فهرست کتاب


برگی از آسمان (شرحی بر توقیعات حضرت مهدی علیه السلام)

حجت الاسلام میرزا علی بابائی

توبه از گناه

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید تو را وصیت می کنم به توبه کردن از گناه. توبه از گناه چهار شرط دارد اول پشیمانی قبلی دوم استغفار زبانی: استغفر الله ربی و اتوب الیه بگوید سوم گناه را ترک کند چهارم تصمیم بر ترک در آینده.
در حدیثی از پیغمبر گرامی صلی الله علیه و آله می خوانیم هنگامی که معاذبن جبل از توبه نصوح سؤال کرد در پاسخ فرمود ان یتوب التائب ثم لا یرجع فی ذنب کما لا یعود اللبن الی تضرع توبه نصوح آن است که شخص توبه کننده به هیچ وجه بازگشت به گناه نکند آن چنانکه شیر به پستان هرگز باز نمی گردد. **تفسیر نمونه، ج 24، ص 291. ***
سوره تحریم آیه 8: یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبة نصوحا عسی ربکم ان یکفر عنکم سیئاتکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار یوم لا یخزی الله النبی و الذین امنوا معه... ای کسانی که ایمان آورده اید توبه کنید توبه خالص؛ امید است با این کار پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهائی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد کند. در آن روزی که خداوند پیامبر و کسانیکه به او ایمان آوردند خوار و موهون نمی کند این در حالی است که نور آنها از پیشاپیش آنها و از سوی راستشان در حرکت است و می گویند پروردگارا نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هر کاری قادری. **سوره تحریم، آیه 8. ***
حضرت امام علی بن الحسین علیه السلام در مناجات تائبین به پیشگاه خدا چنین عرضه می دارد الهی انت الذی فتحت لعبادک باباً الی عفوک سمیته التوبه فقلت توبوا الی توبة نصوحاً فاعذر من اعقل دخول الباب بعد فتحه
خدای من تو کسی هستی که دری به سوی عفوت به روی بندگانت گشوده ای و نامش را توبه نهاده ای و فرموده ای بازگردید به سوی خدا و توبه کنید توبه ای خالص؛ اکنون عذر کسانی که از ورود این در بعد از گشایش آن غافل شوند چیست. **همان مدرک. ***
در حدیثی از امام باقر علیه السلام ان الله تعالی اشد فرحاً یتوبة عبده من رجل اضل راحلته و زاده فی لیلة ظلماء فوجدها
خداوند از توبه بنده اش بیش از کسی که مرکب و توشه خود را در بیابان در یک شب تاریک گم کرده و سپس آن را بیابد، شاد می گردد. **همان مدرک. ***
هر گاه توبه با شرائط انجام گیرد آنچنان اثر می گذارد که گناه و آثار گناه را به کلی از روح و جان انسان محو می کند لذا در حدیثی از امام باقر علیه السلام می خوانیم: التائب من الذنب کمن لاذنب له و المقیم علی الذنب و هو مستغفر منه کالمستهزء کسی که از گناه خود توبه کند همچون کسی است که اصلاً گناه نکرده و کسی که به گناه خود ادامه دهد در حالی که استغفار می کند کسی که مسخره می کند. **همان مدرک، صفحه 296. ***
انما التوبة علی الله للذین یعملون السوء بجهالة ثم یتوبون من قریب فاولئک یتوب الله علیهم و کان الله علیماً حکیماً. توبه تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می دهند و سپس به زودی توبه می کند. خداوند توبه چنین اشخاصی را می پذیرد و خداوند دانا و حکیم است.
در این آیه در واقع همان حقیقتی را بیان می کند که امام سجاد علیه السلام در دعای ابو حمزه ثمالی با توضیح بیشتری بیان فرموده است، آنجا که می گوید: الهی لم اعصک حین عصیتک و انا بربوبیتک جاحد و لابامرک مستخف و لا بعقوبتک متعرض و لا لو عیدک متهاون و لکن خطیئة عرضت و سولت لی نفسی و غلبنی هوای
خدای من هنگامی که به گناه و معصیت تو پرداختم اقدام به گناه از راه راه انکار خداوندیت نکردم و نه به خاطر خفیف و سبک شمردن امر تو بود و نه مجازات تو را کم اهمیت گرفتم و نسبت به آن بی اعتنا بودم و نه وعده کیفرت را سبک شمردم بلکه خطائی بود که در برابر من قرار گرفت و نفس اماره، حق را بر من مشتبه کرد و هوی و هوس بر من چیره شد.

