنها هستند که) پیمان خدا را پس از آن که محکم ساختند می شکنند و پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند قطع می نمایند و در جهان فساد می کنند اینها زیانکارانند.
6
مواساة الاخوان و السعی فی العسر و الیسر مواسات با برادران و سعی و کوشش در احتیاجات آنها در سختی و آسانی
عن الحسن البزاز قال قال لی ابوعبدالله علیه السلام الا أخبرک باشد ما فرض الله علی خلقه ثلاث قلت بلی قال انصاف الناس من نفسک و مواساتک اخاک و ذکر الله فی کل موطن اما انی لا اقول سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله اکبر و ان کان هذا من ذاک و لکن ذکر الله جل و عز فی کل موطن اذا هجمت علی طاعة او علی معصیة
حسن بزاز گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود نمی خواهی سه چیزی را که از سخت ترین واجبات خداست بر خلقش به تو خبر دهم گفتم چرا فرمود انصاف دادن مردم از خود و مساوات با برادرت و یاد کردن خدا در هر جا بدان که نمی گویم یاد خدا سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اکبر اگر چه این هم از آن است بلکه یاد خدا در موقع برخورد با حلال و حرام او است.**کافی، ج 3. ***
عن المفضل بن عمر عن ابی عبد الله علیه السلام قال ان الله عزوجل خلق خلقاً من خلقه انتخبهم بقضاء حوائج فقراء شیعتنا لتسیبهم علی ذلک الجنة فان استطعت ان یکون منهم فکن ثم قال لنا والله رب نعبده لا نشرک به شیئاً
مفضل بن عمر گوید امام صادق علیه السلام فرمود همانا خدای عزوجل دسته ای از مخلوقش را آفریده و ایشان را برای قضاء حوائج شیعیان فقیر ما انتخاب فرموده تا در برابر بهشت را به ایشان پاداش دهد. پس اگر توانی از آنها باش. سپس فرمود به خدا ما را پروردگاری است که او را پرستش کنیم و چیزی را شریک او نسازیم **کافی، ج 3، ص 277. ***مفضل گوید امام صادق علیه السلام به من فرمود ای مفضل آنچه به تو گویم بشنو و بدان که حق است و انجام ده و به برادران بزرگوارت خبر ده عرض کردم برادران بزرگوارم کیانند فرمود کسانی که در روا ساختن حوائج برادران خود رغبت دارند سپس فرمود هر کس یک حاجت برادر مؤمن خود را روا کند خدای عزوجل روز قیامت صد هزار حاجت او را روا کند که نخستین آنها بهشت باشد. دیگرش اینکه خویشان و آشنایان و برادرانش را اگر ناصبی نباشند به بهشت برد.**کافی، ج 3 ، ص 276، خبر 1. ***
حضرت صادق علیه السلام فرمود: برای مردی، امیرالمؤمنین پنج بار شتر خرما فرستاد و او شخصی آبرومند بود که جز علی علیه السلام از دیگری درخواست و سؤالی نمی کرد یک نفر خدمت حضرت بود گفت یا علی آن مرد از شما تقاضایی نکرد و هم از پنج بار شتر یکی او را کفایت می نمود ایشان فرمودند (لا کثر الله فی المؤمنین مثلک) مانند تو در میان مؤمنین هرگز زیاد نشود من می بخشم و بخل می کنی. اگر به کسی کمک کنم بعد از آنکه سؤال نماید در این صورت آنچه به او داده ام قیمت همان آبرویی است که ریخته و سبب آبروریزی او من شده ام در صورتی که رویش را فقط در موقع عبادت و پرستش پیشگاه خداوند به زمین می گذارد هر کس چنین کاری با برادر مسلمان خود بنماید با توجه به احتیاج و موقعیت داشتن از برای دستگیری به خدای خویش دروغ گفته زیرا برای همان برادر دینی خود درخواست بهشت می کند ولی کمک مختصری به مال بی ارزش دنیا مضایقه می نماید چناچه بسیار اتفاق می افتد بنده مؤمن در دعای خود می گوید (اللهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات) وقتی طلب مغفرت برای برادر خویش نماید یعنی برای او بهشت را می خواهد ولی در عمل از مال بی ارزش مضایقه دارد و کردار او مطابقت با گفتارش ندارد.**پند تاریخ، ج 1، به نقل انوار نعمانیه، ص 343. ***
