فهرست کتاب


برگی از آسمان (شرحی بر توقیعات حضرت مهدی علیه السلام)

حجت الاسلام میرزا علی بابائی

داستان سه نفر در غار

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: سه تن از بنی اسرائیل با همدیگر مسافرت کردند و در بیابان باران شدیدی باریدن گرفت و آنها به غاری پناهنده شدند. ناگهان سنگ بزرگی که در بالای مدخل غار بود فرود آمد و دهانه غار گرفته شد این سه نفر در داخل غار محبوس ماندند و چاره برای نجات و خلاص خود نیاندیشیدند و پس از مذاکره و چاره جویی زیاد، قرار بر آن گذاشتند که هر یک خالصترین و بهترین عمل خود را به نظر آورد و به وسیله آن عمل، از پروردگار خود مسئلت نماید که آن را از این گرفتاری سخت نجات دهد.
یکی از آن سه نفر دست به دعا بلند کرده و گفت: پروردگارا تو خود آگاه هستی که من دختر عمویم را دوست می داشتم و صد دینار برای جلب خاطر او دادم و چون به او در مجلسی خلوت کردیم مرا گفت ای پسر عموی من از خدا بترس و چیزی را که بسته و مهر شده است بنا حق مکن، پس من تنها به خاطر خوف تو، از آن عمل نامشروع منصرف شده و صد دینار را که داده بودم به او بخشیده و از مجلس او بیرون آمدم. پروردگارا اگر آن حرکت از من برای تحصیل رضای تو بود ما را از این بلاء سخت و گرفتاری نجات بده.
در این ساعت یک قسمت از سه قسمت سنگ از مدخل غار کنار رفت.
دومی گفت پروردگارا تو خود آگاهی که مرا پدر و مادر پیری بود و هر روز صبح و شام غذای صبحانه و شام برای آنها می بردم و روزی طرف صبح که به نزد آنها رفتم هر دو را در خواب یافتم و پیش خود اندیشه کردم که اگر آنان را بیدار نمایم ممکن است ناراحت و متاذی شوند و اگر از نزد آنان مراجعت کنم محتمل است که غذای صبحانه آنان تلف شود و روی این نظر آن قدر در نزدیکی آنان ایستاده و صبر کردم که از خواب بیدار شده و صبحانه تناول کردند. پروردگارا این عمل و قصد من تنها برای رضا تو بوده اگر نظری به جز تو در اینکار نداشتم این گرفتاری و ابتلای سخت را از ما رفع فرما.
در این ساعت یک قسمت دیگر نیز از سنگ کنار رفت.
سومی گفت پروردگارا آگاه هستی که من شخصی را در مقابل انجام عملی اجیر کرده بودم و چون خواستم اجرت عمل او را پرداخت کنم از گرفتن وجه خودداری نموده و اظهار می کرد که اجرت و حق من بیشتر از این مقدار است در نتیجه چیزی نگرفته و گفت تو نسبت به من ظلم کردی و خداوند در میان من و تو در روز جزا حکومت خواهد فرمود. پس او اجرت خود را نگرفته و رفت و من در مقابل اجرت او گوسفندی به نام او خریداری کردم چند سال آن را نگه داشته و در این مدت، چند بچه از آن به وجود آمده و زیاد شدند و پس از مدتی آن اجیر پیش من آمده و مطالبه اجرت خود را کرد و من همه گوسفندها را به دست او سپردم. اجیر گفت تو همان کسی هستی که در پرداخت اجرت من به آنطوری که سزاوار بود اهمال و امتناع می ورزیدی و امروز این گوسفندها را به من می بخشی، آیا نظر استهزاء و مسخره داری. من جریان را به او شرح دادم. شخص اجیر گوسفندها را گرفته و با نهایت سرور در حق من دعا کرد. پروردگارا اگر این عمل من از روی خلوص و صمیمیت و تنها بخاطر تو بود این گرفتاری و بیچارگی را از ما بر طرف ساز. در این ساعت بقیه سنگ نیز از مدخل غار کنار رفته و آن سه نفر از آن حبس و گرفتاری شدید نجات یافتند. **کتاب قصه های شیرین، ج 2، ص 39. ***