با گنهکاران همنشین نشوید

جعفری گوید شنیدم حضرت ابوالحسن علیه السلام به من فرمود چرا می نگرم که تو نزد عبدالرحمن ابن یعقوب هستی (جعفری) عرض کرد او دائی من است حضرت فرمود او درباره خدا سخن ناهموار گوید خدا را (بصورت اجسام و اوصاف آن) وصف کند پس یا با او همنشین شو و ما را واگذار یا با ما بنشین و او را ترک کن عرض کردم او هر چه می خواهد بگوید به من چه زیانی دارد وقتی که من نگویم آنچه را که او گوید حضرت ابوالحسن علیه السلام فرمود آیا نمی ترسی از اینکه به او عذابی نازل گردد و هر دوی شما را فرا گیرد آیا ندانی (داستان) آن کس را که خود از یاران موسی علیه السلام بود و پدرش از یاران فرعون پس هنگامی که لشگر فرعون (در کنار دریا) به موسی (و یارانش) رسید آن پسر از موسی جدا شد که پدرش به راه خود (در لشگر فرعون) می رفت و این جوان با او (درباره مذهبش) ستیزه می کرد تا اینکه هر دو به کناری از دریا رسیدند و (همینکه لشگر فرعون غرق شدند آن دو نیز غرق شدند خبر به موسی علیه السلام رسید فرمود او در رحمت خداست ولی چون عذاب نازل گردد از آنکه نزدیک گنهکار است دفاعی نشود!
امام چهارم به فرزندش امام حضرت علیه السلام سفارش می کرد که با پنج طائفه رفاقت نکن که از آن جمله شخص فاسق و گنهکار است که می فرمود و ایاک و مصاحبة الفاسق فانه بایعک باکلة و اقل من ذلک از رفاقت با فاسق و گنهکار بپرهیز که او تو را به لقمه ای و (بلکه) به کمتر از لقمه ای می فروشد. **کیفر گناه، ج 1، ص 68، به نقل کافی، مترجم، ج 4، ص 86. ***
در حدیث گویا و بیدار کننده ای از امام صادق علیه السلام می خوانیم: ان رسول الله نزل بارض قرعاء و قال فلیأت کل انسان بما قدر علیه فجاؤا به حتی رموا بین یدیه بعضه علی بعض فقال رسول الله صلی الله علیه و آله هکذا تجمع الذنوب ثم قال ایاکم ولامحقرات من الذنوب فان کل شی ء طالباً الا و ان طالبها یکتب ماقدموا و اثارهم و کل شی ء احصیناه فی امام مبین
رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد زمین بی آب و علفی شد به اصحاب و یارانش فرمود هیزم بیاورید. عرض کردند ای رسول خدا این جا سرزمین خشکی است که هیچ هیزم در آن نیست فرمود بروید هر کدام هر مقدار می توانید جمع کنید هر یک از آنها مختصر هیزم یا چوب خشکیده ای با خود آورد و همه را پیش روی پیغمبر صلی الله علیه و آله روی هم ریختند (شعله ای در آن افکند و آتشی عظیم از آن زبانه کشید) سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود اینگونه گناهان (کوچک) روی هم متراکم می شوند (و شما برای تک تک آنها اهمیتی قائل نیستید) سپس فرمود بترسید از گناهان کوچک که هر چیزی طالبی دارد. طالب آنها آنچه را پیش فرستادند و آنچه را از آثار باقی گذاشته اند می نویسد و همه چیز را در کتاب مبین ثبت کرده **تفسیر نمونه، ج 18، ص 334. ***
قال الله تعالی و توبوا الی الله جمیعاً ایها المؤمنون لعلکم تفلحون
سوره نور آیه 31. همگی به سوی خدا بازگردید ای مؤمنان تا رستگار شوید (توبه دری به سوی رحمت خدا) خداوند متعال از تمام گنهکاران دعوت می کند برای اصلاح خویش و جبران گذشته از این در وارد شوند.