عن ابی عبد الله علیه السلام ان النبی صلی الله علیه و آله قال من اصبح ولایتهم بامور المسلمین فلیس منهم و من تسمع رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس مسلم
از امام جعفر بن محمد علیه السلام نقل شده که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود هر کس اهتمام و جدیت درباره کارهای مسلمانان نداشته باشد از آنها محسوب نمی شود و هر کسی بشنود مسلمانی فریادرس می طلبد و او را کمک نکند از مسلمانان نخواهد بود.**پند تاریخ، ج 1، ص 17. ***

والحلم عند الجمیل یکی از اوصاف حمیده حلم است

قال الصادق علیه السلام الحلم سراج الله یستضی به صاحبه الی جواره و لا یکون حلیماً الا الموید بانوار الله و بانوار المعرفة و التوحید و الحلم یدور علی خمسه اوجه ان یکون عزیزاً فیذل او یکون صادقاً فیتهم او یدعوا الی الحق فیستخف به اولئک یؤدی بلا جرم او ان یطالب بالحق و یخالفوه فان اتیت کلاً منها فقد اصبت و قابل السیفه بالاعراض عنه و ترک الجواب یکن الناس انصارک لا من جاوب السیفه و کافاه قد وضع الحطب علی النار قال رسول الله علیه السلام مثل المؤمن مثل الارض منافعهم منها و اذاهم علیها و من لا یصبر علی جفاء الخلق لا یصل الی رضاء الله.
حضرت صادق علیه السلام فرمود حلم پرتو درخشان است از طرف خداوند متعال که با آن حلیم و بردبار تا جوار او روشن است بردبار نمی شود مگر آن کسی که با به انوار خدایی و معرفت و توحید تأیید شده باشد حلم پنج مورد دارد 1. کسی که سابقه عزت داشته اینک خوار شده است باید بردباری نماید. 2. یا در امری راست می گوید او را به دروغ نسبت می دهند. 3. یا مردم را دعوت به حق و حقیقت می کند توهینش می نماید. 4. یا بدون جرم و جنایتی آزارش می کنند. 5. یا حقی را مطالبه می کند در دادن آن حق به او مخالفت می کنند اگر در این موارد حلم به کاربردی رستگاری. نادانی اگر نسبت به تو از حد ادب خارج شد به او اعتنا مگذار و جواب مده و در این صورت مردم پشتیبان تواند اما اگر جواب سفینه را بدهی مثل این است که هیزم بر آتش نهاده باشی. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود مثل مؤمن مانند زمین است که منافع مردم از زمین بوجود می آید آزارها و کارهای ناشایسته آنها نیز بر روی همان زمین می باشد هر کس بر جفا و ناراحتیهای مردم شکیبایی نکند به رضای خدا نخواهد رسید.**پند تاریخ، ج 3، ص 83، به نقل سفینةالبحار، ج 2، ص 318. ***
عن معاویة بن وهب قال سمعت اباعبدالله علیه السلام یقول اطلبوا العلم و تزینو معه بالحلم و الوقار و تواضوا لمن تعلمونه و العلم و تواضعوا لمن طلبتم منه العلم و لاتکونوا اعلماء جبارین فیذهب باطلکم بحقکم امام صادق علیه السلام می فرمود دانش آموزید به وجود آن خود را با خویشتن داری و سنگینی بیارائید و نسبت به دانش آموزان خود تواضع کنید و نسبت به استاد خود فروتن باشید و از علماء متکبر نباشید که رفتار باطلتان حق شما را ضایع می کند!