2
حضرت امام حسن عسگری علیه السلام در توقیع شریف به علی بن الحسین (صدوق اول) می فرماید: بعد از تقوی و پرهیزکاری، تو را وصیت می کنم به اقامه نماز و اداء زکات. فانه لا یقبل الصلوة من ما نعی الزکوة پس به درستیکه نماز قبول نمی شود از کسیکه زکات ندهد و مانع زکات باشد.
قبلاً باید توجه داشت که از نظر احکام الهی نماز و زکات که از اعظم عبادات محسوب می شوند از اهمیت بسیار بالائی برخوردارند که خداوند متعال در 26 مورد از آیات قرآنی این در امر مهم را مترادف و مقرون با هم یاد آور شدند و مکرر می فرمایند (و اقیموا الصلوة و اتو الزکوة...)
و در سوره بقره آیه 177 می فرماید: لیس البر ان تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکن البر من امن بالله و الیوم الاخر و الملائکة و الکتاب و الیقین و التی اعمال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل و المساکین و الرقاب و اقام الصلوة و اتی الزکوه و الموفون بعهدهم اذ اعاهدوا و الصابرین فی البأساء و الضراء و حین البأس اولئک صدقوا و اولئک هم المتقون
نیکی تنها به این نیست که (بهنگام نماز) صورت خود را به سوی مشرق و مغرب کنید (و تمام گفتگو از مسأله قبله و تغییر قبله نمایید و تمام وقت خود را مصروف آن سازید) بلکه نیکی و نیکوکار، کسانی هستند که به خدا و روز قیامت و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبران ایمان آورده اند و مال خود را با تمام علاقه ای که به آن دارند به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق می کنند و نماز را بر پا می دارند و زکات را می پردازند و به عهد خود بهنگامی که عهد بستند وفا می کنند و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ استقامت به خرج می دهند؛ اینها کسانی هستند که راست می گویند (گفتار و رفتار و اعتقادشان هماهنگ است) و اینها هستند پرهیزکاران.
و در آیه فوق سومین اصلی که آیه به آن اشاره فرموده و از صفات مردان نیکوکار شمرده، نماز است آنان نماز را با تمام شرائط و حدود، با کمال اخلاص و مواظبت انجام می دهند و چهارمین امتیاز مردم نیکوکار اداء زکات و حقوق واجب است. **تفسیر نمونه، ج 1. ***
در خبر است که موسی علیه السلام به جوانی عبورش واقع شد که به غایت خوبی، نماز خود را به جا می آورد از او تعجب کرد. بعد از چند سال باز آن جوان را در آن مقام دید گفت: هرگز ندیدم که کسی از این جوان بهتر نماز گذارده باشد ندا در رسید که ای موسی نماز او را چکنم که زکوة مال خود را اداء نمی سازد. نماز و زکوة تو أمانند، یکی بدون دیگری مقبول درگاه ما نمی گردد. **مناهج الشارعین، ص 227. ***