توبه یک زن گنهکار

شعوانه نام زنی بود که آواز خوش و طرب انگیزی داشت و در بصره فسق و فجوری بر پا نمی شد جز آنکه آن زن در مجلس مزبور حضور داشت و تدریجاً از این راه ثروتی به هم زده و کنیزکانی خریداری کرده بود که از آنها برای همین منظور استفاده می کرد. روزی با جمعی از کنیزکانش از کوچه ای می گذشت از خانه ای صدای خروشی شنید یکی از کنیزانش را به درون آن خانه فرستاد تا سبب آن خروش را بداند کنیزک رفت و بازنگشت دیگری را فرستاد و دستور داد به زودی مراجعت کند او نیز به درون خانه رفت و بازنگشت کنیز سومی را برای استعلام فرستاد و به او دستور داد فوراً وضع داخل خانه را به او اطلاع دهد کنیزک رفت و بازگشت و بدو گفت این خروش گنه کاران و عاصیان است. شعوانه با شنیدن این حرف به درون خانه رفت واعظی را دید در آنجا نشسته و جمعی دور او را گرفته و آن واعظ آنان را موعظه می کند و از عذاب خدا و آتش دوزخ بیم می دهد و آنان همه به حال تباه خود می گریند. شعوانه وقتی رسید واعظ این آیه را که درباره تکذیب کنندگان روز قیامت است تفسیر می کند: بل کذبوا بالساعة وأعتدنا لمن کذب بالساعة سعیراً (11) اذا رأتهم من مکان بعید سمعوا لها تغیظا وزفیراً (12) واذا القوا منها مکاناً ضیقاً مقرنین دعوا هنالک ثبوراً **سوره فرقان، آیه 13. ***
آنها روز رستاخیز را دروغ می شمارند و ما برای آنکه قیامت را دروغ می شمارد آتشی افروزن آماده کرده ایم که چون از مکانی دور آنان را ببینند خروش و عرش آن را بشنوند و چون این آیات را شنید دگرگون شد و رو به واعظ کرده گفت اگر من توبه کنم خدایم می آمرزد واعظ گفت آری اگر توبه کنی خدا تو را می آمرزد اگر چه گناهت همانند گناه شعوانه باشد. زن گفت ای شیخ شعوانه منم که دیگر گناه نخواهم کرد. واعظ بار دیگر او را وادار به توبه و امیدوار به کرم خدا کرد. شعوانه از آنجا بیرون آمد و بندگان و کنیزان خود را آزاد کرد و به تلافی اعمال گذشته سخت به عبادت مشغول شد تا جائی که بدنش لاغر و ضعیف گشت. روزی در بدن خود نگریست و گفت آه در دنیا به این نحو گداخته شدم نمی دانم در آخرت حالم چگونه است. **معراج السعادة نراقی. ***
دنباله کارش به جایی رسید که زاهدان و عابدان در مجلس وعظ او حاضر می شدند و در حال موعظه بسیار می گریست و حاضران با او می گریستند. روزی بدو گفتند می ترسیم از شدت گریه نابینا شوی در پاسخ گفت کور شدن در دنیا بهتر از کوری روز قیامت است. **کیفر کردار، ج 1، ص 37، به نقل از معراج السعادة، ریاحین الشریعه، ج 4، ص 364. ***