عن ابی عبد الله علیه السلام قال کاان امیرالمؤمنین علیه السلام یقول یا طالب العلم ان العالم ثلاث علامات العلم و الحلم و الهمت و للمتکلف ثلاث علامات ینازع من فوقه بالمعصیة و یظلم من دونه بالغلبة و یظاهر الطلمة امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: ای دانشجو همانا دانشمند را سه علامت است علم و خویشتن داری و خاموشی و عالم نما را سه علامت است نافرمانی نسبت بمافوق خود کشمکش کند و بوسیله چیرگی به زیر دست خود به زیر دست خود ستم کند و از ستمکاران پشتیبانی نماید.**کافی ج 1، ص 45. ***
مرد نصرانی از روی جسارت در حضرتش عرض کرد (انت بقر) فرمود نه چنین نیست بلکه من باقر می باشم عرض کرد تو پسر طباخه می باشی فرمود (ذلک حرفتها) آن حرفه او بود عرض کرد تو پسر کنیز سیاه بذیه بد زبان هستی فرمود:ان کنت صدقت غفرالله لها و ان کنت کذبت غفرالله لک اگر آنچه گفتی به حقیقت و راستی آراستی خدای از وی درگذرد او را بیامرزد و اگر در آنچه گویی دروغ می گوئی خدای از معصیت تو در گذرد. آمرزیده ات دارد و بالجمله راوی می گوید چون نصرانی این حلم و بردباری و بزرگواری را از طاقت بشر بیرون است نگران شد. مسلمانی گرفت و مرحوم محدث قمی گوید اقتداء کرد به آن حضرت در دین خلق شریف جناب سلطان العلماء و المحققین افضل الحکماء و متکلمین ذوالفیض القدوسی جناب خواجه نصیر الدین طوسی قدس سره نقل شده که روزی کاغذی به دستش رسید از شخصی که در آن کلمات زشت و بدگوئی به ایشان داشت. از جمله این کلمه قبیحه در آن بود که (یا کلب بن کلب) محقق مذکور چون این کاغذ را مطالعه فرمود جواب آنرا به متانت و عبارات خوش مرقوم داشت بدون یک کلمه زشتی از جمله مرقوم فرمود که قول تو خطاب به من ای سگ این صحیح نیست زیرا سگ به چهار دست و پا راه می رود و ناخنهایش طویل و دراز است و لکن من منتصب القامه ام و بشره ام طاهر و نمایان است نه آنکه مانند سگ پشم داشته باشم و ناخنهایم پهن است و ناطق و ضاحکم پس این فصول و خواصی که در من است بخلاف فصول و خواص کلب و سگ است و به همین نحو جواب کاغذ او را نگاشت و او را در غیابت جب مهانت گذاشت.**منتهی الامال، ج 2، ص 92. ***
عن ابی جعفر علیه السلام قال کان علی بن الحسین علیه السلام یقول انه لیعجبین و الرجل ان یدرکه علمه عند غضبه حضرت علی بن الحسین علیه السلام می فرمود من خوشم می آید از مردی که هنگام غضب حلم و بردباریش او را دریابد.**کافی، ج 3، صفحه 173. ***
قال رسول الله صلی الله علیه و آله ما اعز الله بجهل قط و لا اذل بحلم قط رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدا هیچگاه کسی را به سبب جهل عزیز نساخته و به سبب بردباری ذلیل نداشته است.**همان مدرک. ***
قال ابوالحسن الرضا علیه السلام من علامات الفقه الحلم و العلم و الصمت ان الصمت باب من ابواب الحکمة ان الصمت یکسب المجته ان دلیل علی کل خیر از نشانه های فقاهت علم و بردباری و علم و خاموشی است. همانا خاموشی محبت می آورد و راهنمای بر امر خیر می باشد.**مدرک سابق. ***زیرا انسان با تفکر بهر خیری می رسد و خاموشی موجب و مزید تفکر است).
8