تارک نماز کافر است

عن مسعدة بن صدقه قال سمعت اباعبدالله علیه السلام و سئل ما بال الزانی لا تسمیه کافراً و تارک الصلوة قد سمیته کافراً و ما الحجة فی ذلک فقال لان الزانی و ما اشبهه انما یفعل ذلک لمکان الشهوة لانها تغلبه و تارک الصلوة لا یترکها الا استخفافاً بها
مسعدبن صدقه گوید: شنیدم از حضرت صادق علیه السلام که در پاسخ این سؤال: که چگونه است که شما زناکار را کافر نمی گوئی ولی تارک صلوة و کسی که نماز را ترک نموده، کافر می گوئید. دلیل بر این چیست؟
فرمود: چون زناکار و آنکه مانند اوست همانا این کار را به خاطر غلبه شهوت کند ولی تارک نماز آن را ترک نکند جز از روی استخفاف (و سبک شمردن) آن و این برای آن است که زنا کاری نیست که نزد زنی رود جز اینکه از نزدیکی با او طلب لذت کند (هدفش کامیابی و التذاذ است ولی هر که نماز را ترک کند هدفش در ترک آن، لذت نیست و چون لذتی نیست، پس برای استخفاف و سبک شمردن شد کفر واقع شود. **کافی ، ج 4، ص 97، خبر9. ***
پس کسی که نماز را ترک نمود، کافر است.
امام صادق علیه السلام فرمود تارک الصلوة کافر است (یعنی کسی که بدون جهت نماز نمی خواند کافر است) کسی که نماز را ترک کند در روز قیامت در بدترین عذاب خواهد بود.
قال رسول الله صلی الله علیه و آله ان فی جهنم وادیاً یستغیث منه اهل النار کل یوم تسبعین الف مرة و فی ذلک الوادی بیت من نار و فی ذلک البیت جب من النار و فی ذلک الجبب تابوت من النار الی اخر الحدیث. قال انس قلت یا رسول الله صلی الله علیه و آله لمن یکون هذا العذاب قال لشارب الخمر من اهل القرآن و تارک الصلوة ببان وادی.
شیخ جلیل ورام بن ابی فرفراس الحلی در کتاب خود نقل نموده از رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرموده بدرستی که در جهنم زمینی است که عذاب در آن زمین بطوری شدید است که اهل جهنم روزی هفتاد هزار بار از آزار، طلب فریاد رس می کنند و در آن زمین خانه ای است که از آتش است و در این خانه چاهی است از آتش و در این چاه صندوقی است از آتش (تا آخر حدیث که می فرماید) در این وقت انس بن مالک عرض کرد یا رسول الله این عذاب و این مکان برای کیست ؟ فرمود برای خورنده شراب از اهل قرآن و کسانی که نماز نمی خوانند از مسلمانان. **کتاب مضرات مسکرات، ص 147. ***
منقول است از حضرت باقر علیه السلام که روزی حضرت سید انبیاء صلی الله علیه و آله در وقت صبح با اصحاب نشسته بود و حدیث می فرمود تا آنکه آفتاب طالع گردید. مردمان برفتن آغاز نمودند تا آنکه دو نفر نزد آن حضرت ماندند یکی انصاری و دیگری ثقفی. آن حضرت خطاب به ایشان فرمود که: می دانم شما را حاجتی است اگر اراده داشته باشید من بیان فرمایم و اگر خواهید، عرض نمائید؟ ایشان بمعرض عجز و انکساء در آمده گفتند شما بیان فرمائید. آن حضرت فرمود که برادر ثقفی اراده داری که مرتبه ثواب وضو و نماز را بدانی، بدانکه هر گاه هر دو دست را به آب گذارده بگویی بسم الله، گناهانی که از رهگذر دست کسب نموده باشی ریخته گردد و چون روی بشوی گناهانی که از رهگذر هر دو نظر و دهن کسب شده باشد ریخته گردد، و چون هر دو زراع شسته شود گناهان از جانب راست و چپ شما ریخته اید و هر گاه سر و هر دو قدم مسح گردد گناهانی که به سبب تردد حاصل آمده ریخته می گردد.**مناهج الشارعین، ص 165. ***
از کتاب ثواب الاعمال شیخ صدوق (اعلی الله مقامه) است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده اند کسی که برود به مسجدی از مسجدها برای نماز تا برگردد به منزل خود، به هر قدمی، خدا ده حسنه برای او می نویسد و ده سیئه از او پاک می کند و ده درجه برای او بالا می رود و کسیکه مواظبت کند بر نماز جماعت که هر کجا باشد (خود را به نماز جماعت حاضر کند) روز قیامت که می شود با اولین دسته ئی که از پل صراط عبور می کنند، مانند برق از صراط می گذرد و صورتش مانند شب چهارده نورانی خواهد بود و هر روز و شبی که مواظبت بر خواندن نماز جماعت می کند ثواب شهید در راه خدا برای او می نویسند. **خلاصه از مطالب از دین اسلام، ج 2، ص 68. به نقل بحار، ج هجدهم. ***

وظیفه همسایگان مسجد چیست

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند در شهر کوفه خبر به امیرالمؤمنین علیه السلام رسید که جمعی از همسایگان مسجد به نماز جماعت در مسجد حاضر نمی شوند. آن حضرت خطبه ئی خواند (در حضور مردمان) و فرمود مردمانی هستند که برای نماز جماعت در مسجد حاضر نمی شوند پس باید ایشان با ما در یک ظرف، آب و غذا نخورند و با ما در امور خود مشورت نکنند و از ما زن نگیرند و زن ندهند و از فی ء ما (یعنی بیت المال) چیزی نگیرند.
یا آنکه با ما به نماز جماعت حاضر شوند و نزدیک است که من امر کنم آتشی در خانه آنها بیفروزم که خانه آنها را بسوزانند یا (اینکه) به مسجد حاضر شوند. پس مسلمانان چون این کلام را شنیدند با آنها هم غذا نشدند و به آنها زن ندادند و از آنها زن نگرفتند تا آنکه آنها به صف جماعت با سایر مسلمانان حاضر شدند. **همان مدرک، ص 171. ***
از خطبه های حضرت علی علیه السلام درباره نماز و زکاة در بیان اسباب تقرب و نزدیکی به خداوند متعال است که می فرماید: ان افضل ما توسل به المتوسلون الی الله سبحانه و تعالی الایمان به و برسوله و الجهاد فی سبیل فانه ذردة الاسلام و کلمة الاخلاص فانها الفطره و اقام الصلوة فانها الملة و ایتاء الزکوة فانها فریضه واجبة...
برترین وسیله تقرب به سوی خداوند سبحان، اول ایمان و تصدیق و اعتراف بیگانگی خداوند و رسالت فرستاده او محمد صلی الله علیه و آله است و دوم جهاد و جنگیدن در راه حق تعالی است (با کفار و دشمنان دین که به سبب بلندی و رکن اعظم اسلامم است) و سوم کلمه اخلاص گفتن: لا اله الا الله است خداوند مردم را بر این فطرت آفریده که هر کس تصدیق دارد که: خدائی است بی همتا و بی شریک چهارم برپا داشتن نماز که نشانه ملیت دین اسلام است. بزرگترین رکن دین است و از جهت عظمت و اهمیت آن را نفس ملت و دین فرموده و پنجم زکات است که سهمیه ای است از جانب خدا تعیین گشته، دادن و پرداختن آن به مستحقین واجب است... . **نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 109. ***
آیه 6 سوره توبه انما الصدقات للفقراء و المساکین و العالمین علیها و المؤلفة قلوبهم و فی الرقاب و الغارمین و فی سبیل الله و ابن السبیل فریضة من الله و الله علیم حکیم.
زکات مخصوص فقراء و مساکین و کارکنانی است که برای جمع آوری آن کار می کنند و کسانی که برای جلب محبتشان اقدام می شود و برای آزادی بردگان و بدهکاران و در راه (تقویت آئین) خدا و واماندگان در راه، این یک فریضه مهم الهی است و خداوند دانا و حکیم است.
در روایتی از حضرت امام صادق علیه السلام می خوانیم: من منع قیراطاً من الزکاة فلیس هو بمؤمن و لا مسلم و لاکرامه کسی که یک قیراط از زکات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و ارزشی ندارد. **تفسیر نمونه، ج 8، ص 11. ***
در حدیثی از امام موسی ابن جعفر علیه السلام می خوانیم: (حضوا اموالکم بالزکاة) اموال خود را به وسیله زکات حفظ کنید. **مدرک سابق. ***
3